Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
its was extended
U
مدت اعتبارانرا دراز کردند
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
he was refused employment
U
کردند
The trees are in bloom .
U
درختها گه کردند
they proclaimed him sovereign
U
اعلان کردند
they put their heads together
U
با هم مشورت کردند
they mulcted him
U
او را جریمه کردند
they put up a good fight
U
جنگ خوبی کردند
what a ready welcome i found!
U
چه حسن استقبالی از من کردند !
he was sent to england
U
به انگلیس اعزام کردند
they had words
U
باهم نزاع کردند
It was required of me . They imposed it on me .
U
آنرا به من تکلیف کردند
They escaped under cover of darkness.
U
درتاریکی شب فرار کردند
They greeted each other.
U
با هم سلام وتعارف کردند
potsdom agreement
U
تاکید وتشریح کردند
They pinched my keys.
U
کلیدهایم رابلند کردند
His path was strewn with flowers .
U
مقدم اورا گلباران کردند
the house was highly rated
U
خانه رازیاد تقویم کردند
they poured toward that city
U
سوی ان شهر هجوم کردند
they were made one
U
یعنی باهم عروسی کردند
They changed seats .
U
صندلی هایشان را با هم عوض کردند
bombers raided the city
U
بمب افگن ها ان شهررابمباران کردند
He was deported from Iran.
U
اورااز ایران اخراج کردند
They were talking in Spanish .
U
بزبان اسپانیولی صحبت می کردند
The kids stamped on the ants .
U
بچه ها مورچه را با لگه له می کردند
They beat each other black and blue.
U
همدیگر را خونین ومالین کردند
he paid through the nose
U
زیاد به او تحمیل کردند گوشش را بریدند
he was engagedon probation
U
بعنوان کاراموزی اورا استخدام کردند
We sent for the doctor.
U
برای ما این دکتر را صدا کردند.
They searched the whole town .
U
تمام شهر را گشتند ( جستجو کردند )
The soldirs leg was amputated .
U
پای سرباز را قطع کردند ( بریدند )
They shook hand and made up.
U
با یکدیگر دست دادند وآشتی کردند
He was framed.
U
برایش پاپوش دوختند ( توطئه کردند )
bombers raided the city
U
بمب افگن هابران شهرحمله کردند
Fatimid
U
[پادشاهان اسلامی که در مصر حکومت می کردند.]
the exercised thier veto
U
انها حق وتوی خود را اعمال کردند
I had my car broken into last week.
U
هفته پیش از ماشینم دزدی کردند.
she was shot for a spy
U
اورابه تهمت جاروزی تیرباران کردند
they howled the speaker down
U
سخنگوراباجیغ وداد وادار به پایین امدن کردند
corinthian brass or bronze
U
یکجور مفرغ که ازسیم و زرومس ترکیب می کردند
knickerbocker
U
زاده هلندی هایی که به york new کوچ کردند
Everybody condemned his foolish behaviour .
U
همه رفتار نادرست اورا محکوم کردند
They I got confused .
U
آنقدر ازمن سؤال کردند که گیج شدم
The bandits stripped him of all his belongines .
U
دزدهای سر گردنه ( راهزنان ) اورا لخت کردند
inns of chancery
U
عمارتی در لندن که بیشترشاگردانش حقوق در ان زندگی می کردند
The victors demanded unconditional surrender .
U
فاتحین تقاضای تسلیم بدون قید وشرط کردند
Shoppers were scrambling to get the best bargains.
U
خریداران تقلا می کردند بهترین معامله را داشته باشند.
The planes pin- pointed the enemy targets .
U
هواپیما ها گشتند تا هدفهای دشمن را دقیق پیدا کردند
soricine
U
موش پوزه دراز شبیه موش پوزه دراز
Our children have all left home now, but
[except]
[bar]
one.
U
همه بچه های ما خانه را ترک کردند به غیر از یکی.
I wanted to go camping but the others quickly ruled out that idea.
U
من می خواستم به کمپینگ بروم اما دیگران سریع ردش کردند.
Boers
U
سفید پوستی که نیاکانش در قرن هفدهم از هلند کوچ کردند
The room is bare of furniture .
U
این اتاق خیلی لخت کردند ( مبلمان کافی ندارد )
Boer
U
سفید پوستی که نیاکانش در قرن هفدهم از هلند کوچ کردند
leet
U
دادگاهی که تیول داران سالی یا ششماه یکبار برپا می کردند
Few reporters dared to enter the war zone.
U
چندی از خبرنگاران جرأت کردند وارد منطقه جنگی بشوند.
myrmidon
U
یکی از اهالی جنگجوی thessalyکه در جنگ troyپادشاه خودرا پیروی کردند
mohock
U
تنی ازگردن کلفتهای اشرافی درسده هجدهم درخیابانهای لندن اوباشی می کردند
lombards
U
گروهی از کشور یتانان المانی نژاد که در سده ششم ایتالیارا فتح کردند
sabbatical year
U
در دوران یهودیان باستان سال هفتم که طی آن زمین را آیش می کردند و بدهکاران را می بخشیدند
Quantel
U
شرکت گرافیک کامپیوتری که سیستم گرافیکی Hrrey , Paint box را تولید کردند
generation
U
کامپیوترهای اصلی که طبق فناوری بر حسب نور ساخته شده اند و شروع به کار کردند
generations
U
کامپیوترهای اصلی که طبق فناوری بر حسب نور ساخته شده اند و شروع به کار کردند
We planned to do a cross-country trip in the US, but our parents ruled that out/vetoed it.
U
ما برنامه ریختیم سفری سرتاسری در ایالات متحده بکنیم اما پدر و مادرمان جلویمان را گرفتند
[مخالفت کردند ]
.
oblongated
U
دراز
longed
U
دراز
dolichomorphic
U
دراز تن
toom
U
دراز
lengthwise
U
دراز
long headed
U
سر دراز
to piece out
U
دراز
longheaded
U
دراز سر
longish
U
دراز
macro
U
دراز
to be prolonged
U
دراز
to eke out
U
دراز
longer
U
دراز
oblongs
U
دراز
linear
U
دراز
longest
U
دراز
long-
U
دراز
long
U
دراز
verbose
U
دراز
prolix
U
دراز
lengthy
U
دراز
oblong
U
دراز
longs
U
دراز
tripartite declaration of 0
U
اعلامیه سه جانبه 0591 اعلامیهای که در ان دولتهای امریکا و انگلستان و فرانسه امامیت ارضی اسرائیل و نیزوضع موجود فلسطین راتضمین کردند
long billed
U
نوک دراز
long bone
U
استخوانهای دراز
long eared
U
گوش دراز
long bill
U
نوک دراز
lanternjaws
U
چانه دراز
narrowed
U
دراز وباریک
in the long run
U
در دراز مدت
ileum
U
روده دراز
inductile
U
دراز نشو
long-life
U
عمر دراز
to stretch out
U
دراز کردن
long life
U
عمر دراز
lantern jawed
U
چانه دراز
long-winded
U
دراز نفس
long winded
U
دراز نفس
verbalization
U
دراز گویی
long necked
U
گردن دراز
morella cherry
U
گیلاس دم دراز
tender fleshed cherry
U
گیلاس دم دراز
long run
[American E]
<adj.>
U
دراز مدت
oblonated
U
دراز :درازنا
long term
<adj.>
U
دراز مدت
string
U
چسبناک دراز
wader
U
مرغ دراز پا
protract
U
دراز کردن
pintail
U
اردک دم دراز
prolongate
U
دراز کردن
prolixity
U
دراز نویسی
long-term
U
دراز مدت
streek
U
دراز کردن
long range
U
دراز مدت
long run
U
دراز مدت
long shunt
U
شنت دراز
long term
U
دراز مدت
long wind
U
دراز نفسی
longeval
U
دراز عمر
longhead
U
کله دراز
lengthens
U
دراز کردن
longer-term
U
دراز مدت
sniping
U
نوک دراز
sniped
U
نوک دراز
lengthens
U
دراز شدن
snipe
U
نوک دراز
oblongs
U
دراز پهنا
oblong
U
دراز پهنا
gangling
U
طولانی و دراز
elongation
U
دراز شدگی
stretches
U
دراز کردن
stretched
U
دراز کردن
lengthening
U
دراز شدن
lengthening
U
دراز کردن
elongate
U
دراز کردن
elongate
U
دراز شدن
elongates
U
دراز کردن
elongates
U
دراز شدن
drag on
<idiom>
U
دراز کردن
elongating
U
دراز کردن
elongating
U
دراز شدن
lengthen
U
دراز کردن
lengthen
U
دراز شدن
lengthened
U
دراز کردن
lengthened
U
دراز شدن
stretch
U
دراز کردن
lanky
U
دراز وباریک
proboscis
U
پوزه دراز
narrower
U
دراز وباریک
narrow
U
دراز وباریک
extend
U
دراز کردن
long-time
U
دراز مدت
long-drawn-out
U
دور و دراز
snipes
U
نوک دراز
far-fetched
U
دور و دراز
far fetched
U
دور و دراز
narrowest
U
دراز وباریک
couchant
U
دراز کشیده
weedy
U
دراز و باریک
longevity
U
دراز عمری
at full length
U
دراز کشیده
blue moon
U
زمان دراز
codlin
U
یکجورسیب دراز
codling
U
یکجورسیب دراز
proboscises
U
پوزه دراز
I had pins and needles in my legs.
U
ساق پاهایم
[در اثر خواب رفتگی]
مور مور می کردند.
tractile
U
لوله شو دراز شدنی
scoldpaceous
U
مانند نوک دراز
rangy
U
ولگرد پا دراز و لاغر
kick around
<idiom>
U
دراطراف دراز کشیدن
long haul
<idiom>
U
مسافت دراز یا سفرکردن
prolate
U
دوک وار دراز
scolopax
U
جنس نوک دراز
secular trend
U
روند دراز مدت
daddy-long-legs
U
بابا لنگ دراز
reach
U
دراز کردن دست
to live a long life
U
عمر دراز کردن
to make old bones
U
عمر دراز کردن
ringtail
U
تلیله نوک دراز
proboscis monley
U
بوزینه دراز بینی
ileitis
U
اماس روده دراز
weed
U
دراز و لاغر پوشاک
tusks
U
دندان دراز وتیز
tusk
U
دندان دراز وتیز
tirades
U
سخنرانی دراز وشدیداللحن
tirade
U
سخنرانی دراز وشدیداللحن
long-lived
U
دراز عمر معمر
long-lived
U
دارای عمر دراز
long lived
U
دراز عمر معمر
long lived
U
دارای عمر دراز
toboggan
U
سورتمه دراز و باریک
toboggans
U
سورتمه دراز و باریک
ileal
U
وابسته به روده دراز
ileac
U
وابسته به روده دراز
hatchet face
U
صورت دراز وباریک
grallatorial
U
وابسته به دراز پایان
godwit
U
نوک دراز ابی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com