English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 34 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
contrast U هم سنجی
contrast U مغایرت
contrast U برابرکردن
contrast U تباین
contrast U مقابله
contrast U تقابل کنتراست
contrast U مقایسه کردن
contrast U تقابل
contrast U رنگ زمینه
contrast U زمینه طرح و سایه
contrast U اختلاف شدت فروزندگی بین اجزاء مختلف یک عکس
contrast U فیلتری که روی صفحه نمایش می گذارند تا جذب نور را بیشتر کنند و از ناراحتی چشم جلوگیری کند
contrast U دکمه کنترلی روی صفحه نمایش که اختلاف بین e-ton سیاه و سفید یا رنگها را تغییر میدهد
contrast U تفاوت بین سیاه و سفید یا بین رنگها
contrast U بررسی تفاوتهای دو مجموعه اطلاعات
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
to contrast [with] U مقایسه کردن با [برابرکردن برای مقایسه]
in contrast with U دربرابر
in contrast with U درمقابل
intermediate contrast U تغایر متوسط
increase of contrast U افزایش کنتراست
image contrast U درجه خاکستری تصویر
image contrast U کنتراست تصویر
color contrast U تضاد رنگی در زمینه فرش
brightness contrast U تقابل درخشندگی
chromatic contrast U تقابل فامی
contrast control U پیچ تباین
contrast enhancement U توسعه تشخیص سایه روشن
contrast x ray U پرتونگاری تقابلی
expanded contrast U تنظیم کنتراست
high contrast U تغایر عالی
high contrast U تغایر بالا
They are as different as chalk from cheese . what a contrast ! U این کجا وآن کجا !
high contrast image U تصویر با تغایر عالی
high contrast developer U دستگاه فهور با تغایر بالا
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com