Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
powder
U
پودر صورت
powdering
U
پودر صورت
powders
U
پودر صورت
face powder
U
پودر صورت
face powders
U
پودر صورت
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
inventory
U
از چیزی صورت برداشتن صورت ریز مواد اولیه موجودی انبار صورت تحریرترکه متوفی
powder
U
پودر
powdering
U
پودر
powders
U
پودر
whiting
U
پودر گچ
flour
U
پودر
locals
U
چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
local
U
چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
powder box
U
پودر دان
powdered lime
U
پودر اهک
face powder
U
پودر بزک
baking powder
U
پودر خمیرمایه
pestle
U
پودر ساختن
puff box
U
پودر دان
to powder the hair
U
پودر به مد یا بسرزدن
asphalt power
U
پودر اسفالت
carburization
U
پودر شدگی
toothpowder
U
پودر دندان
toothpowders
U
پودر دندان
trituration
U
پودر سازی
powder box
U
جای پودر
powders
U
پودر زدن به
bleaching powder
U
پودر کلر
powdery
U
پودر مانند
french chalk
U
پودر خشک کن
lime powder
U
پودر اهک
powder
U
پودر زدن به
cake mix
U
پودر کیک
cayenne pepper
U
پودر فلفلقرمز
chilli powder
U
پودر فلفل
pulverizable
U
پودر شدنی
pulverization
U
پودر سازی
powdered
U
گرد پودر
face powders
U
پودر بزک
pulverizer
U
پودر ساز
halazone
U
پودر هالوژن
powdering
U
پودر زدن به
talcum powder
U
پودر تالک
pestles
U
پودر ساختن
talcum powder
U
پودر طلق
pulverable
U
پودر شدنی
gas tank
U
پودر بنزین
printer
U
وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
printers
U
وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
triturate
U
بصورت پودر دراوردن
chalk
U
پودر گچی خط کشی
atomizer
U
پودر کننده افشانگ
powdered lime
U
اهک پودر شده
chalking
U
پودر گچی خط کشی
chalks
U
پودر گچی خط کشی
pulverizer
U
دستگاه پودر کننده
atomisers
U
پودر کننده افشانگ
chalked
U
پودر گچی خط کشی
atomizers
U
پودر کننده افشانگ
emery powder
U
پودر سنگ سنباده
pulverable
U
قابل تبدیل به پودر
powder puffs
U
اسباب پودر زنی
pulverizable
U
قابل تبدیل به پودر
powder puff
U
اسباب پودر زنی
plastic bubble keyboard
U
صفحه کلید که کلیدهای آن به صورت حبابهای کوچک روی ورقه پلاستیکی هستند که در صورت انتخاب مدار را کامل می کنند
bluing
U
پودر ابی رنگ رختشویی
triturable
U
بصورت پودر در اوردنی ساییدنی
thermit
U
مخلوط پودر الومینیم و اکسیداهن
blueing
U
پودر ابی رنگ رختشویی
flour
U
ارد کردن پودر شدن
packet
U
روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
packets
U
روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
numeric
U
که در بسیاری صفحه کلیدهای کامپیوتر به صورت گروه جداگانه برای واد کردن حجم زیادی از داده به صورت اعداد به کار می رود
vaporizer
U
بصورت پودر یاذرات ریز دراورنده
samaria
U
پودر زرد کمرنگی بفرمول 3O 2sm
atomised
U
تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
atomizes
U
تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
atomises
U
تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
atomize
U
تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
bleaching materiel
U
پودر شستشو برای رفع الودگی عوامل شیمیایی
atomized
U
تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
atomising
U
تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
atomizing
U
تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
barrage jamming
U
تولید پارازیت به صورت پرده ممانعتی پخش پارازیت به صورت توده وسیع
watts
U
واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
watt
U
واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
discretionary
U
آنچه در صورت نیاز لازم و در صورت عدم نیاز زیادی باشد
sea marker
U
نوعی رنگ یا پودر رنگی که برای علامت گذاری اب دریا به کار می رود
rom
U
دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان قطعه ROM با فرفیت بالا استفاده میشود. داده به صورت دودویی ذخیره میشود به صورت سوراخهای حکاکی شده روی سطح آن که سپس توسط لیزر خوانده می شوند
chargeable accessions
U
استخدام به صورت پرسنل کادر استخدام به صورت پیمانی
line astern
U
صورت بندی ستون هوایی صورت بندی یک ستونه
dat
U
سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
torpex
U
نوعی مواد منفجره که ازمخلوط تی ان تی و سیکلونیت و پودر الومینیوم تشکیل میشود و معمولا در اژدرهای دریایی و مین و بمبهای زیرابی به کار می رود
basics
U
بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
basic
U
بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
atomising
U
پودر کردن اتمیزه کردن
atomize
U
پودر کردن اتمیزه کردن
atomised
U
پودر کردن اتمیزه کردن
atomized
U
پودر کردن اتمیزه کردن
atomises
U
پودر کردن اتمیزه کردن
atomizing
U
پودر کردن اتمیزه کردن
atomizes
U
پودر کردن اتمیزه کردن
approach formation
U
صورت بندی تقرب به باند صورت بندی تقرب به دشمن
automatic programming
U
روندی که طی ان کامپیوتر به صورت خودکار برنامه مبدابه زبان برنامه نویسی را به برنامه مقصد به کد ماشین ترجمه میکند برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه سازی خودکار
facies
U
صورت
conformer
U
هم صورت
statement
U
صورت
constellations
U
صورت
statements
U
صورت
physiognomy
U
صورت
versions
U
صورت
version
U
صورت
shape
U
صورت
physiognomies
U
صورت
coat card
U
صورت
visage
U
رو صورت
shapes
U
صورت
freckle
U
لک صورت
hue
U
صورت
file
U
صورت
hues
U
صورت
listings
U
صورت
listing
U
صورت
visages
U
رو صورت
circumstantially
U
در صورت
constellation
U
صورت
phase
U
صورت
image
U
صورت
images
U
صورت
rolls
U
صورت
rolled
U
صورت
roll
U
صورت
kalendar
U
صورت
invoice
U
صورت
mazard
U
صورت
phased
U
صورت
phases
U
صورت
invoices
U
صورت
invoicing
U
صورت
forms
U
صورت
formed
U
صورت
providing
U
در صورت
form
U
صورت
filed
U
صورت
effigies
U
صورت
effigy
U
صورت
conformational isomers
U
هم صورت
face
U
صورت
faces
U
صورت
figure
U
صورت
figures
U
صورت
figuring
U
صورت
roster
U
صورت
rosters
U
صورت
medals
U
صورت
invoiced
U
صورت
list
U
صورت
slip
U
صورت
slipped
U
صورت
slips
U
صورت
medal
U
صورت
on foot
U
به صورت پیاده
serial
U
و به صورت سری
outside appearance
U
صورت فاهر
serials
U
و به صورت سری
numerator
U
صورت کسر
to put in to shape
U
سر و صورت دادن
to take an inventory of
U
صورت دارایی
At any rate . In any case . Anyway .
U
درهر صورت
portraiture
U
نقاشی از صورت
isolate
U
به صورت الکتریکی
isolates
U
به صورت الکتریکی
scheduled
U
صورت فهرست
pictograph
U
صورت نگاره
the brush
U
صورت گری
stop list
U
صورت متخلفین
bill of fare
U
صورت غذا
matricula
U
صورت اعضا
long robe
U
صورت کشیده
list of promotiona
U
صورت ترفیعات
bills of fare
U
صورت غذا
pictography
U
صورت نگاری
archetypes
U
صورت ازلی
archetype
U
صورت ازلی
It didnt come off. It didnt take place.
U
صورت نگرفت
schedule
U
صورت فهرست
reorganization
U
صورت جدید
on the Q.T.
<idiom>
U
به صورت سری
outward show
U
صورت فاهر
isolating
U
به صورت الکتریکی
standard form
U
صورت متعارف
semblance
U
صورت فاهر
pictogram
U
صورت نگاشت
proces verbal
U
صورت مجلس
normalized form
U
صورت هنجار
accomplishing
U
صورت گرفتن
formalism
U
صورت گرایی
burbled
U
جوش صورت
burble
U
جوش صورت
accomplish
U
صورت گرفتن
veiling
U
تور صورت
sentential form
U
صورت جملهای
record
U
صورت مذاکرات
forgery
U
صورت سازی
formation
U
صورت بندی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com