Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
advance section
U
قسمت جلویی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
forward overlap
U
پوشش در قسمت جلویی انطباق در قسمت جلویی
scratch spin
U
چرخش روی قسمت جلویی تیغه اسکیت
telencephalon
U
قسمت جلویی مغزجنین
wire head
U
قسمت مقصد سیم کشی ایستگاه جلویی سیم کشی
Other Matches
front end
U
سر جلویی
headmost
U
جلویی
butt
U
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butted
U
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butts
U
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
advanced
U
جلویی مقدم
forward station
U
پاسگاه جلویی
foretop
U
بام جلویی
forestay
U
بکسل جلویی
entrance door
U
در جلویی
[ساختمان]
entrance
U
در جلویی
[ساختمان]
entry door
U
در جلویی
[ساختمان]
front door
[of house]
U
در جلویی
[ساختمان]
front view
U
نمای جلویی
lapped
U
رسیدن به حریف جلویی
lap
U
رسیدن به حریف جلویی
luff
U
لبه جلویی بادبان
forward edge of battle area
U
لبه جلویی منطقه نبرد
terneplate
U
ورق الیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع
quartersaw
U
الوار رابچهار قسمت بریدن چوپ را بچهار قسمت اره کردن
terne
U
ورق الیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع
ecphora
U
پیش آمدگی
[طرحی که یک قسمت روی قسمت دیگر قرار بگیرد.]
plank
U
قسمت مهم مرام سیاسی قسمت اصلی یک روش فکری
shuttling
U
حمل قسمت به قسمت یکانها ووسایل با استفاده از تعدادمعینی خودرو
long bone
U
که شامل یک قسمت استوانهای و دو قسمت برجسته در انتها میباشند
noses
U
دماغه جلویی تخته موج سواری
nose
U
دماغه جلویی تخته موج سواری
The car in front is obstructintg us.
U
اتوموبیل جلویی به ما راه نمی دهد
cross disbursing
U
انتقال اعتباراز یک قسمت به قسمت دیگرتبدیل اعتبارات
base section
U
رسد مبنا قسمت پایه قسمت تحتانی
burdended
U
فاصله گرفتن از قایق جلویی برای عبور
one toe spin
U
چرخش با اسکیت قرقره دارروی قرقرههای جلویی
sanshifter
U
واژه توهین امیز برای نفردونده جلویی
tacking
U
تغییر سمت قایق در حرکت گوشه جلویی بادبان
tacked
U
تغییر سمت قایق در حرکت گوشه جلویی بادبان
tack
U
تغییر سمت قایق در حرکت گوشه جلویی بادبان
popping crease
U
خط 8 متری در طرفین میله که محدوده جلویی توپزن است
tacks
U
تغییر سمت قایق در حرکت گوشه جلویی بادبان
section
U
قسمت قسمت کردن برش دادن
sections
U
قسمت قسمت کردن برش دادن
to sit up and beg
U
التماس کردن
[سگی با بالا بردن پنجه های جلویی]
toe rake
U
تیغه تیز جلویی اسکیت برای کمک به پرش یا چرخش
toe pick
U
تیغه تیز جلویی اسکیت برای کمک به پرش یا چرخش
to beg
[of a dog holding up front paws]
U
التماس کردن
[سگی با بالا بردن پنجه های جلویی]
fanfold
U
یک قسمت به یک جهت قسمت دیگر در جهت مخالف تا کاغذ به طور مناسب در چاپگر قرار گیرد
shuttle
U
حمل کردن قسمت به قسمت
shuttles
U
حمل کردن قسمت به قسمت
shuttled
U
حمل کردن قسمت به قسمت
shuttle
U
قسمت قسمت حرکت کردن
shuttled
U
قسمت قسمت حرکت کردن
shuttles
U
قسمت قسمت حرکت کردن
executing agency
U
قسمت اجراکننده قسمت اجرایی
toe point
U
پوشش لاستیکی سفت روی لبه جلویی اسکیت قرقره دار برای کمک به پرش
public relations officers
U
رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
public relations officer
U
رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
detachments
U
یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
detachment
U
یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
tucking
U
پای عقبی را پشت پای جلویی بردن پیش از فشار با هر دوپا
tuck
U
پای عقبی را پشت پای جلویی بردن پیش از فشار با هر دوپا
tucks
U
پای عقبی را پشت پای جلویی بردن پیش از فشار با هر دوپا
toe weight
U
وزنه فلزی وصل به سم جلویی اسب در ارابه رانی برای تنظیم گامهای اسب
nose ribs
U
تیغه هایی در امتداد وتر که در تمام طول بال و تا تیرک جلویی امتداد میابند
enlisted section
U
قسمت مربوط به افراد یاسربازان قسمت اقدام افراد
army nurse corps
U
قسمت پرستاری ارتش قسمت پرستاری نیروی زمینی
throttling
U
عبور قسمت به قسمت
throttles
U
عبور قسمت به قسمت
parts per million
U
قسمت در میلیون قسمت
shuttled
U
بمباران قسمت به قسمت
throttled
U
عبور قسمت به قسمت
throttle
U
عبور قسمت به قسمت
to sell in lots
U
قسمت قسمت فروختن
shuttle
U
راهپیمائی قسمت به قسمت
shuttle
U
بمباران قسمت به قسمت
shuttled
U
راهپیمائی قسمت به قسمت
p.p.m
U
قسمت در یک میلیون قسمت
shuttles
U
راهپیمائی قسمت به قسمت
shuttles
U
بمباران قسمت به قسمت
cross refer
U
از یک قسمت کتاب به قسمت دیگر ان مراجعه کردن مراجعه متقابل کردن
speedy cut
U
اسیب به عقب پای جلویی اسب بالاتر از سم با ضربه پای عقب
division police petty officer
U
درجه دار دژبان قسمت درجه دار انتظامات قسمت
railway division
U
قسمت عملیات راه اهن قسمت ترابری با راه اهن
cellular unit
U
یکان قسمت به قسمت یکان مبنا
skeg
U
قسمت عقب کشتی قسمت عقب انبار یا ته کشتی
skag
U
قسمت عقب کشتی قسمت عقب انبار یا ته کشتی
lapped
U
یک دور کامل زمین اسبدوانی تمام کردن یک دور اسبدوانی رسیدن به اسب جلویی تمام کردن یک دور
lap
U
یک دور کامل زمین اسبدوانی تمام کردن یک دور اسبدوانی رسیدن به اسب جلویی تمام کردن یک دور
head stall
U
قسمت سر
section
U
قسمت
caboodle
U
قسمت
sections
U
قسمت
pieces
U
قسمت
in sections
U
قسمت قسمت
in part
U
در یک قسمت
arm
U
قسمت
percentages
U
قسمت
batches
U
قسمت
batch
U
قسمت
internode
U
قسمت
compartments
U
قسمت
it fell to my lot to go
U
قسمت
cross section of a gravity dam
U
قسمت
kismet
U
قسمت
snick
U
قسمت
segments
U
قسمت
segment
U
قسمت
ratio
U
قسمت
ratios
U
قسمت
compartment
U
قسمت
Corp
U
قسمت
dole
U
قسمت
underfoot
U
قسمت کف پا
sects
U
قسمت
sect
U
قسمت
piece
U
قسمت
installments
U
قسمت
instalment
U
قسمت
instalments
U
قسمت
plank
U
قسمت
divisions
U
قسمت
division
U
قسمت
departments
U
قسمت
department
U
قسمت
agency
U
قسمت
portions
U
قسمت
canto
U
قسمت
rashers
U
قسمت
rasher
U
قسمت
agencies
U
قسمت
portion
U
قسمت
part
U
قسمت
piecemeal
U
قسمت به قسمت
components
U
قسمت
data division
U
قسمت
cantos
U
قسمت
feck
U
قسمت
partition
U
قسمت
grist
U
قسمت
compartmental
U
قسمت قسمت
units
U
قسمت
detachment
U
قسمت
detachments
U
قسمت
component
U
قسمت
partitions
U
قسمت
percentage
U
قسمت
unit
U
قسمت
party
U
قسمت
legs
U
بخش قسمت
share
U
بهره قسمت
shared
U
بهره قسمت
parcel
U
قسمت گره
staddle
U
قسمت تحتانی
overflow section
U
قسمت سر ریز سد
proportions
U
سهم قسمت
component
U
عضو قسمت
components
U
عضو قسمت
broadest
U
قسمت پهن
radicals
U
قسمت اصلی
proportion
U
سهم قسمت
broader
U
قسمت پهن
broad
U
قسمت پهن
palmation
U
قسمت پنجهای
leg
U
بخش قسمت
initials
U
اولین قسمت
forehand
U
قسمت ممتاز
initialed
U
اولین قسمت
lot
U
بهره قسمت
crypto service
U
قسمت رمز
initialled
U
اولین قسمت
tag end
U
اخرین قسمت
tail end
U
قسمت انتهایی
discard
U
قسمت وازده
discarded
U
قسمت وازده
discarding
U
قسمت وازده
discards
U
قسمت وازده
midst
U
قسمت وسط
band
U
قسمت موزیک
forehands
U
قسمت ممتاز
submultiple
U
خارج قسمت
initialling
U
اولین قسمت
initialing
U
اولین قسمت
initial
U
اولین قسمت
standing part
U
قسمت ثابت
standing part
U
قسمت ایستا
shares
U
بهره قسمت
operating agency
U
قسمت اجرایی
northwards
U
قسمت شمالی
department
U
قسمت شعبه
department
U
قسمت هیئت
subactivity
U
قسمت جزء
departments
U
قسمت شعبه
departments
U
قسمت هیئت
bands
U
قسمت موزیک
parcels
U
قسمت گره
quadrant
U
یک قسمت از چهاربخش
sect
U
قسمت کردن
slice
U
سهم قسمت
reconnaissance party
U
قسمت شناسایی
retraining command
U
قسمت ندامتگاه
running part
U
قسمت رونده
slices
U
سهم قسمت
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com