English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (36 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
spike U ضربه زدن یا مجروح کردن کسی با میخ ته کفش
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
wounds U مجروح کردن
wounding U مجروح کردن
wound U مجروح کردن
wound U جریحه مجروح کردن
wounds U جریحه مجروح کردن
lacerates U مجروح کردن ازردن
lacerating U مجروح کردن ازردن
fret U جویدن مجروح کردن
frets U جویدن مجروح کردن
lacerate U مجروح کردن ازردن
wounding U جریحه مجروح کردن
wounded U مجروح
ulcerous U مجروح
injured U مجروح
lancination U مجروح سازی
lacerable U مجروح شدنی
bowline on the bight U گره مجروح کش
lacerated U قلب مجروح
critically wounded U شدیدا مجروح
critically wounded U مجروح خطرناک
hitting U ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hits U ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hit U ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
There are people injured. چند نفر مجروح شده اند.
calk U : سرخوردن روی یخ بانعل یالگد اسب مجروح شدن
Many people were hurt when the boiler exploded. U وقتیکه دیگ بخار ترکید خیلیها مجروح شدند
year and day U مدتی که اگر مجروح ضمن ان بمیردموضوع قتل عمد تلقی میشود
punt U ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
punted U ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
punts U ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
impluse response U پاسخ ضربه رفتار ضربه تابع انتقال ایمپولز
tae U پرش کردن با پا دفاع کردن و با پا ضربه زدن و خرد کردن
crosses U ضربه هوک پس از ضربه حریف
crossest U ضربه هوک پس از ضربه حریف
cross U ضربه هوک پس از ضربه حریف
crosser U ضربه هوک پس از ضربه حریف
strike blind U با ضربه کور کردن
pelt U شتاب کردن ضربه
pelted U شتاب کردن ضربه
pelts U شتاب کردن ضربه
sway away U رد کردن ضربه با حرکت بدن
knockout U ضربه فنی کردن از پا در اوردن
to knock something open U با ضربه چیزی را باز کردن
knockouts U ضربه فنی کردن از پا در اوردن
to strike something open U با ضربه چیزی را باز کردن
shoulder block U سد کردن حریف با ضربه شانه
to give somebody a blow U به کسی ضربه وارد کردن
sclaff U ضربه چوب به زمین و سپس به گوی بجای ضربه مستقیم به گوی
kwon U ضربه زدن بادست و خرد کردن با پا
field goal U رد کردن توپ از فراز دروازه با ضربه پا
kayo U ناک اوت کردن ضربه فنی
drop goal U رد کردن توپ از فراز دروازه با ضربه پا
dropped goal U رد کردن توپ از فراز دروازه با ضربه پا
to rifle the ball into the goal U با ضربه خیلی محکم توپ را به دروازه شوت کردن
shank U ضربه زدن به توپ با قوزک یاکنار پا ضربه زدن به گوی باعقب چوب گلف یا بدنه ان قسمتی از لنگر که طناب به ان وصل شود قسمتی از قلاب ماهیگیری بین سوراخ وانحنا
chop U کوتاه کردن گام برای اجتناب دونده از ضربه پاشنه نفر جلو
chopped U کوتاه کردن گام برای اجتناب دونده از ضربه پاشنه نفر جلو
clinch U نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinches U نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinched U نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinching U نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
to chip [to chop off] U لپ پریده شدن [کردن] [با ضربه جدا کردن] [تکه تکه یا ریز ریز کردن]
to hit U اصابت کردن [برخورد کردن] [ضربه زدن ] [زدن]
placekick U ضربه به توپ کاشته شده ضربه کاشته
loft U ضربه زدن هوایی بصورت قوسی رها کردن گوی بولینگ در هوا که به شدت به مسیر بخورد
lofts U ضربه زدن هوایی بصورت قوسی رها کردن گوی بولینگ در هوا که به شدت به مسیر بخورد
clears U دور کردن توپ از دروازه ضربه بلند دور کردن توپ ازسبد
clearer U دور کردن توپ از دروازه ضربه بلند دور کردن توپ ازسبد
clear U دور کردن توپ از دروازه ضربه بلند دور کردن توپ ازسبد
clearest U دور کردن توپ از دروازه ضربه بلند دور کردن توپ ازسبد
indian check U سد کردن راه حریف با بالابردن چوب بالای سر او برای ضربه زدن به چوب او
hit U اصابت تیر تصادف ضربه زدن به دشمن خوردن گلوله به هدف برخورد کردن با دشمن اثرتیر
hitting U اصابت تیر تصادف ضربه زدن به دشمن خوردن گلوله به هدف برخورد کردن با دشمن اثرتیر
hits U اصابت تیر تصادف ضربه زدن به دشمن خوردن گلوله به هدف برخورد کردن با دشمن اثرتیر
croquet U بازی غیررسمی روی چمن با چوبی شبیه چوب چوگان و گویهای چوبی و 9 دروازه فلزی و 2 میله بصورت دور کردن گوی حریف با ضربه بوسیله تماس با گوی خود
butt joint U ضربه
impact U ضربه
pushes U ضربه
pulsed U ضربه
hacks U ضربه
impacts U ضربه
pulse U ضربه
mishit U ضربه بد
tit U ضربه
butting U ضربه با سر
stroke U ضربه
blows U ضربه
blow U ضربه
left U ضربه چپ
tits U ضربه
impulse U ضربه
impulses U ضربه
surge U ضربه
surged U ضربه
surges U ضربه
whang U ضربه
impluse U ضربه
bonking U ضربه بر سر
double kick U دو ضربه پی در پی
yee jupkki U ضربه پا
bonk U ضربه بر سر
stroked U ضربه
pushed U ضربه
strokes U ضربه
stroking U ضربه
bonks U ضربه بر سر
bonked U ضربه بر سر
push U ضربه
popped U ضربه
sole trap U ضربه با کف پا
sole of the foot kick U ضربه با کف پا
sole kick U ضربه با کف پا
brunt U ضربه
shock U ضربه
shocks U ضربه
shock proof U ضد ضربه
head U ضربه با سر
pops U ضربه
interrupter U ضربه گر
shots U ضربه
antiknock U ضد ضربه
pop U ضربه
shot U ضربه
shockproof U ضد ضربه
thud U ضربه
thudded U ضربه
thudding U ضربه
thuds U ضربه
kick U ضربه با پا
slugger U ضربه زن
collisions U ضربه
kick U ضربه
kicks U ضربه با پا
collision U ضربه
kicking U ضربه
kicked U ضربه با پا
strikeless U بی ضربه
kicked U ضربه
kicking U ضربه با پا
flap U ضربه
flapped U ضربه
shocked U ضربه
flaps U ضربه
hacked U ضربه
hack U ضربه
kicks U ضربه
playing U ضربه به توپ
tossing U ضربه بلند
mercury interrupter U ضربه گر جیوهای
range of storke U ناحیه ضربه
concussion U ضربه مغزی
jars U ضربه زدن
jar U ضربه زدن
mawashi geri U ضربه دورانی پا
coinage U ضربه سکه
gird U ضربه شدید
drives U ضربه از پایین
ipon U ضربه فنی
jarred U ضربه زدن
strikes U اعتصاب ضربه
tosses U ضربه بلند
plays U ضربه به توپ
hammer blow U ضربه قوچ
hammer drill سوراخ کن ضربه ای
rapping U ضربه زدن
blast U ضربه انفجار
make impulse U ضربه وصل
blasts U ضربه انفجار
magneto interrupter U ضربه گر مگنت
color shock U ضربه رنگ
strike U ضربه زدن
strike U اعتصاب ضربه
play U ضربه به توپ
tobi geri U ضربه پا در پرش
tossed U ضربه بلند
toss U ضربه بلند
played U ضربه به توپ
strikes U ضربه زدن
bingle U ضربه پایگاهی
birth trauma U ضربه تولد
magneto breaker U ضربه گر مگنت
lashed U ضربه مژگان
deliver U ضربه زدن
quashes U با ضربه زدن
kick with the heel U ضربه با پاشنه پا
delivers U ضربه زدن
hammer U ضربه زدن
hammered U ضربه زدن
hammers U ضربه زدن
pivot instep kick U ضربه با پاشنه پا
whip U ضربه زدن
pump stroke U ضربه پمپ
whipped U ضربه زدن
push shot U ضربه فشاری
quashed U با ضربه زدن
shotmaking U ضربه به توپ
keystroke U ضربه کلید
lashed U ضربه شلاق
lashes U ضربه مژگان
lashes U ضربه شلاق
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com