Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 178 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
retreat
U
عقب نشینی
retreated
U
عقب نشینی
retreating
U
عقب نشینی
retreats
U
عقب نشینی
recess
U
عقب نشینی
recesses
U
عقب نشینی
recoil
U
عقب نشینی
recoiled
U
عقب نشینی
recoiling
U
عقب نشینی
recoils
U
عقب نشینی
break ground
U
عقب نشینی
katabasis
U
عقب نشینی
retrocedence
U
عقب نشینی
retrocession
U
عقب نشینی
fallback
U
عقب نشینی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
deposit
U
ته نشینی
deposits
U
ته نشینی
settlement
U
ته نشینی مسکن
settlements
U
ته نشینی مسکن
precipitation
U
ته نشینی
sink
U
ته نشینی حفره یاگودال
sinks
U
ته نشینی حفره یاگودال
breakdown
U
ته نشینی مواد معلق دردوغاب
breakdowns
U
ته نشینی مواد معلق دردوغاب
withdrawal
U
عملیات عقب نشینی اختیاری عقب نشینی
withdrawals
U
عملیات عقب نشینی اختیاری عقب نشینی
safety
U
اعطای دو امتیاز به تیم مدافع به خاطر عقب نشینی عمدی تیم مهاجم
withdraw
U
عقب نشینی کردن
withdraws
U
عقب نشینی کردن
cloister
U
صومعه گوشه نشینی کردن
cloisters
U
صومعه گوشه نشینی کردن
rifle
U
توپ بدون عقب نشینی خان تفنگ خان کشی کردن
rifles
U
توپ بدون عقب نشینی خان تفنگ خان کشی کردن
retreat
U
عقب نشینی کردن
retreat
U
عقب نشینی کناره گیری
retreat
U
عقب نشینی اجباری بازگشتن
retreated
U
عقب نشینی کردن
retreated
U
عقب نشینی کناره گیری
retreated
U
عقب نشینی اجباری بازگشتن
retreating
U
عقب نشینی کردن
retreating
U
عقب نشینی کناره گیری
retreating
U
عقب نشینی اجباری بازگشتن
retreats
U
عقب نشینی کردن
retreats
U
عقب نشینی کناره گیری
retreats
U
عقب نشینی اجباری بازگشتن
blench
U
جمع شدن و عقب نشینی کردن برگشتن
blenched
U
جمع شدن و عقب نشینی کردن برگشتن
blenches
U
جمع شدن و عقب نشینی کردن برگشتن
blenching
U
جمع شدن و عقب نشینی کردن برگشتن
sanctuaries
U
حق بست نشینی
sanctuary
U
حق بست نشینی
seclusion
U
گوشه نشینی
scuttle
U
عقب نشینی روزنه
scuttled
U
عقب نشینی روزنه
scuttles
U
عقب نشینی روزنه
scuttling
U
عقب نشینی روزنه
wake
U
شب نشینی
waked
U
شب نشینی
wakes
U
شب نشینی
alluvial
U
ته نشینی مربوط به رسوب و ته نشین
retire
U
عقب نشینی کردن به دلخواه بازنشسته شدن
retires
U
عقب نشینی کردن به دلخواه بازنشسته شدن
retirement
U
عقب نشینی اختیاری
soiree
U
شب نشینی
soirees
U
شب نشینی
soirTes
U
شب نشینی
setback
U
نیروی عقب نشینی توپ
setback
U
فشار عقب نشینی
setbacks
U
نیروی عقب نشینی توپ
setbacks
U
فشار عقب نشینی
companionship
U
مصاحبت پهلو نشینی
subsidence
U
ته نشینی
sedinentation
U
ته نشینی
settling
U
ته نشینی
sedimentary
U
ته نشینی
suburbia
U
حومه نشینی
recoil
U
عقب نشینی کردن توپ
recoil
U
پی نشینی
recoiled
U
عقب نشینی کردن توپ
recoiled
U
پی نشینی
recoiling
U
عقب نشینی کردن توپ
recoiling
U
پی نشینی
recoils
U
عقب نشینی کردن توپ
recoils
U
پی نشینی
urbanization
U
شهر نشینی
straddle
U
میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
straddled
U
میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
straddles
U
میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
adsorption
U
رو نشینی
an eveing party
U
شب نشینی
evening party
U
شب نشینی
back pressure
U
فشار عقب نشینی
back pressure
U
فشاراگزوز فشار عقب نشینی اگزوز
backblast
U
شعله عقب نشینی
backblast
U
موج عقب نشینی
backpedal
U
عقب نشینی در مقابل حریف عقب نشینی
blowback
U
عقب نشینی خودکار
blowback
U
ضربه عقب نشینی
choke ring
U
رینگ مانع فرار گاز در تفنگهای بدون عقب نشینی
cotenancy
U
هم اجاره نشینی
counter recoil
U
برگشتن لوله پس از عقب نشینی
crawfish
U
ازموضعی عقب نشینی کردن
disengagement
U
جدا شدن ازدشمن عقب نشینی اختیاری قطع تماس با دشمن
ebb current
U
عقب نشینی اب دریا
electrostatic procipitation
U
ته نشینی الکترواستاتیک
eremitic life
U
گوشه نشینی
eremitism
U
گوشه نشینی
fall back
U
تغییر موضع به عقب دادن عقب نشینی کردن
forced withrawal
U
عقب نشینی اجباری
gunner's rule
U
روش تخمین مسافت صحیح در تیراندازی با تیربار یاتفنگ بدون عقب نشینی
hermitic
U
وابسته بگوشه نشینی زهدامیز
hermitical
U
وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
hightail
U
باسرعت عقب نشینی کردن
hutment
U
کلبه نشینی
hypostatic
U
ناشی از ته نشینی
Other Matches
variable recoil
U
سیستم عقب نشینی متغیر دستگاه عقب نشینی متغیر
recoilless
U
جنگ افزار بدون عقب نشینی بدون عقب نشینی
sedimentation
U
ته نشینی
retrocedence
U
پس نشینی
illuviation
U
ته نشینی
sedimentation
U
ته نشینی
nightlife
U
شب نشینی
reclvsion
U
گوشه نشینی
solitariness
U
گوشه نشینی
tenantry
U
اجاره نشینی
to burn the midnighoil
U
شب نشینی کردن
to burn the midnight oil
شب نشینی کردن
urbanism
U
شهر نشینی
silting
U
رسوب ته نشینی
sequestered life
U
گوشه نشینی
line of retreat
U
خط عقب نشینی
nomadism
U
کوچ نشینی
ruralize
U
ده نشینی کردن
sedimentation pond
U
حوضچه ته نشینی
subornation
U
زیر پا نشینی اغواء
recoil mechanism
U
دستگاه عقب نشینی
short recoil
U
عقب نشینی کوتاه
recoil mechanism
U
مکانیسم عقب نشینی
sedimentation analysis
U
تجزیه بروش ته نشینی
rocket propulsion
U
فشارعقب نشینی موشک
long recoil
U
عقب نشینی طولانی
pull away
U
عقب نشینی کردن
to beat a retreat
U
کوس عقب نشینی
to fall back
U
عقب نشینی کردن
colonial
U
معماری کوچ نشینی
to beat a retreat
U
عقب نشینی کردن
give ground
<idiom>
U
عقب نشینی کردن
to give ground
U
عقب نشینی کردن
to lose ground
U
عقب نشینی کردن
to sound the retreat
U
شیپورعقب نشینی زدن
urbanist
U
وابسته بشهر نشینی
urbanistic
U
وابسته بشهر نشینی
To retreat. To withdraw.
U
عقب نشینی کردن
drop back
<idiom>
U
عقب نشینی کردن
to sound the retire
U
شیپور عقب نشینی زدن
to sound a retreat
U
شیپور عقب نشینی زدن
variable slide
U
طول عقب نشینی متغیر
to have a knock back
U
عقب نشینی کردن
[در موقعیتی]
a white collar job
U
کار پشت میز نشینی
long recoil
U
طول عقب نشینی زیاد
they are in full retreat
U
سخت عقب نشینی می کنند
recoil system
U
سیستم عقب نشینی توپ
recoilless rifle
U
تفنگ بدون عقب نشینی
obmutescence
U
خاموش نشینی سکوت عمدی
insula
U
دستگاه عمارت اجاره نشینی
recoil pit
U
چاله عقب نشینی لوله
recoil operated
U
مجهز به دستگاه عقب نشینی
retreat
U
گوشه نشینی
[گروهی برای مدتی]
The army had to retreat from the battlefield.
U
ارتش مجبور به عقب نشینی از میدان جنگ شد.
recoil operated
U
مسلح شونده به وسیله عقب نشینی الات متحرک
To draw in ones houns . Toback down . To retreat.
U
ماست ها را کیسه کردن ( عقب نشینی از روی ترس )
jet propulsion
U
نیروی عقب نشینی حاصله از فشار گازفشار خروج گاز
beauty is in the eyes of the beholder
<proverb>
U
اگر بر دیده مجنون نشینی به غیر از خوبی لیلی نبینی
shoot the duck
U
حرکت جلو و عقب نشینی روی یک پا و پای دیگر کشیده بجلو
inclusus
U
گوشه نشینی که در غاریا کلبهای می نشست ودرجهانیان رابروی خود می بست
rocket
[missile with thrust propulsion]
U
موشک
[پرتابه]
[پرتابه با پیشرانش عقب نشینی]
rear party
U
نیروی پوششی عقب نشینی یا عقب دار
urbanity
U
شهر نشینی شهر سازی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com