Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 211 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
hydrographic chart
U
نقشه دریایی
nautical chart
U
نقشه دریایی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
chart
U
گزارش کتبی مسابقه نقشه دریایی
charted
U
گزارش کتبی مسابقه نقشه دریایی
charting
U
گزارش کتبی مسابقه نقشه دریایی
charts
U
گزارش کتبی مسابقه نقشه دریایی
oceanography
U
تهیه نقشههای دریایی و نقشه برداری دریایی
hydrographic chart
U
نقشه اب نگاری دریایی
hydrography
U
تهیه نقشه دریایی
nautical chart
U
نقشه دریایی اب نگاری شده
pilot chart
U
نقشههای راهنمای دریایی نقشه ناوبری دریایی
Other Matches
seabee
U
گردان ساختمان دریایی گردان مهندسی دریایی مخصوص ساختن پایگاه ولنگرگاه یکان استحکامات دریایی
map
U
نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
maps
U
نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
strategies
U
طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
strategy
U
طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
conformal projection
U
نوعی سیستم تهیه نقشه بزرگ کردن یکنواخت نقشه
line route map
U
نقشه نشان دهنده راهها نقشه راهنمای مسیر خطوط سیم دستگاه
docking plan
U
نقشه مسیر ورود کشتی به حوضچه تعمیر نقشه ساختمان قسمت زیر ناوlongshoreman
midshipman
U
افسر پایین رتبه نیروی دریایی دانشجوی سال دوم دانشکده دریایی
piratic
U
درخوردزدان دریایی مربوطبه دزدان دریایی مبنی بردزدی
control map
U
نقشه مخصوص بررسی صحت بقیه نقشه ها
hyetography
U
نقشه کشی از بارندگی نمایش بارش با نقشه
cartographers
U
ترسیم کننده نقشه متخصص رسم نقشه
cartographer
U
ترسیم کننده نقشه متخصص رسم نقشه
kites
U
کایت دریایی هدف کش دریایی غوطه وردر اب
running lights
U
فارهای شناور دریایی چراغهای راه دریایی
petty officer
U
معاون افسرنگهبان دریایی درجه دارنیروی دریایی
petty officers
U
معاون افسرنگهبان دریایی درجه دارنیروی دریایی
kite
U
کایت دریایی هدف کش دریایی غوطه وردر اب
chine
U
عضو طولی در کنار بدنه شناورهای دریایی یاهواپیماهای دریایی که محل برخورد سطوح فوقانی وتحتانی میباشند
topographic map
U
نقشه عوارض نما نقشه توپوگرافی
mapping
U
نقشه کشی کردن تهیه نقشه
sea mark
U
راهنمای دریایی :چراغ یافانوس دریایی
stadimeter
U
مسافت یاب دریایی الیداد دریایی
sea cucumber
U
حلزون دریایی از جنس راب دریایی
storage map
U
نقشه انباره نقشه انبارش
sea power
U
قدرت دریایی منظور کشوری است که بادریا ارتباط ویژه دارد ودارای نیروی دریایی قوی است
convoy joiner
U
ناوهای منفردی که به کاروان دریایی پیوسته اند ناوهای متفرقه اضافی درستون دریایی
naval activity
U
تاسیسات دریایی قسمت دریایی
marines
U
تفنگداران دریایی تکاوران دریایی
marine
U
تفنگداران دریایی تکاوران دریایی
terns
U
پرستوک دریایی چلچله دریایی
tern
U
پرستوک دریایی چلچله دریایی
task unit
U
نیروی واگذار کننده ماموریت دریایی یکان یا بخشی ازگروه ماموریت دریایی که زیر امر فرمانده گروه قرارمی گیرد
attack director
U
وسایل محاسباتی سیستم کنترل اتش دریایی وسیله هادی تک اتش دریایی
light lists
U
کتابهای راهنمای محل فارهای دریایی فهرست راهنمای چراغهای دریایی
summary areas
U
مناطق اطلاعاتی دریایی مناطق یاد شده در خلاصه وضعیت دریایی
orthographic
U
تصویر یا نقشه که در ان خطوط مصور برسطح تصویر یا نقشه عموداست
knot
U
میل دریایی
[واحد اندازه گیری]
[واحد سرعت دریایی]
knot
U
گره دریایی
[واحد اندازه گیری]
[واحد سرعت دریایی]
maritime
U
ناوگان مستقل دریایی ناوگان دریایی دریایی
plotted
U
تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
plots
U
تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
plot
U
تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
map sheet
U
شماره برگ نقشه از سریهای مختلف برگ نقشه
geodesy
U
نقشه برداری عملیات نقشه برداری در شبکه جهانی
rear commodore
U
سرپرست کاروان دریایی جانشین فرمانده کاروان دریایی
naval aviation
U
قسمت هوایی نیروی دریایی هواپیمایی نیروی دریایی
bureau of naval personnel
U
اداره پرسنل نیروی دریایی دفتر پرسنل دریایی
vignetting
U
سایه روشن زدن به نقشه یاعکس هوایی نمایش عوارض نقشه با سایه روشن تدریجی
spandrel
U
لچک
[در فرش های لچک ترنج، لچک ها معمولا یک چهارم ترنج بوده و یا دارای نقشه مشابه و یا نقشه متفاوت می باشند.]
outline assembly drawing
U
نقشه کلی ساختمان نقشه ایکه تصویر کلی ساختمان را نشان میدهد وجزئیات ساختمان روی ان پیاده نشده است
common control
U
کنترل عمومی نقشه برداری شبکه عمومی نقشه برداری شبکه جهانی نقشه برداری
light period
U
دوره تناوب روشنایی چراغ دریایی دوره تناوب روشن شدن فار دریایی
geodetic datum
U
سطح مبنای نقشه برداری افق مبنای نقشه برداری زمینی جهانی
map compilation
U
تهیه نقشه جدید یا جمع اوری اطلاعات جدید برای تهیه نقشه
crash position indicator
U
برج اعلام محل وقوع سوانح دریایی برج مراقبت سوانح دریایی
Marine Corps
U
نیروی تکاوران دریایی نیروی تفنگداران دریایی
convoy commodore
U
فرمانده ستون دریایی فرمانده کاروان دریایی
naval gunfire
U
تیراندازی توپخانه دریایی اتش توپخانه دریایی
bench mark
U
شاخص علامت نقطه کنترل نقشه برداری شاخص نقشه برداری
computer aided design and drafting
U
طراحی و نقشه کشی به کمک کامپیوتر طراحی و نقشه کشی کامپیوتری
crash locator beacon
U
برج اعلام سوانح دریایی برج تعیین محل سوانح دریایی
convoy routing
U
تعیین مسیر کاروان دریایی تعیین مسیر حرکت ستون دریایی
convoy schedule
U
برنامه کلی حرکت ستون دریایی برنامه حرکت کاروان دریایی
grid navigation
U
ناوبری از روی نقشه ناوبری از روی خطوط شبکه نقشه
trimsize
U
اندازه تنظیم شده نقشه حواشی تنظیم شده نقشه
projections
U
سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
projection
U
سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
polar stereographic
U
سیستم تهیه نقشه قطبی سیستم نقشه برداری قطبی
convoy route
U
مسیر حرکت ستون دریایی مسیر حرکت کاروان دریایی
light ship
U
کشتی حامل فار دریایی کشتی حامل فانوس دریایی
commandant of marine corps
U
فرمانده نیروی تکاوران دریایی فرمانده نیروی تفنگداران دریایی
trig list
U
لیست نقاط نقشه برداری شده فهرست مختصات نقاط نقشه برداری شده
sofar
U
سیستم مسافت یابی صوتی دریایی نوعی روش مسافت یابی صوتی دریایی
lobster
U
خرچنگ دریایی گوشت خرچنگ دریایی
lobsters
U
خرچنگ دریایی گوشت خرچنگ دریایی
map plane
U
سطح مبنای تراز نقشه مبنای تراز نقشه
survey station
U
ایستگاه نقشه برداری ایستگاه کنترل نقشه برداری
field control
U
نقاط کنترل نقشه برداری نقاط کنترل زمینی نقشه برداری
spotting board
U
طرح تیر توپخانه دریایی طرح تنظیم تیر توپخانه دریایی
plans
U
نقشه
plans
U
نقشه کف
charting
U
نقشه
design
U
نقشه
plot
U
نقشه
plan
U
نقشه کف
project
U
نقشه
charted
U
نقشه
modelled
U
نقشه
planner
U
نقشه کش
plan
U
نقشه
designs
U
نقشه
plots
U
نقشه
chart
U
نقشه
charts
U
نقشه
cartograph
U
نقشه
visual aid
U
نقشه
mounted map
U
نقشه
program
U
نقشه
tracer
U
نقشه کش
planners
U
نقشه کش
draftsmen
U
نقشه کش
draughtsman
U
نقشه کش
draughtsmen
U
نقشه کش
plotted
U
نقشه
programs
U
نقشه
planless
U
بی نقشه
schemes
U
نقشه
outlined
U
نقشه
maps
U
نقشه
model
U
نقشه
modeled
U
نقشه
models
U
نقشه
schemed
U
نقشه
scheme
U
نقشه
plat
U
نقشه
plotless
U
بی نقشه
tracers
U
نقشه کش
outline
U
نقشه
map
U
نقشه
outlines
U
نقشه
drawing
U
نقشه
drawings
U
نقشه
plan view
U
نقشه کف
designers
U
نقشه کش
designer
U
نقشه کش
rambling
U
بی نقشه
projected
U
نقشه
outlining
U
نقشه
map maker
U
نقشه کش
projects
U
نقشه
cartographer
U
نقشه کش
draftsman
U
نقشه کش
cartographers
U
نقشه کش
saltiest
U
دریایی
pelagian
U
دریایی
salty
U
دریایی
thalassic
U
دریایی
marine
U
دریایی
maritime
U
دریایی
seas
U
دریایی
nautical
U
دریایی
sea pier
U
سد دریایی
sea
U
دریایی
thalaesic
U
دریایی
saltier
U
دریایی
benthic
U
ته دریایی
dogfish
U
سگ دریایی
shark
U
سگ دریایی
naval
U
دریایی
sea born
U
دریایی
sharks
U
سگ دریایی
marines
U
دریایی
structural drawing
U
نقشه ساختمانی
structural draftsman
U
نقشه کش ساختمانی
original map
U
نقشه اصلی
approval of plan
U
تصویب نقشه
strategic plan
U
نقشه جنگ
strategic map
U
نقشه نظامی
drawing
U
نقشه کارگاهی
drawings
U
نقشه کشی
pin
U
سنجاق نقشه
pinned
U
سنجاق نقشه
operation map
U
نقشه عملیاتی
star chart
U
نقشه ستارگان
stereotaxic atlas
U
نقشه مغز
pinning
U
سنجاق نقشه
drawings
U
نقشه کارگاهی
drawing
U
نقشه کشی
storage map
U
نقشه حافظه
site plan
U
نقشه جایگاه
operation map
U
نقشه عملیات
situation map
U
نقشه وضعیت
site plan
U
نقشه محل
planless economy
U
اقتصاد بی نقشه
planimetric
U
نقشه پلانیمتری
sketches
U
نقشه تقریبی
sketched
U
نقشه ساده
sketched
U
نقشه تقریبی
sketch
U
نقشه ساده
sketch
U
نقشه تقریبی
relief emboss
U
نقشه برجسته
relief map
U
نقشه برجسته
rescale
U
نقشه کشیدن
cartography
U
نقشه نگاری
draughtsmanship
U
نقشه کشی
cartography
U
نقشه کشی
sketches
U
نقشه ساده
programme
U
دستور نقشه
planned chart
U
نقشه کروکی
planography
U
فن ترسیم نقشه
plat
U
قطعه نقشه
plat
U
نقشه مسطحه
master plans
U
نقشه مجموعه
master plans
U
نقشه کلیات
master plan
U
نقشه مجموعه
master plan
U
نقشه کلیات
polar diagram
U
نقشه قطبی
power play
U
نقشه تهاجمی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com