English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 20 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
braided U قیطان
braided U گلابتون
braided U مغزی
braided U نوار حاشیه
braided U حرکت سریع
braided U جنبش جهش
braided U ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
braided U بافتن
braided U بهم تابیدن وبافتن
braided U موی سر را باقیطان یاروبان بستن
braided U واکسیل
braided U گیس
braided U الیاف بافته شده با روکش لاستیکی برای دربر گرفتن وتقویت لولههای هیدرولیکی
braided U نوار
braided U حاشیه
braided U قیطان دوزی کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
braided cordage U طناب بافته
braided cordage U plaitedcordage : syn
braided wire U سیم افشان
braided rope U طناببافتهشده
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com