English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
window seat U صندلی یا نشیمنگاه لب پنجره
window seats U صندلی یا نشیمنگاه لب پنجره
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
a seat by the window U یک صندلی کنار پنجره
valve seat reamer U جدار تراش نشیمنگاه سوپاپ برقوی نشیمنگاه سوپاپ
child window U پنجره کوچکتر نمیتواند از مرز پنجره بزرگتر خارج شود و وقتی پنجره اصلی بسته است آن هم بسته میشود
rocking chair U صندلی تاب صندلی راحتی تکان خور
rocking chairs U صندلی تاب صندلی راحتی تکان خور
faldstool U صندلی تا شو بدون پشتی صندلی راحتی
camp chair U صندلی سفری صندلی صحرایی
my chair was next his U صندلی من پهلوی صندلی اوبود
titles U میله افقی در بالای یک پنجره که نام آن برنامه یا پنجره را بیان میکند
title U میله افقی در بالای یک پنجره که نام آن برنامه یا پنجره را بیان میکند
picture window U پنجره دل باز وخوش منظره پنجره بزرگ
double lancet U [پنجره گوتیکی با دو پنجره سر نیزه ای]
horizontal U میلهای در پایین پنجره که نشان میدهد صفحه پهن تر از پنجره است . کاربر میتواند به صورت افق در صفحه حرکت کند و این میله را بکشد
seat U نشیمنگاه
rests U نشیمنگاه
seats U نشیمنگاه
rest U نشیمنگاه
seated U نشیمنگاه
capstan U نشیمنگاه
seated U نشیمنگاه مسند
valve seat U نشیمنگاه سوپاپ
common-house U نشیمنگاه صومعه
roost U نشیمنگاه پرنده
roosting U نشیمنگاه پرنده
roosts U نشیمنگاه پرنده
roosted U نشیمنگاه پرنده
seats U نشیمنگاه مسند
seat U نشیمنگاه مسند
cascading windows U چندین پنجره که روی هم نمایش داده می شوند به طوری که فقط عنوان پنجره رویی نمایش داده میشود
reseated U نشیمنگاه تازه دادن
reseating U نشیمنگاه تازه دادن
thwarted U نشیمنگاه عرضی قایق
reseat U نشیمنگاه تازه دادن
reseats U نشیمنگاه تازه دادن
thwart U نشیمنگاه عرضی قایق
sliding seat U نشیمنگاه متحرک در قایق مسابقه
valve seat grinder U دستگاه پرداخت نشیمنگاه سوپاپ
windowing U 1-عمل تنظیم یک پنجره برای نمایش اطلاعات درصفحه . 2-نمایش یا دستیابی به اطلاعات از طریق پنجره
transom U پنجره بالای در یا بالای پنجره دیگری
seats U وضع بدن ژیمناست روی اسباب با تکیه روی نشیمنگاه
seated U وضع بدن ژیمناست روی اسباب با تکیه روی نشیمنگاه
seat U وضع بدن ژیمناست روی اسباب با تکیه روی نشیمنگاه
santalaceous U صندلی
footstools U صندلی
stalling U صندلی
footstool U صندلی
stall U صندلی
box seat U صندلی لژ
place U صندلی
places U صندلی
placing U صندلی
chairing U صندلی
chaired U صندلی
seat U صندلی
jump seat U صندلی تا شو
seats U صندلی
seated U صندلی
chair U صندلی
chairs U صندلی
valve seat insert U مدخل نشست سوپاپ نشیمنگاه سوپاپ
tiers U ردیف صندلی
carrycot U صندلی کودک
armchairs U صندلی راحتی
deckchair U صندلی تاشو
deckchairs U صندلی تاشو
carrycots U صندلی کودک
pushchair U صندلی چرخدار
arm chair U صندلی راحتی
an odd chair U صندلی تکی
pushchairs U صندلی چرخدار
armchair U صندلی راحتی
tier U ردیف صندلی
hot seat U صندلی برقی
folding seat U صندلی تاشو
he nestles in the chair U در صندلی غنوده
hot seat U صندلی الکتریکی
morris chair U صندلی راحتی
antimacassars U رویهء صندلی
camp chair U صندلی تاشونده
elbow U دسته صندلی
elbowed U دسته صندلی
elbows U دسته صندلی
boatswain's chair U صندلی نقاله
swivel chair U صندلی چرخان
antimacassar U رویهء صندلی
armrest U دستهء صندلی
arm U دسته صندلی
drive's seat U صندلی راننده
bucket seats U صندلی یکنفری
easy chair U صندلی راحت
easy chairs U صندلی راحت
sitting U نشیمن صندلی
sittings U نشیمن صندلی
choir-stall U صندلی بلند
rockers U صندلی گهوارهای
rocker U صندلی گهوارهای
office chair U صندلی اداری
parliamentary seat U صندلی مجلسی
rocking chair U صندلی گهوارهای
rocking chairs U صندلی گهوارهای
bucket seat U صندلی یکنفری
shooting sticks U صندلی عصایی
adjustable seat صندلی متحرک
shooting stick U صندلی عصایی
ejector seat U صندلی پران [هواپیمایی]
seat belt U کمربند صندلی هواپیما
seat-belt U کمربند صندلی هواپیما
cat nap U چرت روی صندلی
cat sleep U چرت روی صندلی
wheelchair U صندلی چرخ دار
arm chair U صندلی دسته دار
seat adjuster lever سطح تنظیم صندلی
curule chair U صندلی عاج نشان
cathedra U [صندلی اسقف در کلیسا]
back seat U صندلی عقب اتومبیل
office swivel chair U صندلی گردان اداری
seat-belts U کمربند صندلی هواپیما
wheelchairs U صندلی چرخ دار
ejection seat U صندلی پران [هواپیمایی]
caner U بافنده صندلی حصیری
shooting sticks U صندلی جمعشو و متحرک
reseating U صندلی جدید دادن
wheel chair U صندلی چرخ دار
shooting stick U صندلی جمعشو و متحرک
baby carriages U صندلی چرخدار بچه
baby carriage U صندلی چرخدار بچه
armchairs U صندلی دسته دار
reseat U صندلی جدید دادن
armchair U صندلی دسته دار
woolsack U کرسی یا صندلی دادگاه
reseated U صندلی جدید دادن
garden seat U صندلی یانیمکت باغبانی
deck chair U صندلی حصیری تاشو
dossal U پشتی صندلی وغیره
dossel U پشتی صندلی وغیره
elbow chair U صندلی دسته دار
reseats U صندلی جدید دادن
fishing chair U صندلی در قایق ماهیگیری
twisboat chair U قایق- صندلی تابدار
tuffet U صندلی یانشیمن کوتاه
electric chair U صندلی اعدام الکتریکی
Keep a free(an empty)seat for me. U یک صندلی خالی برایم نگاهدار
They changed seats . U صندلی هایشان را با هم عوض کردند
windsor chair U صندلی دارای پشتی منحنی
seat back adjustment knob دکمه تنظیم پشتی صندلی
backless bench U نیمکت [صندلی] بدون پشتی
benchstool U نیمکت [صندلی] بدون پشتی
Dust has accumulated [settled] on the chairs. روی صندلی ها خاک نشسته
castors U چرخ زیر صندلی یامیز
caster U چرخ زیر صندلی یامیز
arm U اسلحه دستهء صندلی یا مبل
club chair U صندلی دسته دار بزرگ
prince's feather U تزئین برجسته پشت صندلی
castor U چرخ زیر صندلی یامیز
casters U چرخ زیر صندلی یامیز
splat U میله تزئینی پشت صندلی
choir-stall U [صندلی های مبلی گروه کر]
I think that's my seat. فکر می کنم آن صندلی جای من است.
Have a seat, please! U خواهش میکنم روی صندلی بشینید!
slat U چوب مداد میله پشت صندلی
sedilia U یکی از سه صندلی محراب یاصدر کلیسا
love seat U صندلی یانیمکت دسته دار دونفری
stool U کرسی صندلی مستراح فرنگی مدفوع
slats U چوب مداد میله پشت صندلی
night chair U صندلی سوراخ دار برای قضای حاجت در شب
hammock chair U صندلی راحتی تاشوکه پشت ان پارچه ایست
high chairs U صندلی پایه بلند غذا خوری بچه
high chair U صندلی پایه بلند غذا خوری بچه
night stool U صندلی سوراخ دار برای قضای حاجت در شب
Is this seat taken? U آیا این صندلی گرفته شده است؟
barrel chair U صندلی فنری که پشتش سفت ومقعر است
the hall seats one thousand U تالار هزار صندلی میخورد تالارهزارتن راجامیدهد
reservations U رزرو کردن صندلی یااتاق در مهمانخانه و غیره کتمان
reservation U رزرو کردن صندلی یااتاق در مهمانخانه و غیره کتمان
The stage was bare but for [save for] a couple of chairs. U صحنه نمایش به استثنای چند تا صندلی لخت بود.
moquette U پارچه مخمل نمای مخصوص فرش یا رویه صندلی
an odd chair U صندلی که پنج تای دیگر جور خود نداشته باشد
window U پنجره
thirl U پنجره
biforis U دو پنجره
cant bay window U کج پنجره
peeper U پنجره
sole plate U کف پنجره
biforus U دو پنجره
inlier U پنجره
sashes U پنجره
sash U پنجره
window-sill U لب پنجره
casement U پنجره
window-sills U لب پنجره
casements U پنجره
winnock U پنجره
ejection seat U صندلی هواپیما که در مواقع اضطراری شخص را ازهواپیما بخارج پرتاب میکند
ferris wheel U گردونه صندلی دار مخصوص تفریح وچرخ زدن اطفال وغیره
gradine U یک سری صندلی یا پلههای کوتاه که یکی بالای دیگری قرار دارد
gradin U یک سری صندلی یا پلههای کوتاه که یکی بالای دیگری قرار دارد
back-seat drivers U مسافر صندلی عقب خودرو که مرتب در کار راننده دخالت میکند
back-seat driver U مسافر صندلی عقب خودرو که مرتب در کار راننده دخالت میکند
compss-window U پنجره کنسولی
middle lintel in window U کمرکش پنجره
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com