English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 235 (16 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
image U شبیه سازی
images U شبیه سازی
simulation U شبیه سازی
simulations U شبیه سازی
computer simulation U شبیه سازی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
haze U تاثیر گرافیکی برای شبیه سازی مه طبیعی برای ایجاد فضای سه بعدی حقیقی تر
simulate U شباهت داشتن به شبیه سازی کردن
simulate U شبیه سازی کردن تشبیه کردن
simulates U شباهت داشتن به شبیه سازی کردن
simulates U شبیه سازی کردن تشبیه کردن
simulating U شباهت داشتن به شبیه سازی کردن
simulating U شبیه سازی کردن تشبیه کردن
logical U واحد اطلاعات آماده پردازش که لزوما شبیه داده اصلی در فضای ذخیره سازی نیست که ممکن است حاوی داده کنترل و... باشد
simulator U وسیلهای که سیستم دیگر را شبیه سازی میکند
simulators U وسیلهای که سیستم دیگر را شبیه سازی میکند
imagery U مجسمه سازی شبیه سازی
imagery U شبیه سازی عکاسی کردن
virtual U ماشین شبیه سازی شده و عملیات آن
virtual U شبیه سازی محیط دنیای واقعی توسط کامپیوتر
virtual U که موجود نیست ولی توسط کامپیوتر شبیه سازی شده است و توسط کاربر به صورت مجازی قابل استفاده است
computer simulation U شبیه سازی کامپیوتری
corporate model U نمایش یا شبیه سازی ریاضی اعمال حسابداری و خطوط راهنمای سیاست مالی یک شرکت
dramaturgy U شبیه سازی فن نمایش داستانها
dynamic simulation language U زبان شبیه سازی پویا
eliza U برنامهای که مباحثه یک بیمار را بایک متخصص بیماریهای دماغی شبیه سازی میکند
field of view U حدود دید یک دوربین شبیه سازی شده
fogging U اثر گرافیکی برای شبیه سازی مه
gpss U زبان برنامه نویسی مسئله گرا برای توسعه سیستمهای شبیه سازی بکار می رود
imacs U for internationalassociation insimulation computers mathematicsand انجمن بین المللی ریاضیات و کامپیوتردر شبیه سازی
neural network U سیستمی که برنامه هوش مصنوعی را اجرا میکند و نحوه کار مغز و یادگیری و به خاطر سپردن آنرا شبیه سازی میکند
simscript U زبان برنامه نویسی سطح بالاکه مخصوصا" برای کاربردهای شبیه سازی طراحی شده است
simulation language U زبان شبیه سازی
society for computer simulation U انجمن شبیه سازی کامپیوتر
the d. U فن شبیه سازی
the drama U فن شبیه سازی
Other Matches
gooseneck U هر چیزی شبیه گردن غاز هرچیز شبیه U
rectification U یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
pinnulate U شبیه برگچه شبیه بالچه
pinnulated U شبیه برگچه شبیه بالچه
calculating U دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials U وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
ordnance plant U کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
jagger U الت کنگره سازی یادندانه سازی
pre-treatment U عملیات مقدماتی و آماده سازی [مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address U سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
formularization U کوتاه سازی ضابطه سازی
ouster U بی بهره سازی محروم سازی
irritancy U پوچ سازی باطل سازی
frustration U خنثی سازی محروم سازی
frustrations U خنثی سازی محروم سازی
subjugation U مقهور سازی مطیع سازی
erasable U 1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
save U ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saved U ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saves U ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
symmetrical compression U سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
sorted U الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sort U الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorts U الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hit U داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hits U داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hitting U داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
electronic U کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
Indeo U فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
dump U 1-دادهای که از یک وسیله به دیگری برای ذخیره سازی کپی شده است . 2-انتقال داده به دیسک برای ذخیره سازی . 3-چاپ محتوای کل یابخشی از داده در حافظه
external U روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
externals U روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
imitations U شبیه
make U شبیه
papilionaceous U شبیه
similar U شبیه
quasi U شبیه
personator U شبیه
medal U شبیه
pygidial U شبیه دم
similes U شبیه
nearer U شبیه
near U شبیه
makes U شبیه
nearest U شبیه
nearing U شبیه
analogous U شبیه
feathery U شبیه به پر
anthoid U شبیه به گل
medals U شبیه
imitation U شبیه
simile U شبیه
near- U شبیه
luteous U شبیه گل
more like;most like U شبیه تر
nears U شبیه
neared U شبیه
similiar U شبیه
simulant U شبیه
related <adj.> U شبیه
akin <adj.> U شبیه
alike <adj.> U شبیه
similar <adj.> U شبیه
similar to that U شبیه به ان
womanlike U شبیه زن
wifelike U شبیه زن
like <adj.> U شبیه
likes U شبیه همچون
typal U شبیه نمونه
trochal U شبیه چرخ
trichoid U شبیه موی
rivaled U نظیر شبیه
tonsillar U شبیه لوزتین
popish U شبیه کاتولیک
simulated U شبیه ساخته
vaulty U شبیه طاق
stellar U شبیه ستاره
liked U شبیه همچون
like U شبیه همچون
airily U شبیه هوا
ursine U شبیه خرس
vapory U شبیه بخار
ungual U سم دار شبیه سم
uncial U شبیه یک دوازدهم
bovine U شبیه گاو
astral U شبیه ستاره
rivals U نظیر شبیه
rivalling U نظیر شبیه
rivalled U نظیر شبیه
alike U شبیه یکسان
rivaling U نظیر شبیه
catty U شبیه گربه
cattiest U شبیه گربه
cattier U شبیه گربه
cervine U شبیه گوزن
chartaceous U شبیه کاغذ
tafia U مشروبی شبیه رم
chochleate U شبیه صدف
chylaceous U شبیه کیلوس
citied U شبیه شهر
claustral U شبیه حجره
the profession U اهل شبیه
crystalloid U شبیه بلور
dermoid U شبیه پوست
dermoidal U شبیه پوست
carinal U شبیه زورق
butyraceous U شبیه کره
berrylike U شبیه توت
likenesses U شکل شبیه
likeness U شکل شبیه
nebulous U شبیه سحاب
adrenergic U شبیه ادرنالین
aliform U شبیه بال
alkaloid U شبیه قلیا
ovine U شبیه گوسفند
argillaceous U شبیه خاک رس
spidery U شبیه تارعنکبوت
spidery U شبیه عنکبوت
b U هرشکلی شبیه به B
take after U شبیه بودن
simulator U شبیه ساز
equalling U همرتبه شبیه
bent U علف شبیه نی
gipsies U شبیه کولی
gypsies U شبیه کولی
gypsy U شبیه کولی
rival U نظیر شبیه
spongy U شبیه اسفنج
woodsy U شبیه چنگل
whippy U شبیه شلاق
liverish U شبیه جگر
adenoidal U شبیه غده
simulators U شبیه ساز
steamier U شبیه بخار
steamiest U شبیه بخار
steamy U شبیه بخار
asteroids U شبیه ستاره
asteroid U شبیه ستاره
pithy U شبیه مغز
wavelike U شبیه موج
waterish U هر چیزی شبیه اب
equals U همرتبه شبیه
vermiform U شبیه کرم
vee U شبیه حرف v
liken U شبیه کردن
liken U شبیه شدن
likened U شبیه کردن
likened U شبیه شدن
likening U شبیه کردن
likening U شبیه شدن
likens U شبیه کردن
likens U شبیه شدن
equalled U همرتبه شبیه
equaling U همرتبه شبیه
equaled U همرتبه شبیه
virgulate U شبیه میله
vestibular U شبیه اتاقک
vestibular U شبیه رخت کن
anthropomorphic U شبیه انسان
humanoid U شبیه انسان
humanoids U شبیه انسان
assimilate U شبیه ساختن
assimilated U شبیه ساختن
assimilates U شبیه ساختن
assimilating U شبیه ساختن
equal U همرتبه شبیه
assonant U شبیه در صدا
taffia U مشروبی شبیه رم
haemoid U شبیه خون
liker to god than man U شبیه تر بخداتاادم
lilied U شبیه سوسن
limaciform U شبیه نرم تن
palmate U شبیه پنجه
polypose U شبیه بواسیرلحمی
lupin U شبیه گرگ
quasi easement U حق شبیه به حق ارتفاق
plumy U شبیه پر کرکی
lupine U شبیه گرگ
libriform U شبیه لیف
lacertilian U شبیه مارمولک
psittaceous U شبیه طوطی
ichthyoid U شبیه ماهی
protean U شبیه Proteus
prismoidal U شبیه منشور
stubbly U شبیه کاهبن
stomatic U شبیه دهان
snakelike U شبیه مار
polypous U شبیه بواسیرلحمی
keel shaped U شبیه ته کشتی
plexiform U شبکهای شبیه رگ
plexiform U شبیه شبکه
molluscoid U شبیه نرم تن
ophidian U شبیه مار
ophitic U شبیه مار
snuffy U شبیه انفیه
splenoid U شبیه به طحال
osteal U شبیه استخوان
panduriform U شبیه ویولون
spheroid U شبیه کره
spatulate U شبیه مرهم کش
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com