English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
domain of a function U دامنه یک تابع [ریاضی]
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
subalpine U ساکن دامنه کوهستان الپ مربوط به دامنه کوه
nests U 1-درج تابع در یک برنامه یا تابع اصلی دیگر. 2-استفاده از تابع که بازگشتی خود را صدا میکند
nest U 1-درج تابع در یک برنامه یا تابع اصلی دیگر. 2-استفاده از تابع که بازگشتی خود را صدا میکند
equivalence U 1-تابع And 2-تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که هر دو ورودی مثل هم باشند
stubs U تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
stubbed U تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
library U تابع نرم افزاری که کاربری می توند وارد برنامه اش شود تا تابع ای بی درد سر را ایجاد کند
libraries U تابع نرم افزاری که کاربری می توند وارد برنامه اش شود تا تابع ای بی درد سر را ایجاد کند
stubbing U تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
stub U تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
slopes U دامنه
sloped U دامنه
slope U دامنه
tails U دامنه
brae U دامنه
talus U دامنه
foot دامنه
skirts U دامنه
amplitude U دامنه
skirted U دامنه
scope U دامنه
skirt U دامنه
tailed U دامنه
tail U دامنه
hillsides U دامنه
hillside دامنه
mountainside U دامنه
ranges U دامنه
range U دامنه
magnitude U دامنه
mountainsides U دامنه
ranged U دامنه
range U دامنه تغییرات
audio frequency U دامنه شنودپذیری
audibility range U دامنه شنودپذیری
response amplitude U دامنه پاسخ
amplitude of vibration U دامنه ارتعاش
restriction of range U محدودیت دامنه
impluse amplitude U دامنه ایمپولز
hill side دامنه تپه
tolerance U دامنه تغییرات
tolerances U دامنه تغییرات
interval confidence U دامنه اطمینان
frequency response U خم دامنه- بسامد
amplitude modulation U مدولاسیون دامنه
amplitude of oscillation U دامنه نوسان
maximum amplitude U دامنه حداکثر
range expression U عبارت دامنه
class interval U دامنه طبقه
combe U دامنه تپه
criteria range U دامنه ملاک
ranges U دامنه تغییرات
discriminating range U دامنه افتراق
double amplitude U دامنه دوبل
f.of mountain U دامنه کوه
am U مدولاسیون دامنه
one tailed test U ازمون یک دامنه
pulse amplitude U دامنه تپش
ranged U دامنه تغییرات
range of stress U دامنه تنش
range of motion U دامنه حرکت
range name U نام دامنه
range format U قالب دامنه
midrange U میان دامنه
hillsides U دامنه کوه
talus U دامنه تالیوز
talus U دامنه سنگلاخی
talus meterial U واریزه دامنه
tooth flank U دامنه دندانه
wave amplitude U دامنه موج
total amplitude of oscillation U دامنه کل نوسان
feet U پایین دامنه
hillside U دامنه کوه
vibration amplitude U دامنه ارتعاش
two tailed test U ازمون دو دامنه
tropic range U دامنه استوایی
flanked U دامنه جناح
flanking U دامنه جناح
flank U دامنه جناح
scope U دامنه رسیدگی
range U دامنه [ریاضی]
amplitude U دامنه بزرگی
colluvial U دامنه کوهی
semi interquartile range U دامنه نیمه چارکی
cylinder skirt U حاشیه یا دامنه سیلندر
domain of definition U دامنه تعریف [ریاضی]
The matter assumed significant proportions. U دامنه کار با لاگرفت
interquartile range U دامنه میان چالاکی
modular range U دامنه تغییرات مدول
foothill تپه دامنه کوه
purview U دامنه شمول قانون
magnitude of alternating current U دامنه جریان متناوب
skirting armor U زره دامنه تانک
impluse amplitude U دامنه ضربه جریان
lifts U بالارو دامنه بالابری
tidal range U دامنه جذر و مد دریایی
lifting U بالارو دامنه بالابری
lifted U بالارو دامنه بالابری
lift U بالارو دامنه بالابری
double apron fence U سیم خاردار دو دامنه
neap range U دامنه نوسان جزر و مدضعیف
foot hill تپه ای که در دامنه کوهی باشد.
skirt U دامنه کوه حومه شهر
ridge U پشته تپههای دامنه کوه
skirted U دامنه کوه حومه شهر
ridges U پشته تپههای دامنه کوه
skirts U دامنه کوه حومه شهر
sidehill U واقع در کنار تپه دامنه
damping factor U نسبت دامنه هر موج به موجهای بعدی
foehn U باد خشک وگرم دامنه کوه
coves U خور پناهگاه ساحلی دامنه کوه
cove U خور پناهگاه ساحلی دامنه کوه
daily range of soil temperature U دامنه تغییرات حرارت روزانه خاک
infrasound U صدایی با توان و دامنه بسیارو فرکانس بسیار کم
re entry U فراخوانی تابع از خود تابع اجرای برنامه در خود برنامه
re-entry U فراخوانی تابع از خود تابع اجرای برنامه در خود برنامه
stepping U قراردادن دکل درحفره مخصوص شیب تند دامنه
step U قراردادن دکل درحفره مخصوص شیب تند دامنه
fumarole U شکاف دامنه اتش فشان که از ان دود وبخارمتصاعد است
hook's law U تغییر شکل یک جسم الاستیک در دامنه الاستیسیته با تنش وارده متناسب است
wave trough U نقطه می نیمم یا ماکزیمم منفی دامنه در نیمه راه بین دو قله موج
omni axial nozzle U نازل موتور راکت که میتوانددر دامنه تعیین شده درراستاهای مختلف تنظیم شود
freeware U نرم افزاری که در دامنه عمومی قرار دارد و هر کسی بدون پرداخت میتواند از آن استفاده کند
continuous wave U امواج الکترومگنتیک که بدون فاصله تکرار میشوند ومعمولا دارای دامنه و طول موج و فرکانس ثابت میباشند
wobbulator U تولیدکننده سیگنال اف ام که فرکانس ان با دامنه ثابت بالاپایین فرکانس مرکزی تغییرمیکند
spring tide U جذر و مد با دامنه زیاد حداکثر جذر و مد نهایی دریایی
lithosol U خاک کم عمق دامنه کوه ودشت که مرکب از سنگریزه وسنگهای نیمه خاک شده میباشد
damped wave U موجی که دامنه ان رفته رفته کاهش میابد
slope of cutting U دامنه برش یا سینه برش شیروانی کند
tributaries U تابع
subsidiaries U تابع
follwer U تابع
function generator U تابع زا
adjective U تابع
incident U تابع
citizens U تابع
amenable U تابع
subsidiary U تابع
citizen U تابع
function code U کد تابع
subjects U تابع
incidents U تابع
subservient U تابع
submission U تابع
subject U تابع
adjectives U تابع
subjected U تابع
subjecting U تابع
tributary U تابع
accessory U تابع
dependent U تابع
apanage U تابع
functioned U تابع
subordinative U تابع
dependant U تابع
dependants U تابع
suffragan U تابع
ancillary U تابع
servitor U تابع
functions U تابع
passives U تابع
subordinates U تابع
subalterns U تابع
subaltern U تابع
function U تابع
subordinate U تابع
passive U تابع
subordinated U تابع
subordinating U تابع
sequela U تابع
sequent U تابع
real function U تابع حقیقی
proper function U مشخصه تابع
standard function U تابع استاندارد
built in function U تابع توکار
total utility function U تابع مطلوبیت کل
boolean function U تابع بولی
analytical function U تابع تحلیلی
sine function U تابع سینوسی
revenue function U تابع درامد
sheffer function U تابع شفر
single valued function U تابع یک مقداری
single valued function U تابع یک جوابی
single variable function U تابع یک متغیره
approximating function U تابع تقریب
saving function U تابع پس انداز
recursive function U تابع بازگشتی
approximation function U تابع تقریب
state function U تابع حالت
trial function U تابع ازمایشی
trigonometric function U تابع مثلثاتی
utility function U تابع مفید
utility function U تابع کاربردی
wave function U تابع موجی
weight function U تابع وزنی
work function U تابع کار
function تابع [ریاضی]
hypotaxis U تابع [مطیع]
postponement U تابع [مطیع]
submission U تابع [مطیع]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com