English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (15 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
feasibility study U مطالعه قابلیت اجرای کار بررسی امکان اجرای کار
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
feasability study U مطالعه امکان اجرای چیزی مطالعه اقتصادی بودن امری
Sound Recorder U امکانی در ویندوز ماکروسافت که به کاربر امکان اجرای فایلهای صورت ای دیجیتالی یا ضبط صوت روی دیسک و اجرای ویرایش ابتدایی میدهد
System Monitor U امکانی در ویندوز که به کاربر امکان مشاهده اجرای منابع PC را میادهد و اگر وسیله اشتراکی دارند بررسی میکند
parallelled U اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
paralleled U اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
paralleling U اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
parallel U اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
parallelling U اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
parallels U اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
chaining U اجرای یک برنامه خیلی بزرگ که با اجرای بخشهای کوچکتر در یک زمان
real time U اجرای چندین کار بلا درنگ همزمان بدون کاهش سرعت اجرای فرایندی
software U که امکان اجرای کار مشخص را فراهم میکند
recoverable error U نوع خطا که امکان ادامه اجرای برنامه پس ازرویدادن ان میدهد
run duration U خطایی که هنگام اجرای برنامه یا وقوع خطا در حین اجرای برنامه تشخیص داده شود
pipeline U اجرای پردازش دستور دوم در حالی که هنوز پردازش اولی تمام نشده است برای سرعت اجرای برنامه
pipelines U اجرای پردازش دستور دوم در حالی که هنوز پردازش اولی تمام نشده است برای سرعت اجرای برنامه
duplication check U بررسی ای که لازمه اش یکسان بودن نتایج دو اجرای مستقل یک عملیات میباشد
sbc U یک کامپیوتر کوچک با قابلیت اجرای انواعی ازکاربردهای اساسی تجاری Computer Board Single یک برد CPU ,
language U نرم افزاری که به کاربر امکان وارد کردن برنامه به زبان خاص و سپس اجرای آن میدهد
languages U نرم افزاری که به کاربر امکان وارد کردن برنامه به زبان خاص و سپس اجرای آن میدهد
application of fire U اجرای اتش روی هدفهای مورد نظر اجرای اتش
possession money U حق الحفظ دستمزدی که در برای اجرای حکم تملیک یا صیانت ملک تملیک شده از طریق اجرای حکم به مامور اجراداده میشود
Ackerman's function U تابع بازگشتی برای بررسی توانایی کامپیوتر برای اجرای بازگشت
standard U حالت اجرای ویندوز ماکروسافت که از حافظه گسترده استفاده میکند ولی امکان چند کاره بودن در برنامههای کاربردی Dos را نمیدهد
standards U حالت اجرای ویندوز ماکروسافت که از حافظه گسترده استفاده میکند ولی امکان چند کاره بودن در برنامههای کاربردی Dos را نمیدهد
time resolution U جزییات زمان اجرای عملیات نشان دادن جزییات اجرای زمانی عملیات
runs U اجرای سیستم کامپیوتری قدیمی وجدید با هم برای بررسی سیستم جدید پیش از اینکه تنها سیستم مورد استفاده شود
run U اجرای سیستم کامپیوتری قدیمی وجدید با هم برای بررسی سیستم جدید پیش از اینکه تنها سیستم مورد استفاده شود
performance standard U معیارهای عملکرد معیارهای اجرای کار یاعملکرد یکان یا دستگاه معیارهای اجرای کار
spreadsheets U 1-برنامه ایکه امکان اجرای محاسبات روی چندین ستون اعداد را برقرار کند. 2-چاپ محاسبات روی مقادیر عظیم کامپیوتر
spreadsheet U 1-برنامه ایکه امکان اجرای محاسبات روی چندین ستون اعداد را برقرار کند. 2-چاپ محاسبات روی مقادیر عظیم کامپیوتر
dump U نرم افزاری که اجرای برنامه را متوقف میکند وضعیت داده و برنامههای مربوطه را بررسی میکند و برنامه مجدداگ شروع میکند
run duration U 1-کد برنامهای که کامپایل شده است و به صورتی است که مستقیماگ توسط کامپیوتر قابل اجرا است .2-برنامه مفسر تجاری که به همراه برنامه کاربردی زبان سطح بالا فروخته میشود که امکان اجرای آنرا فراهم میکند
post attack U بعد از اجرای حمله یا تک وقایع بعد از اجرای حمله
Indeo U فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
feasibility study U مطالعه امکان سنجی
capability study U مطالعه امکان انجام کار
runs U اجرای
run U اجرای
Sound Blaster U و پس اجرای آن
to make a study of something U چیزی را بررسی یا مطالعه کردن
parallel run U اجرای موازی
enforcement of a judgment U اجرای حکم
concurrently U اجرای همزمان
carry out the obligations U اجرای تعهدات
test run U اجرای ازماینده
machine run U اجرای ماشین
dry run U اجرای ازمایشی
use U اجرای چیزی
rerun U اجرای مجدد
performance of a contract U اجرای قرارداد
fulfilment of an obligation U اجرای تعهد
test run U اجرای ازمایشی
budget execution U اجرای بودجه
post strike U بعد از اجرای تک
auto da fe U اجرای رای
uses U اجرای چیزی
conduct of fire U اجرای تیراندازی
conduct of fire U اجرای اتش
administer justice U اجرای عدالت
execution of judgments U اجرای احکام
program execution U اجرای برنامه
plan implementation U اجرای برنامه
concurrent execution U اجرای همزمان
administration of justice U اجرای عدالت
ground work U اجرای فن در خاک
execution of wills U اجرای وصایا
commodity approach U بررسی بازار با مطالعه مسیرتولید تا مصرف
pursuance of a plan U اجرای نقشه یا طرحی
multitasking U اجرای چندین کار
involving U آغاز با اجرای یک برنامه
launched U شروع یا اجرای یک برنامه
launch U شروع یا اجرای یک برنامه
wargaming U اجرای بازی جنگ
war game U اجرای بازی جنگ
insubordination U سرپیچی از اجرای دستور
methode of fire U روش اجرای تیراندازی
launching U شروع یا اجرای یک برنامه
involve U آغاز با اجرای یک برنامه
launches U شروع یا اجرای یک برنامه
final process U دستور اجرای حکم
administration of a will U اجرای وصیت نامه
law enforcement U اجرای قوانین [حقوقی]
policy instrument U ابزار اجرای سیاست
techniques U روش یا فن اجرای کار
technique U روش یا فن اجرای کار
operate U دستورات اجرای کامپیوتر
operated U دستورات اجرای کامپیوتر
multi tasking U اجرای چندین کار
legal enforcement U اجرای حکم دادگاه
enforcement by writ U اجرای حکم دادگاه
reprieving U تعلیق اجرای مجازات
reprieves U تعلیق اجرای مجازات
reprieved U تعلیق اجرای مجازات
reprieve U تعلیق اجرای مجازات
launch an attack U اجرای حمله شروع تک
involves U آغاز با اجرای یک برنامه
task forces U نیروی اجرای عملیات
task force U نیروی اجرای عملیات
operates U دستورات اجرای کامپیوتر
desk U اجرای خشک برنامه
self aid U اجرای کمکهای اولیه
desks U اجرای خشک برنامه
apply a correct holt U اجرای فن صحیح کشتی
checked U اجرای خشک یک برنامه
checks U اجرای خشک یک برنامه
check U اجرای خشک یک برنامه
enforcement of a judment U اجرای حکم دادگاه
enforcement of judgement U اجرای احکام قضایی
implementation of the decisions U اجرای قرار [رای]
class i activity U اجرای اماد طبقه 1
class ii activity U اجرای اماد طبقه 2
transattack period U زمان اجرای تک اتمی
task element U عنصر اجرای عملیات
concurrent program execution U اجرای همزمان برنامه
concept of operations U روش اجرای عملیات
by the number U اجرای فرمان با شماره
executed U اجرای برنامه کامپیوتری یا فرآیند
phases U دوره زمانی اجرای برنامه
phased U دوره زمانی اجرای برنامه
launches U اجرای حمله شروع عملیات
fire time U زمان اجرای اتش یا انفجار
launching U اجرای حمله شروع عملیات
textbooks U اجرای حرکت کامل و فنی
textbook U اجرای حرکت کامل و فنی
execute U اجرای برنامه کامپیوتری یا فرآیند
sword dance U اجرای رقص در اطراف شمشیر
precedence U ترتیب اجرای عملیات ریاضی
staged U اجرای به ترتیب یکی پس از دیگری
phase U دوره زمانی اجرای برنامه
to guarantee a contract U اجرای قراردادی راضمانت کردن
overlap processing U اجرای همزمان فعالیتهای ورودی
task element U قسمت مامور اجرای عملیات
executing U اجرای برنامه کامپیوتری یا فرآیند
mission request U درخواست اجرای ماموریت هوایی
specific performance U نحوه اجرای معین در قرارداد
executes U اجرای برنامه کامپیوتری یا فرآیند
high angle pit U چاله مخصوص اجرای تیرقائم
suspend U به عقب انداختن اجرای حکم
suspending U به عقب انداختن اجرای حکم
suspends U به عقب انداختن اجرای حکم
guarantee a contract U اجرای قراردادی را ضمانت کردن
ambuscade U دام محل اجرای کمین
passive U وقت کشی بدون اجرای فن
enterprise U اقدام به اجرای قوانین کردن
enterprises U اقدام به اجرای قوانین کردن
collectivism U اجرای اصول اشتراکی درزندگی
passives U وقت کشی بدون اجرای فن
passed U 1-اجرای حلقه یک بار. 2-یک عمل
launch U اجرای حمله شروع عملیات
execution U اجرای برنامه کامپیوتری یا فرآیند
exempted , adressee U گیرنده معاف از اجرای دستور
concepts U تدبیر روش اجرای یک چیز
concept U تدبیر روش اجرای یک چیز
operator U ترتیب اجرای عملیات ریاضی
pass U 1-اجرای حلقه یک بار. 2-یک عمل
launched U اجرای حمله شروع عملیات
operators U ترتیب اجرای عملیات ریاضی
passes U 1-اجرای حلقه یک بار. 2-یک عمل
pragmatics U مطالعه و بررسی روابط میان علائم و استفاده انها
math U و سرعت اجرای برنامه را افزایش دهد
rerun U اجرای برنامه یا چاپ مجدد کار
execution U مدت زمان بین اجرای یک دستور
run duration U که زمان اجرای برنامه انجام می شوند
delay position U موضع مخصوص اجرای عملیات تاخیری
adagio آهسته و ملایم [اجرای آهنگ باهستگی]
proponent U مقام مسئول اموال یا اجرای کار
immediate U روش اجرای یک دستور کامپیوتری پس از ورود
e hour U وقت مخصوص اجرای عملیات ستادی
interdict U ممانعت کردن اجرای عملیات ممانعتی
compile and go U بار کردن و اجرای یک برنامه کامپایل
task group U ناو گروه مامور اجرای عملیات
proponents U مقام مسئول اموال یا اجرای کار
intermittent U اجرای تیراندازی بینابین حملات دیگر
task fleet U ناوگان مامور اجرای عملیات یا ماموریت
command of execution U فرمان اجرای عمل یکان اجرایی
microcycle U برای دادن زمان اجرای دستورات
run duration U مجوز کاربر برای اجرای یک برنامه
budgetary control U کنترل اجرای بودجه در واحدهای مملکتی
maths U و سرعت اجرای برنامه را افزایش دهد
practicableness U امکان قابلیت اجرا
operation U بخشی از حلقه ماشین در حین اجرای دستور
compiles U زمان اجرای برنامه که دستورات کامپایل می شوند
executes U بخشی از حلقه اجرا در حین اجرای دستور
lesions U زیان حاصله در اثر عدم اجرای عقدی
esorow U سندرسمی که اجرای ان موکول به تحقق شرطی باشد
auto da fe U اجرای حکم اعدام ومجازات شخص مرتد
tempo U سرعت اجرای نتها به صورت ضربه در دقیقه .2-
dynamically U تغییراتی که هنگام اجرای برنامه اعمال میشود
dynamic U تغییراتی که هنگام اجرای برنامه اعمال میشود
compile U زمان اجرای برنامه که دستورات کامپایل می شوند
compiled U زمان اجرای برنامه که دستورات کامپایل می شوند
compiling U زمان اجرای برنامه که دستورات کامپایل می شوند
executing U بخشی از حلقه اجرا در حین اجرای دستور
tempos U سرعت اجرای نتها به صورت ضربه در دقیقه .2-
get round the law U با کلاه شرعی از اجرای قانون طفره رفتن
pipelines U بنابراین سرعت اجرای برنامه افزایش می یابد
bailiffs U مامور اجرای دادگاه بخش معاون کلانتر
execute U بخشی از حلقه اجرا در حین اجرای دستور
on the fly U در حین اجرای برنامه بدون توقف اجرا
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com