Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 104 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
suddenness
U
ناگهان
sudden
U
ناگهان
unexpectedly
U
ناگهان
accidentally
U
ناگهان
abruptly
U
ناگهان
unawares
U
ناگهان
unaware
U
ناگهان
all at once
U
ناگهان
all of a sudden
U
ناگهان
(on the) spur of the moment
<idiom>
U
ناگهان
before you know it
U
ناگهان
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
abrupt
U
سراشیبی ناگهان
to die in ones shoes
U
ناگهان مردن
to walk off
U
ناگهان رفتن
to make a pounce
U
ناگهان جستن
to keel over
U
ناگهان افتادن
supervene
U
ناگهان رخ دادن
pop off
U
ناگهان ناپدیدشدن
light out
U
ناگهان رفتن
turn on one's heel
<idiom>
U
ناگهان پیچیدن
before you can say knife
U
برقی ناگهان
suddenly
U
ناگهان ناگاه
sudden-death
U
ناگهان باخت
sudden death
U
ناگهان باخت
slapdash
U
بی پروا ناگهان
Suddenly , I felt hot.
U
ناگهان گرمم شد
plucks
U
ناگهان کشیدن
bolting
U
مستقیما ناگهان
bolted
U
مستقیما ناگهان
aback
U
غافلگیر ناگهان
bolt
U
مستقیما ناگهان
plucking
U
ناگهان کشیدن
pluck
U
ناگهان کشیدن
plucked
U
ناگهان کشیدن
scoots
U
ناگهان سرخوردن
scooting
U
ناگهان سرخوردن
scooted
U
ناگهان سرخوردن
scoot
U
ناگهان سرخوردن
bolts
U
مستقیما ناگهان
cant
U
ناگهان چرخانیدن یاچرخیدن
fly open
U
ناگهان باز شدن
irrupt
U
ناگهان ایجاد شدن
make off
U
ناگهان ترک کردن
pass out
U
ناگهان بیهوش شدن
slap down
U
ناگهان توقیف کردن
snub cable
U
ناگهان ترمز کردن
to chop back
U
ناگهان تغییرجهت دادن
to crop up
U
ناگهان رخ دادن- اب خوردن
light up
<idiom>
U
ناگهان شادوخوشحال شدن
Suddenly he showed up (emerged).
U
ناگهان سروکله اش پیداشد
tumbled
U
لغزیدن ناگهان افتادن
tumble
U
لغزیدن ناگهان افتادن
tumbles
U
لغزیدن ناگهان افتادن
plunge
U
ناگهان داخل شدن
plunged
U
ناگهان داخل شدن
plunges
U
ناگهان داخل شدن
plunger
U
موجی که ناگهان می شکند
plungers
U
موجی که ناگهان می شکند
crash dive
U
ناگهان بزیر اب رفتن
twitch grass
U
تکان ناگهانی ناگهان کشیدن
with a powder
U
ازروی بی پروایی تند ناگهان
jibe
U
ناگهان باین سو و ان سو حرکت کردن
jibing
U
ناگهان باین سو و ان سو حرکت کردن
Suddenly I was tongue-tied(speechless).
U
ناگهان زبانم بند آمد
strike it rich
<idiom>
U
ناگهان پول و پله ای به هم زدن
twitch
U
ناگهان کشیدن جمع شدن
to burst upon the view
U
ناگهان به چشم عموم پدیدارشدن
twitched
U
ناگهان کشیدن جمع شدن
twitches
U
ناگهان کشیدن جمع شدن
jibes
U
ناگهان باین سو و ان سو حرکت کردن
jibed
U
ناگهان باین سو و ان سو حرکت کردن
gibes
U
ناگهان باین سو و ان سو حرکت کردن
twitching
U
ناگهان کشیدن جمع شدن
to jink right
[left]
U
ناگهان مسیر را به راست
[چپ]
تغییر دادن
A solution suddenly proffered itself.
U
ناگهان راه حلی به نظر رسید.
jilted
U
ناگهان معشوق را رها کردن فریفتن
flash
U
برق زدن ناگهان شعله ور شدن
jilt
U
ناگهان معشوق را رها کردن فریفتن
flashes
U
ناگهان شعله ور شدن نور مختصر
flashes
U
برق زدن ناگهان شعله ور شدن
flashed
U
ناگهان شعله ور شدن نور مختصر
flashed
U
برق زدن ناگهان شعله ور شدن
jilts
U
ناگهان معشوق را رها کردن فریفتن
jilting
U
ناگهان معشوق را رها کردن فریفتن
incident
U
ناگهان اتفاق افتادن فهور کردن
incidents
U
ناگهان اتفاق افتادن فهور کردن
flash
U
ناگهان شعله ور شدن نور مختصر
To jump down somebodys throat.
U
ناگهان وسط حرف کسی پریدن
nose dive
U
ناگهان شیرجه رفتن یا تنزل کردن
precipitating
U
سر اشیب تند داشتن ناگهان سقوط کردن
precipitates
U
سر اشیب تند داشتن ناگهان سقوط کردن
precipitate
U
سر اشیب تند داشتن ناگهان سقوط کردن
lash vi
U
باریدن تکان ناگهان بخودامدن تصادم کردن
to abscond
[from]
<idiom>
U
ناگهان ترک کردن
[در رفتن ]
[اصطلاح مجازی]
to pounce upon a bird
U
ناگهان برسر مرغی فرودامدن یا حمله کردن
precipitated
U
سر اشیب تند داشتن ناگهان سقوط کردن
boggle
U
دراثر امری ناگهان وحشت زده وناراحت شدن
landfall n
U
دیدار خشکی زمینی که ناگهان بمیراث کسی دراید
to pounce on somebody
U
به کسی ناگهان جستن
[و حمله کردن ]
[مانند جانور شکارگر]
to jink
[colloquial]
[British English]
U
در دویدن
[راه رفتن]
[رانندگی کردن]
ناگهان مسیر را تغییر دادن
flight
U
پرواز بلند و طولانی توپ پس از ضربه یا توپ زدن بطوری که ناگهان به زمین بیافتد
braid
U
ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
braided
U
ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
braids
U
ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com