Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
common stock
U
سهام عادی
common stocks
U
سهام عادی
ordinary shares
U
سهام عادی
ordinary share
U
سهام عادی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
deferred share
U
سهامی که دارندگان ان پس از تقسیم سود سهام بین دارندگان سهام عادی باقیمانده سهام را طبق مفاد اساسنامه وشرکتنامه دریافت می دارند
Other Matches
capital stock
U
عنصر مالکیت شرکت که بصورت سهام وگواهی نامه سهام درامده
stop loss order
U
دستور خرید یافروش سهام بدلال سهام
stock dividend
U
سهام صادره بابت سود سهام
stoporder
U
دستورخرید یا فروش سهام بدلال سهام
routinize
U
عادی یا روزمره کردن بجریان عادی انداختن
close corporation
U
شرکتی با صاحبان سهام محدود که معمولا" همین صاحبان سهام نیز مدیریت وسایر امور شرکت را بر عهده دارند
stock watering
U
سهام تاسیسات گرانقیمتی رابا قیمت اختیاری در بورس فروختن که مالا" به تقلیل قیمت سایر سهام منتهی شود
share holder
U
دارنده سهام صاحب سهام
stock jobber
U
محتکر سهام دلال سهام
hypermnesia
U
ازدیاد غیر عادی خاطرات وافکار گذشته افزایش غیر عادی حافظه
dividend warrant
U
چک پرداخت سود سهام اجازه پرداخت سود سهام
secular trend
U
سهام
liquidating
U
سهام
portfolio
U
سهام
liquidates
U
سهام
liquidated
U
سهام
portfolios
U
سهام
stock
U
سهام
liquidate
U
سهام
stocked
U
سهام
holding
U
سهام
bullish stocks
U
سهام رو به ترقی
dividend
U
سود سهام
dividends
U
سود سهام
preferential shares
U
سهام ممتازه
government stock
U
سهام دولت
gilt edged shares
U
سهام ممتازه
general stock
U
سهام عمومی
fixed portion
U
سهام معینه
to buy into
U
سهام خریدن در
conversion of shares
U
تبدیل سهام
stocked
U
سهام سرمایه
debenture stock
U
سهام قرضه
stock
U
سهام سرمایه
PR
U
سهام ممتاز
dividened
U
سود سهام
bearer shares
U
سهام بی نام
stock_broker
U
دلال سهام
preference shares
U
سهام ممتاز
preference shares
U
سهام ممتازه
preferred shares
U
سهام ممتاز
preferred shares
U
سهام مقدم
preferred stock
U
سهام ممتازه
privileged shares
U
سهام ممتاز
propertied
U
سهام دار
registered shares
U
سهام بانام
joint shares
U
سهام مشترک
savings bond
U
سهام قرضه
ordinary share
U
سهام معمولی
inscribed stock
U
سهام با اسم
holding
U
دارائی سهام
stock broker
U
دلال سهام
inscribed stock
U
سهام نامدار
growth stocks
U
سهام پر سود
bank stock
U
سهام بانک
deferred share
U
سهام موجل
stock exchanges
U
بورس سهام
stock exchange
U
بورس سهام
stock exchange
U
بورس سهام
bourse
[in a non-English-speaking country]
U
بورس سهام
blue-chip
U
سهام مرغوب
bourse
U
بازار سهام
share warrant
U
گواهینامه سهام
blue chip
U
سهام مرغوب
stock trading
U
خرید و فروش سهام
break in share prices
U
کاهش قیمت سهام
subscriber of shares
U
پذیره نویس سهام
provisional scrip
U
تصدیق موقت سهام
inscribed stock
U
سهام ثبت شده
national dividend
U
سود سهام ملی
stock market
U
بورس سهام وارز
specialties
U
سهام با قیمت ویژه
loan holder
U
دارنده سهام وام
interim dividend
سود موقتی سهام
interim dividend
U
سود سهام موقتی
non cash shares
U
سهام غیر نقدی
share certificate
U
گواهی مالکیت سهام
stock markets
U
بورس سهام وارز
revenue
U
درامد سود سهام
share holding
U
سرمایه گذاری در سهام
unissued shares
U
سهام منتشر نشده
brokerage
U
کارمزد خرید سهام
fixed stock
U
مالک انحصاری سهام
stockbrokers
U
دلال سهام شرکتها
whack up
U
تقسیم به سهام کردن
action
U
سهم سهام شرکت
actions
U
سهم سهام شرکت
margin
U
میزان سود سهام
margins
U
میزان سود سهام
common stock
U
سهام معمولی شرکت
stockbroker
U
دلال سهام شرکتها
security
U
گرو سهام قرضه دولتی
paid in cash share
U
سهام نقدا" پرداخت شده
exdividend
U
بدون سود اینده سهام
premium statement
U
صورت اضافه ارزش سهام
grangers
U
سهام راه اهن غله
forfeiture of premiums
U
ضرر اضافه ارزش سهام
collection of premiums
U
وصول اضافه ارزش سهام
granger shares
U
سهام راه اهن غله
subscribing
U
پذیره نویسی کردن سهام
subscribes
U
پذیره نویسی کردن سهام
accumulated dividend
U
سود سهام متراکم شده
subscribed
U
پذیره نویسی کردن سهام
subscribe
U
پذیره نویسی کردن سهام
general meeting of share holders
U
مجمع عمومی صاحبان سهام
closing prices
U
قیمت سهام درپایان روز
fund holder
U
دارنده سهام قرضه دولتی
divided warrant
U
حواله پرداخت سود سهام
to have a holding in a company
U
در شرکتی دارائی سهام داشتن
share list
U
صورت بهای سهام شرکتها
secular trend
U
سهام تجارتی وگواهی نامه ان ها
funded
U
تنخواه قرضه دولتی سهام
to declare a divident
U
سود سهام را اعلان کردن
fund
U
تنخواه قرضه دولتی سهام
option dealing
U
سفته بازی روی ترقی سهام
write down
U
تنزل دادن بهای اسمی سهام
capital stock
U
سهام انتشار نیافته شرکت تضامنی
to pass a dividend
سود سهام کسی را به او اطلاع دادن
cumulative preferential
U
سود پس افتاده و فعلی سهام ممتازه
stock exchnge
U
بازار سهام تجارتی اتحادیه سهامداران
actionary
U
دارندهء سهام شرکت سهامی سهامدار
time bargain
U
قرارداد فروش سلم و سلف سهام
bearer stock
U
سهام و اوراق قرضه بدون نام
bank annuities
U
سهام قرضه دولت بریتانیا که کنسول
normal
U
عادی
unexceptional
U
عادی
groovy
U
عادی
run-of-the-mill
U
عادی
customary
U
عادی
uncritical
U
عادی
run of the mill
U
عادی
privates
U
عادی
private
U
عادی
uncritically
U
عادی
routines
U
عادی
common
U
عادی
routine
U
عادی
commoners
U
عادی
commonest
U
عادی
regulars
U
عادی
ordinary
U
عادی
habitual
U
عادی
wonted
U
عادی
naked
U
عادی
gen
U
عادی
regular
U
عادی
routinely
U
عادی
emission
U
انتشار سهام دولتی و اوراق قرضه و اسکناس
floater
U
گواهی نامه سهام دولتی یا راه اهن
equity financing
U
بالا بردن یا ایجاد سرمایه بافروش سهام
emissions
U
انتشار سهام دولتی و اوراق قرضه و اسکناس
uncommon
U
غیر عادی
off the beaten track
<idiom>
U
غیر عادی
unwashed
U
جزومردم عادی
abnormally
U
غیر عادی
eupnoea
U
تنفس عادی
nutcases
U
غیر عادی
nutcase
U
غیر عادی
general creditor
U
طلبکار عادی
private decument
U
عقد عادی
in the course of nature
U
بطریق عادی
the inevitable
U
چیزهای عادی
the common run of men
U
مردمان عادی
normal range
U
محدوده عادی
normal termination
U
پایان عادی
normal voltage
U
ولتاژ عادی
one's self
U
در حال عادی
onery
U
عادی معمولی
procedure message
U
پیام عادی
ordinary income
U
درامد عادی
ordinary passport
U
پاسپورت عادی
ordinary shareholder
U
سهامدار عادی
ornary
U
عادی معمولی
ornery
U
عادی معمولی
overage
U
سن عادی را گذرانده
routine message
U
پیام عادی
regular price
U
قیمت عادی
private decument
U
سند عادی
normal profit
U
سود عادی
normal price
U
قیمت عادی
normal maintenance
U
محافظت عادی
habitual way of doing anything
U
راه عادی
habitualness
U
عادی بودن
normal good
U
کالای عادی
in the a way
U
بطریق عادی
supernormal
U
فوق عادی
macro
U
بطورغیر عادی
matten of course
U
جیز عادی
matter of course
U
چیز عادی
supranormal
<adj.>
U
فوق عادی
nominal price
U
قیمت عادی
nonsingular matrix
U
ماتریس عادی
normal exit
U
درروی عادی
normal form
U
صورت عادی
typical
<adj.>
U
بافت عادی
routinely
U
امر عادی
normality
U
عادی بودن
subnormal
U
مادون عادی
anomalous
U
غیر عادی
eccentric
U
غیر عادی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com