Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 31 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
breakdown
U
تفکیک
breakdown
U
از کار افتادگی
breakdown
U
ته نشینی مواد معلق دردوغاب
breakdown
U
جدایی
breakdown
U
خرابی
breakdown
U
مشابه 1352
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
incomplete breakdown
U
شکست جزئی
work breakdown
U
روش تقسیم کار
work breakdown
U
روش تقسیم یک عمل به اجزای مشخص و کوچک
zener breakdown
U
شکست زنری
car breakdown
U
خرابی اتومبیل
nervous breakdown
U
واماندگی روانی
[پزشکی]
nervous breakdown
U
ناتوانی روانی
[پزشکی]
incomplete breakdown
U
شکست ناقص
nervous breakdown
U
درماندگی روانی
[پزشکی]
breakdown voltage
U
ولتاژ جرقه زنی
breakdown drawing
U
رسم پرسپکتیوی برای نمایش قطعات بصورت جدا از هم
breakdown lights
U
چراغهای عدم کنترل
nervous breakdown
U
بحران روانی
nervous breakdown
U
فروباشی روانی
impluse breakdown
U
شکست ضربهای
anode breakdown voltage
U
ولتاژ جرقه زنی اند
zener breakdown voltage
U
ولتاژ شکست زنری
Can you send a breakdown lorry, please?
U
آیا ممکن است لطفا یک جرثقیل بفرستید؟
work breakdown structure
U
ساختار تفکیک کار
vortex breakdown/brust
U
جدایی ناگهانی جریانهای حلقوی از لبه حمله بالهای دلتا در زاویه حمله معین که واماندگی این نوع بالها رانشان میدهد
social breakdown syndrome
U
نشانگان فروپاشی اجتماعی
intermediate frequency breakdown
U
شکست فرکانس میانی
insulation breakdown test
U
ازمایش شکست عایق
impluse breakdown voltage
U
فشار شکست ضربهای
high frequency gas discharge breakdown
U
شکست تخلیه گازی فرکانس بالا
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com