Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 22 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
incidents
U
شایع
incidents
U
روی داد
incidents
U
واقعه
incidents
U
حادثه ضمنی
incidents
U
حتمی وابسته
incidents
U
تابع
incidents
U
رویداد
incidents
U
تصادم یکانها
incidents
U
ناگهان اتفاق افتادن فهور کردن
incidents
U
حادثه عملیاتی
incidents
U
اتفاقات
incidents
U
حادثه
incidents
U
ماوقع
incidents
U
لازم
incidents
U
فرعی
incidents
U
ضمنی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
no serious incidents
U
حوادثی که وخیم نیستند
the incidents of a journey
U
رویدادهای یک مسافرت اتفاقات جزئی و گوناگون یک مسافرت
The recent incidents.
U
اتفاقات (رویدادهای )اخیر
critical incidents technique
U
شیوه رویدادهای شاخص
a life full of incidents
U
زندگی پر رویداد
The situation is fI'lled with impending troubles (incidents).
U
اوضاع آبستن حوادث است
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com