Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
machine instruction set
U
مجموعه دستورالعمل ماشین
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
instruction set
U
مجموعه دستورالعمل
computer instruction set
U
مجموعه دستورالعمل کامپیوتر
machine instruction
U
دستورالعمل ماشین
shift instruction
U
دستورالعمل تغییر مکان دستورالعمل انتقال دستورالعمل جابجایی
operators
U
مجموعه عملیات که اپراتور انجام میدهد تا ماشین یا فرآیند درست کار کند
operator
U
مجموعه عملیات که اپراتور انجام میدهد تا ماشین یا فرآیند درست کار کند
machine
U
دستوری که توسط ماشین تشخیص داده میشود و بخشی از مجموعه دستورات محدود آن است
machines
U
دستوری که توسط ماشین تشخیص داده میشود و بخشی از مجموعه دستورات محدود آن است
machined
U
دستوری که توسط ماشین تشخیص داده میشود و بخشی از مجموعه دستورات محدود آن است
briefing direction
U
دستورالعمل اجرای توجیه دستورالعمل جلسه توجیهی
statitizing
U
فرایند انتقال یک دستورالعمل از حافظه کامپیوتر به ثباتهای دستورالعمل و نگهداری ان ان در انجا بگونهای که برای اجرا شدن اماده باشد
arithmetic instruction
U
دستورالعمل محاسباتی دستورالعمل حسابی
pause instruction
U
دستورالعمل وقفه دستورالعمل توقف
instruction counter
U
شمارنده دستورالعمل شمارشگر دستورالعمل
writable instruction set computer
U
طرح CPU که به برنامه نویس امکان میدهد دستورات که ماشین جانبی را به آن بیفزاید با استفاده از میکروکد. تا مجموعه دستورات به دلخواه او درآیند
WISC
U
طرح CPU که به برنامه نویس امکان میدهد دستورات که ماشین جانبی را به آن بیفزاید با استفاده از میکروکد. تا مجموعه دستورات به دلخواه او درآیند
scrapbooks
U
مجموعه عکسها وقطعاتی که از کتب مختلف بریده شده مجموعه
scrapbook
U
مجموعه عکسها وقطعاتی که از کتب مختلف بریده شده مجموعه
subset
U
مجموعه کوچک داده ها که خود بخشی از یک مجموعه بزرگتر هستند
restatement of the law
U
مجموعه قواعد حقوقی مجموعه اخرین تفسیرهای ارائه شده برای قوانین
universal
U
مجموعه کامل عناصر که یک مجموعه قوانین تشکیل میدهد
burster block
U
مجموعه منفجر کننده مجموعه خرج تلاش
character set
U
دخشگان مجموعه دخشه ها مجموعه کاراکترها
self binder
U
ماشین کشاورزی که هم درومیکندوهم بافه می بند د ماشین درووبسته بندی
universal
U
نوشتن برنامه که مخصوص یک ماشین نیست و روی چندین ماشین قابل اجرا است
The letter is well typed .
U
نامه قشنگ ماشین شده است (با ماشین تحریر )
cisc
U
مجموعه دستورات پیچیده کامپیوتری طرحی از CPU که مجموعه دستورات آن شامل تعدادی دستورات طولانی و پیچیده است که نوشتن برنامه را ساده تر ولی سرعت اجرا را کندتر میکند
machinist
U
ماشین چی چرخکار ماشین ساز ماشینیست
machinists
U
ماشین چی چرخکار ماشین ساز ماشینیست
cybernetics
U
مط العه روش حرکت ماشین الکترونیکی یا انسانی و نحوه تقلید ماشین الکترونیکی از رفتار و اعمال انسان
compensation trading
U
معاملهای که در ان فروشنده ماشین الات کارخانه متعهد میگردد تامحصول ان ماشین الات راخریداری نماید
bench lathe
U
ماشین تراش رومیزی ماشین تراش کوچکی که روی میز کار بسته میشود
machined
U
1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machine
U
1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machines
U
1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machine
U
ماشین کردن با ماشین رفتن
machines
U
ماشین کردن با ماشین رفتن
machined
U
ماشین کردن با ماشین رفتن
operating manual
U
دستورالعمل
functioned
U
دستورالعمل
functions
U
دستورالعمل
ground rule
U
دستورالعمل
recipe
U
دستورالعمل
instruction
U
دستورالعمل
procedure
U
دستورالعمل
recipes
U
دستورالعمل
function
U
دستورالعمل
order
U
دستورالعمل
directions
U
دستورالعمل
instructions
U
دستورالعمل
perscription
U
دستورالعمل
cross compiler
U
کامپایلری که روی یک ماشین اجرا میشود در حالیکه این ماشین با ماشینی که این کامپایلر برای ان طراحی شده است تا کدهایش را ترجمه کند تفاوت دارد
fax
U
مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
faxed
U
مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
faxes
U
مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
faxing
U
مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
instruction mix
U
اختلاط دستورالعمل
arithmetic instruction
U
دستورالعمل حسابی
code
U
برنامه دستورالعمل ها
instruction length
U
طول دستورالعمل
instruction foramt
U
قالب دستورالعمل
instruction cycle
U
چرخه دستورالعمل
ship husbandary manual
U
دستورالعمل جرثقیل ها
guidance
U
دستورالعمل راهنما
instruction code
U
رمز دستورالعمل
order
U
دستورالعمل دستور
action statement
U
دستورالعمل اقدام
nonexecutable statement
U
دستورالعمل اجراناپذیر
stop instruction
U
دستورالعمل توقف
instruction register
U
ثبات دستورالعمل
quasi instruction
U
شبه دستورالعمل
no op instruction
U
دستورالعمل بی اثر
null instruction
U
دستورالعمل پوچ
object code
U
دستورالعمل مقصود
one address instruction
U
دستورالعمل یک ادرسه
push instruction
U
دستورالعمل نشاندن
privileged instruction
U
دستورالعمل ممتاز
direction
U
دستورالعمل جهت
prescriptions
U
تجویز دستورالعمل
pull instruction
U
دستورالعمل بازیابی
prescription
U
تجویز دستورالعمل
microcode
U
ریز دستورالعمل
micro instruction
U
ریز دستورالعمل
instruction repertoire
U
موجودی دستورالعمل
instruction time
U
زمان دستورالعمل
instruction word
U
کلمه دستورالعمل
ir
U
ثبات دستورالعمل
logic instruction
U
دستورالعمل منطقی
logical instruction
U
دستورالعمل منطقی
halt instruction
U
دستورالعمل توقف
pseudo instruction
U
شبه دستورالعمل
repetition instruction
U
دستورالعمل تکرار
macro instruction
U
درشت دستورالعمل
pseudo code
U
شبه دستورالعمل
flight manual
U
دستورالعمل پرواز
branch instruction
U
دستورالعمل انشعاب
conditional instruction
U
دستورالعمل شرطی
call instruction
U
دستورالعمل فراخوانی
current instruction
U
دستورالعمل جاری
dummy instruction
U
دستورالعمل ساختگی
command processing
U
پردازش دستورالعمل
computer instruction
U
دستورالعمل کامپیوتر
field order
U
دستورالعمل رزمی
decision instruction
U
دستورالعمل تصمیمی
entry instruction
U
دستورالعمل دخول
decision instruction
U
دستورالعمل تصمیم
disassembler
U
برنامهای که کد زبان ماشین را گرفته و کد زبان اسمبلر راکه برنامه به زبان ماشین ازان ایجاد میشود تولید میکند
assembly language instruction
U
دستورالعمل زبان اسمبلی
instruction control unit
U
واحد کنترل دستورالعمل
damage control bills
U
دستورالعمل کنترل خسارات
mips
U
یک میلیون دستورالعمل درثانیه
million instructions per second
U
میلیون دستورالعمل در ثانیه
airworthiness directive
U
دستورالعمل صلاحیت پرواز
variable instruction length
U
دستورالعمل با طول متغیر
multiple address instruction
U
دستورالعمل چند ادرسه
pop instruction
U
دستورالعمل بازیابی از پشته
instruction cycle
U
سیکل یاچرخش دستورالعمل
effective date
U
تاریخ شروداجرای دستورالعمل
kips
U
هزار دستورالعمل درثانیه
verb
U
دستورالعمل انجام عملی
letter of instruction
U
دستورالعمل انجام کار
budget directive
U
دستورالعمل تهیه بودجه
looping instruction
U
دستورالعمل حلقه زنی
conditional jump instruction
U
دستورالعمل پرش شرطی
microcode
U
دستورالعمل های ریز
verbs
U
دستورالعمل انجام عملی
instruction lookahead
U
پیش بینی دستورالعمل
double column vertical boring mill
U
ماشین تراش قائم دو ستونی ماشین تراش کاروسل دوستونی
cable assembly
U
مجموعه کابل و پیچ مجموعه کابل
gynoecium
U
مجموعه الت مادگی گل مجموعه مادگی
programmed instruction
U
دستورالعمل برنامه ریزی شده
initiating directive
U
دستورالعمل شروع عملیات اب خاکی
directives
U
راهنمای انجام کار دستورالعمل
manual
U
دستورالعمل راهنمای انجام کار
directive
U
راهنمای انجام کار دستورالعمل
macroprogramming
U
برنامه نویسی با درشت دستورالعمل ها
four address instruction
U
نتیجه و آدرس دستورالعمل بعدی
assembled
U
ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assemble
U
ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assembles
U
ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assembler
U
یک برنامه کامپیوتری که دستورالعملهای زبان غیر ماشین راتوسط استفاده کننده تهیه شده است به زبان ماشین تبدیل میکند برنامه مترجم
bumf
U
اسناد شامل اطلاعات دستورالعمل چیزی
format
U
داده و آدرس ها و دستورالعمل را نشان می دهند
formats
U
داده و آدرس ها و دستورالعمل را نشان می دهند
instructions
U
راهنمایی دستورالعمل دادن تعلیم اموزش نظامی
commander's guidance
U
دستورالعمل فرماندهی راهنمای طرح ریزی فرمانده
instruction
U
راهنمایی دستورالعمل دادن تعلیم اموزش نظامی
component change order
U
دستورالعمل تغییر یک نیروی شرکت کننده در عملیات
boot
U
اجرای مجموعهای از دستورالعمل ها برای رسیدن به موقعیت مط لوب
pointers
U
متغیر در برنامه کامپیوتری که حاوی آدرس داده یا دستورالعمل است
booting
U
اجرای خودکار مجموعهای از دستورالعمل ها در ROM پس از روشن شدن کامپییوتر
pointer
U
متغیر در برنامه کامپیوتری که حاوی آدرس داده یا دستورالعمل است
boot up
U
اجرای خودکار مجموعهای از دستورالعمل ها در ROM پس از روشن شدن کامپییوتر
user
U
دستورالعمل شرح نحوه استفاده از بسته نرم افزاری یا سیستم
jump instruction
U
موقعتی که CUPU از دستورالعمل فعلی به نقط ه دیگر برنامه برود
users
U
دستورالعمل شرح نحوه استفاده از بسته نرم افزاری یا سیستم
area
U
دستورالعمل پر کردن یک ناحیه از صفحه یا یک الگوی بسته با یک رنگ یا الگو
areas
U
دستورالعمل پر کردن یک ناحیه از صفحه یا یک الگوی بسته با یک رنگ یا الگو
authors
U
CI یا اموزش توسط کامپیوتر میباشدافرادی که تهیه کننده دستورالعمل ها برای سیستمهای
prescriptions
U
دستورالعمل نسخه حق مالکیت در نتیجه تصرف طولانی و بلامعارض مرور زمان
fetch ahead
U
فرایند واکشی یک دستورالعمل قبل از انکه اخرین دستوراجرای ان تمام شود
prescription
U
دستورالعمل نسخه حق مالکیت در نتیجه تصرف طولانی و بلامعارض مرور زمان
digital computer
U
ماشین حساب عددی ماشین حساب دیجیتالی
d.c. machine
U
ماشین جریان مستقیم ماشین جریان دائم
the machine is in operation
U
ماشین در گردش است ماشین دایر است
automated teller machine
U
ماشین سخنگوی خودکار ماشین تحویل خودکار
function key
U
یچی که برای کار خاص یا ترتیبی از دستورالعمل ها انتساب داده شده بود
arithmetic
U
دستورالعمل برنامه که در آن عملگر عمل مورد نظر را برای اجرا مشخص میکند
programs
U
نوشتن یا آماده کردن تعدادی دستورالعمل که کامپیوتر برای انجام عمل خاصی هدایت میکند
program
U
نوشتن یا آماده کردن تعدادی دستورالعمل که کامپیوتر برای انجام عمل خاصی هدایت میکند
traced
U
روش تشخیص کارایی درست یک برنامه که وضعیت فعلی و محتوای ثباتها و متغیرها پس از هر دستورالعمل نوشته میشود
trace
U
روش تشخیص کارایی درست یک برنامه که وضعیت فعلی و محتوای ثباتها و متغیرها پس از هر دستورالعمل نوشته میشود
traces
U
روش تشخیص کارایی درست یک برنامه که وضعیت فعلی و محتوای ثباتها و متغیرها پس از هر دستورالعمل نوشته میشود
Jacquard loom
U
ماشین بافندگی ژاکارد
[این ماشین جهت بافت فرش های ماشینی و یا پارچه های رنگی استفاده می شود که رنگ های بکار رفته در نقش و طرح فرش را توسط صفحه مقوائی سوراخ دار و یا همان نقشه ژاکارد کنترل می کنند.]
declarative language
U
زبان برنامه سازی در برنامههای کاربردی پایگاه داده ها که آنچه می خواهید بدست آورید وارد می کنید و نه دستورالعمل را
assortments
U
مجموعه
aggregates
U
مجموعه
set
U
مجموعه
sets
U
مجموعه
aggregate
U
مجموعه
setting up
U
مجموعه
assortment
U
مجموعه
yardage
U
مجموعه
batches
U
مجموعه
batch
U
یک مجموعه
batch
U
مجموعه
batches
U
یک مجموعه
series
U
مجموعه
combination
U
مجموعه
bundle
U
مجموعه
caboodle
U
مجموعه
bundling
U
مجموعه
bundles
U
مجموعه
repertoire
U
مجموعه
repertory
U
مجموعه
assemblies
U
مجموعه
four address instruction
U
دستوری که حاوی محل چهار ثبات و محل دستورالعمل بعدی است
complexes
U
گروهه مجموعه
regular set
U
مجموعه منظم
complex
U
گروهه مجموعه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com