Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 311 (53 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
regiment
U
دسته دسته کردن
regiments
U
دسته دسته کردن
group
U
دسته دسته کردن
groups
U
دسته دسته کردن
sort
U
دسته دسته کردن
sorted
U
دسته دسته کردن
sorts
U
دسته دسته کردن
windrow
U
دسته دسته کردن
assort
U
دسته دسته کردن
classify
U
دسته دسته کردن
distribute
U
دسته دسته کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
strike
U
اعتصاب کردن متوقف ساختن کار از جانب کارگران کارگاه یا کارخانه به طور دسته جمعی و به منظور تحصیل امتیازات بیشتر از کارفرما یا اعاده وضع مناسب سابق که از بین رفته است
strikes
U
اعتصاب کردن متوقف ساختن کار از جانب کارگران کارگاه یا کارخانه به طور دسته جمعی و به منظور تحصیل امتیازات بیشتر از کارفرما یا اعاده وضع مناسب سابق که از بین رفته است
bundle
U
دسته کردن
bundle
U
متمرکز کردن دسته کردن دسته
bundles
U
دسته کردن
bundles
U
متمرکز کردن دسته کردن دسته
bundling
U
دسته کردن
bundling
U
متمرکز کردن دسته کردن دسته
band
U
دسته کردن
bands
U
دسته کردن
rat
U
دسته خود را ترک کردن
truss
U
دسته کردن
trussed
U
دسته کردن
trusses
U
دسته کردن
trussing
U
دسته کردن
group
U
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
group
U
دسته بندی کردن
groups
U
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
groups
U
دسته بندی کردن
batch
U
دسته کردن مجموع کردن
batches
U
دسته کردن مجموع کردن
sort
U
دسته کردن طبقه بندی کردن
sorted
U
دسته کردن طبقه بندی کردن
sorts
U
دسته کردن طبقه بندی کردن
beam
U
دسته کردن اشعه الکترونی جهت دادن
beams
U
دسته کردن اشعه الکترونی جهت دادن
chorus
U
هم سرایی کردن دسته خوانندگان
chorused
U
هم سرایی کردن دسته خوانندگان
choruses
U
هم سرایی کردن دسته خوانندگان
chorusing
U
هم سرایی کردن دسته خوانندگان
team
U
دسته درست کردن
teams
U
دسته درست کردن
cluster
U
سنبله دسته کردن
cluster bomb
U
سنبله دسته کردن
cluster bombs
U
سنبله دسته کردن
clusters
U
سنبله دسته کردن
rating
U
دسته بندی کردن
ratings
U
دسته بندی کردن
hand to hand
U
دسته و پنجه نرم کردن
hand-to-hand
U
دسته و پنجه نرم کردن
wreathe
U
گل ها را دسته کردن
wreathed
U
گل ها را دسته کردن
wreathes
U
گل ها را دسته کردن
wreathing
U
گل ها را دسته کردن
troupe
U
بصورت دسته حرکت کردن
troupes
U
بصورت دسته حرکت کردن
categorised
U
دسته بندی کردن
categorises
U
دسته بندی کردن
categorising
U
دسته بندی کردن
categorize
U
دسته بندی کردن
categorized
U
دسته بندی کردن
categorizes
U
دسته بندی کردن
categorizing
U
دسته بندی کردن
classifies
U
دسته بندی کردن
classify
U
دسته بندی کردن
classifying
U
دسته بندی کردن
resort
U
رفت و امد مکرر دوباره دسته بندی کردن متشبث شدن به
resort
U
دسته بندی کردن
resorted
U
رفت و امد مکرر دوباره دسته بندی کردن متشبث شدن به
resorted
U
دسته بندی کردن
resorts
U
رفت و امد مکرر دوباره دسته بندی کردن متشبث شدن به
resorts
U
دسته بندی کردن
grade
U
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grade
U
دسته بندی کردن
grades
U
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grades
U
دسته بندی کردن
rank
U
درجه دادن دسته بندی کردن
ranked
U
درجه دادن دسته بندی کردن
ranks
U
درجه دادن دسته بندی کردن
gang
U
دسته جمعی عمل کردن
gangs
U
دسته جمعی عمل کردن
sheaf
U
دسته کردن
bunch
U
دسته کردن خوشه کردن
bunched
U
دسته کردن خوشه کردن
bunches
U
دسته کردن خوشه کردن
bunching
U
دسته کردن خوشه کردن
faggot
U
دسته کردن
faggots
U
دسته کردن
fagot
U
دسته کردن
aggroup
U
دسته کردن
batching
U
دسته کردن
dizen
U
دسته یا بسته کتان وکنف کتان را اماده کردن
groupage
U
دسته بندی کردن
lot integrity
U
دسته بندی مهمات به حسب نوبه یا جدا کردن انها درانبار
quire
U
کاغذ را دسته کردن
record blocking
U
دسته کردن رکوردها
regimentalation
U
دسته بندی کردن
sheave
U
دسته کردن بصورت بافه دراوردن
to erect into
U
دسته بندی کردن به
to form into groups
U
دسته بندی کردن
to form into groups
U
دسته دسته کردن طبقه بندی کردن
to go a mumming
U
در دسته نقاب پوشان و لال بازان شرکت کردن
to go on a picnic
U
بگردش دسته جمعی رفتن درسوردانگی شرکت کردن
to make up hay in to bundles
U
علف خشک را دسته کردن
To make a gaffe .
<idiom>
دسته گل به آب دادن
[افتضاح کردن]
To drop a brick .
<idiom>
U
دسته گل به آب دادن
[افتضاح کردن]
To put ones foot in it .
<idiom>
U
دسته گل به آب دادن
[افتضاح کردن]
to crack
[break up]
a gang
U
دسته جنایتکاران را منحل کردن
[اصطلاح روزمره]
cluster
U
دسته کردن
rally
U
دسته بندی کردن
Other Matches
mounting
U
دسته و پشت بند دسته شمشیر
nosegay
U
دسته گل یایک دسته علف
lorgnettes
U
ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
lorgnette
U
ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
streams of people
U
دسته دسته مردم
troop
U
دسته دسته شدن
they came in bands
U
دسته دسته امدند
in detail
U
مفصلا دسته دسته
trooped
U
دسته دسته شدن
assort
U
دسته دسته شدن
sect
U
دسته دسته مذهبی
sects
U
دسته دسته مذهبی
trooping
U
دسته دسته شدن
shoals of people
U
دسته دسته مردم
scores of people
U
دسته دسته مردم
coaction
U
عمل دسته جمعی همکاری دسته جمعی
sort
U
دسته بندی کردن
to categorize
U
دسته بندی کردن
lie
U
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lies
U
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lied
U
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
classed
U
دسته
droves
U
دسته
drove
U
دسته
lever
U
دسته
class
U
دسته
classes
U
دسته
passel
U
دسته
gangs
U
دسته
assortments
U
دسته
team
U
دسته
nosegay
U
دسته گل
teams
U
دسته
bouquets
U
دسته گل
detachments
U
دسته
detachment
U
دسته
assortment
U
دسته
bouquet
U
دسته گل
levers
U
دسته
gang
U
دسته
skulks
U
دسته
skulking
U
دسته
skulked
U
دسته
skulk
U
دسته
cluster
U
دسته
clusters
U
دسته
cluster bombs
U
دسته
cluster bomb
U
دسته
covey
U
دسته
confraternity
U
دسته
clan
U
دسته
classing
U
دسته
clans
U
دسته
category
U
دسته
cheque book
U
دسته چک
pitman
U
دسته
classis
U
دسته
sheaf
U
دسته
genus
U
دسته
schools
U
دسته
school
U
دسته
ears
U
دسته
bail arm
U
دسته
hilt
U
دسته
hilts
U
دسته
A bouquet (bunch)of flowers.
U
دسته گه
A bunch ( bouquet ) of flowers .
U
دسته گل
processions
U
دسته
procession
U
دسته
ringleader
U
سر دسته
ringleaders
U
سر دسته
bevy
U
دسته
helms
U
دسته
helm
U
دسته
ear
U
دسته
nib
U
دسته
nibs
U
دسته
sections
U
دسته
section
U
دسته
stem
U
دسته
stemmed
U
دسته
stemming
U
دسته
stems
U
دسته
ilk
U
دسته
hordes
U
دسته
horde
U
دسته
bundle
U
دسته
bundles
U
دسته
bundling
U
دسته
clump
U
دسته
clumped
U
دسته
clumping
U
دسته
clumps
U
دسته
congregations
U
دسته
congregation
U
دسته
shook
U
دسته
fagot
U
دسته
faggots
U
دسته
cliques
U
دسته
clique
U
دسته
parcels
U
دسته
parcel
U
دسته
lot
U
دسته
skein
U
دسته
skeins
U
دسته
brigades
U
دسته
faggot
U
دسته
work team
U
دسته
rabble
U
دسته
sets
U
دسته
tussocks
U
دسته مو
set
U
دسته
cranks
U
دسته
cranking
U
دسته
troop
U
دسته
cranked
U
دسته
trooped
U
دسته
crank
U
دسته
trooping
U
دسته
tussock
U
دسته مو
boodle
U
دسته
bodle
U
دسته
group
U
دسته
groups
U
دسته
setting up
U
دسته
range
U
دسته
batches
U
دسته
leader
U
سر دسته
tress
U
دسته مو
scores
U
دسته دسته
groups
U
دسته دسته
corps
U
دسته
batch
U
دسته
bunching
U
دسته
platoons
U
دسته
platoon
U
دسته
host
U
دسته
hosted
U
دسته
hosting
U
دسته
hosts
U
دسته
ranges
U
دسته
ranged
U
دسته
bracket
U
دسته
fascicled
U
دسته دسته
lug
U
دسته
bunch
U
دسته
lugged
U
دسته
bunched
U
دسته
party
U
دسته
bunches
U
دسته
helve
U
دسته
handgrip
U
دسته
army
U
دسته
haft
U
دسته
fascicle or cule
U
دسته
fasciculate
U
دسته دسته
gens
U
دسته
fascicle
U
دسته
kinds
U
دسته
kindest
U
دسته
kind
U
دسته
armies
U
دسته
lugging
U
دسته
tufts
U
دسته
wisp
U
دسته
wisps
U
دسته
brigade
U
دسته
handhold
U
دسته
lugs
U
دسته
handles
U
دسته
tuft
U
دسته
handle
U
دسته
weapon platoon
U
دسته ادوات
handle bar arm
U
دسته فرمان
schools
U
دسته ماهی
school
U
دسته ماهی
handle escutcheon
U
روقفلی دسته
whipstock
U
دسته شلاق
joystick
U
دسته فرمان
shaft
U
دسته چوب
handspike
U
بیل دسته
stocked
U
دسته حدیده
paddled
U
دسته فرمان
paddles
U
دسته فرمان
paddling
U
دسته فرمان
joysticks
U
دسته فرمان
handlers
U
دسته گذار
handler
U
دسته گذار
regimen
U
دسته حکومت
in company
U
دسته جمعی
shank
U
دسته کفچه
all together
U
دسته جمعی
communal
U
دسته جمعی
haft
U
دسته تبر
scale
U
دسته بندی
helve
U
دسته ابزار
mob
U
دار و دسته
isoculculating column
U
دسته ستون
classifier
U
دسته کننده
quire
U
دسته خوانندگان
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com