Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 303 (15 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
misread
U
غلط خواندن
misreading
U
غلط خواندن
misreads
U
غلط خواندن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
write
U
سیستم ذخیره سازی دیسک نوری که امکان نوشتن به همراه چندین عمل خواندن روی فایل میدهد
write
U
وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
writes
U
سیستم ذخیره سازی دیسک نوری که امکان نوشتن به همراه چندین عمل خواندن روی فایل میدهد
writes
U
وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
job
U
خواندن دستورات کنترل ار از منبع ورودی و اجرای آنها
jobs
U
خواندن دستورات کنترل ار از منبع ورودی و اجرای آنها
pop
U
خواندن و یا حفظ کردن آخرین داده از پشته
popped
U
خواندن و یا حفظ کردن آخرین داده از پشته
pops
U
خواندن و یا حفظ کردن آخرین داده از پشته
align
U
اطمینان از قرار گرفتن نوک خواندن / نوشتن به درستی روی رسانه ذخیره سازی
aligned
U
اطمینان از قرار گرفتن نوک خواندن / نوشتن به درستی روی رسانه ذخیره سازی
aligning
U
اطمینان از قرار گرفتن نوک خواندن / نوشتن به درستی روی رسانه ذخیره سازی
aligns
U
اطمینان از قرار گرفتن نوک خواندن / نوشتن به درستی روی رسانه ذخیره سازی
floppy discs
U
ترکیب وسایل سخت افزاری و نرم افزاری که عملیات خواندن / نوشتن را در دیسک درایوی کامپیوتر کنترل میکند
floppy disk
U
ترکیب وسایل سخت افزاری و نرم افزاری که عملیات خواندن / نوشتن را در دیسک درایوی کامپیوتر کنترل میکند
floppy disks
U
ترکیب وسایل سخت افزاری و نرم افزاری که عملیات خواندن / نوشتن را در دیسک درایوی کامپیوتر کنترل میکند
sense
U
زمانی که RAM از حالت خواندن به نوشتن می رود
sensed
U
زمانی که RAM از حالت خواندن به نوشتن می رود
senses
U
زمانی که RAM از حالت خواندن به نوشتن می رود
thin
U
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thinned
U
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thinners
U
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thinnest
U
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thins
U
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
fetch
U
دستور کامپیوتری برای انتخاب و خواندن داده یا دستور بعدی که باید پردازش شود
fetched
U
دستور کامپیوتری برای انتخاب و خواندن داده یا دستور بعدی که باید پردازش شود
fetches
U
دستور کامپیوتری برای انتخاب و خواندن داده یا دستور بعدی که باید پردازش شود
cylinder
U
1-گروه شیارها روی دیسک . 2-شیارها روی یک وسیله چند دیسکه که بدون حرکت نوک خواندن / نوشتن قابل دستیابی است
cylinders
U
1-گروه شیارها روی دیسک . 2-شیارها روی یک وسیله چند دیسکه که بدون حرکت نوک خواندن / نوشتن قابل دستیابی است
crash
U
خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashed
U
خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashes
U
خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashing
U
خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashingly
U
خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
increment
U
انتقال متن یا کارت به محل روبروی آن برای چاپ یا خواندن
increments
U
انتقال متن یا کارت به محل روبروی آن برای چاپ یا خواندن
compilation
U
ترجمه برنامه کد گذاری شده به کد قابل خواندن برای ماشین
compilations
U
ترجمه برنامه کد گذاری شده به کد قابل خواندن برای ماشین
recall
U
فرا خواندن احضار لغو کردن
recalled
U
فرا خواندن احضار لغو کردن
recalls
U
فرا خواندن احضار لغو کردن
scanner
U
وسیله ورودی که متن یا رسم یا عکس را به حالت دیجیتالی قابل خواندن توسط ماشین تبدیل میکند
scanners
U
وسیله ورودی که متن یا رسم یا عکس را به حالت دیجیتالی قابل خواندن توسط ماشین تبدیل میکند
access
مجاز بودن به استفاده از کامپیوتر و خواندن و تغییردادن فایل های ذخیره شده
accessed
U
مجاز بودن به استفاده از کامپیوتر و خواندن و تغییردادن فایلهای ذخیره شده
accesses
U
مجاز بودن به استفاده از کامپیوتر و خواندن و تغییردادن فایلهای ذخیره شده
accessing
U
مجاز بودن به استفاده از کامپیوتر و خواندن و تغییردادن فایلهای ذخیره شده
alien
U
دیسک فرمت شده روی سیستم دیگر یا شامل دادهای به فرمتی که قابل خواندن یا فهم نیست
aliens
U
دیسک فرمت شده روی سیستم دیگر یا شامل دادهای به فرمتی که قابل خواندن یا فهم نیست
lip read
U
لب خواندن
lip-read
U
لب خواندن
lip-reads
U
لب خواندن
hidden
U
فایلهای سیستم مهم که در لیست دایرکتوری نشان داده نمیشوند و توسط کاربر قابل خواندن نیستند
invite
U
خواندن وعده گرفتن
invited
U
خواندن وعده گرفتن
invites
U
خواندن وعده گرفتن
preparation
U
تبدیل داده به حالت قابل خواندن ماشین بیش از وارد کردن داده
preparations
U
تبدیل داده به حالت قابل خواندن ماشین بیش از وارد کردن داده
image
[وسیله ورودی که متن ها یا رسم ها یا عکس ها را به حالت دیجیتال و قابل خواندن ماشین تبدیل میکند.]
images
U
وسیله ورودی که متن ها یا رسم ها یا عکس ها را به حالت دیجیتال و قابل خواندن ماشین تبدیل میکند
yoke
U
جفت یا گروهی ازهدهای خواندن- نوشتن که به یکدیگر متصل هستند و برروی دو یا چند شیار نوار یادیسک مغناطیسی حرکت می کنند
extend
U
فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
extending
U
فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
extends
U
فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
cipher
U
سیستم ارسال پیام به صورت غیر قابل خواندن با کلید رمز
ciphers
U
سیستم ارسال پیام به صورت غیر قابل خواندن با کلید رمز
cyphers
U
سیستم ارسال پیام به صورت غیر قابل خواندن با کلید رمز
serial
U
یک دادهای که با خواندن لیست داده و رسیدن به داده صحیح بدست آید.
serial
U
فضای ذخیره سازی که داده خاص در آن تنها با خواندن داده قبلی در لیست بدست آید.
serials
U
یک دادهای که با خواندن لیست داده و رسیدن به داده صحیح بدست آید.
serials
U
فضای ذخیره سازی که داده خاص در آن تنها با خواندن داده قبلی در لیست بدست آید.
read
U
خواندن
read
U
رسانه ذخیره سازی که قابل خواندن و نوشتن است
read
U
عملیات خواندن که در آن داده ذخیره شده پس از بازیابی پک میشود
read
U
خطایی که در هنگام عمل خواندن رخ میدهد چون داده ذخیره شده آسیب دیده است
read
U
وسیله حافظه که در هنگام تولید داده روی آن نوشته شده بود و محتوای آن فقط قابل خواندن است
reads
U
خواندن
reads
U
رسانه ذخیره سازی که قابل خواندن و نوشتن است
reads
U
عملیات خواندن که در آن داده ذخیره شده پس از بازیابی پک میشود
reads
U
خطایی که در هنگام عمل خواندن رخ میدهد چون داده ذخیره شده آسیب دیده است
reads
U
وسیله حافظه که در هنگام تولید داده روی آن نوشته شده بود و محتوای آن فقط قابل خواندن است
rehearsal
U
تمرین از بر خواندن
rehearsals
U
تمرین از بر خواندن
check
U
خطا در خواندن داده ناشی از خطایی در رسانه مغناطیسی
checked
U
خطا در خواندن داده ناشی از خطایی در رسانه مغناطیسی
checks
U
خطا در خواندن داده ناشی از خطایی در رسانه مغناطیسی
boast
U
رجز خواندن
boasted
U
رجز خواندن
boasts
U
رجز خواندن
recoveries
U
زمانی که وسیله RAMاز حالت خواندن به نوشتن می رود
recovery
U
زمانی که وسیله RAMاز حالت خواندن به نوشتن می رود
readable
U
قابل خواندن
readable
U
آنچه توسط کسی یا توسط یک وسیله الکترونیکی قابل خواندن و فهمیدن باشد
optical
U
وسیلهای که حروف چاپ شده یا نوشته شده را اسکن میکند و تشخیص میدهد و کد قابل خواندن ماشین تبدیل میکند برای پردازش کامپیوتر
optical
U
طرح حرف که توسط خواننده OCR به خوبی قابل خواندن است
optical
U
فرآیندی که اجازه میدهد حروف چاپی یا نوشته شده به صورت نوری تشخیص داده شوند و به کد قابل خواندن توسط ماشین تبدیل شوند که وارد کامپیوتر می شوند به کمک حرف خوان نوری
peek
U
دستور کامپیوتری BASIC که به کاربر امکان خواندن محتوای محل حافظه را میدهد
peeked
U
دستور کامپیوتری BASIC که به کاربر امکان خواندن محتوای محل حافظه را میدهد
peeking
U
دستور کامپیوتری BASIC که به کاربر امکان خواندن محتوای محل حافظه را میدهد
peeks
U
دستور کامپیوتری BASIC که به کاربر امکان خواندن محتوای محل حافظه را میدهد
Other Matches
lilt
U
اهنگ خوش نوا وموزون خواندن شعرنشاط انگیز خواندن باسبکروحی حرکت کردن
lilts
U
اهنگ خوش نوا وموزون خواندن شعرنشاط انگیز خواندن باسبکروحی حرکت کردن
read head
U
هد خواندن راس خواندن
head crash
U
برخورد فیزیکی نوک خواندن /نوشتن با سطح دیسک برخورد نوک خواندن ونوشتن با سطح ضبط شونده یک دیسک سخت که نتیجه اش از دست اطلاعات میباشد خرابی هد
misread
U
بد خواندن
reading
U
خواندن
reading age
U
سن خواندن
intone
U
خواندن
intoned
U
خواندن
intones
U
خواندن
intoning
U
خواندن
rhapsodiz
U
خواندن
recitations
U
از بر خواندن
recitation
U
از بر خواندن
readings
U
خواندن
misreads
U
بد خواندن
to take lessons
U
یا خواندن
misreading
U
بد خواندن
brags
U
رجز خواندن
bragged
U
رجز خواندن
bragging
U
رجز خواندن
beatifying
U
مبارک خواندن
beatified
U
مبارک خواندن
beatify
U
مبارک خواندن
to song a song
U
سرود خواندن
beatifies
U
مبارک خواندن
brag
U
رجز خواندن
perusing
U
بدقت خواندن
to fling down the gauntlet
U
بمبارزه خواندن
to glance
U
بشتاب خواندن
to go to school
U
درس خواندن
to read out
U
بلند خواندن
to throw down the glove
U
بمبارزه خواندن
unreadable
U
غیرقابل خواندن
unreadable
U
نامستحق خواندن
to call to witness
U
بگواهی خواندن
to bid d. to
U
بمبارزه خواندن
peruses
U
بدقت خواندن
perused
U
بدقت خواندن
peruse
U
بدقت خواندن
citing
U
به دادگاه خواندن
cites
U
به دادگاه خواندن
cited
U
به دادگاه خواندن
cite
U
به دادگاه خواندن
chitter
U
اواز خواندن
numerate
U
خواندن یاشمردن
To misread the facts . To infer wrongly .
U
کور خواندن
cantillate
U
با اواز خواندن
bastardize
U
حرامزاده خواندن
read/write
U
خواندن- نوشتن
readability
U
قابلیت خواندن
reading disability
U
ناتوانی در خواندن
reading habit
U
عادت خواندن
reading quotient
U
بهر خواندن
lulls
U
لالایی خواندن
lulling
U
لالایی خواندن
lulled
U
لالایی خواندن
read pulse
U
تپش خواندن
criminate
U
مجرم خواندن
nondestructive read
U
خواندن غیرمخرب
parallel reading
U
خواندن موازی
psalmodize
U
زبور خواندن
quirister
U
باجمع خواندن
destructive read
U
خواندن مخرب
r/w
U
خواندن- نوشتن
raw head
U
نوک خواندن
read head
U
نوک خواندن
criminiate
U
مرجم خواندن
lull
U
لالایی خواندن
reading rate
U
سرعت خواندن
scan
U
با وزن خواندن
chortling
U
سرودوتسبیح خواندن
chortles
U
سرودوتسبیح خواندن
readout
U
خواندن بازخواندن
chortled
U
سرودوتسبیح خواندن
chortle
U
سرودوتسبیح خواندن
lullaby
U
لالایی خواندن
lullabies
U
لالایی خواندن
scanned
U
با وزن خواندن
scans
U
با وزن خواندن
trill
U
با تحریر خواندن
reading speed
U
سرعت خواندن
reading readiness
U
امادگی خواندن
reading span
U
فراخنای خواندن
reading station
U
ایستگاه خواندن
spells
U
پی بردن به خواندن
spelled
U
پی بردن به خواندن
spell
U
پی بردن به خواندن
rhapsodiz
U
از بر خواندن سرودن
trills
U
با تحریر خواندن
trilled
U
با تحریر خواندن
to read wrong
U
اشتباه
[ی]
خواندن
read strobe
U
بارقه خواندن
sing
U
تصنیف اواز خواندن
sing
U
سرود خواندن سراییدن
sings
U
سرود خواندن سراییدن
sings
U
تصنیف اواز خواندن
psalms
U
سرود مذهبی خواندن
when reading a book
U
در حال خواندن کتابی
chanted
U
سرود یا اهنگ خواندن
chanting
U
سرود یا اهنگ خواندن
chants
U
سرود یا اهنگ خواندن
recited
U
با صدایی موزون خواندن
recites
U
با صدایی موزون خواندن
bidden
U
خواندن پیشنهاد دادن
reciting
U
با صدایی موزون خواندن
psalm
U
سرود مذهبی خواندن
chant
U
سرود یا اهنگ خواندن
to get wise to someone
<idiom>
U
دست کسی را خواندن
read write privilege
U
امتیاز خواندن- نوشتن
read write head
U
نوک خواندن و نوشتن
read write cycle
U
چرخه خواندن و نوشتن
read restore cycle
U
چرخه خواندن و ترمیم
recite
U
با صدایی موزون خواندن
to read over something
U
چیزی را کاملا خواندن
to read through something
U
چیزی را کاملا خواندن
he took to books
U
پرداخت به کتاب خواندن
photodigital memory
U
خواندن چند بار
paganize
U
کافرو زندیق خواندن
orate
U
نطق کردن خواندن
nondestructive
U
خواندن غیر مخرب
nonoverlap processing
U
روشی که به وسیله ان خواندن
read/write head
U
نوک خواندن / نوشتن
the three r's
U
خواندن ونوشتن وحساب
skim
U
بطور سطحی خواندن
skimmed
U
بطور سطحی خواندن
skims
U
بطور سطحی خواندن
reemploy
U
دوباره بخدمت خواندن
studies
U
درس خواندن خوانش
study
U
درس خواندن خوانش
studying
U
درس خواندن خوانش
vocal
U
اوازی ویژه خواندن
vocals
U
اوازی ویژه خواندن
to serve with a summons
U
با خواست برگ خواندن
speak one's piece
<idiom>
U
فکر کسی را خواندن
to choir a hymn
U
سرودی راباهم خواندن
see through
<idiom>
U
فکر کسی را خواندن
To read someone s mind (thoughts).
U
فکر کسی را خواندن
literacy
U
سواد خواندن ونوشتن
literacy
U
قادر به خواندن بودن
direct read after write
U
خواندن مستقیم پس از نوشتن
to tune up
U
خواندن ونواختن اغازکردن
to study for the bar
U
درس حقوق خواندن
to strike up
U
خواندن یازدن اغازکردن
to pipe up
U
زدن یا خواندن اغاز کردن
praelect
U
سخنرانی کردن خطا به خواندن
prelect
U
سخنرانی کردن خطا به خواندن
to read off
U
از روی چیزی خواندن بلندخواندن
to spell out
U
بزحمت خواندن یا هجی کردن
rwm
U
حافظه خواندن و نوشتن emory
to read over something
U
چیزی را از اول تا آخر خواندن
scatter read gather write
U
خواندن توزیعی و نوشتن تجمعی
singsong
U
بطور یکنواخت یا یک وزن خواندن
to read through something
U
چیزی را از اول تا آخر خواندن
choir loft
U
جای مخصوص خواندن کلیسا
t i. afauit to a person
U
کسی را خطا کار خواندن
he cannot read or write
U
خواندن ونوشتن نمیداند سوادندارد
he could read the future
U
خواندن ونوشتن نمیداند سوادندارد
monroe diagnostic reading test
U
ازمون تشخیص خواندن مونرو
machine readable
U
قابل خواندن توسط ماشین
ortorian
U
کسیکه شرکت در خواندن بنماید
image interpreter
U
متخصص خواندن عکس هوایی
sight read
U
فی البداهه خواندن یا اجرا کردن
sight-reading
U
فی البداهه خواندن یا اجرا کردن
sight-read
U
بدون مطالعه قبلی خواندن
sight-read
U
فی البداهه خواندن یا اجرا کردن
To drum something into someones head .
U
مطلبی را به گوش کسی خواندن
burn the midnight oil
<idiom>
تا دیر وقت درس خواندن
sight-reads
U
فی البداهه خواندن یا اجرا کردن
sight read
U
بدون مطالعه قبلی خواندن
sight-reads
U
بدون مطالعه قبلی خواندن
sight-reading
U
بدون مطالعه قبلی خواندن
He cant reade let alone write.
U
خواندن هم بلد نیست چه رسد به نوشتن
cleanest
U
که از زمان خواندن تغییری نکرده است
addressed memory
U
حافظه خواندن،نوشتن
[علوم کامپیوتر]
RAM
[random access memory]
U
حافظه خواندن،نوشتن
[علوم کامپیوتر]
cleaned
U
که از زمان خواندن تغییری نکرده است
to swot
[British E]
for an exam
U
فشرده درس خواندن
[برای امتحانی]
to mug up
[British E]
for an exam
U
فشرده درس خواندن
[برای امتحانی]
clean
U
که از زمان خواندن تغییری نکرده است
to cram
U
فشرده درس خواندن
[برای امتحانی]
Random-access memory
U
حافظه خواندن،نوشتن
[علوم کامپیوتر]
browses
U
جسته گریخته عباراتی از کتاب خواندن
ndro
U
ReadOut NonDstructive خواندن غیر مخرب
hymn
U
سرود خواندن تسبیح وتمجید گفتن
hierology
U
علم خواندن خطوط قدیم مصر
hymns
U
سرود خواندن تسبیح وتمجید گفتن
hierologist
U
متخصص خواندن خطوط قدیمی مصر
quirister
U
دسته سرودخوانان کلیسا باهم خواندن
psalmodic
U
مانندمزامیری که برای خواندن ترتیب دهند
browse
U
جسته گریخته عباراتی از کتاب خواندن
cleans
U
که از زمان خواندن تغییری نکرده است
Every one is supposed to know to read and write .
U
فرض بر اینست که هر کس خواندن ونوشتن را می داند
addressable storage
U
حافظه خواندن،نوشتن
[علوم کامپیوتر]
browsed
U
جسته گریخته عباراتی از کتاب خواندن
arraign
U
با تنظیم کیفر خواست متهمی را بمحاکمه خواندن
replaying
U
خواندن مجدد داده یا سیگنال ازیک ضبط
replayed
U
خواندن مجدد داده یا سیگنال ازیک ضبط
You wI'll benefit by this book .
U
از خواندن این کتاب فایده خواهی برد
replay
U
خواندن مجدد داده یا سیگنال ازیک ضبط
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com