Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 185 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
school
U
مدرسه
school
U
اموزشگاه
school
U
مکتب دبستان
school
U
دبیرستان
school
U
تحصیل در مدرسه
school
U
تدریس درمدرسه
school
U
مکتب علمی یافلسفی
school
U
دسته
school
U
جماعت همفکر
school
U
جماعت
school
U
گروه
school
U
دسته ماهی
school
U
گروه پرندگان
school
U
تربیب کردن
school
U
بمدرسه فرستادن درس دادن
school
U
مکتب نحله
school
U
دانشکده
school
U
مرکز اموزش نظامی
school
U
تربیت اسب
school
U
مکتب
school
U
پیروان یک مکتب اموزشگاه
school
U
تادیب یا تربیت کردن
school
U
رام کردن وعادت دادن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
first school
U
پایهدبسبان
the school is out
U
مدرسه تعطیل است
go to school
U
خواننده میله نوری
to go to school to
U
یاد گرفتن یا تقلید کردن از
to go to school
U
باموزشگاه رفتن
first school
U
-مخصوصبچههایبین5تا9سال
to go to school
U
درس خواندن
technical school
U
مدرسه فنی
special school
U
اموزشگاه استثنایی
secondery school
U
مدرسه متوسطه
school year
U
سال تحصیلی
technical school
U
هنرستان دبیرستان فنی
theological school
U
مدرسه علوم دینی
secondery school
U
دبیرستان
to leave school
U
ترک تحصیل کردن
to leave school
U
ازتحصیل دست کشیدن
to leave school
U
ازاموزشگاه یامدرسه بیرون رفتن
training school
U
اموزشگاه حرفهای
training school
U
کاراموزگاه
vienna school
U
مکتب وین
technical school
U
اموزشگاه فنی
school truancy
U
مدرسه گریزی
school miss
U
دخترکم رو یانا ازموده
school figures
U
حرکات اسب
school drop out
U
افت تحصیلی
school figures
U
مجموعه 96 حرکت در اسکیت
school mate
U
هم شاگردی
school mate
U
هم مدرسه
school fellow
U
هم شاگردی
school fellow
U
هم مدرسه
school neurosis
U
روان رنجوری اموزشگاهی
school of jurisprudence
U
مذهب جعفری Ashari Ithna of Imam sixthshii the Sadiq al Imamafar after named uslims
school teacher
U
اموزگار
school slang
U
اصطلاح ویژه اموزشگاه
school report
U
گزارش اموزشگاه
school psychology
U
روانشناسی اموزشگاهی
school psychologist
U
روانشناس اموزشگاهی
school phobia
U
مدرسه هراسی
school pence
U
پول هفتگی اموزشگاه
school of tecnology
U
مدرسه عالی فنی
school fee
U
ماهیانه یا شهریه اموزشگاه
vocational school
U
اموزشگاه حرفهای
wurzburg school
U
مکتب وورتسبورگ
The last school day.
U
آخرین روز مدرسه
Since I left school.
U
ازوقتیکه مدرسه را ترک کردم
I must take the kid to school .
U
باید بچه راببرم مدرسه
day school
U
مدرسهی روزانه
It is some distance to the school .
U
تا مدرسه فاصله زیاد است
drop out (of school)
<idiom>
U
ترک مدرسه
to be moved to another school
U
به آموزشگاه دیگری فرستاده شدن
to enrol somebody at a school
U
کسی را در آموزشگاه ای نام نویسی کردن
Glasgow School
U
[نامی برای معماری ها و طراحی های همزمان در گلاسکو]
school shooting
U
تیراندازی در مدرسه
school-leaver
U
کسیکهبتازگیازمدرسهفارغشدهاست
school friend
U
دوستمدرسهای
graduate school
U
دفتریدرآمریکایشمالیکهبهافرادفارغالتحصیلآموزشمیدهدgovernment
zurich school
U
مکتب زوریخ
day school
U
مدرسهای که فقط در روز کلاس دارد
old school tie
U
کراوات ویژهی دانش آموزان هر مدرسه
old school tie
U
سر سپردگیها و دوستیهای آموختگان این نوع مدارس
pre-school
U
شیرخوارگاه
pre-school
U
مهدکودک
pre-school
U
وابسته به سنین 2 تا 5 سالگی
pre-school
U
پیش دبستانی
prep school
U
دبیرستان آمادگی برای ورود به دانشگاه
school age
U
سن آغاز تحصیل
school age
U
سن مدرسه
school age
U
سالهای تحصیل
Sunday School
U
مدرسهی یکشنبه
school zone
U
قلمرومدرسه
business school
U
مدرسهیا دانشکدهاقتصادیوتجاری
driving school
U
آموزشگاهرانندگی
school drop out
U
ترک تحصیل کرده
finishing school
U
اموزشگاهی که زنان جوان رابرای دخول درجامعه اماده ومهذب میسار
summer school
U
کلاس تابستانی
grade school
U
مدرسه ابتدایی
grammar school
U
مدرسه ابتدایی
association school
U
مکتب تداعی
austrian school
U
یزر و بوهم باورک
austrian school
U
مکتب اتریشی
banking school
U
مکتب بانکداری
finshing school
U
مدرسه تکمیلی دختران
foundation school
U
اموزشگاه موقوف
hedge school
U
اموزشگاه پست
hedge school
U
مکتب اموزشگاهی که درهوای ازاددایربود
industrial school
U
اموزشگاه حرفهای مدرسه صنعتی
kailyard school
U
مکتب نویسندگی درباره اسکاتلند
school of law
U
دانشکده حقوق
leipzig school
U
مکتب لایپزیک
liberal school
U
مکتب ازادی اقتصادی
liberal school
U
مکتب اقتصادی کلاسیک
summer school
U
مدرسه تابستانی
public school
U
دبیرستان شبانه روزی مدرسه عمومی
preparatory school
U
اموزشگاه امادگی
comprehensive school
U
اموزشگاه جامع
middle school
U
دبیرستان
junior school
U
دوره اول دبیرستان
secondary school
U
دبیرستان
high school
U
مدرسه متوسطه دبیرستان
high school
U
دبیرستان
primary school
U
دبستان
infant school
U
کودکستان
nursery school
U
کودکستان
nursery school
U
مدرسه بچههای کمتر از پنج سال
boarding school
U
اموزشگاه شبانه روزی
night school
U
اموزشگاه شبانه
elementary school
U
دبستان
trade school
U
مدرسه حرفهای
private school
U
مدرسه ملی
private school
U
اموزشگاه خصوصی
manchester school
U
مکتب منچستر
manchester school
U
مکتب انگلیسی طرفدار ازادی مبادله
school doctor
U
استاد دانشگاه یا اموزشگاه الهیات در قرنهای میانه
one of the sunni school
U
Imam after jurisprudencenamed al-shafeiof Idris
one of the sunni school
U
شافعی مذهب شافعی
orthodox school
U
مکتب کلاسیک
orthodox school
U
مکتب اقتصادی سنتی که اقتصاددانان قبل ازکینز را نیزشامل میشود
parochial school
U
مدرسه وابسته به کلیسای بخش
parochial school
U
اموزشگاه کلیسایی
preliminary school
U
مدرسه ابتدائی
school readiness
U
امادگی ورود به مدرسه
principal of a school
U
مدیر اموزشگاه
ragged school
U
اموزشگاه مجانی برای بچههای بینوا
raphael school
U
مکتب رفائیل
roman school
U
مکتب رفائیل
reform school
U
دارالتادیب نوجوانان
reform school
U
مدرسه تهذیب اخلاقی
resident school
U
مدارس حضوری یا مدارسی که شاگرد عملا در کلاس حاضر میشود
school center
U
مرکز اموزش
normal school
U
دارالمعلمین
maternal school
U
کودکستان
maternal school
U
اموزشگاهی که درانجا مانند مادرازکودک نگهداری میشود
mathematical school
U
مکتب ریاضی
mathematical school
U
مکتبی که مسائل اقتصادی را از دیدگاه ریاضی مورد تجزیه و تحلیل قرار میدهد از جمله اقتصاددانان این مکتب میتوان از استانلی جونز و لئون والراس نام برد
mixed school
U
اموزشگاه مختلط اموزشگاهی که پسران ودختران با هم درس می خوانند
school divine
U
اموزگارالهیات
monetary school
U
مکتب پولی
monetary school
U
مکتب اقتصادی تحت رهبری میلتون فریدمن که معتقد به کارائی بیشترسیاست پولی نسبت به سیاست مالی در اقتصاد است
nancy school
U
مکتب نانسی
salpetriere school
U
مکتب سالپتریر
normal school
U
دانش سرا
nongraded school
U
اموزشگاه بی دانشپایه
school counselor
U
مشاور مدرسه
school divine
U
طلبه
neoclassical school
U
مکتبی که براساس ان رقابت و پیروی ازاصول حداکثرساختن مطلوبیت و سود میتواندتخصیص ایده الی از منابع رادر اقتصاد بوجود اورد
neoclassical school
U
مکتب نئوکلاسیک
The boy is fresh from school.
U
پسرک تازه مدرسه راتمام کرده
to be excused
[from work or school]
U
معاف بودن
[از کار یا مدرسه]
go to the school of hard knocks
<idiom>
U
در کوچه و بازار یاد گرفتن
go to the school of hard knocks
<idiom>
U
نخوانده ملا شدن
school of hard knocks
<idiom>
U
تجربه عادی از زندگی
marginal utility school
U
قرار داد
junior high school
U
دبیرستان مقدماتی
school age children
U
کودکان واجب التعلیم
parnassian school of poets
U
شعرای سده نوزدهم فرانیه که بیشتراهمیت بوزن شعرمیداندتابمعانی لطیف ان
constructive school credit
U
بورس تحصیلی برای پرسنل شایسته نظامی
senior high school
U
مدرسه متوسطه
blue water school
U
انانی که نیروی دریایی انگلیس راتنها نیروی کافی ان میدانند
school and college ability test
آزمون توانایی تحصیل درمدرسه و دانشگاه
Children start school at the age of 7.
U
بچه از سن 7 سالگی؟ مدرسه راشروع می کند
They dont recognize your high-school diploma here.
U
دیپلم دبیرستان شما را اینجا برسمیت نمی شناسند
Andy was never interested in school, but Anna was a completely different kettle of fish.
U
اندی زیاد به مدرسه علاقه نداشت، اما آنا کاملا متفاوت بود.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com