English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 38 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
comparison U مقایسه
comparison U همسنجی
comparison U تطبیق سنجش
comparison U برابری
comparison U تشبیه
comparison U تطبیق
comparison U یکی از این دو از دیگری سریع تر است
comparison U روش مقایسه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
without comparison U بی مانند بی نظیر
in comparison with U در قبال
by comparison U وقتی مقایسه می شوند
in comparison to [compared with] U در قبال [در مقابل]
to stand comparison with U قابل مقایسه بودن با
That's a poor comparison. U این مقایسه ای نا مناسب است.
to bear comparison with U قابل مقایسه بودن با
logical comparison U مقایسه منطقی
it is a play in comparison U این پیش ان هیچ است
comparison stimulus U محرک مقایسهای
comparison operator U عملگرمقایسهای
comparison operator U عملگر مقایسه
comparison test U ازمایش مقایسهای
degress of comparison U درجات سه گانه
degress of comparison U سنجش
frequency comparison U مقایسه فرکانس
A comparison of theory and practice. U مقایسه ای از نظری و عمل.
The comparison is misleading [flawed] . U مقایسه گمراه کننده [ ناقص ] است.
a comparison of the brain to a computer U مقایسه ای از مغز با کامپیوتر
document comparison utility U برنامه کمکی مقایسه مدارک
On comparison, the Mercedes was the more reliable of the two cars. U هنگام مقایسه دو خودرو، بنز قابل اطمینان تر بود.
Comparison with other countries is extremely interesting. U مقایسه با کشورهای دیگر بی اندازه جالب توجه است.
Today's weather is mild by comparison. U در مقایسه هوای امروز ملایم است.
There is just no comparison between canned vegetables and fresh ones. U سبزیجات کنسرو شده و سبزیجات تازه اصلا قابل مقایسه نیستند.
a comparison of men's salaries with those of women U مقایسه حقوق مردان با زنان
a comparison between European and Japanese schools U مقایسه ای بین مدارس اروپایی و ژاپنی
By [In] comparison with the French, the British eat far less fish. U در مقایسه با فرانسوی ها، انگلیسی ها به مراتب کمتر ماهی می خورند.
a comparison of the tax systems in Italy and Spain U مقایسه سیستم های مالیاتی در ایتالیا و اسپانیا
He's a good director but he doesn't bear [stand] comparison with Hitchcock. U او [مرد ] کارگردان خوبی است اما او [مرد] قابل مقایسه با هیچکاک نیست.
Inevitably it invites/evokes comparison with the original, of which the remake is merely a pale shadow. U این به ناچار مقایسه با نسخه اصلی را مجبور می کند که بازسازی فیلمش کاملا قلابی است.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com