Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 21 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
concurrent
U
دریک وقت واقع شونده موافق
concurrent
U
متقارن
concurrent
U
همرو همزمان
concurrent
U
همزمان
concurrent
U
چند منظوره
concurrent
U
اجرای چنیدین برنامه همزمان با اجرا کردن هر بخش کوچک از برنامه به نوبت
concurrent
U
نرم افزار سیستم عامل که به چندین برنامه یافعالیت اجازه اجرای همزمان میدهد
concurrent
U
تقریباگ همزمان
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
non concurrent
U
نا موافق
non concurrent
U
نا همراه
concurrent variation
U
تغییر همزمان
concurrent validity
U
اعتبار همزمان
concurrent training
U
اموزش همزمان
concurrent reinforcement
U
تقویت همزمان
concurrent programming
U
برنامه نویسی همزمان
concurrent jurisdiction
U
رسیدگی قضایی همزمان به چند جرم دادگاه الحاقی یاهمزمان
concurrent processing
U
پردازش همزمان
concurrent operation
U
عملکرد همزمان
concurrent force
U
نیروی همرس
concurrent execution
U
اجرای همزمان
concurrent program execution
U
اجرای همزمان برنامه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com