Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 53 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
trick
U
حیله
trick
U
نیرنگ
trick
U
خدعه
trick
U
شعبده بازی
trick
U
حقه
trick
U
لم
trick
U
رمز
trick
U
فوت وفن
trick
U
حیله زدن
trick
U
حقه بازی کردن
trick
U
شوخی کردن
trick
U
سکانی نگهبان
trick
U
خطوط
trick
U
درجه بندی عدسی دوربین
trick
U
نوبت نگهبانی
trick
U
مدت زمان پست نگهبانی
trick
U
نوبت
trick
U
نگهبانی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
The whole trick is to ...
U
کل ترفندش در این هست که ...
do the trick
<idiom>
U
خیلی خوب کارکردن
hat trick
U
شیرینکاری
trick question
U
سوالیکهجوابآننادرستاست
He got the money from me by a trick.
U
با حقه وکلک پول را از من گرفت
conjuring trick
U
شعبدهبازی
There must be a catch(trick)in it.
U
باید حقه ای درکار باشد
trick of the trade
<idiom>
U
باهوش وذکاوت
turn the trick
<idiom>
U
درکاری که میخواست موفق شدن
to make a trick
U
با کارت شعبده بازی کردن
[ورق بازی]
hat trick
U
کار فوقالعاده
hat trick
U
شاهکار
trick wheel
U
اطاق اسکان
confidence trick
U
کلاهبرداری از راه جلب اعتماد
monkey trick
U
حیله
monkey trick
U
شیطنت
play a trick on
U
حیله زدن به
serve one a trick
U
بکسی حیله زدن
to serve one a trick
U
بکسی حیله زدن
to play a trick on any one
U
بکسی حیله
to play a trick on any one
U
زدن باکسی شوخی کردن
trick wheel
U
چرخ سکان
trick or treat
U
قاشق زنی وکاسه زنی دم درب خانههای مردم
trick track
U
بازی تخته نردقدیمی
trick ski
U
اسکی کوتاه برای انجام حرکات نمایشی اسکی روی اب
trick someone into doing somethings
U
با حیله کسی را وادار به کاری کردن
By an inconceivable trick( trickery) .
U
با حقه ایکه عقل جن هم به آن نمی رسد
he played a pretty trick
U
خوب حیلهای زد
he played a pretty trick
U
خوب حقهای زد
play a legal trick
U
کلاه شرعی سر چیزی گذاشتن
His trick didnt work.
U
حقه اش نگرفت
I played every trick in the book .
U
هر کلکی را که فکر کنی سوار کردم ( زدم )
HE has plenty of excuses who is in search of trick.
<proverb>
U
ییله جو را بهانه بسیار است .
You pulled a fast one. That was a neat trick you played.
U
خوب حقه زدی ( سوار کردی )
There is some hocus – pocus . I smell a rat . Ther is a trick in it .
U
کلکی درکار باید باشد ( هست )
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com