English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
sequence control U کنترل ترتیب
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
driven U معماری کامپیوتر که دستورات یک بار اجرا می شوند و ترتیب کنترل دریافت میشود
ansi U ترتیبی از حروف کنترلی صفحه نمایش ANSI که رنگها و خصوصیات متن را روی صفحه کنترل میکند این ترتیب با کلید ESC و شروع میشود
control sequence U ترتیب کنترل
main line program U بخشی از یک برنامه که ترتیب اجرای سایر واحدهای موجوددر برنامه را کنترل میکند
Other Matches
random processing U پردازش داده به ترتیب مورد نیاز و نه ترتیب ذخیره شده
schedule U ترتیب انجام کارها یا ترتیب اختصاص زمان CPU برای پردازش در سیستم چند کاربره
schedules U ترتیب انجام کارها یا ترتیب اختصاص زمان CPU برای پردازش در سیستم چند کاربره
scheduled U ترتیب انجام کارها یا ترتیب اختصاص زمان CPU برای پردازش در سیستم چند کاربره
cascade control U چندین واحد کنترل که هر یک دیگری را کنترل میکند, کنترل ابشاری
collocation U ترتیب نوبت و ترتیب پرداخت بدهی به طلبکاران
chains U 1-مجموعهای از فایل ها یادادههای متصل بهم به ترتیب 2-مجموعهای از دستورالعمل ها که به ترتیب اجرا می شوند
chain U 1-مجموعهای از فایل ها یادادههای متصل بهم به ترتیب 2-مجموعهای از دستورالعمل ها که به ترتیب اجرا می شوند
control point U نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
firing order U ترتیب احتراق موتور وایرچینی موتور ترتیب تیراندازی سلاح
batting order U ترتیب ورود توپزنها به بازی بیس بال ترتیب ورود توپزنهابه بازی کریکت
electronic U مراجعه به چیزی که توسط جریان الکتریکی کنترل میشود یا کنترل میکند
task U نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
tasks U نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
token U بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
tokens U بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
apt U زبان برنامه سازی برای کنترل ماشینهای کنترل عددی
control panel U صفحه کنترل قسمتی از کنسول کنترل کامپیوتر که حاوی کنترلهای دستی است
processor U پردازندهای که ارتباطات دادهای از قبیل DAM و توابع کنترل خطا را کنترل میکند
looped U عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
loop U عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
control and reporting center U تیم کنترل و ارزیابی نتایج خسارات وارده به منطقه مرکز کنترل و گزارش هوایی
real time U سیستم عاملی که برا ی کنترل سیستمهای بلادرنگ یا کنترل فرآیند طراحی شده است
executive U دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
executives U دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
loops U عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
radio control U کنترل رادیویی کنترل شونده بوسیله امواج بی سیم
circulation control U کنترل جریان اب کنترل چرخش و یاگردش کالاها یا پول
rolleron U کنترل پروازی که به عنوان کنترل اولیه و اصلی درموشکهای دارای بال شعاعی بکار رود
flexible U کنترل شمارش کامپیوتری یا کنترل ماشین با کامپیوتر
IRQ U سیگنال ارسالی به CPU برای به تعویق انداختن پردازش عادی به طور موقت و کنترل انتقال به تابع کنترل وقفه
controls U سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
inventory control U کنترل ذخایرموجودی انبار کنترل دارایی
control U سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
controlling U سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
ctrl U کلید کنترل یا کلیدی روی ترمینال کامپیوتر که در صورت انتخاب شدن یک حرف کنترل به کامپیوتر می فرستد
apt U یک سیستم برنامه نویسی که کاربردهای کنترل عددی برای کنترل برنامه ریزی شده اعمال ماشین استفاده میشود
control sheet U صفحه کنترل چارت کنترل
control statement U حکم کنترل دستور کنترل
block plot U صفحه کنترل عکسهای هوایی قائم صفحه کنترل موزاییکهای برجسته بینی
control stick U سیستم کنترل هواپیما بااستفاده از دسته دنده سیستم کنترل دستی
tactical air controler U افسر کنترل عملیات هوایی مسئول مرکز کنترل هوایی
controlled fragmentation U مهمات با ترکش کنترل شده گسترش کنترل شده ترکشها
subroutine U تعداد دستورات کامپیوتر در برنامه که در زمان فراخوانی می شوند و تا خاتمه کنترل می شوند و پس از فراخوانی کنترل به دستور بعدی می رود
goldie U علامت درگیر شدن سیستم کنترل پرواز خودکار و پرتاب بمب خودکار هواپیما با هدف و انتظار هواپیما برای دریافت فرمان کنترل از زمین
remote control U کنترل ازراه دور کنترل بی سیم از راه دور
climb mode U روش کنترل صعود هواپیما وضعیت کنترل صعود
control officer U افسر کنترل ستون موتوری افسر کنترل کننده
simple network management protocol U سیستم مدیریت شبکه که نحوه ارسال داده وضعیت از گرههای کنترل به ایستگاه کنترل را بیان میکند. SNNP قادر به کارترون با هر نوع شبکه سخت افزار یا نرم افزار به صورت مجازی است
anti- U ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
basics U توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
basic U توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
go around mode U روش کنترل مخصوص کندن هواپیما از زمین روش کنترل صعود هواپیما
quality control tests U ازمایش کنترل کیفیت بازرسی کنترل کیفیت
flight control U دستگاه کنترل پرواز هواپیما کنترل هواپیما
airlift control element U عنصر کنترل ترابری هوایی عنصر کنترل حمل و نقل هوایی
custody U مسئولیت کنترل و انتقال ودسترسی به جنگ افزارها مسئولیت حفافت و کنترل جنگ افزارها و اسناد انها
management U ترتیب
catenation U ترتیب
to make an arrangement U ترتیب
serialization U ترتیب
set up U ترتیب
ataxic U بی ترتیب
arrangment U ترتیب
arramgement U ترتیب
managements U ترتیب
out of kelter U بی ترتیب
ordonnance U ترتیب
orderless U بی ترتیب
immethodical U بی ترتیب
in series U به ترتیب
system U ترتیب
kelter U ترتیب
kelter or kilter U ترتیب
systems U ترتیب
collocation U ترتیب
pial U بی ترتیب
regvlarity U ترتیب
random U بی ترتیب
randomly U بی ترتیب
regularity U ترتیب
regularities U ترتیب
configuration U ترتیب
configurations U ترتیب
lay out U ترتیب
irregular U بی ترتیب
order U ترتیب
to order <idiom> U به ترتیب
orderliness U ترتیب
arrangements U ترتیب
sequence U ترتیب
organisations U ترتیب
assortments U ترتیب
assortment U ترتیب
arr U ترتیب
ordering U ترتیب
anomalies U بی ترتیب
anomaly U بی ترتیب
disorderly U بی ترتیب
respectively U به ترتیب
organizations U ترتیب
sequences U ترتیب
organization U ترتیب
arrangement U ترتیب
data set U ترتیب داده
ordaining U ترتیب دادن
descending order U ترتیب نزولی
trains U نظم ترتیب
curialism U ترتیب دربارپاپ
critical assembly U ترتیب بحرانی
train U نظم ترتیب
trained U نظم ترتیب
descending sort U ترتیب نزولی
desultorily U بطور بی ترتیب
run U ترتیب محوطه
kelter U بی ترتیب مختل
system U نظم ترتیب
indue order U به ترتیب صحیح
sequence U رشته ترتیب
in chronological order U به ترتیب تاریخ
scheme U ترتیب رویه
systems U نظم ترتیب
gradational U به ترتیب درجه
ordains U ترتیب دادن
decreasing order U ترتیب کاهنده
runs U ترتیب محوطه
first in first out U به ترتیب ورود
firing order U ترتیب احتراق
fifo U به ترتیب ورود
expandede order U ترتیب مبسوط
precedence U ترتیب تقدم
disciplines U تادیب ترتیب
permanencies U ترتیب همیشگی
calling sequence U ترتیب فراخوانی
dress U ترتیب دادن
castrametation U فن ترتیب اردو
rearrangements U ترتیب مجدد
rearrangement U ترتیب مجدد
permanency U ترتیب همیشگی
discipline U تادیب ترتیب
birth order U ترتیب ولادت
alphabetical order U ترتیب رکوردها
arrengement U ترتیب دادن
ascending order U ترتیب صعودی
orchestrations U ترتیب هم اهنگی
orchestration U ترتیب هم اهنگی
schemes U ترتیب رویه
schemed U ترتیب رویه
disciplining U تادیب ترتیب
collating sequence U ترتیب تلفیقی
sequence U ترتیب دادن
line-up U به ترتیب ایستادن
line up U به ترتیب ایستادن
disordered U بی ترتیب اشفته
sequences U رشته ترتیب
sequences U ترتیب دادن
ordained U ترتیب دادن
tactics U نظم و ترتیب
line-ups U به ترتیب ایستادن
rating U ترتیب تقدم
dresses U ترتیب دادن
make-up U ترتیب گریم
compose sequence U ترتیب ساختگی
ratings U ترتیب تقدم
connecting arrangement U ترتیب پیوسته
connecting arrangement U ترتیب متصل
formation U ترتیب قرارگرفتن
ordain U ترتیب دادن
instrumentation U ترتیب اهنگ
sequence counter U ترتیب شمار
for this purpose <adv.> U به این ترتیب
sort order U نظم ترتیب
on the other hand <adv.> U به ترتیب دیگر
by the same token <adv.> U به ترتیب دیگر
at the same time [on the other hand] <adv.> U به ترتیب دیگر
apart from that <adv.> U به ترتیب دیگر
alternatively <adv.> U به ترتیب دیگر
sequence check U مقابله ترتیب
untune U بی ترتیب کردن
hereto <adv.> U به این ترتیب
word order U ترتیب واژه ها
to map out U ترتیب دادن
concerning this <adv.> U به این ترتیب
as to that <adv.> U به این ترتیب
sort key کلید ترتیب
relative location U ترتیب نسبی
sequence number U شماره ترتیب
rearrngement U ترتیب مجد د
random fill U خاکریز بی ترتیب
sequencer U ترتیب سنج
layouts U ترتیب وسایل
sequencing U ترتیب گذاری
sequencing U ترتیب دهی
otherwise <adv.> U به ترتیب دیگر
on the other side <adv.> U به ترتیب دیگر
chronological U به ترتیب تاریخ
arrangement U ترتیب تنظیم
In this order. In this way. U باین ترتیب
layout U ترتیب وسایل
arrangements U ترتیب تنظیم
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com