Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
repeat range
U
فرمان برد از نو
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
steadied
U
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadied
U
فرمان داده شده هستم در رهگیری هوایی
steadies
U
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadies
U
فرمان داده شده هستم در رهگیری هوایی
steadiest
U
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadiest
U
فرمان داده شده هستم در رهگیری هوایی
steady
U
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steady
U
فرمان داده شده هستم در رهگیری هوایی
steadying
U
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadying
U
فرمان داده شده هستم در رهگیری هوایی
controller
U
دستگاه فرمان
controllers
U
دستگاه فرمان
edict
U
فرمان
edicts
U
فرمان
rest
U
توقف فرمان ازاد
rests
U
توقف فرمان ازاد
front
U
فرمان سر روبرو جلو
fronting
U
فرمان سر روبرو جلو
replace
U
فرمان REPLACE
replaced
U
فرمان REPLACE
replaces
U
فرمان REPLACE
replacing
U
فرمان REPLACE
rite
U
فرمان اساسی
join
U
فرمان OIN
joined
U
فرمان OIN
joins
U
فرمان OIN
word
U
فرمان
worded
U
فرمان
copied
U
تهیه نمونه اولیه از هر چیزی فرمان COPY در سیستم عامل DOS
copies
U
تهیه نمونه اولیه از هر چیزی فرمان COPY در سیستم عامل DOS
copy
U
تهیه نمونه اولیه از هر چیزی فرمان COPY در سیستم عامل DOS
copying
U
تهیه نمونه اولیه از هر چیزی فرمان COPY در سیستم عامل DOS
command
U
فرمان دادن
command
U
فرمان
command
U
فرمان دستوردادن
commanded
U
فرمان دادن
commanded
U
فرمان
commanded
U
فرمان دستوردادن
commands
U
فرمان دادن
commands
U
فرمان
commands
U
فرمان دستوردادن
erase
U
فرمان ERASE
erased
U
فرمان ERASE
erases
U
فرمان ERASE
erasing
U
فرمان ERASE
poke
U
فرمان ذخیره قسمتی ازاطلاعات در یک مکان بخصوص
poked
U
فرمان ذخیره قسمتی ازاطلاعات در یک مکان بخصوص
pokes
U
فرمان ذخیره قسمتی ازاطلاعات در یک مکان بخصوص
poking
U
فرمان ذخیره قسمتی ازاطلاعات در یک مکان بخصوص
left hand drive
U
فرمان به سمت چپ
left-hand drive
U
فرمان به سمت چپ
scramble
U
فرمان درگیری بهواپیمای رهگیر قاطی کردن رهگیری کردن
scrambled
U
فرمان درگیری بهواپیمای رهگیر قاطی کردن رهگیری کردن
scrambles
U
فرمان درگیری بهواپیمای رهگیر قاطی کردن رهگیری کردن
scrambling
U
فرمان درگیری بهواپیمای رهگیر قاطی کردن رهگیری کردن
attention
U
فرمان خبردار
attentions
U
فرمان خبردار
pipes
U
فرمان
insubordinate
U
نا فرمان
about face
U
فرمان عقب گرد
about-face
U
فرمان عقب گرد
about-faces
U
فرمان عقب گرد
about
U
فرمان عقب گرد
echo
U
فرمان ECHO
echoed
U
فرمان ECHO
echoes
U
فرمان ECHO
echoing
U
فرمان ECHO
dictatorship
U
حکومتی که به فرمان یک فرد مستبد اداره میشود
dictatorships
U
حکومتی که به فرمان یک فرد مستبد اداره میشود
peek
U
فرمان پی بردن به محتویات مکان خاص حافظه دستورالعملی که به برنامه نویس اجازه میدهد تا به هر مکان حافظه کامپیوترنگاه کند
peeked
U
فرمان پی بردن به محتویات مکان خاص حافظه دستورالعملی که به برنامه نویس اجازه میدهد تا به هر مکان حافظه کامپیوترنگاه کند
peeking
U
فرمان پی بردن به محتویات مکان خاص حافظه دستورالعملی که به برنامه نویس اجازه میدهد تا به هر مکان حافظه کامپیوترنگاه کند
peeks
U
فرمان پی بردن به محتویات مکان خاص حافظه دستورالعملی که به برنامه نویس اجازه میدهد تا به هر مکان حافظه کامپیوترنگاه کند
date
U
فرمان DATE
dates
U
فرمان DATE
bull
U
حیوانات نر بزرگ فرمان
bulls
U
حیوانات نر بزرگ فرمان
uncover
U
برداشتن روپوش یا چادر وسایل فرمان از حفاظ یا سنگرخارج شوید
uncover
U
فرمان از هم باز شوید در ستون یا درورزش
uncovering
U
برداشتن روپوش یا چادر وسایل فرمان از حفاظ یا سنگرخارج شوید
uncovering
U
فرمان از هم باز شوید در ستون یا درورزش
uncovers
U
برداشتن روپوش یا چادر وسایل فرمان از حفاظ یا سنگرخارج شوید
uncovers
U
فرمان از هم باز شوید در ستون یا درورزش
boon
U
فرمان یادستوری بصورت استدعا
boons
U
فرمان یادستوری بصورت استدعا
forward
U
فرمان پیش پیش
forwarded
U
فرمان پیش پیش
order
U
فرمان نظم
path
U
فرمان PATH
paths
U
فرمان PATH
control
U
فرمان
control
U
کنترل کردن فرمان
controlling
U
فرمان
controlling
U
کنترل کردن فرمان
controls
U
فرمان
controls
U
کنترل کردن فرمان
pardon
U
بخشش فرمان عفو
pardoned
U
بخشش فرمان عفو
pardoning
U
بخشش فرمان عفو
pardons
U
بخشش فرمان عفو
Other Matches
ctrl break
U
در DOS فرمان صفحه کلیدی که اخرین فرمان داده شده رالغو میکند
magna charta
U
فرمان کبیر یا فرمان ازادی صادره از طرف جان پادشاه انگلیس در سال 5121
magna carta
U
فرمان کبیر یا فرمان ازادی صادره از طرف جان پادشاه انگلیس در سال 5121
controlled stick steering
U
دستگاه فرمان کنترل شده اهرم فرمان خودکار
sound off
U
فرمان موزیک را شروع کنید فرمان مارش کوتاه
stand fast
U
فرمان توقف درتوپخانه یا فرمان توقف درتوپخانه یا فرمان بایست به جای خود
steering
U
فرمان ماشین سیستم فرمان یا هدایت
forward march
U
فرمان قدم رو فرمان پیش
guide on me
U
فرمان پشت سر من پیش مرا تعقیب کنید فرمان پشت سر من
close interval
U
فرمان " فاصله جمع " فرمان " جمع به جلو "
close ranks
U
فرمان " صفها جمع " فرمان " فاصله جمع "
computer controlled machine
U
دستگاه با فرمان کامپیوتری دستگاه با فرمان الکترونیکی
guide left
U
فرمان نفر راهنما به راست یابه چپ فرمان نفر هادی به راست یا چپ
cancel check firing
U
فرمان بازرسی اتش ملغی فرمان بازرسی اتش لغو
commissions
U
فرمان
rescript
U
فرمان
chartering
U
فرمان
steering
U
فرمان
handlebar
U
فرمان
commissioning
U
فرمان
rudder bar
U
فرمان
decrees
U
فرمان
by order of
U
فرمان
bugle call
U
فرمان
charters
U
فرمان
ship will adjust
U
فرمان
at my command
U
به فرمان من
charter
U
فرمان
chartered
U
فرمان
chdir
U
فرمان CD
handle bar
U
فرمان
commandment
U
فرمان
commandments
U
فرمان
precepts
U
فرمان
drive
U
فرمان
drives
U
فرمان
firman
U
فرمان
for
U
فرمان FOR
MDs
U
فرمان D
if
U
فرمان IF
hest
U
فرمان
institute
U
فرمان
ordinace
U
فرمان
precept
U
فرمان
mkdir
U
فرمان D
mark time
U
فرمان در جا
indocile
U
نا فرمان
MD
U
فرمان D
ordinances
U
فرمان
ordinance
U
فرمان
commission
U
فرمان
instituting
U
فرمان
sanction
U
فرمان
sanctioned
U
فرمان
Rd
U
فرمان RD
assize
U
فرمان
decree
U
فرمان
decreed
U
فرمان
instituted
U
فرمان
decreeing
U
فرمان
institutes
U
فرمان
sanctions
U
فرمان
sanctioning
U
فرمان
control pannel
U
تابلوی فرمان
control ratio
U
نسبت فرمان
control surface
U
سطح فرمان
control characteristic
U
مشخصه فرمان
control lever
U
اهرم فرمان
control grid
U
شبکه فرمان
chkdsk
U
فرمان CHKDSK
officer
U
فرمان دادن
control panel
U
تابلوی فرمان
control electrode
U
الکترود فرمان
control cubicle
U
ایستگاه فرمان
control circuit
U
مدار فرمان
officers
U
فرمان دادن
verified
U
فرمان VERIFY
mode
U
فرمان ODE
battalia
U
فرمان جنگ
backup
U
فرمان BACKUP
modes
U
فرمان ODE
automatic controller
U
دستگاه فرمان
attrib
U
فرمان اتریب
at ease
U
فرمان ازاد
at call
U
اماده فرمان
recovers
U
فرمان RECOVER
advance march
U
فرمان پیش
commanding
U
فرمان دهنده
at or within call
U
اماده فرمان
cease fire
U
فرمان اتش بس
command unit
U
واحد فرمان
command signal
U
علامت فرمان
command language
U
زبان فرمان
command key
U
کلید فرمان
verifies
U
فرمان VERIFY
cls
U
فرمان CLS
channel command
U
فرمان کانال
verify
U
فرمان VERIFY
chcp
U
فرمان CHCP
verifying
U
فرمان VERIFY
vol
U
فرمان VOL
subsumption
U
فرمان بردار
subordination
U
فرمان بردار
in the saddle
<idiom>
U
تحت فرمان
steering lever
U
اهرم فرمان
xcopy
U
فرمان XCOPY
word of command
U
فرمان انتصاب
word of command
U
فرمان نظامی
ver
U
فرمان VER
transient command
U
فرمان ناپایدار
ten commandments
U
ده فرمان موسی
tent striking
U
فرمان ضد استقرار
tatoo
U
فرمان خاموشی
subordination
U
فرمان برداری
streeing column
U
میل فرمان
streeing column
U
ستون فرمان
steering worm sector
U
تاج فرمان
steering swivel
U
مفصل فرمان
steering shaft
U
محور فرمان
steering mechanism
U
مکانیزم فرمان
suborder
U
فرمان بردار
submission
U
فرمان بردار
postponement
U
فرمان بردار
hypotaxis
U
فرمان بردار
zapper
[coll.]
U
فرمان از دور
teleguidance
U
فرمان از دور
remote control unit
U
فرمان از دور
remote control
U
فرمان از دور
clicker
[coll.]
U
فرمان از دور
channel changer
[rare for: remote control]
U
فرمان از دور
steering gear
U
جعبه فرمان
steering gear
U
دنده فرمان
internal command
U
فرمان درونی
instrument board
U
تخته فرمان
handle escutcheon
U
روقفلی فرمان
handle bar arm
U
دسته فرمان
god's ordinace
U
فرمان خدا
give way
U
فرمان پاروها با هم
fire order
U
فرمان اتش
filter command
U
فرمان FILTER
external command
U
فرمان خارجی
external command
U
فرمان برونی
electronic control
U
فرمان الکترونیکی
drum controller
U
غلطک فرمان
diskcomp
U
فرمان DISKCOPY
del
U
فرمان DEL
decretal
U
فرمان پاپ
rise and shine
U
فرمان برپا
control system
U
سیستم فرمان
irade
U
حکم فرمان
left flank march
U
فرمان سمت چپ رو
left oblique march
U
فرمان میل به چپ رو
steering column tube
U
لوله فرمان
steering axle
U
میل فرمان
steering axle
U
میله فرمان
servo
U
فرمان یار
rudder bar
U
فرمان هواپیما
ren
U
فرمان REN
regeneration control
U
فرمان واکنشی
radio control
U
فرمان رادیویی
preparatory command
U
فرمان حاضرباش
preparatory command
U
فرمان خبر
power steering
U
فرمان خودکار
parade rest
U
فرمان ازاد
order arms
U
فرمان پافنگ
operator command
U
فرمان متصدی
on the double
U
فرمان بدو رو
motor vehicle tax
U
فرمان اتومبیل
control switch
U
کلید فرمان
tree
U
فرمان TREE
ordained
U
فرمان دادن
prescription
U
صدور فرمان
paddling
U
دسته فرمان
paddles
U
دسته فرمان
paddled
U
دسته فرمان
paddle
U
دسته فرمان
finds
U
فرمان FIND
find
U
فرمان FIND
files
U
فرمان FILES
nerve centre
U
مرکز فرمان
ordain
U
فرمان دادن
types
U
فرمان TYPE
typed
U
فرمان TYPE
type
U
فرمان TYPE
joysticks
U
دسته فرمان
joystick
U
دسته فرمان
nerve centres
U
مرکز فرمان
buffers
U
فرمان BUFFERS
appends
U
فرمان APPEND
appending
U
فرمان APPEND
print
U
فرمان PRINT
sorts
U
فرمان SORT
sorted
U
فرمان SORT
sort
U
فرمان SORT
pulpits
U
میز فرمان
pulpit
U
میز فرمان
mandate
U
حکم فرمان
remote control
U
فرمان از دور
mandated
U
حکم فرمان
mandates
U
حکم فرمان
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com