Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 46 (1 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
corps
U
هیئت
corps
U
گروه
corps
U
دسته
corps
U
م عده لشکر
corps
U
سپاه
corps
U
جسد
corps
U
هیات
corps
U
لشگر
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
corps a corps
U
تماس بدنی
signal corps
U
قسمت مخابرات
signal corps
U
رسته مخابرات
espirit de corps
U
روحیه گروهی
corps troops
U
یکانهای سپاه
corps diplomatique
U
هئیت نمایندگان سیاسی
corps commander
U
فرمانده سپاه
corps artillery
U
توپخانه همراه سپاه
spirit de corps
U
روحیه قسمتی
spirit de corps
U
حمیت قسمتی
spirit de corps
U
غرور نظامی
spirit de corps
U
روح یگانگی و اتحاد
veterinary corps
U
رسته دامپزشکی
volunteer corps
U
سپاه داوطلب
Peace Corps
U
سپاه صلح
press corps
U
گروهیازخبرنگارانکهباهمکارمیکنند
corps de logis
U
[بلوک سیمانی اصلی در ساختمان]
corps artillery
U
توپخانه سپاه
esprit de corps
U
حمیت قسمتی
consular corps
U
هیات کنسولی
diplomatic corps
U
هیات دیپلماتیک
diplomatic corps
U
هیات نمایندگان سیاسی
esprit de corps
U
روح صمیمت و یگانگی دسته جمهی
esprit de corps
U
روح رفاقت
esprit de corps
U
روحیه قسمتی
esprit de corps
U
غرور نظامی روح یگانگی
esprit de corps
U
روح گروهی
Marine Corps
U
نیروی تکاوران دریایی نیروی تفنگداران دریایی
diplomatic corps
U
هیات سیاسی
army corps
U
سپاههای ارتش
army corps
U
سپاههای نیروی زمینی
artillery corps
U
قسمت توپخانه
artillery corps
U
رسته توپخانه
commandant of marine corps
U
فرمانده نیروی تکاوران دریایی فرمانده نیروی تفنگداران دریایی
women's army corps
U
قسمت زنان ارتش
women's army corps
U
ارتش زنان
army nurse corps
U
قسمت پرستاری ارتش قسمت پرستاری نیروی زمینی
adjutant general corps casual
U
منتصب به اجودانی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com