Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 117 (1 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
lip-read
U
لب خواندن
lip-read
U
کلمات را بوسیله حرکات لب فهمیدن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Read out the letter. Read the letter aloud.
U
نامه را بلند بخوان
read only
U
تنها خواندنی
to read over something
U
چیزی را از اول تا آخر خواندن
to read through something
U
چیزی را از اول تا آخر خواندن
well-read
U
با اطلاع
well-read
U
اهل مطالعه و تحقیق
well read
U
با اطلاع
well read
U
اهل مطالعه و تحقیق
read
U
اسکن کردن متن چاپ شده
read
U
1-نگاه کردن به حروف چاپ شده و فهمیدن آنها. 2-
to read through something
U
چیزی را کاملا خواندن
read in
U
ارسالی داده از منبع خارجی به کامپیوتر اصلی
read out
U
بازخوانی
to read off
U
از روی چیزی خواندن بلندخواندن
read only
U
فقط خواندنی
to read out
U
بلند خواندن
to read too much into
U
تفسیر ناموجه کردن
Read me right ...
U
من را درست درک بکن ...
to read over something
U
چیزی را کاملا خواندن
read
U
بازیابی داده از رسانه ذخیره سازی
read
U
گیرندهای که سیگنالهای ذخیره شده روی رسانه ذخیره سازی مغناطیسی را می خواند و به حالت الکتریکی اصلی تبدیل میکند
read
U
استنباط کردن
read
U
تعبیر کردن
read
U
قرائت کردن
read
U
بازخواندن
read
U
خواندن
read
U
رسانه ذخیره سازی که قابل خواندن و نوشتن است
read
U
عملیات خواندن که در آن داده ذخیره شده پس از بازیابی پک میشود
read
U
سیستم اطمینان از اینکه داده به درستی دریافت شده است و داده ارسالی برمی گردد و با حالت اولیه مقایسه میشود تا خطایی رخ نداده باشد
read
U
ترتیب رویدادها برای ذخیره و بازیابی داده
read
U
کانال حمل داده که در دو جهت حرکت میکند
read
U
تعداد بایتها که خواننده در زمان مشخص می خواند
read
U
وسیله حافظه که در هنگام تولید داده روی آن نوشته شده بود و محتوای آن فقط قابل خواندن است
read
U
بیت مشخصات فایل که وقتی تنظیم شود. مانع نوشتن داده جدید روی فایل یا ویرایش محتوای آن میشود
read
U
وسیله یا مداری که داده ذخیره شده آن قابل تغییر نیست
read
U
مدت زمان بین وقتی که داده آدرس به رسانه ذخیره سازی فرستاده میشود و داده برمی گردد و با حالت اولیه مقایسه میشود تا خطایی رخ نداده باشد
read
U
خطایی که در هنگام عمل خواندن رخ میدهد چون داده ذخیره شده آسیب دیده است
read
U
گیرندهای که میتواند داده از سطح رسانه ذخیره سازی مغناطیسی مثل فالاپی دیسک بخواند یا بنویسد
read only storage
U
انباره فقط خواندنی
scatter read
U
پراکنده خوانی
scatter read
U
دستیابی وخواندن داده ذخیره شده در محلهای مختلف
read/write
U
خواندن- نوشتن
read time
U
زمان اماده شدن اطلاعات زمان در دسترس قرار گرفتن اطلاعات کامپیوتری
read strobe
U
بارقه خواندن
read pulse
U
تپش خواندن
I read through the letter.
U
من این نامه را کاملا میخوانم.
to read a book
U
کتابی را دوباره وسه باره خواندن یامرورکردن
to read between the lines
U
معنی پوشیده نوشته یا سخنی را دریافتن
to sight-read something
U
از روی ورقه
[نت موسیقی]
آلت موسیقی بازی کردن
to read wrong
U
اشتباه
[ی]
خواندن
read between the lines
<idiom>
U
پیدا کردن مفهوم ضمنی
He can neither read nor write.
U
نه می تواند بخواند نه بنویسد
write once read many
U
چند بار بازیاب
write once read many
U
یکبار نویس
write once read many
U
چند باربخوان
to read one a lesson
U
کسیرا اندرزدادن
to read one a lecture
U
کسیرا سرزنش کردن
to read one a lesson
U
بکسی نصیحت کردن
read only memory
U
حافظه فقط خواندنی
lip read
U
کلمات را بوسیله حرکات لب فهمیدن
deep read
U
با اطلاع
destructive read
U
خواندن مخرب
destructive read out
U
بازخوانی مخرب
digital read out
U
نمایش داده ها توسط الات دقیق بصورت دیجیتالی و نه توسط حرکت عقربه روی صفحه مدرج
read ink
U
ink nonreflective
he can read the sky
U
ستاره شناس است
he cannot read or write
U
خواندن ونوشتن نمیداند سوادندارد
he could read the future
U
خواندن ونوشتن نمیداند سوادندارد
deep read
U
بسیار خوانده
sight-read
U
بدون مطالعه قبلی خواندن
backward read
U
یک نوع مشخصه موجود دربعضی از سیستمهای نوارمغناطیسی که در ان واحدهای نوار مغناطیسی باحرکت در جهت معکوس می توانند داده ها را به حافظه کامپیوتر منتقل کنند
lip read
U
لب خواندن
sight read
U
بدون مطالعه قبلی خواندن
sight read
U
بدون امادگی قبلی اجراکردن
sight read
U
فی البداهه خواندن یا اجرا کردن
sight-read
U
بدون امادگی قبلی اجراکردن
sight-read
U
فی البداهه خواندن یا اجرا کردن
reed or read
U
شیر دادن
he read other than distinctly
U
شمرده نخواند
he read other than distinctly
U
همه جورخوانده جز شمرده
nondestructive read
U
خواندن غیرمخرب
read head
U
نوک خواندن
i read him to sleep
U
برایش خواندم تا خوابش برد انقدر خواندم تا خوابش برد
read head
U
هد خواندن راس خواندن
Read the story
U
فرم تریو
read head
U
نوک خواننده
read mostly memory
U
حافظه بیشتر خواندنی
i had a quiet read
U
فرصت پیدا کردم
i had a quiet read
U
که باارامش چیز بخوانم
fusible read only memory
U
MORP که از ماتریسی از اتصالات موجود تشکیل شده که به طور انتخابی به برنامه وصل می شوند
read write privilege
U
امتیاز خواندن- نوشتن
read write head
U
نوک خواندن و نوشتن
programmable read only memory
U
حافظه برنامه پذیر فقط خواندنی حافظه تنها خواندنی برنامه پذیر حافظه فقط خواندنی قابل برنامه ریزی
I premise that you did read this article.
U
من فرض میکنم که شما این مقاله را خوانده اید.
read restore cycle
U
چرخه خواندن و ترمیم
I assume that you did read this article.
U
من فرض میکنم که شما این مقاله را خوانده اید.
commonly read paper
U
روزنامه کثیر الانتشار
to read people's hands
U
کف بینی کردن
direct read after write
U
خواندن مستقیم پس از نوشتن
read write cycle
U
چرخه خواندن و نوشتن
read/write memory
U
حافظه خواندنی / نوشتنی
To read someone s mind (thoughts).
U
فکر کسی را خواندن
Every one is supposed to know to read and write .
U
فرض بر اینست که هر کس خواندن ونوشتن را می داند
read/write head
U
هدخواندن- نوشتن
control read only memory
U
حافظه فقط خواندنی کنترلی
the bill was read for the first time
U
شور اول لایحه تمام شد
read/write file
U
فایل خواندنی / نوشتنی
read/write head
U
نوک خواندن / نوشتن
read the riot act
<idiom>
U
به کسی هشدار دادن
read-only memory (ROM) module
U
خواندنحافظه
the heart's letter is read in the eyes
<proverb>
U
رنگ رخساره نشان می دهد از سر ضمیر
electrically erasable read only memory
U
حافظه الکترونیکی پاک شدنی فقط خواندنی
erasable programmable read only memory
U
eprom
scatter read gather write
U
خواندن توزیعی و نوشتن تجمعی
He has read the book from cover to cover .
U
کتاب رااز اول تا آخر خوانده است
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com