Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 302 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
playing card
U
ورق بازی , برگ
playing cards
U
ورق بازی , برگ
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
blitz
U
بازی شطرنج برق اسا
blitzed
U
بازی شطرنج برق اسا
blitzes
U
بازی شطرنج برق اسا
blitzing
U
بازی شطرنج برق اسا
bridge
U
بازی ورق
bridge
U
دهنه اسب نوار یا چرم در انتهای چوب بازی لاکراس پل ساختن دست برای زدن گوی بیلیارد فاصله بین سوراخهای گوی بولینگ
bridged
U
بازی ورق
bridged
U
دهنه اسب نوار یا چرم در انتهای چوب بازی لاکراس پل ساختن دست برای زدن گوی بیلیارد فاصله بین سوراخهای گوی بولینگ
bridges
U
بازی ورق
bridges
U
دهنه اسب نوار یا چرم در انتهای چوب بازی لاکراس پل ساختن دست برای زدن گوی بیلیارد فاصله بین سوراخهای گوی بولینگ
field
U
زمین بازی
fielded
U
زمین بازی
fields
U
زمین بازی
tee
U
منطقه شروع هر بخش بازی گلف نگهداشتن توپ بطورعمودی برای ضربه با پا
teed
U
منطقه شروع هر بخش بازی گلف نگهداشتن توپ بطورعمودی برای ضربه با پا
teeing
U
منطقه شروع هر بخش بازی گلف نگهداشتن توپ بطورعمودی برای ضربه با پا
tees
U
منطقه شروع هر بخش بازی گلف نگهداشتن توپ بطورعمودی برای ضربه با پا
sanitary
U
بازی جوانمردانه
striker
U
کروکه بازی که نوبت اوست
striker
U
بیلیارد بازی که نوبت اوست
strikers
U
کروکه بازی که نوبت اوست
strikers
U
بیلیارد بازی که نوبت اوست
setting
U
افزودن به وقت بازی
settings
U
افزودن به وقت بازی
front
U
بازی در سانتر
fronting
U
بازی در سانتر
card
U
ورق بازی گنجفه
card
U
ورق بازی کردن
cards
U
ورق بازی گنجفه
cards
U
ورق بازی کردن
home
U
بازی
homes
U
بازی
water skiing
U
اسکی بازی روی اب
water-skiing
U
اسکی بازی روی اب
scorecard
U
کارت نشان دهنده تعداد ضربات بازیگر در هر بخش بازی گلف
scorecards
U
کارت نشان دهنده تعداد ضربات بازیگر در هر بخش بازی گلف
links
U
زمین بازی گلف
rules
U
قواعد بازی
foul
U
بازی بیقاعده
fouled
U
بازی بیقاعده
fouler
U
بازی بیقاعده
foulest
U
بازی بیقاعده
fouls
U
بازی بیقاعده
lag
U
زدن گوی از وسط زمین به مرز برای تعیین اغازکننده بازی
lagged
U
زدن گوی از وسط زمین به مرز برای تعیین اغازکننده بازی
lags
U
زدن گوی از وسط زمین به مرز برای تعیین اغازکننده بازی
basic
U
بازی
basics
U
بازی
director
U
مدیر یارئیس مسابقه شمشیر بازی
directors
U
مدیر یارئیس مسابقه شمشیر بازی
pitch
U
زمین بازی
pitches
U
زمین بازی
pack
U
بسته کردن یکدست ورق بازی
packs
U
بسته کردن یکدست ورق بازی
clearance
U
بازی
clearance
U
فضای بازی
left-handed
U
با دست چپ بازی کردن
hockey
U
چوگان بازی با اصول فوتبال
poker
U
بازی پوکر
pokers
U
بازی پوکر
play
U
بازی
play
U
تفریح بازی کردن
play
U
رل بازی کردن
play
U
کیفیت یاسبک بازی
play
U
شرط بندی روی بازی یا بازیگر رساندن ماهرانه ماهی صیدشده به خشکی
play
U
بازی کردن
play
U
بازی کردن حرکت ازاد داشتن
play
U
خلاصی بازی
played
U
بازی
played
U
تفریح بازی کردن
played
U
رل بازی کردن
played
U
کیفیت یاسبک بازی
played
U
شرط بندی روی بازی یا بازیگر رساندن ماهرانه ماهی صیدشده به خشکی
played
U
بازی کردن
played
U
بازی کردن حرکت ازاد داشتن
played
U
خلاصی بازی
playing
U
بازی
playing
U
تفریح بازی کردن
playing
U
رل بازی کردن
playing
U
کیفیت یاسبک بازی
playing
U
شرط بندی روی بازی یا بازیگر رساندن ماهرانه ماهی صیدشده به خشکی
playing
U
بازی کردن
playing
U
بازی کردن حرکت ازاد داشتن
playing
U
خلاصی بازی
plays
U
بازی
plays
U
تفریح بازی کردن
plays
U
رل بازی کردن
plays
U
کیفیت یاسبک بازی
plays
U
شرط بندی روی بازی یا بازیگر رساندن ماهرانه ماهی صیدشده به خشکی
plays
U
بازی کردن
plays
U
بازی کردن حرکت ازاد داشتن
plays
U
خلاصی بازی
down
U
خطای سرویس توپ خارج از بازی
hit
U
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hits
U
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hitting
U
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
ball
U
توپ بازی مجلس رقص
baseball
U
بازی بیس بال
baseball
U
بازی بین دو تیم 9 نفره با چوب و توپ
shot
U
فرصت ضربت توپ بازی
Other Matches
shinny
U
بازی هاکی که با توپ چوبی بازی شود چوب بازی هاکی
harlequinade
U
بخشی ازنمایش یالال بازی که لوده دران بازی میکند لودگی
frame
U
مدت زمان به کیسه انداختن تمام گویهای بازی اسنوکر یک دهم از بازی بولینگ
cutthroat
U
بازی 3 نفره که هریک به نفع خود بازی میکند
misplay
U
بازی بد واز روی ناشیگری غلط بازی کردن
gamesmanship
U
مهارت در بردن بازی بدون تخلف از مقررات بازی
game
U
وسیله ROM که حاوی کد برنامه برای بازی کامپیوتری است و در کنسول بازی نصب میشود
dib
U
ریگ بازی قاپ یا ریگی که با ان بازی می کنند
fire fight
U
ترقه بازی اتش بازی مبادله تیراندازی
shinney
U
بازی هاکی که باتوپ چوبی بازی شود
kiss in the ring
U
بازی بگیرماچ کن :بازی که دران پسریادختری ....تااوراببوسد
to make a trick
U
با کارت شعبده بازی کردن
[ورق بازی]
inning
U
گیمی که بازیگر سرویس زده و ان را باخته فرصت برای نوبت هر بازی بیلیارد یاکروکه یک بخش از بازی بولینگ
crampet game
U
بازی خفه بازی کم فضای شطرنج
charlatanic
U
امیخته بازبان بازی یاچاچول بازی
harlepuinade
U
نمایش لال بازی ودلقک بازی
Bureaucracy . Red tape .
U
کاغذ بازی ( قرطاس بازی )
batting order
U
ترتیب ورود توپزنها به بازی بیس بال ترتیب ورود توپزنهابه بازی کریکت
round robin (tournament or contest)
<idiom>
U
بازی که درآن یک بازیکن یا تیم درمقابل یک بازیکن یا تیم بازی کند
billiard point
U
در بازی بیلیارد انگلیسی 2امتیاز برای کارامبول و 3امتیاز برای کیسه انداختن در بازی امریکایی 1 امتیازبرای کارامبول و امتیازهای دیگر برای کیسه انداختن
set the score
U
افزودن بر طول بازی افزودن بر طول بازی اسکواش
set the game
U
افزودن بر طول بازی افزودن بر طول بازی اسکواش
actions
U
بازی
gaming
U
بازی
openness
U
بازی
action
U
بازی
slackness
U
بازی
watermanship
U
اب بازی
game
U
بازی
grey hound
U
سگ بازی
falconine
U
بازی
hopscotch
U
بازی لی لی
dibasic
U
دو بازی
solitaire
U
تک بازی
solitaires
U
تک بازی
partie
U
بازی
patulousness
U
بازی
plain dealing
U
بازی
fun
U
بازی
sportiveŠetc
U
بازی کن
basket ball
U
یکجورتوپ بازی
billiard
U
بازی بیلیارد
basification
U
بازی شدن
centre game
U
بازی مرکزی
bonefire
U
اتش بازی
bosh
U
حقه بازی
box score
U
حساب بازی
sharp practice
U
حقه بازی
buggery
U
بچه بازی
cats cradle
U
نخ بازی سرانگشت
basicity
U
قدرت بازی
basic salt
U
نمک بازی
basic dye
U
رنگینه بازی
skates
U
بازی تهاجمی
video game
U
بازی دیدنی
video games
U
بازی دیدنی
hawking
U
قوش بازی
swordplay
U
فن شمشیر بازی
playground
U
زمین بازی
playgrounds
U
زمین بازی
winner
U
برنده بازی
winners
U
برنده بازی
basketball
U
بازی بسکتبال
achate
U
مهرهء بازی
acrobacy
U
بند بازی
acrobatism
U
ریسمان بازی
active sodomy
U
بچه بازی
actuble
U
بازی کردن
agiotage
U
سفته بازی
skated
U
بازی تهاجمی
charlatanism
U
چاچول بازی
dib
U
تیله بازی
dibs
U
بازی نرد
doll play
U
عروسک بازی
double dealing
U
حقه بازی
favoritism
U
پارتی بازی
field of play
U
زمین بازی
radial play
U
بازی شعاعی
first hand
U
نخستین بازی کن
fitting clearance
U
بازی مناسب
dib
U
قاپ بازی
dangerous play
U
بازی خطرناک
charlatanism
U
زبان بازی
charlatanry
U
زبان بازی
choose up game
U
بازی غیررسمی
sand lot
U
بازی غیررسمی
chuck farthing
U
بازی شیریاخط
dart
U
بازی دارت
closed game
U
بازی بسته
cock fighting
U
خروس بازی
computer game
U
بازی کامپیوتری
conjury
U
شعبده بازی
crampet game
U
بازی شطرنج
cunningly
U
به حیله بازی
rink
U
یخ بازی کردن
fireworks
U
اتش بازی
bonfire
U
اتش بازی
bonfires
U
اتش بازی
gaming
U
قمار بازی
monkey business
U
کچلک بازی
pantomime
U
لال بازی
pantomimes
U
لال بازی
playfully
U
با خنده و بازی
speculation
U
سفته بازی
full-time
U
09 دقیقه بازی
charade
U
نوعی بازی
hanky-panky
U
حقه بازی
hanky-panky
U
روباه بازی
double
U
بازی دوبل
firework
آتش بازی
paperwork
U
کاغذ بازی
rinks
U
یخ بازی کردن
football
U
بازی فوتبال
footballs
U
بازی فوتبال
twiddle
U
بازی کردن
twiddled
U
بازی کردن
twiddles
U
بازی کردن
twiddling
U
بازی کردن
footballer
U
فوتبال بازی کن
footballers
U
فوتبال بازی کن
fence
U
شمشیر بازی
fences
U
شمشیر بازی
plaything
U
اسباب بازی
playthings
U
اسباب بازی
skating
U
اسکیت بازی
doubled
U
بازی دوبل
doubled up
U
بازی دوبل
hustled
U
بازی هشیارانه
hustles
U
بازی هشیارانه
hustling
U
بازی هشیارانه
cage
U
بازی بسکتبال
cages
U
بازی بسکتبال
rugby
U
بازی رگبی
factionalism
U
فرقه بازی
power game
U
بازی قدرتی
power games
U
بازی قدرتی
stanza
U
بخشی از بازی
stanzas
U
بخشی از بازی
skiing
U
اسکی بازی
hustle
U
بازی هشیارانه
cogs
U
حقه بازی
fencing
U
ششمشیر بازی
bandied
U
چوگان بازی کچ
bandies
U
چوگان بازی کچ
bandy
U
چوگان بازی کچ
bandying
U
چوگان بازی کچ
chicaneries
U
حیله بازی
chicanery
U
حیله بازی
golfing
U
بازی گلف
trick
U
شعبده بازی
tricked
U
شعبده بازی
tricking
U
شعبده بازی
sporting
U
بازی دوست
handout
U
نوبت بازی
handouts
U
نوبت بازی
polo
U
چوگان بازی
cog
U
حقه بازی
skate
U
بازی تهاجمی
pyrotechnic display
U
اتش بازی
stock jobbery
U
سفته بازی
stock jobbing
U
سفته بازی
stoppage of the game
U
توقف بازی
surf riding
U
موج بازی
swordsmanship
U
شمشیر بازی
taw
U
مهره بازی
team game
U
بازی گروهی
the fancy
U
مشت بازی
the game is up
U
بازی تمام شد
the game is up
U
بازی باخت
the social evil
U
جنده بازی
three knights' game
U
بازی سه اسب
to keep score
U
بازی رانگاهداشتن
to make a goal
U
یک بازی بردن
sodomyh
U
بچه بازی
pyrotechny
U
فن اتش بازی
quackery
U
حقه بازی
quiot
U
لیس بازی
radial play
U
بازی عرضی
red tapery
U
قرطاس بازی
rooker
U
یکجورکفش یخ بازی
rope dancing
U
بند بازی
rope dancing
U
ریسمان بازی
ropery
U
طناب بازی
sheep's eyes
U
نظر بازی
shell game
U
گردو بازی
tooth clearance
U
بازی دندانه
trapze
U
بند بازی
trickiness
U
حقه بازی
play-acted
U
بازی کردن
play-acted
U
تو بازی رفتن
play-acting
U
بازی کردن
play-acting
U
تو بازی رفتن
play-acts
U
بازی کردن
play-acts
U
تو بازی رفتن
To be acting. To put it on .
U
رل بازی کردن
play on words
<idiom>
U
بازی با کلمات
football game
U
بازی فوتبال
play-act
U
تو بازی رفتن
play-act
U
بازی کردن
party politics
U
حزب بازی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com