Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
tick off
U
نشان رسیدگی و مقابله
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
to check off
U
رسیدگی کردن ودرصورت درستی باخط نشان گذاردن
emergency drill
U
تمرین مقابله با سوانح تمرین مقابله با حوادث غیرمترقبه
checked
U
مقابله کردن مقابله
checks
U
مقابله کردن مقابله
check
U
مقابله کردن مقابله
to verify the accounts
رسیدگی به محاسبات کردن حساب ها را رسیدگی یا ممیزی کردن
defferential assets
U
هیئت رسیدگی باختلافات هیئت رسیدگی به حسابها
puncuation
U
نشان گذاری نقطه و نشان هایی که برای بخش ها بکار میرود
garters
U
عالی ترین نشان انگلیس بنام نشان بندجوراب
garter
U
عالی ترین نشان انگلیس بنام نشان بندجوراب
discretionary
U
خط پیوندی که نشان دهنده قط ع شدن کلمه در آخر خط است ولی در حالت معمولی نشان داده نمیشود
silver star
U
نشان ستاره نقره یا عالیترین نشان خدمتی
scarry
U
دارای نشان داغ یا نشان جراحت وزخم
contrasted
U
مقابله
checking
U
مقابله
collations
U
مقابله
collation
U
مقابله
controlment
U
مقابله
counterview
U
مقابله
confrontation
U
مقابله
echo check
U
مقابله
contrasts
U
مقابله
contrast
U
مقابله
contrasting
U
مقابله
opposition
U
مقابله
check
U
مقابله
bucking
U
مقابله
confrontations
U
مقابله
transfer check
U
مقابله
checked
U
مقابله
checks
U
مقابله
check boxes
U
جعبههای مقابله
checks and balance
U
کنترل و مقابله
checklist
U
سیاهه مقابله
casting out nines
U
مقابله نه نهی
cyclic check
U
مقابله چرخهای
algebra
U
جبر و مقابله
check indicator
U
نماینده مقابله
repel
U
مقابله کردن
repelled
U
مقابله کردن
check point
U
نقطه مقابله
limit check
U
مقابله حدود
parity checking
U
مقابله توازن
parity check
U
مقابله ایستایی
crossecheck
U
مقابله مجدد
modulo n check
U
مقابله به پیمانه
spot check
U
مقابله موضعی
spot checks
U
مقابله موضعی
retaliation
U
مقابله به مثل
reciprocity
U
مقابله به مثل
twin check
U
مقابله توام
repels
U
مقابله کردن
repelling
U
مقابله کردن
marginal check
U
مقابله مرزی
opposability
U
مقابله پذیری
loop checking
U
مقابله حلقه
validity check
U
مقابله اعتبار
parity check
U
مقابله توازن
data check
U
مقابله داده ها
check list
U
سیاهه مقابله
collate
U
مقابله کردن
spell checker
U
مقابله گر املائی
cross-examination
U
پرسش و مقابله
beards
U
مقابله کردن
sum check
U
مقابله جمعی
acounter
U
مقابله کردن
countered
U
مقابله کردن
beard
U
مقابله کردن
collating
U
مقابله کردن
countering
U
مقابله کردن
automatic check
U
مقابله خودکار
collates
U
مقابله کردن
arithmetic check
U
مقابله حسابی
collated
U
مقابله کردن
overflow check
U
مقابله سرریز
bucking coil
U
پیچک مقابله
system check
U
مقابله سیستم
sequence check
U
مقابله ترتیب
sequence checking
U
مقابله ترتیبی
diagnostic check
U
مقابله تشخیصی
dynamic check
U
مقابله پویا
visual check
U
مقابله بصری
visual check
U
مقابله دیداری
sight check
U
مقابله چشمی
built in check
U
مقابله توکار
sight check
U
مقابله نظری
selection check
U
مقابله گزینش
cross-examinations
U
پرسش و مقابله
counter
U
مقابله کردن
check
U
مقابله کردن بررسی
syntax checker
U
مقابله نحوه گری
checked
U
مقابله کردن بررسی
checks
U
مقابله کردن بررسی
counter military
U
مقابله باعملیات نظامی
odd even check
U
مقابله فرد و زوج
check indicator
U
مشخص کننده مقابله
vertical parity check
U
مقابله توان عمدی
duplication check
U
مقابله از راه تکرار
parity check
U
مقابله کردن توازن
checking program
U
برنامه مقابله کننده
collated
U
مقابله وتطبیق کردن
machine check interrupt
U
وقفه مقابله ماشین
reciprocates
U
مقابله به مثل نمودن
hardware check
U
مقابله سخت افزاری
collates
U
مقابله وتطبیق کردن
reciprocated
U
مقابله به مثل نمودن
collating
U
مقابله وتطبیق کردن
longitudinal redundancy check
U
مقابله افزونگی طولی
dump check
U
مقابله حین روبرداری
reciprocate
U
مقابله به مثل نمودن
collate
U
مقابله وتطبیق کردن
marking
U
نشان دار سازی نشان
markings
U
نشان دار سازی نشان
poniter
U
نشان دهنده نشان گیرنده
flags
U
یک بیت در کلمه نشان دهنده وضعیت برای نشان دادن وضعیت وسیله
flag
U
یک بیت در کلمه نشان دهنده وضعیت برای نشان دادن وضعیت وسیله
programmable check
U
مقابله برنامه ریزی شده
programmed check
U
مقابله برنامه ریزی شده
checkpoint restart
U
اغازگر مجدد نقطه مقابله
i raked all algebra
U
جبر و مقابله را زیر و روکردم
disaster control
U
روش مقابله با سوانح و بلایا
Touché!
U
خوب مقابله کردی!
[در بحثی]
rencontre
U
با خصومت روبرو شدن مقابله کردن
rencounter
U
با خصومت روبرو شدن مقابله کردن
lrc
U
Check LongitudinalRedundancy مقابله افزونگی طولی
checkpoint
U
محل بازرسی وسائط نقلیه نقطه مقابله
desk checking
U
فرایند بررسی بوسیله دست مقابله رومیزی
checkpoints
U
محل بازرسی وسائط نقلیه نقطه مقابله
check-points
U
محل بازرسی وسائط نقلیه نقطه مقابله
inquiries
U
رسیدگی
probe
U
رسیدگی
service
رسیدگی به
serviced
U
رسیدگی به
probes
U
رسیدگی
inquiry
U
رسیدگی
probed
U
رسیدگی
verification
U
رسیدگی
attention
U
رسیدگی
attentions
U
رسیدگی
cassation
U
رسیدگی
puberty
U
رسیدگی
consideration
U
رسیدگی
considerations
U
رسیدگی
handling
U
رسیدگی
oyer
U
رسیدگی
conizance
U
حق رسیدگی
investigations
U
رسیدگی
controlment
U
رسیدگی
investigation
U
رسیدگی
matureness
U
رسیدگی
auditing
U
رسیدگی
audits
U
رسیدگی
examinations
U
رسیدگی
audited
U
رسیدگی
adjustment
U
رسیدگی
examination
U
رسیدگی
ripeness
U
رسیدگی
audit
U
رسیدگی
adjustments
U
رسیدگی
supervisory
U
1-سیگنالی که نشان میدهد آیا مدار مشغول است یا خیر. 2-سیگنالی که وضعیت وسیله را نشان میدهد
to impress a mark on something
U
نشان روی چیزی گذاردن چیزیرا نشان گذاردن
try
U
رسیدگی کردن
investigating
U
رسیدگی کردن
tries
U
رسیدگی کردن
examining
U
با into رسیدگی کردن
trial on merits
U
رسیدگی ماهوی
scope
U
دامنه رسیدگی
verified
U
رسیدگی کردن
examined
U
با into رسیدگی کردن
examined
U
رسیدگی کردن
investigates
U
رسیدگی کردن
examine
U
رسیدگی کردن
investigated
U
رسیدگی کردن
to see to
U
رسیدگی کردن
investigate
U
رسیدگی کردن
examining
U
رسیدگی کردن
examine
U
با into رسیدگی کردن
auditors
U
مامور رسیدگی
to llok
U
رسیدگی کردن
inquisitorial
U
وابسته به رسیدگی
to look in to
U
رسیدگی کردن
cassation
U
رسیدگی فرجامی
examinations
U
رسیدگی معاینه
examination
U
رسیدگی معاینه
deal with
U
رسیدگی کردن
investigable
U
قابل رسیدگی
investigation in the supreme court
U
رسیدگی فرجامی
look into
U
رسیدگی کردن
claims handling
U
رسیدگی به شکایات
inquest
U
بازجویی رسیدگی
inquests
U
بازجویی رسیدگی
to see about
U
رسیدگی کردن
mellowness
U
نرمی رسیدگی
auditor
U
مامور رسیدگی
go into
U
رسیدگی کردن
considers
U
رسیدگی کردن
consider
U
رسیدگی کردن
to go into
U
رسیدگی کردن
assistance
U
موافبت رسیدگی
to do for
U
رسیدگی کردن به
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com