Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 233 (43 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
stretch
U
دراز کردن
stretched
U
دراز کردن
stretches
U
دراز کردن
elongate
U
دراز کردن
elongates
U
دراز کردن
elongating
U
دراز کردن
lengthen
U
دراز کردن
lengthened
U
دراز کردن
lengthening
U
دراز کردن
lengthens
U
دراز کردن
prolongate
U
دراز کردن
protract
U
دراز کردن
streek
U
دراز کردن
to stretch out
U
دراز کردن
drag on
<idiom>
U
دراز کردن
extend
U
دراز کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
lie
دراز کشیدن استراحت کردن
lied
U
: دراز کشیدن استراحت کردن
lies
U
: دراز کشیدن استراحت کردن
goose
U
مثل غاز یاگردن دراز حمله ور شدن وغدغد کردن
elongate
U
دراز کردن امتداد دادن
elongates
U
دراز کردن امتداد دادن
elongating
U
دراز کردن امتداد دادن
porrect
U
دراز کردن جلوگذاردن
to lay violent handsonany one
U
اعمال زورنسبت بکسی کردن دست زوربرکسی دراز کردن
to live a long life
U
عمر دراز کردن
to make old bones
U
عمر دراز کردن
to make a long arm
[برای برداشتن یا گرفتن چیزی دست دراز کردن]
to pad a sentence
U
جمله را با واژههای زیادی دراز کردن
to reach down
U
سوی پائین دراز کردن
To go cap in hand to someone.
U
دست گدایی بسوی کسی دراز کردن
To crane ones neck .
U
گردن کشیدن (دراز کردن بیرون آوردن )
reach
U
دراز کردن دست
Other Matches
soricine
U
موش پوزه دراز شبیه موش پوزه دراز
to be prolonged
U
دراز
lengthwise
U
دراز
oblongs
U
دراز
lengthy
U
دراز
toom
U
دراز
long-
U
دراز
longer
U
دراز
longest
U
دراز
oblongated
U
دراز
long headed
U
سر دراز
prolix
U
دراز
verbose
U
دراز
linear
U
دراز
longed
U
دراز
macro
U
دراز
longish
U
دراز
longs
U
دراز
longheaded
U
دراز سر
oblong
U
دراز
dolichomorphic
U
دراز تن
long
U
دراز
to piece out
U
دراز
to eke out
U
دراز
proboscis
U
پوزه دراز
lengthening
U
دراز شدن
long run
[American E]
<adj.>
U
دراز مدت
long eared
U
گوش دراز
proboscises
U
پوزه دراز
lengthens
U
دراز شدن
long bone
U
استخوانهای دراز
at full length
U
دراز کشیده
codlin
U
یکجورسیب دراز
ileum
U
روده دراز
oblonated
U
دراز :درازنا
long necked
U
گردن دراز
couchant
U
دراز کشیده
in the long run
U
در دراز مدت
morella cherry
U
گیلاس دم دراز
far-fetched
U
دور و دراز
tender fleshed cherry
U
گیلاس دم دراز
far fetched
U
دور و دراز
longhead
U
کله دراز
wader
U
مرغ دراز پا
long wind
U
دراز نفسی
long term
U
دراز مدت
long shunt
U
شنت دراز
long run
U
دراز مدت
blue moon
U
زمان دراز
long range
U
دراز مدت
longeval
U
دراز عمر
codling
U
یکجورسیب دراز
elongation
U
دراز شدگی
oblong
U
دراز پهنا
oblongs
U
دراز پهنا
longevity
U
دراز عمری
long term
<adj.>
U
دراز مدت
long-time
U
دراز مدت
lantern jawed
U
چانه دراز
long-drawn-out
U
دور و دراز
gangling
U
طولانی و دراز
long billed
U
نوک دراز
elongating
U
دراز شدن
elongates
U
دراز شدن
longer-term
U
دراز مدت
lanky
U
دراز وباریک
elongate
U
دراز شدن
long life
U
عمر دراز
prolixity
U
دراز نویسی
narrower
U
دراز وباریک
narrowed
U
دراز وباریک
narrow
U
دراز وباریک
weedy
U
دراز و باریک
narrowest
U
دراز وباریک
lanternjaws
U
چانه دراز
long-life
U
عمر دراز
sniped
U
نوک دراز
pintail
U
اردک دم دراز
lengthen
U
دراز شدن
snipes
U
نوک دراز
inductile
U
دراز نشو
sniping
U
نوک دراز
string
U
چسبناک دراز
lengthened
U
دراز شدن
verbalization
U
دراز گویی
long-winded
U
دراز نفس
snipe
U
نوک دراز
long winded
U
دراز نفس
long bill
U
نوک دراز
long-term
U
دراز مدت
gibbons
U
میمون دراز دست
orang-outang
U
یکجوربوزینه دراز دست
orangoutang
U
بوزینه دست دراز
gibbon
U
میمون دراز دست
orang outang
U
یکجوربوزینه دراز دست
tirades
U
سخنرانی دراز وشدیداللحن
tirade
U
سخنرانی دراز وشدیداللحن
tusk
U
دندان دراز وتیز
orangutan
U
بوزینه دست دراز
mygale
U
موش پوزه دراز
tusks
U
دندان دراز وتیز
windbags
U
نطاق روده دراز
paidle
U
یکجوربیل دسته دراز
weeded
U
دراز و لاغر پوشاک
weeding
U
دراز و لاغر پوشاک
weed
U
دراز و لاغر پوشاک
grallatorial
U
وابسته به دراز پایان
longer-term
U
دوره دراز مدت
full bottomed
U
دارای دنباله دراز
johnboat
U
قایق دراز و باریک
hatchet face
U
صورت دراز وباریک
daddy-long-legs
U
بابا لنگ دراز
verbosity
U
دراز نویسی پرگویی
long lived
U
دارای عمر دراز
long lived
U
دراز عمر معمر
toboggan
U
سورتمه دراز و باریک
ileac
U
وابسته به روده دراز
ileal
U
وابسته به روده دراز
ileitis
U
اماس روده دراز
godwit
U
نوک دراز ابی
repose
U
دراز کشیدن غنودن
long-term
U
دوره دراز مدت
long-lived
U
دارای عمر دراز
toboggans
U
سورتمه دراز و باریک
long-lived
U
دراز عمر معمر
chaise longue
U
نوعی نیمکت دراز
chaises longues
U
نوعی نیمکت دراز
chatterboxes
U
ادم روده دراز
windbag
U
نطاق روده دراز
mongoose
U
میمون پوزه دراز
mongooses
U
میمون پوزه دراز
extended pole piece
U
قطبک دراز شده
abusive
ناسزاوار زبان دراز
orang-outans
U
یکجوربوزینه دراز دست
chatterbox
U
ادم روده دراز
longicorn
U
دارای شاخک دراز
longhorn
U
گاو شاخ دراز
long horned grasshopper
U
ملخ شاخک دراز
long necked flask
U
بالن گردن دراز
long term memory
U
حافطه دراز مدت
interminably
U
بطور بسیار دراز
longevous
U
دارای عمر دراز
spindles
U
دراز و باریک شدن
spindle
U
دراز و باریک شدن
longhorn
U
گوسفند شاخ دراز
orang-outangs
U
یکجوربوزینه دراز دست
proboscis monley
U
بوزینه دراز بینی
kick around
<idiom>
U
دراطراف دراز کشیدن
secular trend
U
روند دراز مدت
deferred liability
U
دیون دراز مدت
lanternjaws
U
ارواره دراز و لاغر
scolopax
U
جنس نوک دراز
scoldpaceous
U
مانند نوک دراز
long haul
<idiom>
U
مسافت دراز یا سفرکردن
tractile
U
لوله شو دراز شدنی
verbose
U
دراز نویس درازگو
ringtail
U
تلیله نوک دراز
prolate
U
دوک وار دراز
rangy
U
ولگرد پا دراز و لاغر
rectangle
U
چهار گوش دراز مستطیل
sesquipedalian
U
معتاد به استعمال لغات دراز
its was extended
U
مدت اعتبارانرا دراز کردند
backstraight
U
قسمت دراز و مستقیم پیست
i lay on the grass
U
روی علف دراز کشیدم
Stretch your legs according to your coverlet .
<proverb>
U
پایت را به اندازه گلمت دراز کن .
rectangles
U
چهار گوش دراز مستطیل
right angled parallelogram
U
مربع مستطیل چارگوش دراز
interminable
U
تمام نشدنی بسیار دراز
wand
U
هدف باریک و دراز چوبی
prolix
U
خسته کننده روده دراز
longhead
U
شخص دراز سر مال اندیش
basilica
U
کلیساهایی که سالن دراز دارند
basilicas
U
کلیساهایی که سالن دراز دارند
lantern jawed
U
دارای ارواره دراز و لاغر
fly rod
U
چوب مجوف دراز ماهیگیری
diaphyseal
U
مربوط ببدنهء استخوانهای دراز
phalarope
U
مرغ ساحلی نوک دراز
pope head
U
جاروب گردیا دسته دراز
wands
U
هدف باریک و دراز چوبی
guttersnipe
U
نوک دراز یا پاشله معمولی
pitpan
U
یکجور کرجی دراز و ته پهن
diaphysial
U
مربوط ببدنهء استخوانهای دراز
paroquet
U
یکجور طوطی کوچک دم دراز
shot string
U
ساچمههای دراز خارج شده از تفنگ
parrakeet
U
طوطی کوچک دراز دم وسبز رنگ
parakeet
U
طوطی کوچک دراز دم وسبز رنگ
jelly fish float
U
شناور شدن در اب با دست وپای دراز
parakeets
U
طوطی کوچک دراز دم وسبز رنگ
trindle
U
شمع مومی دراز ونوک تیز
randy
U
زبان دراز گدای سمج و بی ادب
hackle
U
پر دراز و باریک وصل به طعمه ماهیگیری
screed
U
سخن یا نامه دراز وخسته کننده
That story is as old as the hills.
U
داستان خیلی طول و دراز است.
capital liability
U
بدهیهای دراز مدت ارزش خالص
spindle shanked
U
دارای پاهای دراز وباریک لندوک
prolixly
U
ازروی دراز نفسی یا پرگویی با اطناب
spondee
U
وتدی که دارای دوهجای دراز باشد
double-bellid
U
[صراحی شکل شبیه دو کمان دراز]
dachshunds
U
نوعی سگ کوچک با پاهایی کوتاه و بدنی دراز.
dachshund
U
نوعی سگ کوچک با پاهایی کوتاه و بدنی دراز.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com