English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 24 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
seated U جا
seated U صندلی
seated U نیمکت
seated U نشیمنگاه مسند
seated U سرین
seated U کفل
seated U مرکز مقر
seated U محل اقامت
seated U جایگاه نشاندن
seated U جایگزین ساختن
seated U مقر
seated U نشیمنگاه
seated U پایه
seated U سکوی استقرار
seated U قسمت میانی زین اسب
seated U حرکت تعادلی
seated U وضع بدن ژیمناست روی اسباب با تکیه روی نشیمنگاه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
be seated U بنشینید
be seated U بفرمایید
deep seated U دیرینه
deep seated U مستقر
deep seated U عمقی
deep-seated U گود
the room was seated for 00 U جای سدکرسی دران خانه تهیه کرده بودند
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com