Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
incomparable
U
مقایسه ناپذیر
incommensurable
U
مقایسه ناپذیر
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
to contrast
[with]
U
مقایسه کردن با
[برابرکردن برای مقایسه]
immedicable
U
درمان ناپذیر بهبود ناپذیر
invulnerable
U
زخم ناپذیر اسیب ناپذیر
irrevocably
U
بطور تغییر ناپذیر بطور چاره ناپذیر
analogy
U
مقایسه
analogies
U
مقایسه
resemblance
U
مقایسه
datum line
U
خط مقایسه
comparison
U
مقایسه
collation
U
مقایسه
comparisons
U
مقایسه
collations
U
مقایسه
parity bit
U
بیت مقایسه
to make comparisons
U
مقایسه کردن
no parity
U
عدم مقایسه
incomparability
U
مقایسه ناپذیری
logical comparison
U
مقایسه منطقی
parity checking
U
بازبینی مقایسه
parity error
U
غلط مقایسه
parity error
U
خطای مقایسه
refrence
U
مبنای مقایسه
to draw comparisons
U
مقایسه کردن
assimilatc
U
مقایسه نمودن
cf
U
مقایسه شود
comparableness
U
قابلیت مقایسه
comparator
U
مقایسه کننده
contrasts
U
مقایسه کردن
contrasting
U
مقایسه کردن
contrasted
U
مقایسه کردن
contrast
U
مقایسه کردن
analogous
U
قابل مقایسه
frequency comparison
U
مقایسه فرکانس
comparing
U
مقایسه کردن
comparison
U
روش مقایسه
even parity
U
مقایسه زوج
comparisons
U
روش مقایسه
comparatively
U
بطور مقایسه
incomparable
U
غیرقابل مقایسه
comparison operator
U
عملگر مقایسه
compare
U
مقایسه کردن
datum
U
سطح مقایسه
odd parity
U
مقایسه فرد
compared
U
مقایسه کردن
compares
U
مقایسه کردن
a comparison of the brain to a computer
U
مقایسه ای از مغز با کامپیوتر
between
U
دربین درمقام مقایسه
incomparability
U
غیر قابل مقایسه
table comparator
U
مقایسه کننده نوارها
by comparison
U
وقتی مقایسه می شوند
paired comparisons method
U
روش مقایسه جفتی
measure
U
مقایسه کردن سنجش
tape comparator
U
مقایسه کننده نوار
to compare oppsites
U
چیزهای ضد را با هم مقایسه کردن
comparative philology
U
علم مقایسه زبانها
to stand comparison with
U
قابل مقایسه بودن با
A comparison of theory and practice.
U
مقایسه ای از نظری و عمل.
incomparably
U
بطور غیرقابل مقایسه
comparator
U
وسیله انجام مقایسه
a beauty and an elegance beyond
[ without]
compare
U
زیبایی و ظرافتی بی مقایسه
comparative gage
U
دستگاه مقایسه کننده
to bear comparison with
U
قابل مقایسه بودن با
comparably
U
بطور قابل مقایسه
Next to you I'm slim.
U
در مقایسه با تو من لاغر هستم.
That's a poor comparison.
U
این مقایسه ای نا مناسب است.
comparable
U
آنچه قابل مقایسه نیست
to drow a p between two
U
دوچیزراباهم مقایسه یاتشبیه کردن
priority
U
اهمیت یک شغل در مقایسه با سایرین
priorities
U
اهمیت یک شغل در مقایسه با سایرین
relational database management system
U
نشانهای که دو موضوع را مقایسه میکند
relational database
U
نشانهای که دو موضوع را مقایسه میکند
VBScript
U
مقایسه شود با JAVA SCRIPT
not a patch on
U
به هیچ طرف مقایسه نیست با
parity error
U
اشتباه مقایسه خطای توازن
comparable
U
قابل مقایسه مانند کردنی
comparable
U
قابلیت مقایسه قیاس پذیر
document comparison utility
U
برنامه کمکی مقایسه مدارک
a comparison of men's salaries with those of women
U
مقایسه حقوق مردان با زنان
proportions
U
اندازه چیزی در مقایسه با سایرین
proportion
U
اندازه چیزی در مقایسه با سایرین
relative
U
آنچه با دیگری مقایسه شود
a comparison between European and Japanese schools
U
مقایسه ای بین مدارس اروپایی و ژاپنی
cost effectiveness
U
سودمندبودن بیشتربودن درامد در مقایسه باهزینه ها
job
U
اهمیت یک کار در مقایسه با دیگر کارها
jobs
U
اهمیت یک کار در مقایسه با دیگر کارها
to be out of all proportion to something
U
غیر مقایسه بودن نسبت به چیزی
The comparison is misleading
[flawed]
.
U
مقایسه گمراه کننده
[ ناقص ]
است.
Today's weather is mild by comparison.
U
در مقایسه هوای امروز ملایم است.
index number
U
مقایسه حجم در بعضی مواقع با عدد شاخص
collate
U
مقایسه کردن و قرار دادن موضوعات به ترتیب
collates
U
مقایسه کردن و قرار دادن موضوعات به ترتیب
collating
U
مقایسه کردن و قرار دادن موضوعات به ترتیب
collated
U
مقایسه کردن و قرار دادن موضوعات به ترتیب
a comparison of the tax systems in Italy and Spain
U
مقایسه سیستم های مالیاتی در ایتالیا و اسپانیا
inappeasable
U
ناپذیر
waterproofs
U
نم ناپذیر
waterproofed
U
نم ناپذیر
waterproof
U
نم ناپذیر
unchallenged
U
بحث ناپذیر
watertight
U
اب ناپذیر
imperviable
U
نم ناپذیر
Participation rates are low compared to international standards.
U
میزان مشارکت در مقایسه با استانداردهای بین المللی کم است .
collate
U
به هم مرتبط کردن امور مقایسه دو چیز مربوط به یک موضوع
collated
U
به هم مرتبط کردن امور مقایسه دو چیز مربوط به یک موضوع
By
[In]
comparison with the French, the British eat far less fish.
U
در مقایسه با فرانسوی ها، انگلیسی ها به مراتب کمتر ماهی می خورند.
collates
U
به هم مرتبط کردن امور مقایسه دو چیز مربوط به یک موضوع
collating
U
به هم مرتبط کردن امور مقایسه دو چیز مربوط به یک موضوع
Comparison with other countries is extremely interesting.
U
مقایسه با کشورهای دیگر بی اندازه جالب توجه است.
On comparison, the Mercedes was the more reliable of the two cars.
U
هنگام مقایسه دو خودرو، بنز قابل اطمینان تر بود.
inexhaustibly
U
بطورپایان ناپذیر
indefeasible
U
فسخ ناپذیر
impartible
U
بخش ناپذیر
indispansably
U
بطورچاره ناپذیر
stainless
U
زنگ ناپذیر
immitigable
U
تخفیف ناپذیر
indisributable
U
بخش ناپذیر
indubious
U
تردید ناپذیر
ineludible
U
گریز ناپذیر
inexcitable
U
هیجان ناپذیر
fatigueless
U
خستگی ناپذیر
ego alien
U
خود ناپذیر
engrained
U
چاره ناپذیر
exhautless
U
خستگی ناپذیر
impenitent
U
توبه ناپذیر
indefectible
U
خلل ناپذیر
indefeasible
U
بطلان ناپذیر
indecomposable
U
فساد ناپذیر
incorruptibly
U
بطورفساد ناپذیر
inconvertible
U
مبادله ناپذیر
incompressible
U
فشار ناپذیر
incompressible
U
تراکم ناپذیر
incommutable
U
استحاله ناپذیر
incommutably
U
تبدیل ناپذیر
incommensurable
U
سنجش ناپذیر
incoercible
U
انقباض ناپذیر
imperviable
U
سرایت ناپذیر
inappellable
U
پژوهش ناپذیر
indisciplinable
U
انظباط ناپذیر
unwearying
U
خستگی ناپذیر
immiscible
U
امیزش ناپذیر
inalterable
U
تغییر ناپذیر
inappealable
U
پژوهش ناپذیر
immiscible
U
امتزاج ناپذیر
indiminishable
U
کاهش ناپذیر
incodensable
U
انقباض ناپذیر
incommutable
U
تخفیف ناپذیر
unfeasible
<adj.>
U
انجام ناپذیر
unchallenged
U
انکار ناپذیر
sure-fire
U
شکست ناپذیر
waterproof wire
U
سیم نم ناپذیر
water proof
U
رطوبت ناپذیر
unsearchable
U
کاوش ناپذیر
unobjectionable
U
اعتراض ناپذیر
uninflammable
U
اشتعال ناپذیر
undecidable
U
تصمیم ناپذیر
unconquerable
U
تسخیر ناپذیر
inexecutable
<adj.>
U
انجام ناپذیر
impracticable
<adj.>
U
انجام ناپذیر
impossible
[colloquial]
<adj.>
U
تحمل ناپذیر
unalterable
<adj.>
U
اجتناب ناپذیر
unalienable
<adj.>
U
اجتناب ناپذیر
indispensable
<adj.>
U
اجتناب ناپذیر
inalienable
<adj.>
U
اجتناب ناپذیر
absolute
<adj.>
U
اجتناب ناپذیر
uncomputable
U
محاسبه ناپذیر
unchangeable
U
تغییر ناپذیر
irrecoverably
U
بطوراصلاح ناپذیر
irrecoverable
U
جبران ناپذیر
irrecocilably
U
بطوروفق ناپذیر
ireversible
U
تغییر ناپذیر
invariant
U
تغییر ناپذیر
intangibly
U
بطورلمس ناپذیر
untouchability
U
لمس ناپذیر
insusceptible
U
تایید ناپذیر
insol
U
انحلال ناپذیر
inscrvtable
U
تفحص ناپذیر
inirritable
U
تحریک ناپذیر
infrangible
U
تجزیه ناپذیر
inextinguishably
U
بطورتسکین ناپذیر
irremissible
U
اغماض ناپذیر
irresistable
U
مقاومت ناپذیر
irresolvable
U
تجزیه ناپذیر
unappeasable
U
استمالت ناپذیر
unappealabe
U
پژوهش ناپذیر
spanless
U
پیمایش ناپذیر
sateless
U
سیری ناپذیر
remediless
U
درمان ناپذیر
raintight
U
باران ناپذیر
inevitable
<adj.>
U
اجتناب ناپذیر
nonsuperimposable
U
انطباق ناپذیر
non descript
U
تشریح ناپذیر
non descript
U
وصف ناپذیر
nanoaddressable
U
نشانی ناپذیر
joiner door
U
دربهای اب ناپذیر
irriversible
U
برگشت ناپذیر
inexplorable
U
کاوش ناپذیر
interminable
U
پایان ناپذیر
impermeable
U
رطوبت ناپذیر
irreversible
U
بازگشت ناپذیر
irreversible
U
واگشت ناپذیر
irreversible
U
برگشت ناپذیر
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com