English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 210 (31 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
synchronised U همزمان شدن با هم مطابق کردن
synchronises U همزمان شدن با هم مطابق کردن
synchronising U همزمان شدن با هم مطابق کردن
synchronize U همزمان شدن با هم مطابق کردن
synchronizes U همزمان شدن با هم مطابق کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
synchronised U همزمان کردن از حیث زمان باهم مطابق کردن
synchronises U همزمان کردن از حیث زمان باهم مطابق کردن
synchronising U همزمان کردن از حیث زمان باهم مطابق کردن
synchronize U همزمان کردن از حیث زمان باهم مطابق کردن
synchronizes U همزمان کردن از حیث زمان باهم مطابق کردن
Other Matches
standard U مطابق نمونه مطابق معیار عمومی معمولی
standards U مطابق نمونه مطابق معیار عمومی معمولی
processor U به صورت همزمان همزمان کار کند
adjust U مطابق کردن
to pattern out U ازروی نمونه درست کردن مطابق الگویاقالب طرح کردن
to adjust U وفق دادن [سازگار کردن] [مطابق کردن ]
adjusting U تسویه نمودن مطابق کردن
tally U تطبیق کردن مطابق بودن
adjusts U تسویه نمودن مطابق کردن
tallies U تطبیق کردن مطابق بودن
tallied U تطبیق کردن مطابق بودن
sovietize U مطابق رژیم شوروی کردن
tallying U تطبیق کردن مطابق بودن
synchronize U همزمان کردن
synchronising U همزمان کردن
synchronizes U همزمان کردن
synchronises U همزمان کردن
synchronised U همزمان کردن
sinify U مطابق اداب ورسوم چینی کردن
sinicize U مطابق اداب ورسوم چینی کردن
temporalize U مطابق مقتضیات وقت عمل کردن
adjusts U مطابق کردن تنظیم کردن تعدیل کردن
adjusting U مطابق کردن تنظیم کردن تعدیل کردن
synchronised U همزمان بودن هماهنگ کردن حرکت
synchronising U همزمان بودن هماهنگ کردن حرکت
synchronizes U همزمان بودن هماهنگ کردن حرکت
synchronises U همزمان بودن هماهنگ کردن حرکت
synchronize U همزمان بودن هماهنگ کردن حرکت
phoneticism U عقیده به نوشتن و املا کردن کلمه مطابق صدایا تلفظان
multitasking U همزمان بدون کم کردن سرعت اجرای پردازنده
multi tasking U همزمان بدون کم کردن سرعت اجرای پردازنده
coordination U سازماندهی کارهای پیچیده همزمان کردن دو یا چند فرآیند
sanitize U مطابق اصول بهداشت کردن از روی اصول بهداشتی عمل کردن
clocking U روشی برای همزمان کردن دو دستگاه فرستنده و گیرنده مخابراتی
concurrent U اجرای چنیدین برنامه همزمان با اجرا کردن هر بخش کوچک از برنامه به نوبت
complied U مطابق با
secundumn U مطابق
complies U مطابق با
similiar U مطابق
after U مطابق
from U مطابق
according U مطابق
correspounding U مطابق
pursuant U مطابق
correspoundent U مطابق
corresponding to U مطابق
corresponding to U مطابق با
confirming U مطابق
congurous U مطابق
agreeably to U مطابق
similar U مطابق
corresponding U مطابق
matched U مطابق
according to U مطابق
accordant U مطابق
correspondent U مطابق
correspondents U مطابق
in register U مطابق
consilient U مطابق
incompliance with U مطابق
within U مطابق
frae U مطابق
complied with U مطابق با
respondents U مطابق
even with U مطابق
in keeping U مطابق
complying U مطابق با
comply U مطابق با
respondent U مطابق
hygienically U مطابق بهداشت
pursuant to U مطابق برحسب
in accordance with U مطابق موافق
at my request U مطابق با تقاضای من
pedagogically U مطابق فن تعلیم
newfashioned U مطابق مد روز
up to date U مطابق روز
synchronised U مطابق بودن
homologize U مطابق شدن
geometrically U مطابق هندسه
synchronises U مطابق بودن
trendiest U مطابق آخرین مد
trendier U مطابق آخرین مد
poshest U مطابق مد روز
to U برحسب مطابق
synchronising U مطابق بودن
posher U مطابق مد روز
posh U مطابق مد روز
relevant U وابسته مطابق
synchronize U مطابق بودن
trendy U مطابق آخرین مد
orthodox U مطابق مرسوم
synchronizes U مطابق بودن
to correspond to U مطابق بودن
corresponds U مطابق بودن
by the square U مطابق نمونه
synchrinized U مطابق بودن
corresponding U مطابق متشابه
up-to-date U مطابق روز
correspound U مطابق بودن
constitutionally U مطابق قانون
traditionally U مطابق احادیث
corresponded U مطابق بودن
conform to U مطابق بودن با
correspond U مطابق بودن
by my watch U مطابق ساعت من
physiologically U مطابق فیزیولوژی
as usual U مطابق معمول
testamentary U مطابق با وصیت
fashionably U مطابق معمول
after the manner of U بتقلید مطابق
astronomically U مطابق هیئت
classics U مطابق بهترین نمونه
metronomic U مطابق میزانه شمار
classic U مطابق بهترین نمونه
cut and dried U مطابق نقشه وبرنامه
anno hegirae U مطابق تقویم هجری
reconstructions U نمونه مطابق اصل
keping with one's view U مطابق نظرکسی بودن
modular U مطابق اندازه یامقیاس
cut and dry U مطابق نقشه وبرنامه
true life U مطابق زندگی روزمره
up to date U مطابق اخرین طرز
meets U مطابق شرایط بودن
cut-and-dried U مطابق نقشه وبرنامه
currency U مطابق روز بودن
true copy U رونوشت مطابق با اصل
meet U مطابق شرایط بودن
accentually U مطابق تکیه صدا
pedagogically U مطابق علم اموزش
up-to-date U مطابق اخرین طرز
pedagogical teaching U اموزش مطابق فن تعلیم
anatomically U مطابق علم تشریح
ethnologically U مطابق علم نژادشناسی
dialectically U مطابق قواعد منطق
ideal U مطابق نمونه واقعی
quite the thing U مطابق بارسم معمول
musically U مطابق اصول موسیقی
to keep step to a band U مطابق موزیک پازدن
biblical U مطابق کتاب مقدس
reconstruction U نمونه مطابق اصل
discretionally U مطابق میل و اختیار
parallels U نظیر مطابق بودن با
parallelling U نظیر مطابق بودن با
paralleling U نظیر مطابق بودن با
constitutional U مطابق قانون اساسی
currencies U مطابق روز بودن
ethically U مطابق علم اخلاق
paralleled U نظیر مطابق بودن با
ideals U مطابق نمونه واقعی
technically U مطابق اصول فنی
parallel U نظیر مطابق بودن با
parallelled U نظیر مطابق بودن با
parallelling U همزمان
parallels U همزمان
parallelled U همزمان
synchronous U همزمان
simultaneous U همزمان
concurrent U همزمان
coincidentally U همزمان
paralleled U همزمان
parallel U همزمان
paralleling U همزمان
synchronic U همزمان
contemporaries U همزمان
isochrone U همزمان
isochronous U همزمان
contemporary U همزمان
simultaneously U همزمان
proportional U همزمان
synchronizer U همزمان گر
conventional U مرسوم مطابق ایین وقاعده
moresque U مطابق با سبک مغربیهای افریقا
standardizes U مطابق درجه معینی دراوردن
standardising U مطابق درجه معینی دراوردن
standardises U مطابق درجه معینی دراوردن
standardised U مطابق درجه معینی دراوردن
standardizing U مطابق درجه معینی دراوردن
standardize U مطابق درجه معینی دراوردن
update U مطابق روز پیش بردن
that i snot in keepingwith our U این مطابق نظریه مانیست
modeled U مطابق مدل معینی در اوردن
standardization U مطابق معیار خاص دراوردن
model U مطابق مدل معینی در اوردن
ideally U مطابق ارزو و یاکمال مطلوب
ethnically U مطابق علم طوایف بشر
symptomatic U مطابق نشانه بیماری نماینده
scriptural U مطابق متن کتاب مقدس
grammatically U مطابق ایین دستوریاصرف ونحو
with the sun U مطابق گردش عقربک ساعت
sunwise U مطابق گردش عقربک ساعت
updates U مطابق روز پیش بردن
updated U مطابق روز پیش بردن
answer U بدرد خوردن مطابق بودن
answered U بدرد خوردن مطابق بودن
up-to-date U امروزی تازه مطابق روز
up to date U امروزی تازه مطابق روز
answering U بدرد خوردن مطابق بودن
phonetioist U طرفداری املای مطابق صدا
models U مطابق مدل معینی در اوردن
answers U بدرد خوردن مطابق بودن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com