Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (15 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
punchboard
U
کارت کارمندی که در مقابل هرروز یا هر ساعت کار انراسوراخ کنند
punched card
U
کارت کارمندی که در مقابل هرروز یا هر ساعت کار انراسوراخ کنند
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
to punch out
[American E]
[in the workplace]
U
مهر ساعت را در آخر کارروی کارت زدن
to clock on
[British E]
[in the workplace]
U
مهر ساعت را در آغاز کارروی کارت زدن
to clock in
[in the workplace]
U
مهر ساعت را در آغاز کارروی کارت زدن
to clock off
[British E]
[in the workplace]
U
مهر ساعت را در آخر کارروی کارت زدن
to punch in
[American E]
[in the workplace]
U
مهر ساعت را در آغاز کارروی کارت زدن
to clock out
[in the workplace]
U
مهر ساعت را در آخر کارروی کارت زدن
flag day
U
هر روزی که مردم برای امور خیریه پول خیرات می کنند ودر مقابل پرچم های کوچک دریافت می دارند
isochronous network
U
شبکهای که در آن تمام قط عات شبکه از یک ساعت عمومی استفاده می کنند تا زمان بندی یکسان باشد
Mamihlapinatapai
U
نگاهی که ۲ نفر با یکدیگر به اشتراک میگذارند که در آن هردو میخواهند و مایلند که طرف مقابل حرفی بزند ولی هیچ کدامشان نمیخواهند آغاز کنند.
everady
U
هرروز
cards
U
کارتی که فقط حاوی شیارهای هادی است بین اتصال کارت اصلی و کارت اضافی که باعث میشود کارت اضافه به آسانی کارکند و بررسی شود در خارج از محفظه آن
card
U
کارتی که فقط حاوی شیارهای هادی است بین اتصال کارت اصلی و کارت اضافی که باعث میشود کارت اضافه به آسانی کارکند و بررسی شود در خارج از محفظه آن
personnel services
U
خدمات کارمندی
sundial
U
ساعت خورشیدی ساعت شمسی ساعت فلی
sundials
U
ساعت خورشیدی ساعت شمسی ساعت فلی
post card
U
کارت غیررسمی که تمبر روی ان چسبانده بجای کارت پستال است
calibration card
U
کارت خصلت یابی توپخانه کارت تنظیم بی سیم یا وسایل دیگر
cards
U
وسیلهای که داده را از پشت کارت شناسایی یا کارت اعتباری می خواند
leading edge
U
اولین لبه کارت پانچ که وارد کارت خوان میشود
card
U
وسیلهای که داده را از پشت کارت شناسایی یا کارت اعتباری می خواند
to provoke somebody until a row breaks out
<idiom>
U
کسی را اینقدر اذیت کنند که شروع کنند به دعوی و پرخاش
noncompatibility
U
دو یا چند سخت افزار که نمیتوانند داده رد و بدل کنند یا از وسیله جانبی یکسان استفاده کنند
multiprocessing system
U
سیستمی که چندین واحد پردازنده به هم کار می کنند ولی یک فضای حافظه را اشتراکی استفاده می کنند
multiprocessor
U
تعداد واحدهای پردازش که با هم یا جداگانه کار می کنند ولی یک فضای حافظه را اشتراکی استفاده می کنند
Look at the watch.
U
نگاه کنید به ساعت
[مچی]
ببینید ساعت چند است.
When brothers quarrel, only fools believe.
<proverb>
U
برادران جنگ کنند ابلهان باور کنند.
By my watch it's five to nine.
U
طبق ساعت
[مچی]
من ساعت پنج دقیقه به نه است.
zone time
U
وقت یا ساعت منطقهای سیستم ساعت 42 ساعتی جهانی
mode
U
حالتی که در آن کامپیوتر به کاربران اجازه میدهد دستورات یا برنامه ها یا داده را وارد کنند و به سرعت پاسخ دریافت کنند
modes
U
حالتی که در آن کامپیوتر به کاربران اجازه میدهد دستورات یا برنامه ها یا داده را وارد کنند و به سرعت پاسخ دریافت کنند
My curfew is at 11.
U
من ساعت ۱۱ باید خانه باشم.
[چونکه پدر و مادر اجازه نمی دهند از آن ساعت به بعد]
spindles
U
دسته کوک ساعت رقاصک ساعت
He arrives at 4 O'clock instead of 3 O'clock.
U
او
[مرد]
عوض ساعت ۳ ساعت ۴ می آید.
standard time
U
ساعت بین المللی ساعت استاندارد
spindle
U
دسته کوک ساعت رقاصک ساعت
cards
U
کارت تبریک کارت عضویت
name tag
U
کارت معرفی کارت اسم
card
U
کارت تبریک کارت عضویت
collision detection
U
پروتکل ارتباطات شبکهای که مانع ارسال همزمان از دو منبع میشود به این ترتیب که باید صبر کنند و سپس ارسال کنند
adapter
U
کارت جانبی که کامپیوتر را به شبکه وصل میکند. این کارت داده کامپیوتری را به سیگنال الکتریکی تبدیل میکند تا قابل ارسال در کابل شبکه باشد
qualification card
U
کارت مهارت در تیراندازی کارت ثبت میزان مهارت
MMU
U
مدارهای منط قی الکترونیکی که سیگنالهای تنظیم حافظه تولید می کنند و تط بیق آدرس حافظه مجازی به محلهای حافظه فیزیکی را کنترل می کنند. MMU در قطعه پردازنده مجتمع شده است
CSMA CD
U
پروتکل ارتباط شبکهای که مانع ارسال همزمان دو منبع میشود به این ترتیب که باید صبر کنند و در زمان مناسب ارسال کنند برای ارسال داده در اینترنت به کار می رود
synchronous
U
ارسال داده از یک وسیله به دیگری که هر دو وسیله با یک ساعت کنترل می شوند و داده ارسالی هم سان با سیگنال ساعت است
clockwise
U
مطابق گردش عقربه ساعت در جهت عقربه ساعت
emergency medical tag
U
کارت معالجه اورژانس کارت مراجعه به اورژانس
o'clock
U
ساعت از روی ساعت
transmissions
U
وسایل ارسال داده از یک وسیله به دیگری که هر دویی یک ساعت کنترل می شوند و داده ارسال شده با سیگنال ساعت سنکرون شده است
transmission
U
وسایل ارسال داده از یک وسیله به دیگری که هر دویی یک ساعت کنترل می شوند و داده ارسال شده با سیگنال ساعت سنکرون شده است
companding
U
دو فرآیندی که داده را پیش از ارسال یا ذخیره فشرده می کنند و سپس داده فشرده را به صورت اولیه ذخیره می کنند
as compared to
U
در مقابل
title
U
مقابل
titles
U
مقابل
opposite
U
مقابل
at front
<adv.>
U
در مقابل
at the fore
<adv.>
U
در مقابل
at the front
<adv.>
U
در مقابل
in the front
<adv.>
U
در مقابل
versus
U
در مقابل
versus prep
U
در مقابل
anti
U
در مقابل
vis-a-vis
U
مقابل
in front
<adv.>
U
در مقابل
vis a vis
U
مقابل
opposites
U
مقابل
as opposed to
U
در مقابل
opposed
U
مقابل
fore
<adv.>
U
در مقابل
in consideration of
U
در مقابل
obverse
U
طرف مقابل
anti thesis
U
وضع مقابل
from opposite directions
U
از دو طرف مقابل
contrary
U
مقابل خلاف
orientated
U
هدف مقابل
respondent
U
طرف مقابل
respondents
U
طرف مقابل
point blank
U
مقابل هدف
opposed piston engine
U
موتورپیستون مقابل
point-blank
U
مقابل هدف
in comparison to
[compared with]
U
در قبال
[در مقابل]
on payment
U
در مقابل وجه
water resistance
U
مقاومت در مقابل اب
counterweight
U
وزنه مقابل
contralateral muscles
U
عضلات مقابل
dead against
U
درست مقابل
off
U
مقابل عازم
counterparts
U
نقطه مقابل
alternative hypothesis
U
فرضیه مقابل
counterpart
U
نقطه مقابل
counterpoint
U
نقطه مقابل
inverse
U
برعکس مقابل
counterweights
U
وزنه مقابل
counter weight
U
وزنه مقابل
opposite the house
U
مقابل خانه
boring stay
U
قسمت ساکن مقابل
countering
U
مقابل دستگاه شمارنده
aboral
U
نقطه مقابل دهان
countered
U
مقابل دستگاه شمارنده
counter
U
مقابل دستگاه شمارنده
capitals
U
در مقابل حالت کوچک
opposit stroke pistons
U
پیستون مقابل گرد
antipode
U
نقطهء مقابل یا متقاطر
passing on the oath to the other party
U
رد قسم به طرف مقابل
documents against payment
U
اسناد در مقابل پرداخت
sonnal deung
U
مقابل تیغه دست
equity versus efficiency
U
برابری در مقابل کارائی
caps
U
در مقابل حالت کوچک
hardest
U
سخت در مقابل نرم
harder
U
سخت در مقابل نرم
hard
U
سخت در مقابل نرم
rivals
U
طرف مقابل دعوا
rivalling
U
طرف مقابل دعوا
rivalled
U
طرف مقابل دعوا
rivaling
U
طرف مقابل دعوا
rivaled
U
طرف مقابل دعوا
mouse
U
مقابل حساسیت Mouse
rival
U
طرف مقابل دعوا
drip proof enclosure
U
حفافت در مقابل ریزش اب
light resistance
U
مقاومت در مقابل نور
laws versus tendencies
U
قوانین در مقابل تمایلات
mouses
U
مقابل حساسیت Mouse
torsional rigidity
U
استحکام در مقابل پیچش
wear resistance
U
مقاومت در مقابل سایش
blocks
U
دفاع در مقابل ابشار
release documents against
U
واگذاری اسناد در مقابل
windproof
U
مقاوم در مقابل باد
block
U
دفاع در مقابل ابشار
kukutsu dachi
U
ایستادن در مقابل حریف
cash against documents
U
پول در مقابل اسناد
forwarded
U
حرکت به جلو یا مقابل
front wall
U
دیوار مقابل اسکواش
flood protection
U
حفافت در مقابل طغیان
forward
U
حرکت به جلو یا مقابل
shell proof
U
مقاوم در مقابل گلوله
driveway
U
راه مقابل خانه
blocked
U
دفاع در مقابل ابشار
impluse response
U
رفتار در مقابل فشار ضربهای
denial operations
U
عملیات ممانعتی در مقابل نفوذدشمن
notche sensitivity index
U
ضریب حساسیت در مقابل شیار
insolation
U
در مقابل اشعه افتاب قراردادن
than
<conj.>
U
از
[در مقابل]
[پس از صفت عالی افضل]
flame safety
U
ایمنی در مقابل شعله اتش
exorable
U
قابل تحریک در مقابل التماس
fascia plate
U
تابلوی مقابل دریک وسیله
d/p
U
تحویل اسناددر مقابل پرداخت
actinautographic
U
دارای حساسیت در مقابل نور
rebellion
U
یاغیگری تمرد در مقابل دادگاه
rebellions
U
یاغیگری تمرد در مقابل دادگاه
thermostability
U
قابلیت استحکام در مقابل حرارت
payment against a draft
U
پیش پرداخت در مقابل برات
stenothermy
U
کم مقاومتی در مقابل تغییرات حرارت
coefficient of drag
U
ضریب مقاومت در مقابل حرکت
socage
U
سیستم اجاره زمین در مقابل خدمت
stances
U
طرز ایستادن شمشیرباز مقابل حریف
stance
U
طرزایستادن در مقابل حریف بوکس کارگاه
fin de non recevoir
U
رد کردن شکایت یا اعتراض طرف مقابل
stance
U
طرز ایستادن شمشیرباز مقابل حریف
stances
U
طرزایستادن در مقابل حریف بوکس کارگاه
sheet down
U
ثابت کردن بادبان در مقابل باد
relicta verificatione
U
تسلیم خوانده در مقابل دعوی خواهان
balloon jib
U
بادبان مثلثی شکل در مقابل باد
thermosetting
U
قابل سفت شدن در مقابل حرارت
ballooner
U
بادبان مثلثی شکل در مقابل باد
to row back
<idiom>
<verb>
U
نقض کردن
[موضوعی در مقابل حریف]
to backtrack
<idiom>
<verb>
U
نقض کردن
[موضوعی در مقابل حریف]
to resist an attack
U
در مقابل حملهای مقاومت یاایستادگی کردن
bullets
U
در مقابل یک خط متن برای جلب توجه به آن خط
jump height curve
U
منحنی ارتفاع جهش در مقابل ابگذری
documents aganist acceptance
U
تحویل اسناد در مقابل قبولی نویسی
abneural
U
واقع در مقابل دستگاه مرکزی عصب
soccage
U
سیستم اجاره زمین در مقابل خدمت
would just as soon
<idiom>
U
توجیح انجام یک چیزدر مقابل دیگری
to backtrack
<idiom>
<verb>
U
عقب کشیدن
[از موضوعی در مقابل حریف]
adjacent
U
آنچه مقابل یا نزدیک چیزی است
to row back
<idiom>
<verb>
U
عقب کشیدن
[از موضوعی در مقابل حریف]
bullet
U
در مقابل یک خط متن برای جلب توجه به آن خط
stub card
U
ته کارت
paste board
U
کارت
card code
U
کد کارت
cards
U
کارت
card
U
کارت
service line
U
حد مرزی سرویس روی دیوار مقابل اسکواش
survivability
U
قابلیت مقاومت در مقابل دشمن توان زندگی
vertical angles
U
گوشههای روبروی تارک زوایای مقابل به راس
troop safety
U
حفافت عده ها در مقابل اثرات ترکش اتمی
to make a goal
U
توپ راازدروازه طرف مقابل بیرون کردن
streamline
U
دارای شکلی که مقاومت هوارا در مقابل ان کم کند
projection of a point
U
خطی که نقطه تصویرشده را بنقطه مقابل ان می پیوند د
streamlines
U
دارای شکلی که مقاومت هوارا در مقابل ان کم کند
streamlining
U
دارای شکلی که مقاومت هوارا در مقابل ان کم کند
audible
U
تعویض مانور حمله یا دفاعی در مقابل حریف
speed
U
نرخ حرکت نوری در مقابل نوک چرخش
slides
U
سواری کردن مقابل موج بازاویه شکسته
thermoplasticity
U
قابلت ارتجاع یا نرمش پذیری در مقابل حرارت
speeds
U
نرخ حرکت نوری در مقابل نوک چرخش
slide
U
سواری کردن مقابل موج بازاویه شکسته
cold wet clothing
U
لباس گرم و مقاوم در مقابل رطوبت و برودت
speeding
U
نرخ حرکت نوری در مقابل نوک چرخش
fastness of bleaching
U
ثبات رنگی در مقابل مواد سفید کننده
bomb proof
U
پناهگاه یاساختمانی که در مقابل بمب مقاوم باشد
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com