Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (15 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
A bouquet (bunch)of flowers.
U
دسته گه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
exception
U
چیزی باسایر چیزها در همان دسته بندی متفاوت باشد
exceptions
U
چیزی باسایر چیزها در همان دسته بندی متفاوت باشد
party
U
دسته
party
U
دسته همفکر
party
U
دسته متشکل جمعیت
detachment
U
دسته
detachment
U
یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
detachments
U
دسته
detachments
U
یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
class
U
دسته
classed
U
دسته
classes
U
دسته
classing
U
دسته
file
U
دسته کاغذهای مرتب
filed
U
دسته کاغذهای مرتب
school
U
دسته
school
U
دسته ماهی
schools
U
دسته
schools
U
دسته ماهی
broom stick
U
دسته جاروب
broomstick
U
دسته جاروب
broomsticks
U
دسته جاروب
butt
U
دسته چوب ماهیگیری
butted
U
دسته چوب ماهیگیری
butts
U
دسته چوب ماهیگیری
strike
U
اعتصاب کردن متوقف ساختن کار از جانب کارگران کارگاه یا کارخانه به طور دسته جمعی و به منظور تحصیل امتیازات بیشتر از کارفرما یا اعاده وضع مناسب سابق که از بین رفته است
strikes
U
اعتصاب کردن متوقف ساختن کار از جانب کارگران کارگاه یا کارخانه به طور دسته جمعی و به منظور تحصیل امتیازات بیشتر از کارفرما یا اعاده وضع مناسب سابق که از بین رفته است
poll
U
اخذرای دسته جمعی
polled
U
اخذرای دسته جمعی
polls
U
اخذرای دسته جمعی
handler
U
دسته گذار
handlers
U
دسته گذار
wing
U
دسته حزبی
winging
U
دسته حزبی
lock
U
دسته پشم
locks
U
دسته پشم
pack
U
دسته گروه
packs
U
دسته گروه
bundle
U
دسته کردن
bundle
U
دسته
bundle
U
متمرکز کردن دسته کردن دسته
bundles
U
دسته کردن
bundles
U
دسته
bundles
U
متمرکز کردن دسته کردن دسته
bundling
U
دسته کردن
bundling
U
دسته
bundling
U
متمرکز کردن دسته کردن دسته
lie
U
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lied
U
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lies
U
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
brigade
U
دسته
brigades
U
دسته
hand
U
دسته دستخط
handing
U
دسته دستخط
lot
U
دسته
deck
U
دستینه دسته
decked
U
دستینه دسته
decks
U
دستینه دسته
bevy
U
دسته
orchestra
U
دسته نوازندگان جایگاه ارکست
orchestras
U
دسته نوازندگان جایگاه ارکست
companies
U
دسته هیئت بازیگران
company
U
دسته هیئت بازیگران
band
U
دسته کردن
bands
U
دسته کردن
regimen
U
دسته حکومت
regimens
U
دسته حکومت
rat
U
دسته خود را ترک کردن
sabers
U
مسابقه سابر با نوعی شمشیربا دسته منحنی و تیغه سفت
sabre
U
مسابقه سابر با نوعی شمشیربا دسته منحنی و تیغه سفت
sabres
U
مسابقه سابر با نوعی شمشیربا دسته منحنی و تیغه سفت
Sept
U
دسته یا اجتماعی که افرادش معتقداند ازیک جد یا نیا بوجودامده اند
ordination
U
دسته بندی
ordinations
U
دسته بندی
rabble
U
دسته
corps
U
دسته
stack
U
دودکش دسته
stacked
U
دودکش دسته
stacks
U
دودکش دسته
zone
U
ناحیه دسته بندی
zones
U
ناحیه دسته بندی
fold
U
دسته یا گله گوسفند
folded
U
دسته یا گله گوسفند
folds
U
دسته یا گله گوسفند
truss
U
دسته کردن
trussed
U
دسته کردن
trusses
U
دسته کردن
trussing
U
دسته کردن
set
U
دسته
sets
U
دسته
setting up
U
دسته
pool
U
دسته زبده وکارازموده
pooled
U
دسته زبده وکارازموده
pools
U
دسته زبده وکارازموده
putter
U
چوگان دسته کوتاه
puttered
U
چوگان دسته کوتاه
puttering
U
چوگان دسته کوتاه
putters
U
چوگان دسته کوتاه
corsage
U
دسته گلی که برای زدن بسینه تهیه میشود
corsages
U
دسته گلی که برای زدن بسینه تهیه میشود
Other Matches
mounting
U
دسته و پشت بند دسته شمشیر
nosegay
U
دسته گل یایک دسته علف
lorgnettes
U
ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
lorgnette
U
ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
assort
U
دسته دسته کردن
classify
U
دسته دسته کردن
distribute
U
دسته دسته کردن
sort
U
دسته دسته کردن
they came in bands
U
دسته دسته امدند
sorted
U
دسته دسته کردن
sorts
U
دسته دسته کردن
in detail
U
مفصلا دسته دسته
windrow
U
دسته دسته کردن
sect
U
دسته دسته مذهبی
sects
U
دسته دسته مذهبی
groups
U
دسته دسته کردن
assort
U
دسته دسته شدن
troop
U
دسته دسته شدن
scores of people
U
دسته دسته مردم
trooping
U
دسته دسته شدن
regiments
U
دسته دسته کردن
trooped
U
دسته دسته شدن
regiment
U
دسته دسته کردن
group
U
دسته دسته کردن
shoals of people
U
دسته دسته مردم
streams of people
U
دسته دسته مردم
coaction
U
عمل دسته جمعی همکاری دسته جمعی
to form into groups
U
دسته دسته کردن طبقه بندی کردن
kind
U
دسته
section
U
دسته
sections
U
دسته
range
U
دسته
ranged
U
دسته
covey
U
دسته
kindest
U
دسته
droves
U
دسته
ranges
U
دسته
boodle
U
دسته
cranking
U
دسته
bodle
U
دسته
kinds
U
دسته
cranks
U
دسته
bouquet
U
دسته گل
crank
U
دسته
cheque book
U
دسته چک
bouquets
U
دسته گل
drove
U
دسته
classis
U
دسته
cranked
U
دسته
processions
U
دسته
nosegay
U
دسته گل
batches
U
دسته
passel
U
دسته
batch
U
دسته
pitman
U
دسته
trooping
U
دسته
trooped
U
دسته
troop
U
دسته
bracket
U
دسته
helm
U
دسته
hilt
U
دسته
procession
U
دسته
fascicle
U
دسته
fascicle or cule
U
دسته
fascicled
U
دسته دسته
fasciculate
U
دسته دسته
gens
U
دسته
cliques
U
دسته
haft
U
دسته
handgrip
U
دسته
handhold
U
دسته
helve
U
دسته
hilts
U
دسته
helms
U
دسته
clique
U
دسته
team
U
دسته
lever
U
دسته
confraternity
U
دسته
handle
U
دسته
handles
U
دسته
bunch
U
دسته
bunched
U
دسته
bunching
U
دسته
shook
U
دسته
tussock
U
دسته مو
tussocks
U
دسته مو
nib
U
دسته
stem
U
دسته
wisps
U
دسته
wisp
U
دسته
assortments
U
دسته
assortment
U
دسته
levers
U
دسته
gang
U
دسته
parcels
U
دسته
parcel
U
دسته
gangs
U
دسته
clan
U
دسته
clans
U
دسته
category
U
دسته
sheaf
U
دسته
tufts
U
دسته
tuft
U
دسته
stemmed
U
دسته
stemming
U
دسته
platoons
U
دسته
hosting
U
دسته
hosted
U
دسته
host
U
دسته
clusters
U
دسته
cluster bombs
U
دسته
cluster bomb
U
دسته
cluster
U
دسته
teams
U
دسته
ear
U
دسته
hosts
U
دسته
hordes
U
دسته
platoon
U
دسته
stems
U
دسته
ilk
U
دسته
skein
U
دسته
skeins
U
دسته
faggot
U
دسته
ringleaders
U
سر دسته
ringleader
U
سر دسته
faggots
U
دسته
fagot
U
دسته
clump
U
دسته
clumped
U
دسته
clumping
U
دسته
clumps
U
دسته
congregation
U
دسته
congregations
U
دسته
horde
U
دسته
ears
U
دسته
groups
U
دسته دسته
scores
U
دسته دسته
tress
U
دسته مو
leader
U
سر دسته
bunches
U
دسته
A bunch ( bouquet ) of flowers .
U
دسته گل
work team
U
دسته
group
U
دسته
lug
U
دسته
lugging
U
دسته
skulks
U
دسته
skulking
U
دسته
lugs
U
دسته
bail arm
U
دسته
skulked
U
دسته
lugged
U
دسته
armies
U
دسته
skulk
U
دسته
groups
U
دسته
army
U
دسته
nibs
U
دسته
genus
U
دسته
shifting lever
U
دسته دنده
arm
U
دسته مبل
swarms
U
دسته زیاد
swarmed
U
دسته زیاد
tussock
U
دسته علف
junta
U
دسته بندی
juntas
U
دسته بندی
tussocks
U
دسته انبوه
shank
U
دسته کفچه
tussock
U
دسته انبوه
tussocks
U
دسته علف
paratoops
U
دسته چتربازان
soldiery
U
یک دسته سرباز
faggot
U
دسته کردن
persuasion
U
دار و دسته
multiple contact
U
دسته کنتاکت
faggots
U
دسته هیزم
outs
U
دسته بی نفوذ
faggots
U
دسته کردن
fagot
U
دسته هیزم
manubrium
U
دسته چاقویاکارد
faggot
U
دسته هیزم
bundle
U
دسته پول
arm
U
دسته صندلی
stick shift
U
دسته دنده
sugroup
U
دسته فرعی
genre
U
دسته راسته
genres
U
دسته راسته
fagot
U
دسته کردن
clans
U
دار و دسته
rammer staff
U
دسته سمبه
platoon sergeant
U
گروهبان دسته
platoon leader
U
فرمانده دسته
sheaf
U
دسته گل یا گیاه
sheaf
U
دسته کردن
clustering
U
دسته بندی
grading
U
دسته بندی
faction
U
دسته بندی
processionize
U
با دسته رفتن
clan
U
دار و دسته
portcrayon
U
دسته مدادنقاشی
gang
U
دسته جنایتکاران
plumose
U
دارای دسته پر
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com