Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (17 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
overlap
U
پوشاندن بخشی از چیزی با دیگری
overlapped
U
پوشاندن بخشی از چیزی با دیگری
overlaps
U
پوشاندن بخشی از چیزی با دیگری
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
overlaps
U
جایی که چیزی بخشی از دیگری را بپوشاند یا در بخش داده روی هم قرا رگیرند
overlap
U
جایی که چیزی بخشی از دیگری را بپوشاند یا در بخش داده روی هم قرا رگیرند
overlapped
U
جایی که چیزی بخشی از دیگری را بپوشاند یا در بخش داده روی هم قرا رگیرند
texture mapping
U
2-پوشاندن یک تصویر با دیگری برای ایجاد یک بافت در اولی
relevance
U
1-روش ارتباط چیزی با دیگری .2-اهمیت چیزی دریک موقعیت یا فرآیند
nests
U
بخشی از برنامه که یک حلقه کنترل در دیگری استفاده میشود
nest
U
بخشی از برنامه که یک حلقه کنترل در دیگری استفاده میشود
to coat something
[with paint]
U
چیزی را با لایه ای
[از رنگ]
پوشاندن
dib
U
باسی که هنگام انتقال داده از بخشی از کامپیوتر به دیگری استفاده میشود مثل بین حافظه و CPU
slices
U
بخشی از چیزی
part
U
بخشی از چیزی
slice
U
بخشی از چیزی
fronting
U
بخشی از چیزی که از عقب به نظر آید
front
U
بخشی از چیزی که از عقب به نظر آید
converts
U
تغییر چیزی به دیگری
converting
U
تغییر چیزی به دیگری
converted
U
تغییر چیزی به دیگری
convert
U
تغییر چیزی به دیگری
foist
U
چیزی را بجای دیگری جا زدن
put words in one's mouth
<idiom>
U
چیزی را از زبان کس دیگری گفتن
to exchange something
[for something]
U
معاوضه کردن
[چیزی را با چیز دیگری]
lead in
U
چیزی که به چیز دیگری منتهی شود
to exchange something
[for something]
U
مبادله کردن
[چیزی را با چیز دیگری]
interlocked
U
رسانه امنیتی که بخشی از ورودی است و به کلمه رمز نیاز دارد تا وسیله کار دیگری انجام دهد تا کار جاری تمام شود
interlocking
U
رسانه امنیتی که بخشی از ورودی است و به کلمه رمز نیاز دارد تا وسیله کار دیگری انجام دهد تا کار جاری تمام شود
interlock
U
رسانه امنیتی که بخشی از ورودی است و به کلمه رمز نیاز دارد تا وسیله کار دیگری انجام دهد تا کار جاری تمام شود
interlocks
U
رسانه امنیتی که بخشی از ورودی است و به کلمه رمز نیاز دارد تا وسیله کار دیگری انجام دهد تا کار جاری تمام شود
encapsulated
U
چیزی که درون چیز دیگری قرار دارد
percuss
U
بازدن انگشت یا الت دیگری چیزی را ازمودن
(in) care of someone
<idiom>
U
فرستادن چیزی برای کسی ازروی آدرس شخص دیگری
dowsed
U
دراب یا چیز دیگری فرو بردن روی چیزی اب ریختن
dousing
U
دراب یا چیز دیگری فرو بردن روی چیزی اب ریختن
douse
U
دراب یا چیز دیگری فرو بردن روی چیزی اب ریختن
dowses
U
دراب یا چیز دیگری فرو بردن روی چیزی اب ریختن
douses
U
دراب یا چیز دیگری فرو بردن روی چیزی اب ریختن
doused
U
دراب یا چیز دیگری فرو بردن روی چیزی اب ریختن
usenet
U
که هرکاربر میتواند پیامی بیفزاید یا به پیام دیگری چیزی اضافه کند
off print
U
چاپ دوم باره چیزی که ازمجله یا نگارشهای دیگری گرفته شده باشد
reach out with an olive branch
<idiom>
U
[انجام دادن کار یا گفتن چیزی که نشان میدهد شما میخواهید به ناسازگاری با دیگری خاتمه دهید.]
reach out with an olive branch
U
[انجام دادن کار یا گفتن چیزی که نشان میدهد شما میخواهید به ناسازگاری با دیگری خاتمه دهید.]
good riddance to bad rubbish
<idiom>
U
وقتی تو خوشحالی از اینکه چیزی یا کسی به جای دیگری برده بشه یا فرستاده بشه
subrogate
U
بجای دیگری تعهداتی بعهده گرفتن جانشین دیگری کردن
letters
U
نوشته ارسالی از کسی به دیگری یا از کامپیوتر به دیگری برای اطلاع رسانی یا ارسال دستور یا..
letter
U
نوشته ارسالی از کسی به دیگری یا از کامپیوتر به دیگری برای اطلاع رسانی یا ارسال دستور یا..
recode
U
کد کردن برنامهای که برای سیستم دیگری کد شده باشد , به طوری که دیگری هم کار کند
to pass one's word for another
U
از طرف دیگری قول دادن ضمانت دیگری را کردن
piracy
U
چاپ کردن تالیف دیگری بدون اجازه تقلید غیر قانونی اثر دیگری privateer
scissoring
U
1-معرفی بخشی از تصویرو سپس بریدن آن به طوری که قابل چسباندن در تصویر دیگر باشد.2-معرفی بخشی از تصویروحذف هراخلاعی خارج از این ناحیه
countersignature
U
امضای پس ازامضای دیگری تصدیق امضای دیگری
to concern something
U
مربوط بودن
[شدن]
به چیزی
[ربط داشتن به چیزی]
[بابت چیزی بودن]
sod
U
پوشاندن
cases
U
پوشاندن
case
U
پوشاندن
enshrouds
U
پوشاندن
blankets
U
پوشاندن
enshrouding
U
پوشاندن
enshrouded
U
پوشاندن
bestrew
U
پوشاندن
enshroud
U
پوشاندن
line
U
پوشاندن
shingle
U
پوشاندن
sods
U
پوشاندن
lines
U
پوشاندن
belay
U
پوشاندن
masks
U
پوشاندن
batten down
U
پوشاندن
shroud
U
پوشاندن
clad
U
پوشاندن
sheet
U
پوشاندن
shrouded
U
پوشاندن
encases
U
پوشاندن
encased
U
پوشاندن
sheets
U
پوشاندن
encase
U
پوشاندن
blanket
U
پوشاندن
blanketed
U
پوشاندن
masking
U
پوشاندن
overcast
U
پوشاندن
curtains
U
پوشاندن
roof
U
پوشاندن
overruns
U
پوشاندن
coated
U
پوشاندن
covers
U
پوشاندن
coatings
U
پوشاندن
decks
U
پوشاندن
coats
U
پوشاندن
decked
U
پوشاندن
deck
U
پوشاندن
inwrap
U
پوشاندن
infold
U
پوشاندن
obscuring
U
پوشاندن
incase etc
U
پوشاندن
obscurest
U
پوشاندن
overrunning
U
پوشاندن
overrun
U
پوشاندن
coverings
U
پوشاندن
revet
U
پوشاندن
envelop
U
پوشاندن
clothe
U
پوشاندن
submers
U
پوشاندن
enveloping
U
پوشاندن
envelops
U
پوشاندن
mask
U
پوشاندن
enveloped
U
پوشاندن
to cover in
U
پوشاندن
to cover up
U
پوشاندن
to go to the shades
U
پوشاندن
cover
U
پوشاندن
coat
U
پوشاندن
obscures
U
پوشاندن
enshoud
U
پوشاندن
emboss
U
پوشاندن
jackets
U
پوشاندن
to d. with snow
U
پوشاندن
enrobe
U
پوشاندن
enclothe
U
پوشاندن
submerges
U
پوشاندن
submerge
U
پوشاندن
jacket
U
پوشاندن
submerged
U
پوشاندن
dresses
U
پوشاندن
dress
U
پوشاندن
copartnership
U
پوشاندن
roofs
U
پوشاندن
obscurer
U
پوشاندن
obscured
U
پوشاندن
obscure
U
پوشاندن
submerging
U
پوشاندن
to watch something
U
مراقب
[چیزی]
بودن
[توجه کردن به چیزی]
[چیزی را ملاحظه کردن]
grass
U
با علف پوشاندن
grasses
U
با علف پوشاندن
earth
U
باخاک پوشاندن
earths
U
با خاک پوشاندن
tog
U
جامه پوشاندن
rubberize
U
با لاستیک پوشاندن
cerecloth
U
بامشمع پوشاندن
resinate
U
با صمغ پوشاندن
ceil
U
باپوشال پوشاندن
cotton
U
باپنبه پوشاندن
cottons
U
باپنبه پوشاندن
depositions
U
فرآیند پوشاندن
deposition
U
فرآیند پوشاندن
masks
U
پوشاندن فضای
moss
U
باخزه پوشاندن
mask
U
پوشاندن پوشانه
gault
U
با خاک رس پوشاندن
gelatinize
U
باژلاتین پوشاندن
glaciate
U
با برف یا یخ پوشاندن
indue
U
پوشاندن اراستن
tarpaulin
U
با تارپولین پوشاندن
attire
U
لباس پوشاندن
mosses
U
باخزه پوشاندن
balancing of portfolio
U
پوشاندن ریسک
earths
U
باخاک پوشاندن
masks
U
مانع پوشاندن
overwatch
U
پوشاندن حرکت
overglaze
U
با لعاب پوشاندن
masks
U
پوشاندن پوشانه
mask
U
پوشاندن فضای
outjockey
U
در رسیدن پوشاندن
mask
U
مانع پوشاندن
tarpaulins
U
با تارپولین پوشاندن
frocks
U
فراک پوشاندن
bury
U
ازنظر پوشاندن
burying
U
ازنظر پوشاندن
veil
U
چادر پوشاندن
resins
U
باصمغ پوشاندن
to habit
U
جامه پوشاندن
buries
U
ازنظر پوشاندن
resin
U
باصمغ پوشاندن
veils
U
چادر پوشاندن
frock
U
فراک پوشاندن
inters
U
زیرخاک پوشاندن
interring
U
زیرخاک پوشاندن
lichen
U
باگلسنگ پوشاندن
interred
U
زیرخاک پوشاندن
earth
U
با خاک پوشاندن
inter
U
زیرخاک پوشاندن
raiment
U
ملبوس پوشاندن
enfolded
U
بالفافه پوشاندن
tins
U
با حلبی پوشاندن
enfolding
U
بالفافه پوشاندن
enfold
U
بالفافه پوشاندن
overwhelm
U
سراسر پوشاندن
overwhelmed
U
سراسر پوشاندن
overwhelms
U
سراسر پوشاندن
lichens
U
باگلسنگ پوشاندن
tin
U
با حلبی پوشاندن
enfolds
U
بالفافه پوشاندن
apparel
U
اراستن پوشاندن
obnubilate
U
در زیر ابر پوشاندن
ensconces
U
پوشاندن پناه دادن
ensconce
U
پوشاندن پناه دادن
ensconcing
U
پوشاندن پناه دادن
sheathe
U
غلافدار کردن پوشاندن
palls
U
با پرده یاروپوش پوشاندن
sheathed
U
غلافدار کردن پوشاندن
immerse
U
زیر اب کردن پوشاندن
ensconced
U
پوشاندن پناه دادن
immersed
U
زیر اب کردن پوشاندن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com