Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (28 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
check
U
مقابله کردن بررسی
checked
U
مقابله کردن بررسی
checks
U
مقابله کردن بررسی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
desk checking
U
فرایند بررسی بوسیله دست مقابله رومیزی
checks
U
مقابله کردن مقابله
checked
U
مقابله کردن مقابله
check
U
مقابله کردن مقابله
repelling
U
مقابله کردن
repelled
U
مقابله کردن
repel
U
مقابله کردن
countered
U
مقابله کردن
countering
U
مقابله کردن
counter
U
مقابله کردن
repels
U
مقابله کردن
acounter
U
مقابله کردن
beards
U
مقابله کردن
beard
U
مقابله کردن
collating
U
مقابله کردن
collates
U
مقابله کردن
collate
U
مقابله کردن
collated
U
مقابله کردن
emergency drill
U
تمرین مقابله با سوانح تمرین مقابله با حوادث غیرمترقبه
recaption
U
مقابله به مثل کردن در مورد ضبط اموال یازندانی کردن زن و فرزند وخدمه شخص
collated
U
مقابله وتطبیق کردن
collates
U
مقابله وتطبیق کردن
parity check
U
مقابله کردن توازن
collate
U
مقابله وتطبیق کردن
collating
U
مقابله وتطبیق کردن
rencounter
U
با خصومت روبرو شدن مقابله کردن
rencontre
U
با خصومت روبرو شدن مقابله کردن
retaliation
U
تلافی کردن مقابله کردن به مثل
countered
U
مقابله کردن تلافی کردن
reluctate
U
مقابله کردن بی میلی کردن
countering
U
مقابله کردن تلافی کردن
counter
U
مقابله کردن تلافی کردن
analogues
U
یک حالت بررسی در مودم برای بررسی پورت سریال کامپیوتر یا ترمینال
analogue
U
یک حالت بررسی در مودم برای بررسی پورت سریال کامپیوتر یا ترمینال
feasibility
U
بررسی هزینه ها و مزیت برای بررسی شروع مجدد پروژه
inference
U
بررسی اطلاع بدست آمده بدون بررسی اطلاعات شخصی درباره کسی
analog
U
یک حالت بررسی در مودم برای بررسی پورت سریال کامپیوتر محلی یا ترمینال
inferences
U
بررسی اطلاع بدست آمده بدون بررسی اطلاعات شخصی درباره کسی
link
U
برنامههای بررسی کامپیوتری برای بررسی اینکه هر قطعه در ارتباط با دیگران خوب کار میکند یا نه
leap frog test
U
و داده می نویسد و می خواندن و برای بررسی اختلاف مقایسه میکند تا تمام محل ها بررسی شوند
automatics
U
کامپیوتری که امکانات آزمایش را بررسی میکند و میتواند یک مدار پیچیده یا PCB را برای خطاها بررسی کند
automatic
U
کامپیوتری که امکانات آزمایش را بررسی میکند و میتواند یک مدار پیچیده یا PCB را برای خطاها بررسی کند
verify
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verified
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
systems analysis
U
1-بررسی فرایند یا سیسیتم برای مشاهده اینکه آیا میتواند در حین اجرا کاراتر باشد. 2-بررسی سیستم موجود با هدف بهبود یا جایگزینی آن
edit
U
فرآیندی که بررسی میکند آیا داده جدید نیازهای لازم را دارد پیش از اینکه کل داده و محتوای اطلاعی آن بررسی شود
edited
U
فرآیندی که بررسی میکند آیا داده جدید نیازهای لازم را دارد پیش از اینکه کل داده و محتوای اطلاعی آن بررسی شود
To weight up the pros and cons of something .
U
مطلبی راسبک وسنگین کردن (بررسی کردن )
examine
U
بررسی کردن
bolt
[examine]
U
بررسی کردن
enquire into
U
بررسی کردن
check
U
بررسی کردن
perusing
U
بررسی کردن
peruses
U
بررسی کردن
peruse
U
بررسی کردن
dissect
[analyse]
U
بررسی کردن
analyze
[American]
U
بررسی کردن
determine
U
بررسی کردن
evaluate
U
بررسی کردن
probe
U
بررسی کردن
probed
U
بررسی کردن
analyse
[British]
U
بررسی کردن
probes
U
بررسی کردن
perused
U
بررسی کردن
study
U
بررسی کردن
assay
U
بررسی کردن
explore
U
بررسی کردن
study
U
بررسی کردن
surveyed
U
بررسی کردن
checks
U
بررسی کردن
surveys
U
بررسی کردن
checked
U
بررسی کردن
survey
U
بررسی کردن
check
U
بررسی کردن
studying
U
بررسی کردن
studies
U
بررسی کردن
survey
U
بررسی کردن
inspect
U
بررسی کردن
investigate
U
بررسی کردن
reconcider
U
بررسی کردن
indagate
U
بررسی کردن
look into
U
بررسی کردن
scrutinize
U
بررسی کردن
scrutinised
U
بدقت بررسی کردن
scrutinising
U
بدقت بررسی کردن
scrutinizing
U
بدقت بررسی کردن
scrutinizes
U
بدقت بررسی کردن
scrutinized
U
بدقت بررسی کردن
scrutinize
U
بدقت بررسی کردن
scrutinises
U
بدقت بررسی کردن
reviewing
U
بررسی کردن مرور
surveyed
U
بررسی کردن بازدید
surveys
U
بررسی کردن بازدید
review
U
بررسی کردن مرور
reviewed
U
بررسی کردن مرور
reviews
U
بررسی کردن مرور
survey
U
بررسی کردن بازدید
surveillance
U
تجسس بررسی کردن
inspected
U
جستجو کردن بررسی کردن کنترل
inspects
U
جستجو کردن بررسی کردن کنترل
inspect
U
جستجو کردن بررسی کردن کنترل
inspecting
U
جستجو کردن بررسی کردن کنترل
scan
U
بطوراجمالی بررسی کردن پوییدن
to have
[take]
a closer look at something
U
چیزی را با دقت بررسی کردن
scans
U
بطوراجمالی بررسی کردن پوییدن
to check out something
U
چیزی را بررسی یا امتحان کردن
scanned
U
بطوراجمالی بررسی کردن پوییدن
to make a study of something
U
چیزی را بررسی یا مطالعه کردن
analogues
U
یک حالت بررسی در مودم برای بررسی پورت سریال مودم
analogue
U
یک حالت بررسی در مودم برای بررسی پورت سریال مودم
analog
U
یک حالت بررسی در مودم برای بررسی پورت سریال مودم
control
U
اطمینان از بررسی و آزمایش کردن چیزی
controlling
U
اطمینان از بررسی و آزمایش کردن چیزی
controls
U
اطمینان از بررسی و آزمایش کردن چیزی
to cross-check the result with a calculator
U
حل را مجددا با ماشین حساب بررسی کردن
to browse
U
بررسی عمومی کردن
[علوم کامپیوتر]
monitor
U
1-بررسی یا آزمایش چیزی که کار میکند 2-بررسی فرایند یا تجزیه برای اطمینان از اینکه درست کار میکند
monitors
U
1-بررسی یا آزمایش چیزی که کار میکند 2-بررسی فرایند یا تجزیه برای اطمینان از اینکه درست کار میکند
monitored
U
1-بررسی یا آزمایش چیزی که کار میکند 2-بررسی فرایند یا تجزیه برای اطمینان از اینکه درست کار میکند
To weight the pros and cons of something.
U
خوب وبد چیزی را بررسی کردن (سنجیدن )
sensed
U
روشن کردن تابلوی مقابل کامپیوتر قابل بررسی است
senses
U
روشن کردن تابلوی مقابل کامپیوتر قابل بررسی است
sense
U
روشن کردن تابلوی مقابل کامپیوتر قابل بررسی است
summation check
U
بررسی تشخیص خطا با جمع کردن حروف دریافتی و مقایسه با کل آن
residue check
U
بررسی تشخیص خطا که در آن داده دریافتی با یک مجموعه اعداد تقسیم میشود و باقی مانده بررسی میشود با باقی مانده مورد نظر
contrast
U
مقابله
collation
U
مقابله
contrasting
U
مقابله
checked
U
مقابله
opposition
U
مقابله
bucking
U
مقابله
confrontations
U
مقابله
collations
U
مقابله
controlment
U
مقابله
checks
U
مقابله
contrasted
U
مقابله
contrasts
U
مقابله
echo check
U
مقابله
transfer check
U
مقابله
checking
U
مقابله
check
U
مقابله
counterview
U
مقابله
confrontation
U
مقابله
caveatemptor
U
اصطلاحی است که متضمن بیان حق مشتری درامتحان کردن و بررسی مبیع میباشد
vertical redundancy check
U
بررسی عمودی اشتباهات بررسی افزونگی عمودی
reciprocity
U
مقابله به مثل
checks and balance
U
کنترل و مقابله
checklist
U
سیاهه مقابله
sum check
U
مقابله جمعی
check point
U
نقطه مقابله
check list
U
سیاهه مقابله
retaliation
U
مقابله به مثل
sight check
U
مقابله چشمی
sight check
U
مقابله نظری
data check
U
مقابله داده ها
cyclic check
U
مقابله چرخهای
crossecheck
U
مقابله مجدد
modulo n check
U
مقابله به پیمانه
parity checking
U
مقابله توازن
parity check
U
مقابله ایستایی
parity check
U
مقابله توازن
overflow check
U
مقابله سرریز
opposability
U
مقابله پذیری
check indicator
U
نماینده مقابله
marginal check
U
مقابله مرزی
built in check
U
مقابله توکار
bucking coil
U
پیچک مقابله
sequence check
U
مقابله ترتیب
sequence checking
U
مقابله ترتیبی
automatic check
U
مقابله خودکار
system check
U
مقابله سیستم
validity check
U
مقابله اعتبار
visual check
U
مقابله دیداری
check boxes
U
جعبههای مقابله
casting out nines
U
مقابله نه نهی
loop checking
U
مقابله حلقه
limit check
U
مقابله حدود
visual check
U
مقابله بصری
selection check
U
مقابله گزینش
twin check
U
مقابله توام
arithmetic check
U
مقابله حسابی
cross-examination
U
پرسش و مقابله
spell checker
U
مقابله گر املائی
diagnostic check
U
مقابله تشخیصی
spot check
U
مقابله موضعی
algebra
U
جبر و مقابله
spot checks
U
مقابله موضعی
dynamic check
U
مقابله پویا
cross-examinations
U
پرسش و مقابله
walkthrough
U
جلسه بررسی که در ان یک مرحله از توسعه سیستم یابرنامه برای معرفی کردن خطاها مرور میشود
reciprocates
U
مقابله به مثل نمودن
reciprocated
U
مقابله به مثل نمودن
checking program
U
برنامه مقابله کننده
vertical parity check
U
مقابله توان عمدی
odd even check
U
مقابله فرد و زوج
syntax checker
U
مقابله نحوه گری
tick off
U
نشان رسیدگی و مقابله
dump check
U
مقابله حین روبرداری
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com