English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
long-lived U دارای عمر دراز
long-lived U دراز عمر معمر
long-lived U پر عمر
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
long lived U دارای عمر دراز
long lived U پر عمر
long lived U دراز عمر معمر
lived U مهمات جنگی
lived U تیراندازی جنگی
lived U برقدار
lived U تحت پتانسیل
lived U جریان دار
lived U فشنگ جنگی
lived U زنده کردن
lived U زنده
lived U دایر
lived U موثر
lived U سرزنده
lived U :زنده
lived U زنده بودن
lived U : زندگی کردن زیستن
He has always lived there. U او همیشه آنجا زندگی کرده است.
short lived U کوتاه مدت
short-lived U بی دوام
short-lived U کم عمر
short-lived U کوتاه مدت
short lived U کم عمر
short lived U بی دوام
the room was not lived in U هنگام روز در ان اطاق زندگی نمیکردند
low lived U دارای زندگی پست
His triumph was very short- lived . U موفقیت اش بسیار کوتاه ( مدت ) بود
She enchanted (lived up ) our party. U شور وحالی به جمع ما داد
His new luxury mansion is a dar cry from the one bedroom cottage he lived in as a child. U عمارت لوکس جدیدش کجا و کلبه یک خوابه ای که کودکی اش را در آن به سر برد کجا.
Dont be long. Step on it . Dont take long over it . Get a move on. U طولش نده (زود باش )
long little U پاینده باد
long course U استخر 05 متر
before long U بهمین زودی
long little U زنده باد
as long as U بشرطی که
as long as U تا زمانیکه بمقدار زیاد
it will not take long U نخواهدکشید
it will not take long U مدت زیادی نمیخواهد
long a U مدت مدیدی بعد
long a U مدتهاپس ازان
long a go U مدتی پیش
long a go U مدت زیادی پیش
very long U برد خیلی زیاد
not long a U چندوقت پیش
long for U اشتیاق چیزی را داشتن ارزوی چیزی را داشتن
not long a U مدتی نگذشته است
not long a go U چندی پیش
not long a go U همین تازگی ها
so long as U مادامی که بشرطی که
so long as U تاوقتی که
so long U بامیددیدار
it will not take long U طولی
how long since is it? U چندوقت است
as long as U بمدت طولانی
as long as U ازوقتی که
as long as U از زمانیکه
See you again . So long. U به امید دیدار
To wish (long) for something. U آرزوی چیزی را کردن (داشتن )
at long last U بالاخره
at long last U عاقبت
at long last U اخرالامر
before long U بزودی
for long U مدت زیادی
for long U خیلی
get a long with you U بروپی کارت
go long U تلاش درپاس طولانی بجلو
how long U تاکی تاچه وقت چقدر
how long since is it? U چند وقت پیش بوده است
so long U خدا حافظ
long- U مدت زیاد
long- U مدید
long- U کشیده
long- U دیر گذشته ازوقت
long- U :اشتیاق داشتن
long- U میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long- U مناسب بودن
long U :اشتیاق داشتن
long- U توپ بلند به اوت
long- U بلند
long- U طولانی
very long U شعاع عمل زیاد
long- U طولانی طویل
long- U دراز
long U مدت زیاد
long U دراز
long U طولانی طویل
long U مدید
long U کشیده
long U دیر گذشته ازوقت
long U میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long U مناسب بودن
long U طی مسافت زیاد توپ
long U توپ بلند به اوت
long U بلند
long U طولانی
long- U طی مسافت زیاد توپ
to say so long to somebody U با کسی خداحافظی کردن
I've known her at least as long as you have. U آشنایی من با او [زن] کمک کمش به اندازه مدت آشنایی تو با او [زن] است.
How long will it take? چقدر طول می کشد؟
long off U موضع گرفتن در جلو توپزن ودور از او در یک طرف
long on U موضه گرفتن در جلو توپزن ودور از او در طرف دیگر
come a long way <idiom> U برنامه بزرگی ریختن
as long as <idiom> U به شرط اینکه ،به این شرط که
long windedness U روده درازی
long shot U شانس کمی برای برنده شدن دارد نوعی شرط که احتمال بردن ان کم است
long wind U طاقت زیاد دویدن
long ton U تن بزرگ
long wind U دراز نفسی
long ton U تن بزرگ معادل با 6101کیلوگرم
long tongue U وراجی
long tongue U پر حرفی
long shot U کسیکه درمسابقات
long shoreman U گماشته بارگیری و بار خالی کنی در بندریا ماهی گیری در کرانه
of long duration U دیرپای
long windedness U پرگویی
of long continvance U ماندگار
of long continvance U دیرپای
not long ago U چندی پیش
long sighted U دوراندیش
not long ago U اخیرا
long sighted U تیزبین
long sighted U دوربین
long range U با برد زیاد
long sight U نظر دوررس
long sight U دوربینی
long shunt U شنت دراز
night long U از سر شب تا بامداد
long shot U شرکت کنندهای که احتمال پیروزی کمی دارد
long tom U درخت الواراسترالیایی
long sightedness U دور اندیشی
long suffering U زحمت کش
long suffering U رنجبر
long suffering U رنج کش
long string U خط فرضی از وسط طول میزکیسه دار بیلیارد
long siht U نظردور رس
long splice U پیوند بلند
long spot U موضع گیری توپگیری مستقیما" پشت سر محافظ میله ها
long run U مدت کافی برای تغییر دادن در مقدار تولید به وسیله کاهش یا افزایش فرفیت موسسه
long range U جنگ افزار با برد زیاد یا برد بلند اتش دوردست
long recoil U طول عقب نشینی زیاد
long recoil U عقب نشینی طولانی
long robe U صورت کشیده
long robe U ردای بلند
long run U بلند مدت
long sightedness U دوربینی
long siht U دور بینی
long shore U وابسته بدریا کنار
long shore U کرانهای
long tom U تغار یا فرف مخصوص طلاشویی
long tom U توپ دریایی دور رس یاساحلی
long thrust U تک نفوذی طولانی یادوردست
long thrust U سخمه بلند
long thrust U وضعیت سخمه بلند
long term U بلند مدت
long term U طویل المدت
long term U دراز مدت
long suffering U زحمت کشی
long sea U دریایی که خیزابهای بزرگ ومنظم دارد
long suffering U بردباری رنجبری
long suffering U سختی کش
long run U دراز مدت
I will not detain you long. U خیلی وقتتون رو نمی گیرم.
I will not detain you long. U خیلی وقتتان را نمی گیرم.
in the long run <idiom> U آینده دور،درآخر
over the long run <idiom> U درآخر
long shot <idiom> U شرط بندی روی چیزی که بنظر میآید ناموفق باشد
long haul <idiom> U مدت درازی بین کاری که ادامه داد
long haul <idiom> U مسافت دراز یا سفرکردن
long face <idiom> U افسرده وغمگین
all day long <idiom> U تمام روز
How long were you away from Iran ? U چه مدت درایران نبودید ؟
With a long face . U با لب ؟ لوچه آویزان ( اشاره به ناکامی وعدم موفقیت )
He did not live long enough to … U آنقدر عمر نکرد که ...
I had a long talk with him. U با ایشان مفصلا" صحبت کردم
With a long face . U با سبیل آویزان ( ناموفق وسر خورده )
Once in a while. At long intervals. U دیر به دیر
We have a long journey before us . U مسافرت طولانی در پیش داریم
In the long run right will out. <proverb> U یق بالاخره آشکار مى شود .
How long will you be staying? U چه مدت میخواهید بمانید؟
long ball U [شوت کردن بلند توپ] [فوتبال]
long term <adj.> U بلند مدت
long term <adj.> U دراز مدت
to be long in coming U خیلی طولش میدهد تا بیاید [برسد]
long-house U مسکن اشتراکی
long gallery U راهرو طویل
long gallery U اتاق طویل
in the long run U در دراز مدت
How long can I park here? U چه مدت می توانم اینجا پارک کنم؟
How long does it take by car? با اتومبیل چقدر طول می کشد؟
How long does it take on foot? پیاده چقدر طول می کشد؟
How long does the crossing take? U چه مدت این مسافرت دریایی طول می کشد؟
What's taking so long? U چرا اینقدر طول میکشد؟
long-running U آنچهمدتهادرحالاجراباشد
long-lost U کسیکهمدتهایمدیدیاسترویتنشدهاست
long-lasting U طولانیمدت
long-drawn-out U دور و دراز
long vacation U تعطیلاتتابستانی
to take long views U دور اندیشی کردن
to pound a long U سنگین رفتن
to pound a long U کوبیدن و رفتن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com