English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
sequence check U مقابله ترتیب
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
emergency drill U تمرین مقابله با سوانح تمرین مقابله با حوادث غیرمترقبه
check U مقابله کردن مقابله
checked U مقابله کردن مقابله
checks U مقابله کردن مقابله
random processing U پردازش داده به ترتیب مورد نیاز و نه ترتیب ذخیره شده
schedule U ترتیب انجام کارها یا ترتیب اختصاص زمان CPU برای پردازش در سیستم چند کاربره
scheduled U ترتیب انجام کارها یا ترتیب اختصاص زمان CPU برای پردازش در سیستم چند کاربره
schedules U ترتیب انجام کارها یا ترتیب اختصاص زمان CPU برای پردازش در سیستم چند کاربره
collocation U ترتیب نوبت و ترتیب پرداخت بدهی به طلبکاران
chain U 1-مجموعهای از فایل ها یادادههای متصل بهم به ترتیب 2-مجموعهای از دستورالعمل ها که به ترتیب اجرا می شوند
chains U 1-مجموعهای از فایل ها یادادههای متصل بهم به ترتیب 2-مجموعهای از دستورالعمل ها که به ترتیب اجرا می شوند
firing order U ترتیب احتراق موتور وایرچینی موتور ترتیب تیراندازی سلاح
batting order U ترتیب ورود توپزنها به بازی بیس بال ترتیب ورود توپزنهابه بازی کریکت
check U مقابله
counterview U مقابله
contrasted U مقابله
checks U مقابله
controlment U مقابله
contrasts U مقابله
transfer check U مقابله
contrast U مقابله
checked U مقابله
confrontation U مقابله
confrontations U مقابله
bucking U مقابله
opposition U مقابله
checking U مقابله
collation U مقابله
echo check U مقابله
contrasting U مقابله
collations U مقابله
parity checking U مقابله توازن
sight check U مقابله نظری
parity check U مقابله توازن
checks and balance U کنترل و مقابله
spell checker U مقابله گر املائی
retaliation U مقابله به مثل
diagnostic check U مقابله تشخیصی
system check U مقابله سیستم
spot check U مقابله موضعی
modulo n check U مقابله به پیمانه
marginal check U مقابله مرزی
dynamic check U مقابله پویا
checklist U سیاهه مقابله
sight check U مقابله چشمی
data check U مقابله داده ها
overflow check U مقابله سرریز
limit check U مقابله حدود
spot checks U مقابله موضعی
loop checking U مقابله حلقه
sequence checking U مقابله ترتیبی
opposability U مقابله پذیری
reciprocity U مقابله به مثل
parity check U مقابله ایستایی
cyclic check U مقابله چرخهای
selection check U مقابله گزینش
crossecheck U مقابله مجدد
sum check U مقابله جمعی
cross-examinations U پرسش و مقابله
collate U مقابله کردن
automatic check U مقابله خودکار
collated U مقابله کردن
collates U مقابله کردن
cross-examination U پرسش و مقابله
beard U مقابله کردن
beards U مقابله کردن
arithmetic check U مقابله حسابی
acounter U مقابله کردن
countering U مقابله کردن
counter U مقابله کردن
algebra U جبر و مقابله
repel U مقابله کردن
repelled U مقابله کردن
repelling U مقابله کردن
collating U مقابله کردن
repels U مقابله کردن
bucking coil U پیچک مقابله
built in check U مقابله توکار
check point U نقطه مقابله
check boxes U جعبههای مقابله
casting out nines U مقابله نه نهی
twin check U مقابله توام
validity check U مقابله اعتبار
check list U سیاهه مقابله
visual check U مقابله بصری
visual check U مقابله دیداری
countered U مقابله کردن
check indicator U نماینده مقابله
hardware check U مقابله سخت افزاری
syntax checker U مقابله نحوه گری
parity check U مقابله کردن توازن
tick off U نشان رسیدگی و مقابله
longitudinal redundancy check U مقابله افزونگی طولی
collating U مقابله وتطبیق کردن
machine check interrupt U وقفه مقابله ماشین
checking program U برنامه مقابله کننده
odd even check U مقابله فرد و زوج
dump check U مقابله حین روبرداری
checked U مقابله کردن بررسی
collated U مقابله وتطبیق کردن
collates U مقابله وتطبیق کردن
reciprocate U مقابله به مثل نمودن
checks U مقابله کردن بررسی
counter military U مقابله باعملیات نظامی
vertical parity check U مقابله توان عمدی
check U مقابله کردن بررسی
collate U مقابله وتطبیق کردن
reciprocates U مقابله به مثل نمودن
reciprocated U مقابله به مثل نمودن
check indicator U مشخص کننده مقابله
duplication check U مقابله از راه تکرار
disaster control U روش مقابله با سوانح و بلایا
Touché! U خوب مقابله کردی! [در بحثی]
i raked all algebra U جبر و مقابله را زیر و روکردم
checkpoint restart U اغازگر مجدد نقطه مقابله
programmable check U مقابله برنامه ریزی شده
programmed check U مقابله برنامه ریزی شده
lrc U Check LongitudinalRedundancy مقابله افزونگی طولی
rencounter U با خصومت روبرو شدن مقابله کردن
rencontre U با خصومت روبرو شدن مقابله کردن
checkpoints U محل بازرسی وسائط نقلیه نقطه مقابله
checkpoint U محل بازرسی وسائط نقلیه نقطه مقابله
desk checking U فرایند بررسی بوسیله دست مقابله رومیزی
check-points U محل بازرسی وسائط نقلیه نقطه مقابله
assistance U کمک یک جانبه کشوری به کشور دیگر بدون اینکه مسئله مقابله به مثل مطرح باشد
north atlantic treaty organization (nato U پیمانی که در 9491 باشرکت 51 کشور به وجود امدو هدف ان در واقع مقابله نظامی با پیمان ورشو وبلوک شرق است
set up U ترتیب
anomalies U بی ترتیب
anomaly U بی ترتیب
serialization U ترتیب
catenation U ترتیب
arr U ترتیب
arrangement U ترتیب
regularity U ترتیب
regularities U ترتیب
ordering U ترتیب
arrangements U ترتیب
to make an arrangement U ترتیب
organizations U ترتیب
organization U ترتیب
organisations U ترتیب
random U بی ترتیب
randomly U بی ترتیب
configuration U ترتیب
arrangment U ترتیب
configurations U ترتیب
to order <idiom> U به ترتیب
arramgement U ترتیب
ataxic U بی ترتیب
respectively U به ترتیب
orderless U بی ترتیب
systems U ترتیب
immethodical U بی ترتیب
system U ترتیب
in series U به ترتیب
kelter U ترتیب
orderliness U ترتیب
kelter or kilter U ترتیب
lay out U ترتیب
assortments U ترتیب
sequences U ترتیب
assortment U ترتیب
out of kelter U بی ترتیب
order U ترتیب
ordonnance U ترتیب
sequence U ترتیب
management U ترتیب
disorderly U بی ترتیب
regvlarity U ترتیب
irregular U بی ترتیب
collocation U ترتیب
managements U ترتیب
pial U بی ترتیب
concerning this <adv.> U به این ترتیب
schemed U ترتیب رویه
hereunto <adv.> U به این ترتیب
ascending order U ترتیب صعودی
scheme U ترتیب رویه
make-up U ترتیب گریم
otherwise <adv.> U به ترتیب دیگر
for this purpose <adv.> U به این ترتیب
as to that <adv.> U به این ترتیب
hereto <adv.> U به این ترتیب
arrengement U ترتیب دادن
schemes U ترتیب رویه
castrametation U فن ترتیب اردو
on the other side <adv.> U به ترتیب دیگر
systems U نظم ترتیب
on the other hand <adv.> U به ترتیب دیگر
alphabetical order U ترتیب رکوردها
orchestrations U ترتیب هم اهنگی
orchestration U ترتیب هم اهنگی
permanency U ترتیب همیشگی
permanencies U ترتیب همیشگی
on this <adv.> U به این ترتیب
at the same time [on the other hand] <adv.> U به ترتیب دیگر
order of battle U ترتیب نیرو
march order U ترتیب راهپیمایی
relative location U ترتیب نسبی
sequence control U کنترل ترتیب
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com