Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
archetype
U
صورت ازلی
archetypes
U
صورت ازلی
primordial image
U
صورت ازلی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
archetypal
U
مربوط به صورت ازلی
archetypally
U
مربوط به صورت ازلی
Other Matches
inventory
U
از چیزی صورت برداشتن صورت ریز مواد اولیه موجودی انبار صورت تحریرترکه متوفی
prevenient
U
ازلی
everlasting
U
ازلی
pre existent
U
ازلی
predetermination
U
ازلی
eternal
U
ازلی
increate
U
ازلی
innascible
U
ازلی
primordial
U
ازلی
eterne
U
ازلی
the a of days
U
خدای ازلی
eon
U
قوه ازلی
primordial element
U
عنصر ازلی
asymptote
U
مماس ازلی
eternally
U
بطور ابدی یا ازلی
the ever lasting fod
U
خدای ازلی و ابدی
eternalness
U
ازلیت :ابدی یا ازلی بودن
liberalism
U
اعتقاد به ازادی ازلی و ابدی انسان
preexist
U
ازلی بودن قبلا موجود شدن
predestinate
U
قبلا تعیین شده دارای سرنوشت ونصیب وقسمت ازلی
locals
U
چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
local
U
چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
printer
U
وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
printers
U
وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
plastic bubble keyboard
U
صفحه کلید که کلیدهای آن به صورت حبابهای کوچک روی ورقه پلاستیکی هستند که در صورت انتخاب مدار را کامل می کنند
packet
U
روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
packets
U
روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
numeric
U
که در بسیاری صفحه کلیدهای کامپیوتر به صورت گروه جداگانه برای واد کردن حجم زیادی از داده به صورت اعداد به کار می رود
barrage jamming
U
تولید پارازیت به صورت پرده ممانعتی پخش پارازیت به صورت توده وسیع
watts
U
واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
watt
U
واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
aeon
U
قرن بی انتها قرن ازلی
aeons
U
قرن بی انتها قرن ازلی
eons
U
قرن بی انتها قرن ازلی
discretionary
U
آنچه در صورت نیاز لازم و در صورت عدم نیاز زیادی باشد
rom
U
دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان قطعه ROM با فرفیت بالا استفاده میشود. داده به صورت دودویی ذخیره میشود به صورت سوراخهای حکاکی شده روی سطح آن که سپس توسط لیزر خوانده می شوند
line astern
U
صورت بندی ستون هوایی صورت بندی یک ستونه
chargeable accessions
U
استخدام به صورت پرسنل کادر استخدام به صورت پیمانی
dat
U
سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
basics
U
بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
basic
U
بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
approach formation
U
صورت بندی تقرب به باند صورت بندی تقرب به دشمن
automatic programming
U
روندی که طی ان کامپیوتر به صورت خودکار برنامه مبدابه زبان برنامه نویسی را به برنامه مقصد به کد ماشین ترجمه میکند برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه سازی خودکار
forms
U
صورت
list
U
صورت
versions
U
صورت
version
U
صورت
medals
U
صورت
effigies
U
صورت
conformer
U
هم صورت
conformational isomers
U
هم صورت
roll
U
صورت
rolled
U
صورت
rolls
U
صورت
phased
U
صورت
phases
U
صورت
effigy
U
صورت
circumstantially
U
در صورت
medal
U
صورت
form
U
صورت
slip
U
صورت
slipped
U
صورت
slips
U
صورت
formed
U
صورت
face
U
صورت
faces
U
صورت
coat card
U
صورت
statement
U
صورت
invoicing
U
صورت
constellation
U
صورت
visages
U
رو صورت
providing
U
در صورت
statements
U
صورت
filed
U
صورت
physiognomy
U
صورت
physiognomies
U
صورت
visage
U
رو صورت
roster
U
صورت
file
U
صورت
constellations
U
صورت
figure
U
صورت
kalendar
U
صورت
figures
U
صورت
phase
U
صورت
figuring
U
صورت
rosters
U
صورت
shape
U
صورت
images
U
صورت
listing
U
صورت
invoice
U
صورت
facies
U
صورت
mazard
U
صورت
invoiced
U
صورت
image
U
صورت
hues
U
صورت
shapes
U
صورت
freckle
U
لک صورت
invoices
U
صورت
hue
U
صورت
listings
U
صورت
programme of work
U
صورت کارها
apparition
U
صورت وهمی
at all events
U
درهر صورت
processionize
U
صورت مجلس
at first glance
<adv.>
U
به صورت ظاهر
to the casual eye
<adv.>
U
به صورت ظاهر
proces verbal
U
صورت مجلس
sentential form
U
صورت جملهای
sales check
U
صورت فروش
apparitions
U
صورت وهمی
at face value
<adv.>
U
به صورت ظاهر
crackling
U
صورت نمکی
in no case
U
به هیچ صورت
greasepaint
U
صورت گرتماشاخانه
anyhow
U
در هر صورت بهرجهت
plural
U
صورت جمع
forms
U
صورت دیس
ever
U
درهر صورت
bill of material
U
صورت قطعات
ever-
U
درهر صورت
formed
U
صورت دیس
form
U
صورت دیس
constellation
U
صورت فلکی
schedules
U
صورت فهرست
minute
U
صورت جلسه
At any rate . In any case . Anyway .
U
درهر صورت
a face-pack
U
ماسک صورت
minutes
U
صورت جلسه
record
U
صورت مذاکرات
burbled
U
جوش صورت
burbles
U
جوش صورت
burbling
U
جوش صورت
incarnation
U
صورت خارجی
incarnations
U
صورت خارجی
forgeries
U
صورت سازی
the bill
U
صورت حساب
forgery
U
صورت سازی
transformation
U
تبدیل صورت
scheduled
U
صورت فهرست
schedule
U
صورت فهرست
bills of fare
U
صورت غذا
formalism
U
صورت گرایی
constellations
U
صورت فلکی
in memory of
<idiom>
U
به صورت رایگان
on the Q.T.
<idiom>
U
به صورت سری
It didnt come off. It didnt take place.
U
صورت نگرفت
semblance
U
صورت فاهر
rosters
U
صورت کار
bill of fare
U
صورت غذا
roster
U
صورت کار
roster
U
صورت نگهبانی
face cream
U
کرم صورت
inventory
U
صورت کالا
inventory
U
صورت اموال
accomplish
U
صورت گرفتن
rosters
U
صورت نگهبانی
accomplishing
U
صورت گرفتن
the brush
U
صورت گری
powders
U
پودر صورت
powdering
U
پودر صورت
powder
U
پودر صورت
portraiture
U
نقاشی از صورت
serials
U
و به صورت سری
serial
U
و به صورت سری
stop list
U
صورت متخلفین
standard form
U
صورت متعارف
accomplishes
U
صورت گرفتن
formulation
U
صورت بندی
similitude
U
شباهت صورت
faceless
U
بدون صورت
face powders
U
پودر صورت
face powder
U
پودر صورت
BS
U
صورت فروش
waveform
U
به صورت موج
reorganization
U
صورت جدید
isolate
U
به صورت الکتریکی
isolates
U
به صورت الکتریکی
isolating
U
به صورت الکتریکی
veiling
U
تور صورت
formation
U
صورت بندی
unfigured
U
بی صورت ساده
transfiguration
U
تبدیل صورت
to take an inventory of
U
صورت دارایی
to put in to shape
U
سر و صورت دادن
sick list
U
صورت بیماران
facial
U
مربوط به صورت
feasible
<adj.>
U
صورت پذیر
makable
[spv. makeable]
<adj.>
U
صورت پذیر
decrepitation
U
صورت نمکی
makeable
<adj.>
U
صورت پذیر
difference tone
U
صورت افتراقی
manageable
<adj.>
U
صورت پذیر
possible
[doable, feasible]
<adj.>
U
صورت پذیر
practicable
<adj.>
U
صورت پذیر
executable
<adj.>
U
صورت پذیر
workable
<adj.>
U
صورت پذیر
list
U
صورت کردن
outward show
U
صورت فاهر
outside appearance
U
صورت فاهر
enumeration
U
صورت ریز
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com