Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 210 (37 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
synchronised
U
همزمان شدن با هم مطابق کردن
synchronises
U
همزمان شدن با هم مطابق کردن
synchronising
U
همزمان شدن با هم مطابق کردن
synchronize
U
همزمان شدن با هم مطابق کردن
synchronizes
U
همزمان شدن با هم مطابق کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
synchronised
U
همزمان کردن از حیث زمان باهم مطابق کردن
synchronises
U
همزمان کردن از حیث زمان باهم مطابق کردن
synchronising
U
همزمان کردن از حیث زمان باهم مطابق کردن
synchronize
U
همزمان کردن از حیث زمان باهم مطابق کردن
synchronizes
U
همزمان کردن از حیث زمان باهم مطابق کردن
Other Matches
standard
U
مطابق نمونه مطابق معیار عمومی معمولی
standards
U
مطابق نمونه مطابق معیار عمومی معمولی
processor
U
به صورت همزمان همزمان کار کند
adjust
U
مطابق کردن
to pattern out
U
ازروی نمونه درست کردن مطابق الگویاقالب طرح کردن
to adjust
U
وفق دادن
[سازگار کردن]
[مطابق کردن ]
adjusting
U
تسویه نمودن مطابق کردن
tally
U
تطبیق کردن مطابق بودن
adjusts
U
تسویه نمودن مطابق کردن
tallies
U
تطبیق کردن مطابق بودن
tallied
U
تطبیق کردن مطابق بودن
sovietize
U
مطابق رژیم شوروی کردن
tallying
U
تطبیق کردن مطابق بودن
synchronize
U
همزمان کردن
synchronising
U
همزمان کردن
synchronizes
U
همزمان کردن
synchronises
U
همزمان کردن
synchronised
U
همزمان کردن
sinify
U
مطابق اداب ورسوم چینی کردن
sinicize
U
مطابق اداب ورسوم چینی کردن
temporalize
U
مطابق مقتضیات وقت عمل کردن
adjusts
U
مطابق کردن تنظیم کردن تعدیل کردن
adjusting
U
مطابق کردن تنظیم کردن تعدیل کردن
synchronised
U
همزمان بودن هماهنگ کردن حرکت
synchronising
U
همزمان بودن هماهنگ کردن حرکت
synchronizes
U
همزمان بودن هماهنگ کردن حرکت
synchronises
U
همزمان بودن هماهنگ کردن حرکت
synchronize
U
همزمان بودن هماهنگ کردن حرکت
phoneticism
U
عقیده به نوشتن و املا کردن کلمه مطابق صدایا تلفظان
multitasking
U
همزمان بدون کم کردن سرعت اجرای پردازنده
multi tasking
U
همزمان بدون کم کردن سرعت اجرای پردازنده
coordination
U
سازماندهی کارهای پیچیده همزمان کردن دو یا چند فرآیند
sanitize
U
مطابق اصول بهداشت کردن از روی اصول بهداشتی عمل کردن
clocking
U
روشی برای همزمان کردن دو دستگاه فرستنده و گیرنده مخابراتی
concurrent
U
اجرای چنیدین برنامه همزمان با اجرا کردن هر بخش کوچک از برنامه به نوبت
complied
U
مطابق با
secundumn
U
مطابق
complies
U
مطابق با
similiar
U
مطابق
after
U
مطابق
from
U
مطابق
according
U
مطابق
correspounding
U
مطابق
pursuant
U
مطابق
correspoundent
U
مطابق
corresponding to
U
مطابق
corresponding to
U
مطابق با
confirming
U
مطابق
congurous
U
مطابق
agreeably to
U
مطابق
similar
U
مطابق
corresponding
U
مطابق
matched
U
مطابق
according to
U
مطابق
accordant
U
مطابق
correspondent
U
مطابق
correspondents
U
مطابق
in register
U
مطابق
consilient
U
مطابق
incompliance with
U
مطابق
within
U
مطابق
frae
U
مطابق
complied with
U
مطابق با
respondents
U
مطابق
even with
U
مطابق
in keeping
U
مطابق
complying
U
مطابق با
comply
U
مطابق با
respondent
U
مطابق
hygienically
U
مطابق بهداشت
pursuant to
U
مطابق برحسب
in accordance with
U
مطابق موافق
at my request
U
مطابق با تقاضای من
pedagogically
U
مطابق فن تعلیم
newfashioned
U
مطابق مد روز
up to date
U
مطابق روز
synchronised
U
مطابق بودن
homologize
U
مطابق شدن
geometrically
U
مطابق هندسه
synchronises
U
مطابق بودن
trendiest
U
مطابق آخرین مد
trendier
U
مطابق آخرین مد
poshest
U
مطابق مد روز
to
U
برحسب مطابق
synchronising
U
مطابق بودن
posher
U
مطابق مد روز
posh
U
مطابق مد روز
relevant
U
وابسته مطابق
synchronize
U
مطابق بودن
trendy
U
مطابق آخرین مد
orthodox
U
مطابق مرسوم
synchronizes
U
مطابق بودن
to correspond to
U
مطابق بودن
corresponds
U
مطابق بودن
by the square
U
مطابق نمونه
synchrinized
U
مطابق بودن
corresponding
U
مطابق متشابه
up-to-date
U
مطابق روز
correspound
U
مطابق بودن
constitutionally
U
مطابق قانون
traditionally
U
مطابق احادیث
corresponded
U
مطابق بودن
conform to
U
مطابق بودن با
correspond
U
مطابق بودن
by my watch
U
مطابق ساعت من
physiologically
U
مطابق فیزیولوژی
as usual
U
مطابق معمول
testamentary
U
مطابق با وصیت
fashionably
U
مطابق معمول
after the manner of
U
بتقلید مطابق
astronomically
U
مطابق هیئت
classics
U
مطابق بهترین نمونه
metronomic
U
مطابق میزانه شمار
classic
U
مطابق بهترین نمونه
cut and dried
U
مطابق نقشه وبرنامه
anno hegirae
U
مطابق تقویم هجری
reconstructions
U
نمونه مطابق اصل
keping with one's view
U
مطابق نظرکسی بودن
modular
U
مطابق اندازه یامقیاس
cut and dry
U
مطابق نقشه وبرنامه
true life
U
مطابق زندگی روزمره
up to date
U
مطابق اخرین طرز
meets
U
مطابق شرایط بودن
cut-and-dried
U
مطابق نقشه وبرنامه
currency
U
مطابق روز بودن
true copy
U
رونوشت مطابق با اصل
meet
U
مطابق شرایط بودن
accentually
U
مطابق تکیه صدا
pedagogically
U
مطابق علم اموزش
up-to-date
U
مطابق اخرین طرز
pedagogical teaching
U
اموزش مطابق فن تعلیم
anatomically
U
مطابق علم تشریح
ethnologically
U
مطابق علم نژادشناسی
dialectically
U
مطابق قواعد منطق
ideal
U
مطابق نمونه واقعی
quite the thing
U
مطابق بارسم معمول
musically
U
مطابق اصول موسیقی
to keep step to a band
U
مطابق موزیک پازدن
biblical
U
مطابق کتاب مقدس
reconstruction
U
نمونه مطابق اصل
discretionally
U
مطابق میل و اختیار
parallels
U
نظیر مطابق بودن با
parallelling
U
نظیر مطابق بودن با
paralleling
U
نظیر مطابق بودن با
constitutional
U
مطابق قانون اساسی
currencies
U
مطابق روز بودن
ethically
U
مطابق علم اخلاق
paralleled
U
نظیر مطابق بودن با
ideals
U
مطابق نمونه واقعی
technically
U
مطابق اصول فنی
parallel
U
نظیر مطابق بودن با
parallelled
U
نظیر مطابق بودن با
parallelling
U
همزمان
parallels
U
همزمان
parallelled
U
همزمان
synchronous
U
همزمان
simultaneous
U
همزمان
concurrent
U
همزمان
coincidentally
U
همزمان
paralleled
U
همزمان
parallel
U
همزمان
paralleling
U
همزمان
synchronic
U
همزمان
contemporaries
U
همزمان
isochrone
U
همزمان
isochronous
U
همزمان
contemporary
U
همزمان
simultaneously
U
همزمان
proportional
U
همزمان
synchronizer
U
همزمان گر
conventional
U
مرسوم مطابق ایین وقاعده
moresque
U
مطابق با سبک مغربیهای افریقا
standardizes
U
مطابق درجه معینی دراوردن
standardising
U
مطابق درجه معینی دراوردن
standardises
U
مطابق درجه معینی دراوردن
standardised
U
مطابق درجه معینی دراوردن
standardizing
U
مطابق درجه معینی دراوردن
standardize
U
مطابق درجه معینی دراوردن
update
U
مطابق روز پیش بردن
that i snot in keepingwith our
U
این مطابق نظریه مانیست
modeled
U
مطابق مدل معینی در اوردن
standardization
U
مطابق معیار خاص دراوردن
model
U
مطابق مدل معینی در اوردن
ideally
U
مطابق ارزو و یاکمال مطلوب
ethnically
U
مطابق علم طوایف بشر
symptomatic
U
مطابق نشانه بیماری نماینده
scriptural
U
مطابق متن کتاب مقدس
grammatically
U
مطابق ایین دستوریاصرف ونحو
with the sun
U
مطابق گردش عقربک ساعت
sunwise
U
مطابق گردش عقربک ساعت
updates
U
مطابق روز پیش بردن
updated
U
مطابق روز پیش بردن
answer
U
بدرد خوردن مطابق بودن
answered
U
بدرد خوردن مطابق بودن
up-to-date
U
امروزی تازه مطابق روز
up to date
U
امروزی تازه مطابق روز
answering
U
بدرد خوردن مطابق بودن
phonetioist
U
طرفداری املای مطابق صدا
models
U
مطابق مدل معینی در اوردن
answers
U
بدرد خوردن مطابق بودن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com