Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
channel command word
U
کلمه فرمان محرا
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
hyphens
U
فضای خالی که پس از تقسیم کردن کلمه در آخر خط درج میشود در متن کلمه پرداز. ولی هنگام نوشتن طبیعی کلمه دیده نمیشود
hyphen
U
فضای خالی که پس از تقسیم کردن کلمه در آخر خط درج میشود در متن کلمه پرداز. ولی هنگام نوشتن طبیعی کلمه دیده نمیشود
logogriph
U
نوعی معماکه چند کلمه داده میشود وشخص باید ازمیان این کلمات کلمه مطلوب راپیداکندویا از حروف انها کلمه مورد نیاز را بسازد
search and replace
U
خصوصیتی در کلمه پرداز که به کاربر امکان یاتن کلمه یا عبارت خاص میدهد وآنرا با کلمه یا عبارت دیگری جایگزین میکند
ctrl break
U
در DOS فرمان صفحه کلیدی که اخرین فرمان داده شده رالغو میکند
magna carta
U
فرمان کبیر یا فرمان ازادی صادره از طرف جان پادشاه انگلیس در سال 5121
magna charta
U
فرمان کبیر یا فرمان ازادی صادره از طرف جان پادشاه انگلیس در سال 5121
sound off
U
فرمان موزیک را شروع کنید فرمان مارش کوتاه
controlled stick steering
U
دستگاه فرمان کنترل شده اهرم فرمان خودکار
worded
U
تقسیم کلمه در انتهای خط , که بخشی از کلمه در انتهای خط می ماند و بعد فضای اضافی ایجاد میشود و بقیه کلمه در خط بعد نوشته میشود
word
U
تقسیم کلمه در انتهای خط , که بخشی از کلمه در انتهای خط می ماند و بعد فضای اضافی ایجاد میشود و بقیه کلمه در خط بعد نوشته میشود
stand fast
U
فرمان توقف درتوپخانه یا فرمان توقف درتوپخانه یا فرمان بایست به جای خود
steering
U
فرمان ماشین سیستم فرمان یا هدایت
least significant bit
U
رقم دودویی در سمت راست یک کلمه که کمترین توان کلمه را می گیرد.
prefix
U
کلمه متصل به ابتدای کلمه بعد که به آن معنای خاص می بخشد
statute at large
U
چاپ قانون به طور کلمه به کلمه از روی متن اصلی
prefixes
U
کلمه متصل به ابتدای کلمه بعد که به آن معنای خاص می بخشد
augmenting
U
تولید یک کلمه آدرس قابل استفاده از دو کلمه کوتاهتر
worded
U
نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر
markers
U
نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر
augment
U
تولید یک کلمه آدرس قابل استفاده از دو کلمه کوتاهتر
augmented
U
تولید یک کلمه آدرس قابل استفاده از دو کلمه کوتاهتر
marker
U
نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر
augments
U
تولید یک کلمه آدرس قابل استفاده از دو کلمه کوتاهتر
word
U
نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر
Persian rug
U
[فرش ایرانی در حالت کلی کلمه که گاه با کلمه قالی شرقی نیز مانوس می باشد.]
to rime one word with another
U
یک کلمه رابا کلمه دیگر قافیه اوردن
ring shift
U
جابجایی داده به چپ و راست در یک کلمه بیتی که از موز کلمه بیفتد نادیده گرفته میشود و محلهای خالی با صفر پر می شوند
forward march
U
فرمان قدم رو فرمان پیش
guide on me
U
فرمان پشت سر من پیش مرا تعقیب کنید فرمان پشت سر من
hypertext
U
روش اتصال کلمه یا تصویر به صفحه بعد پس از انتخاب کلمه یا تصویر توسط کاربر
processor
U
ساخت CPU با اندازه کلمه بزرگ با وصل کردن پلاکهای با اندازه کلمه کوچکتر به هم
syllables
U
جزء کلمه مقطع کلمه
syllable
U
جزء کلمه مقطع کلمه
synonyms
U
کلمه مترادف کلمه هم معنی
synonym
U
کلمه مترادف کلمه هم معنی
lsb
U
رقم دودویی که محل سمت راست کلمه را اشغال میکند و کمترین توان دو را در کلمه دارد که معمولا معادل رو به توان صفر است
keyword
U
1-کلمه دستور در زبان برنامه نویسی برای انجام عملی . 2-کلمه مهم در عنوان یا متنی که محتوای آن را می نویسد. 3-کلمهای که در رابط ه با متنی باشد
softest
U
محل متن در راست یا چپ حاشیه متن کلمه پرداز به طوری که اگر کلمه جا نشد حروف خالی اضافه به طور خودکار درج خواهند شد
enclitic
U
متکی به کلمه قبلی کلمهای که تکیه ندارد و یااگر دارد تکیه اش رابکلمه پیش از خود میدهد ودر تلفظ بدان کلمه می چسبد
softer
U
محل متن در راست یا چپ حاشیه متن کلمه پرداز به طوری که اگر کلمه جا نشد حروف خالی اضافه به طور خودکار درج خواهند شد
soft
U
محل متن در راست یا چپ حاشیه متن کلمه پرداز به طوری که اگر کلمه جا نشد حروف خالی اضافه به طور خودکار درج خواهند شد
shifted
U
جابجایی داده به چپ یا راست در یک کلمه , بیتهایی که از مرز کلمه خارج می شوند نادیده گرفته می شوند محلهای خالی با صفر پر می شوند
shifts
U
جابجایی داده به چپ یا راست در یک کلمه , بیتهایی که از مرز کلمه خارج می شوند نادیده گرفته می شوند محلهای خالی با صفر پر می شوند
shift
U
جابجایی داده به چپ یا راست در یک کلمه , بیتهایی که از مرز کلمه خارج می شوند نادیده گرفته می شوند محلهای خالی با صفر پر می شوند
softest
U
حرف خالی که در صورتی درج میشود که کلمه در انتهای خط دو بخش شود ولی وقتی کلمه طبیعی نوشته میشود درج نمیشود
soft
U
حرف خالی که در صورتی درج میشود که کلمه در انتهای خط دو بخش شود ولی وقتی کلمه طبیعی نوشته میشود درج نمیشود
softer
U
حرف خالی که در صورتی درج میشود که کلمه در انتهای خط دو بخش شود ولی وقتی کلمه طبیعی نوشته میشود درج نمیشود
cycles
U
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycle
U
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycled
U
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
close interval
U
فرمان " فاصله جمع " فرمان " جمع به جلو "
computer controlled machine
U
دستگاه با فرمان کامپیوتری دستگاه با فرمان الکترونیکی
close ranks
U
فرمان " صفها جمع " فرمان " فاصله جمع "
guide left
U
فرمان نفر راهنما به راست یابه چپ فرمان نفر هادی به راست یا چپ
cancel check firing
U
فرمان بازرسی اتش ملغی فرمان بازرسی اتش لغو
charters
U
فرمان
decree
U
فرمان
mark time
U
فرمان در جا
decreed
U
فرمان
chartering
U
فرمان
sanctioning
U
فرمان
chartered
U
فرمان
charter
U
فرمان
sanctioned
U
فرمان
steering
U
فرمان
ordinace
U
فرمان
mkdir
U
فرمان D
decreeing
U
فرمان
indocile
U
نا فرمان
decrees
U
فرمان
commissioning
U
فرمان
commissions
U
فرمان
ordinance
U
فرمان
instituting
U
فرمان
precepts
U
فرمان
Rd
U
فرمان RD
institutes
U
فرمان
institute
U
فرمان
instituted
U
فرمان
commission
U
فرمان
sanctions
U
فرمان
by order of
U
فرمان
hest
U
فرمان
sanction
U
فرمان
assize
U
فرمان
handle bar
U
فرمان
at my command
U
به فرمان من
ordinances
U
فرمان
bugle call
U
فرمان
pipes
U
فرمان
firman
U
فرمان
chdir
U
فرمان CD
handlebar
U
فرمان
controls
U
فرمان
edicts
U
فرمان
MD
U
فرمان D
MDs
U
فرمان D
edict
U
فرمان
for
U
فرمان FOR
worded
U
فرمان
controlling
U
فرمان
insubordinate
U
نا فرمان
word
U
فرمان
control
U
فرمان
if
U
فرمان IF
rudder bar
U
فرمان
drive
U
فرمان
rescript
U
فرمان
commandments
U
فرمان
commandment
U
فرمان
drives
U
فرمان
commands
U
فرمان
precept
U
فرمان
command
U
فرمان
commanded
U
فرمان
ship will adjust
U
فرمان
prints
U
فرمان PRINT
operated
U
فرمان دادن
sorted
U
فرمان SORT
sorts
U
فرمان SORT
print
U
فرمان PRINT
printed
U
فرمان PRINT
ordain
U
فرمان دادن
mandates
U
حکم فرمان
mandating
U
حکم فرمان
operate
U
فرمان دادن
sort
U
فرمان SORT
pulpit
U
میز فرمان
vol
U
فرمان VOL
verifying
U
فرمان VERIFY
verify
U
فرمان VERIFY
verified
U
فرمان VERIFY
officers
U
فرمان دادن
officer
U
فرمان دادن
verifies
U
فرمان VERIFY
remote control
U
فرمان از دور
pulpits
U
میز فرمان
prescriptions
U
صدور فرمان
nerve centre
U
مرکز فرمان
finds
U
فرمان FIND
find
U
فرمان FIND
files
U
فرمان FILES
paddle
U
دسته فرمان
buffers
U
فرمان BUFFERS
appends
U
فرمان APPEND
appending
U
فرمان APPEND
appended
U
فرمان APPEND
pause
U
فرمان writePAUSE
paddled
U
دسته فرمان
nerve centres
U
مرکز فرمان
joystick
U
دسته فرمان
joysticks
U
دسته فرمان
prescription
U
صدور فرمان
paddling
U
دسته فرمان
type
U
فرمان TYPE
typed
U
فرمان TYPE
types
U
فرمان TYPE
paddles
U
دسته فرمان
ordained
U
فرمان دادن
ordaining
U
فرمان دادن
paused
U
فرمان writePAUSE
pauses
U
فرمان writePAUSE
pausing
U
فرمان writePAUSE
restore
U
فرمان RESTORE
restored
U
فرمان RESTORE
restores
U
فرمان RESTORE
restoring
U
فرمان RESTORE
tree
U
فرمان TREE
break
U
فرمان BREAK
more
U
فرمان ORE
acted
U
فرمان قانون
ordains
U
فرمان دادن
append
U
فرمان APPEND
steering wheels
U
چرخ فرمان
steering wheel
U
چرخ فرمان
recover
U
فرمان RECOVER
recovering
U
فرمان RECOVER
breaks
U
فرمان BREAK
recovers
U
فرمان RECOVER
act
U
فرمان قانون
operates
U
فرمان دادن
order arms
U
فرمان پافنگ
steering column tube
U
لوله فرمان
steering gear
U
دنده فرمان
steering gear
U
جعبه فرمان
steering mechanism
U
مکانیزم فرمان
steering shaft
U
محور فرمان
steering swivel
U
مفصل فرمان
steering worm sector
U
تاج فرمان
streeing column
U
ستون فرمان
streeing column
U
میل فرمان
subordination
U
فرمان برداری
tatoo
U
فرمان خاموشی
steering axle
U
میل فرمان
steering axle
U
میله فرمان
subsumption
U
فرمان بردار
parade rest
U
فرمان ازاد
power steering
U
فرمان خودکار
preparatory command
U
فرمان خبر
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com