Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
base of operations
U
پایگاه عملیاتی مبنای عملیات
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
mission load
U
بار مبنای عملیاتی
fleet operating base
U
پایگاه عملیاتی ناوگان
alternate escort operating base
U
پایگاه عملیاتی یدکی یگانهای پاسور
base logistical command
U
یکان مبنای لوجستیکی فرماندهی لجستیکی پایگاه
radiological operations
U
عملیاتی که در ان از موادرادیواکتیو استفاده میشود عملیات رادیولوژیک
base of operations
U
پایگاه عملیات
advance base
U
پایگاه مقدم صحنه عملیات
simulation
U
روشی درتحقیق عملیات که بر اساس ان رفتار یک سیستم بر مبنای تداخل بین اجزاء ان ترسیم میشود
simulations
U
روشی درتحقیق عملیات که بر اساس ان رفتار یک سیستم بر مبنای تداخل بین اجزاء ان ترسیم میشود
intruder operation
U
تک هوایی و عملیات تخریب هواپیماهای دشمن در روی پایگاه
master clear
U
کلیدی روی بعضی ازکنسولهای کامپیوتری که ثباتهای عملیاتی را پاک کردن و انها را برای حالت جدید عملیات اماده میکند
operation
U
عملیاتی که عملوندهای لازم را از حافظه دریافت می کنند. عملیات را انجام می دهند و نتیجه را برمی گردانند به حافظه
datum point
U
نقطه مبنای مختصات شبکه ایستگاه مبنای نقشه برداری
time base
U
ایستگاه مبنای اندازه گیری زمان مبنای زمانی
automonitor
U
ثبت کننده عملیات کامپیوتر برنامه کامپیوتری که وفایف عملیاتی کامپیوتر را ثبت میکند
onion skin language
U
زبان عملیات پایگاه داده ها که میتواند ساختار داده سلسله مراتبی را پردازش کند
datum
U
سطح اب دریا سطح مبنای ارتفاع در نقشه برداری سطح مبنای مختصات
current operating allowance
U
سهمیه موجود عملیاتی سهمیه عملیاتی فعلی
geodetic datum
U
سطح مبنای نقشه برداری افق مبنای نقشه برداری زمینی جهانی
query
U
زبانی در سیستم مدیریت پایگاه داده ها که امکان جستجو و پرسش و پاسخ در پایگاه داده ها فراهم میکند
roll back
U
کاریک برنامه کاربردی پایگاه داده ها برای توقف تراکنش و برگشت پایگاه داده ها به وضعیت قبلی
aggregates
U
تابع محاسباتی پایگاه داده که روی فیلد انتخاب شده هر رکورد پایگاه داده اجرا می شود
queried
U
زبانی در سیستم مدیریت پایگاه داده ها که امکان جستجو و پرسش و پاسخ در پایگاه داده ها فراهم میکند
aggregate
U
تابع محاسباتی پایگاه داده که روی فیلد انتخاب شده هر رکورد پایگاه داده اجرا می شود
queries
U
زبانی در سیستم مدیریت پایگاه داده ها که امکان جستجو و پرسش و پاسخ در پایگاه داده ها فراهم میکند
querying
U
زبانی در سیستم مدیریت پایگاه داده ها که امکان جستجو و پرسش و پاسخ در پایگاه داده ها فراهم میکند
area of operational interest
U
منطقه مورد توجه عملیاتی منطقه مورد نظر عملیاتی
datum error
U
اشتباه سطح مبنای ارتفاع اشتباه سطح مبنای اب دریا
station list
U
فهرست قسمتهای پایگاه دفترچه راهنمای قسمتهای مختلف پایگاه
deployment operating base
U
پایگاه پشتیبانی گسترش جنگی پایگاه کمک به گسترش نیروها
farmgate type operations
U
رهبری اموزش و عملیات نیروی هوایی یک کشور تامرحله عملیات جنگی
false origin
U
مبنای مختصات فرضی مبنای فرضی
buffered computer
U
کامپیوتری که عملیات ورودی و خروجی و عملیات پردازشی را بطور همزمان ارائه میدهد
privacy
U
قانونی که کاربران غیر محغاز نمیتوانند درباره افراد خصوصی از پایگاه داده ها داده دریافت کنند یا هر شخص فقط میتواند اطلاعات مربوط به خودش را در پایگاه داده بداند
anticrop operations
U
عملیات کاربرد افات کشاورزی در عملیات نظامی
counter air operations
U
عملیات ضد هواپیمایی عملیات ضد برتری هوایی دشمن
counter air
U
عملیات ضدهواپیمایی عملیات ضد فعالیت هوایی دشمن
languages
U
زبان در سیستم هدایت پایگاه داده ها که امکان میدهد در پایگاه داده ها به راحتی جستجو شود و پرسش شود
language
U
زبان در سیستم هدایت پایگاه داده ها که امکان میدهد در پایگاه داده ها به راحتی جستجو شود و پرسش شود
sql
U
زبان برنامه نویسی پایگاه داده ساده و معروف استاندارد که برای تولید پرسش هایی برای داده از پایگاه داده ها به کار می رود
structures
U
زبان برنامه نویسی پایگاه داده ساده و متداول که برای تولید پاسخ برای بازیابی داده از پایگاه داده ها استفاده میشود
structuring
U
زبان برنامه نویسی پایگاه داده ساده و متداول که برای تولید پاسخ برای بازیابی داده از پایگاه داده ها استفاده میشود
structure
U
زبان برنامه نویسی پایگاه داده ساده و متداول که برای تولید پاسخ برای بازیابی داده از پایگاه داده ها استفاده میشود
dense index
U
اندیس پایگاه داده حاوی آدرس یا ورودی برای هر موضوع یا ورودی در پایگاه داده
height datum
U
سطح مبنای سنجش ارتفاع سطح مبنای ارتفاع
map plane
U
سطح مبنای تراز نقشه مبنای تراز نقشه
queried
U
زبان ساده بازیابی اطلاع از سیستم مدیریت پایگاه داده با وارد کردن سوال با مقادیر شناخته شده , که سپس با پایگاه داده ها تط بیق می یابد و برای بازیابی داده صحیح به کار می رود
query
U
زبان ساده بازیابی اطلاع از سیستم مدیریت پایگاه داده با وارد کردن سوال با مقادیر شناخته شده , که سپس با پایگاه داده ها تط بیق می یابد و برای بازیابی داده صحیح به کار می رود
queries
U
زبان ساده بازیابی اطلاع از سیستم مدیریت پایگاه داده با وارد کردن سوال با مقادیر شناخته شده , که سپس با پایگاه داده ها تط بیق می یابد و برای بازیابی داده صحیح به کار می رود
querying
U
زبان ساده بازیابی اطلاع از سیستم مدیریت پایگاه داده با وارد کردن سوال با مقادیر شناخته شده , که سپس با پایگاه داده ها تط بیق می یابد و برای بازیابی داده صحیح به کار می رود
statement
U
2-دستور برنامه که CPU را هدایت میکند تا عملیات کنترلی انجام دهد یا عملیات CPU را کنترل کند
statements
U
2-دستور برنامه که CPU را هدایت میکند تا عملیات کنترلی انجام دهد یا عملیات CPU را کنترل کند
propagated
U
خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
propagating
U
خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
propagate
U
خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
propagates
U
خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
land control operation
U
عملیات کنترل زمین عملیات
code panel
U
رمز ارتباطات در عملیات هوایی و زمینی کلید رمزارتباطات در عملیات هوایی وزمینی
housekeeping
U
عملیات کامپیوتری که مستقیما" کمکی برای بدست اوردن نتایج مطلوب نمیکنداما قسمت ضروری یک برنامه مانند راه اندازی مقدمه چینی و عملیات پاکسازی است خانه داری
air sea rescue
U
عملیات نجات هوا دریایی عملیات نجات هوایی ودریایی
air-sea rescue
U
عملیات نجات هوا دریایی عملیات نجات هوایی ودریایی
QBE
U
زبان ساده برای بازیابی اطلاعات از سیستم مدیریت پایگاه داده ها توسط وارد کردن درخواست با مقادیر مشخص که سپس با پایگاه داده تط بیق میشود و برای بازیابی داده صحیح استفاده میشود
operational code
U
کد عملیاتی
operation code
U
کد عملیاتی
operational
U
عملیاتی
operating
U
عملیاتی
operations code
U
کد عملیاتی
components
U
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
component
U
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
m
U
مگا عملیات اعشاری در ثانیه . معیار اندازه گیری توان و سرعت معادل یک میلیون عملیات اعشاری در ثانیه
operating loss
U
زیان عملیاتی
operationalism
U
عملیاتی نگری
operational route
U
مسیر عملیاتی
operational reserve
U
ذخیره عملیاتی
operations code
U
رمز عملیاتی
operating profit
U
سود عملیاتی
operational problems
U
مسائل عملیاتی
preoperational
U
پیش عملیاتی
flowchart
U
شمای عملیاتی
functional specification
U
مشخصه عملیاتی
operating budget
U
بودجه عملیاتی
operating expenses
U
مخارج عملیاتی
operating cost
U
هزینه عملیاتی
operating cost
U
مخارج عملیاتی
operating ratio
U
نرخ عملیاتی
operational reserve
U
احتیاط عملیاتی
operation order
U
دستور عملیاتی
operation overlay
U
کالک عملیاتی
operational management
U
مدیریت عملیاتی
operation research
U
پژوهش عملیاتی
operational headquarters
U
ستاد عملیاتی
operational environment
U
محیط عملیاتی
operational definition
U
تعریف عملیاتی
operation map
U
نقشه عملیاتی
operation annexes
U
پیوستهای عملیاتی
operational research
U
تحقیق عملیاتی
operating ratio
U
نسبت عملیاتی
operational readiness
U
امادگی عملیاتی
mission load
U
اماد عملیاتی
operating speed
U
سرعت عملیاتی
operating temperature
U
دمای عملیاتی
endurance
U
برد عملیاتی
operating weight
U
وزن عملیاتی
operational costs
U
هزینههای عملیاتی
component operation
U
عناصر عملیاتی
throughput
U
توان عملیاتی
staging area
U
منطقه عملیاتی
concept of operation
U
تدبیر عملیاتی
cruising range
U
برد عملیاتی
operational route
U
جاده عملیاتی
element
U
عنصر عملیاتی
elements
U
عنصر عملیاتی
operating staff
U
کارمندان عملیاتی
action parameters
U
پارامترهای عملیاتی
incidents
U
حادثه عملیاتی
incident
U
حادثه عملیاتی
ternary
U
در مبنای سه
hexadecimal
U
مبنای 61
army operations center
U
مرکز عملیات نیروی زمینی مرکز عملیات ارتش
scheme of command
U
طرح عملیاتی یکان
operational amplifier
U
تقویت کننده عملیاتی
standing operating procedures
U
روش جاری عملیاتی
operational performance category
U
امادگی عملیاتی از طبقه
operational command
U
فرماندهی از نظر عملیاتی
operational performance category
U
طبقه امادگی عملیاتی
radius of action
U
برد عملیاتی هواپیما
commander's concept
U
تدبیر عملیاتی فرمانده
functional units of a computer
U
واحدهای عملیاتی یک کامپیوتر
actions
U
کل عملیاتی که در یک عمل رخ می دهند.
action
U
کل عملیاتی که در یک عمل رخ می دهند.
effective through put
U
توان عملیاتی موثر
operational weapon
U
جنگ افزار عملیاتی
ternary
U
سه مبنایی در مبنای سه
fire base
U
مبنای اتش
base of fire
U
مبنای اتش
monetary base
U
مبنای پولی
rationale
U
مبنای کار
computer based
U
بر مبنای کامپیوتر
on trust
U
بر مبنای اعتبار
number base
U
مبنای عددی
unit of issue
U
مبنای توزیع
basic of issue
U
مبنای توزیع
mobilization base
U
مبنای بسیج
binary number system
U
سیستم مبنای دو
troop basis
U
مبنای یکان
tax base
U
مبنای مالیاتی
refrence
U
مبنای مقایسه
ration basis
U
مبنای جیره
fuselage refrence line
U
خط مبنای بدنه
data base
U
مبنای اطلاعات
datum line
U
خط مبنای سنجش
sentience
U
مبنای حس وحساسیت
force basis
U
مبنای یکان
fixed radix
U
با مبنای ثابت
zeroed out
U
غیر عملیاتی شدن یکان
game cycle
U
دورههای عملیاتی بازی جنگ
not operationally ready
U
غیر اماده ازنظر عملیاتی
chop
U
تعویض کنترل عملیاتی یکانها
chopped
U
تعویض کنترل عملیاتی یکانها
wartime load
U
بار مبنای ناو
datum sweeping mark
U
علامت مبنای روبش
software base
U
مبنای نرم افزار
meteorological datum plane
U
ایستگاه مبنای هواسنجی
base reserves
U
اماد مبنای ذخیره
fire support base
U
مبنای پشتیبانی اتش
ratio decidendi
U
مبنای اصلی تصمیم
altitude separation
U
حد سطوح مبنای ارتفاع
datum plane
U
سطح مبنای اب دریا
force basis
U
یکانهای مبنای هر قسمت
datum plane
U
سطح مبنای ارتفاع
basic tactical unit
U
یکان مبنای تاکتیکی
chart datum
U
مبنای عمق نقشه
ruled based deduction
U
استنباط بر مبنای مقررات
basic of issue
U
مبنای واگذارکردن اقلام
hydrographic datum
U
سطح مبنای اب نگاری
troop basis
U
مبنای واگذاری یکان
computed goto
U
جهش بر مبنای محاسبه
change of operation control
U
تغییر در نوع کنترل عملیاتی یاتعویض ان
sequential
U
عملیاتی که یکی پس از دیگری اجرا می شوند
operationally ready
U
حاضر به عمل اماده از نظر عملیاتی
present work
U
عملیاتی که اکنون انجام شده است
sop
U
رویه عملیاتی استاندارد وضعیت موجود
sops
U
رویه عملیاتی استاندارد وضعیت موجود
peak load pricing
U
قیمت گذاری بر مبنای بارحداکثر
plane of fire
U
سطح مبنای مسیر تیراندازی
hydrographic datum
U
سطح مبنای تعیین ارتفاع اب
color carrier reference
U
فاز مبنای حامل رنگ
line of site
U
خط تراز یا مبنای افق توپ
keypad
U
و 0 تا 9 برای اعداد 0 در مبنای شانزده
altitude datum
U
سطح مبنای ارتفاع سنجی
reference number
U
اعداد مبنای نشانه روی
production base
U
مبنای تولید یا تولیدات ملی
b
U
ی معادل عدد 11 در مبنای دهدهی
basic load
U
بار مبنای مهمات یا وسایل
ration basis
U
مبنای محاسبه جیره غذایی
time resolution
U
جزییات زمان اجرای عملیات نشان دادن جزییات اجرای زمانی عملیات
routing
U
عملیاتی که درحین مسیریابی پیام انجام می شوند
denary notation
U
سیستم عددی در مبنای ده با استفاده از اعداد 0 تا 9
master menu
U
لیست مبنای جیره غذایی اصلی
ambulance basic relay post
U
پست مبنای کنترل ستون امبولانسها
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com