Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
floating lines
U
خطوط مواج عکس هوایی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
floating lines
U
خطوط مواج برجسته نگاری وبرجسته بینی
isobars
U
خطوط هم فشار خطوط متحدالفشار هوایی
isobar
U
خطوط هم فشار خطوط متحدالفشار هوایی
floating mark
U
نقاط مواج عکس هوایی
stepped lines
U
خطوط کنگره ای
[خطوط شکسته]
[در اطراف نگاره ها و اشکال فرش های هندسی باف و روستایی. گاه بجای استفاده از خطوط صاف از این خطوط استفاده می شود.]
air way station
U
خطوط هوایی
air line of communications
U
خطوط مواصلات هوایی
domestic air traffic
U
خطوط هوایی داخلی
overhead trolley
U
خطوط هوایی ترن برقی
graticule
U
خطوط مشخصه زمین درعکس هوایی
perspective grid
U
خطوط شبکه مختصاتی که روی عکس هوایی کشیده می شوند
isotherm
U
خطوط هم حرارت خطوط متحدالحرارت اب دریا
isohaline
U
خطوط هم نمک خطوط میزان منحنی نمایش غلظت نمک دریا
airlift service
U
سرویس حمل و نقل هوایی خدمات ترابری هوایی قسمت ترابری هوایی
undulatory
U
مواج
resonant line
U
خط مواج
brucellosis
U
تب مواج
floating
U
مواج
undulating
U
مواج
billowy
U
مواج
vibratile
U
مرتعش مواج
fishtail wind
U
باد مواج
undulatory discharge
U
تخلیه مواج
oscillating discharge
U
تخلیه مواج
floating reticle
U
عدسی مواج
undulatory current
U
جریان مواج
wavily
U
بطور مواج
floating
U
سیال مواج
flotage
U
جسم مواج وشناور
resonant line tuner
U
میزان سازی با خط مواج
ripples
U
مانند اب مواج شدن
rippled
U
مانند اب مواج شدن
ripple
U
مانند اب مواج شدن
rippling
U
مانند اب مواج شدن
ninon
U
پارچه نرم و مواج ابریشمی
coragne line
U
خطوط جذر و مد یکسان خطوط کشند یکسان
fluctuable
U
مستعد بالا و پائین رفتن مواج
floating reticle
U
تار موی مواج زاویه یاب یا دوربین
isobath
U
خطوط میزان منحنی نقشه عمق نما خطوط میزان عمق
telling
U
مخابره اطلاعات به دست امده از تجسس هوایی به یکانهای پدافند هوایی
holiday
U
تولید رخنه در عکاسی هوایی محوطه پوشیده نشده درعکاسی هوایی
holidays
U
تولید رخنه در عکاسی هوایی محوطه پوشیده نشده درعکاسی هوایی
antiair warfare
U
جنگ ضدبرتری هوایی نبرد بر علیه برتری هوایی دشمن
restrictive fire plan
U
طرح اتش محدود کننده حرکات هوایی یا تامینی هوایی
air policing
U
عملیات گشت زنی هوایی پاسوری هوایی در زمان صلح
pounce
U
در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
pounces
U
در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
pouncing
U
در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
pounced
U
در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
i stay
U
در رهگیری هوایی به علامت ماموریت گشت هوایی راتحویل گرفتم اعلام میشود
line chief
U
افسرجزء نیروی هوایی که درفرود امدن وبرخاستن هواپیمادرخطوط هوایی نظارت میکند
broadcast controlled air interception
U
نوعی رهگیری هوایی که هواپیمای رهگیر را مداوم درجریان تک هوایی دشمن قرارمی دهند
air delivery container
U
جعبههای مخصوص حمل بارهای هوایی جعبه حامل بار در نقل و انتقال هوایی
air sentinel
U
گارد هوایی نگهبان مخصوص اعلام خطرتک هوایی
steer
U
در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
steers
U
در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
steered
U
در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
pigeons
U
در رهگیری هوایی یعنی اینکه گرای مغناطیسی و مسافت پایگاه هوایی از هواپیما این قدر است
pigeon
U
در رهگیری هوایی یعنی اینکه گرای مغناطیسی و مسافت پایگاه هوایی از هواپیما این قدر است
sleeve target
U
هدف کش هوایی استوانهای برای تیراندازی ضد هوایی
flak
U
گلوله خودترکان ضد هوایی توپ پدافند هوایی
air scoop
U
چاه هوایی صفحه تنظیم دریچه هوایی
isotach
U
خطوط میزان منحنی سرعت جریان اب خطوط جریان هم سرعت
auxiliary contours
U
خطوط میزان منحنی واسطه خطوط میزان منحنی تکمیلی
fly through
U
عبور هدف هوایی از مخروط اتش ضد هوایی تقاطع هدف با اتش ضد هوایی
air pilots
U
خلبانان نیروی هوایی راهنمایان هوایی
air interdiction
U
عملیات ممانعتی هوایی ممانعت هوایی
aviation pay
U
معاش هوایی سختی خدمت هوایی
air suprmacy
U
برتری کامل هوایی سیادت هوایی
air superiority
U
برتری موقت هوایی رجحان هوایی
carrier air group
U
دو یا چند گردان هوایی که درروی یک ناو مستقر باشند گروه هوایی ناو هواپیمابر
air material
U
ماتریل هوایی وسایل هوایی
notice to airmen
U
اعلامیه هوایی یا اعلان هوایی
aired
U
هوایی هواپیمایی نیروی هوایی
airs
U
هوایی هواپیمایی نیروی هوایی
air
U
هوایی هواپیمایی نیروی هوایی
air branch
U
قسمت هوایی رسته هوایی
splashes
U
ترکیدن ترکیدن گلوله در پدافند هوایی یعنی کلیه هدفهای هوایی زده شد
tropopause
U
منطقه چاه هوایی جوی بین استراتوسفر و تروپوسفر منطقه سکته هوایی
splash
U
ترکیدن ترکیدن گلوله در پدافند هوایی یعنی کلیه هدفهای هوایی زده شد
code panel
U
رمز ارتباطات در عملیات هوایی و زمینی کلید رمزارتباطات در عملیات هوایی وزمینی
air station
U
ایستگاه عکس برداری هوایی نقطه تمرکز عکسبرداری هوایی ایستگاه هواشناسی
splashing
U
ترکیدن ترکیدن گلوله در پدافند هوایی یعنی کلیه هدفهای هوایی زده شد
counter recoil cylinder
U
استوانه هادی پیستون مواج استوانه عاید
air picket
U
هواپیمای مخصوص اکتشاف و گزارش و ردیابی هواپیماو موشکهای دشمن هواپیمای گشتی هوایی هواپیمای پیشقراول هوایی
air scout
U
هواپیمای دیده ور هوایی هواپیمای مخصوص گشت زنی هوایی
tactical air controler
U
افسر کنترل عملیات هوایی مسئول مرکز کنترل هوایی
call mission
U
درخواست پشتیبانی فوری هوایی ماموریت هوایی طبق درخواست
air photographic
U
شناسایی از طریق عکسبرداری هوایی شناسایی با استفاده ازعکس هوایی
airlift command
U
فرماندهی ترابری هوایی قسمت حمل و نقل هوایی فرماندهی حمل و نقل هوایی
photogrammetry
U
علم تهیه نقشه از روی عکس هوایی یا اندازه گیری فواصل زمینی از روی عکس هوایی
airlift capacity
U
مقدورات ترابری هوایی مقدورات حمل و نقل هوایی
emergency scramble
U
درگیری اضطراری هوایی فرمان درگیری سریع هوایی
air defense commander
U
فرماندهی پدافند هوایی فرمانده پدافند هوایی یک منطقه
airspace prohibited area
U
منطقه ممنوعه هوایی منطقه منع پرواز هوایی
air search attack unit
U
تیم تجسس و نابودی هوایی تیم تک اکتشافی هوایی
channel airlift
U
سرویس حمل و نقل هوایی موجود در هر یکان خدمات حمل و نقل هوایی امادی
trick
U
خطوط
cotidal lines
U
خطوط هم مد
tricked
U
خطوط
tricking
U
خطوط
lines of force
U
خطوط قوا
line of communications
U
خطوط مواصلات
lines of force
U
خطوط نیرو
zigzags
U
خطوط منکسر
zigzagging
U
خطوط منکسر
zigzagged
U
خطوط منکسر
lines of communication
U
خطوط مواصلاتی
line to line fault
U
تماس خطوط
balmer lines
U
خطوط بالمر
front lines
U
خطوط مقدم
fraunhofer lines
U
خطوط فرانهوفر
flowlines
U
خطوط جریان
flow lines
U
خطوط جریان
closed traverse
U
خطوط متقاطع
dedicated lines
U
خطوط اختصاصی
cotidal lines
U
خطوط مدیکسان
extension lines
U
خطوط دنباله
equipotential lines
U
خطوط هم پتانسیل
grid lines
U
خطوط شبکه
zigzag
U
خطوط منکسر
dark lines
U
خطوط تاریک
line spacing
U
فاصله خطوط
line of induction
U
خطوط القا
line of flux
U
خطوط قوا
absorption spectrum
U
خطوط جذبی
isovent
U
خطوط هم باد
absorption lines
U
خطوط دراشامی
isostatic lines
U
خطوط ایزواستاتیک
isocline
U
خطوط هم شیب
isochromatique
U
خطوط همرنگ
along line
U
در امتداد خطوط
emission spectrum lines
U
خطوط نشری
outside lines
U
خطوط حمله
curvature lines
U
خطوط منحنی
spectral lines
U
خطوط طیفی
leading
U
فاصله خطوط
stream lines
U
خطوط جریان
street railway
U
خطوط تراموا
symmetry lines
U
خطوط تقارن
curvature lines
U
خطوط مدور
trimetrogon
U
عکاسی هوایی با استفاده ازسه بعد یا صفحه سه بعدی عکاسی سه بعدی هوایی
dispersal airfield
U
فرودگاههای مخصوص تفرقه هوایی فرودگاه مخصوص تفرقه در اماده باش هوایی
air survey photography
U
عکسبرداری تجسسی هوایی عکسبرداری اکتشافی هوایی
dark line spectrum
U
طیف خطوط تاریک
sheetlines
U
خطوط کناره نقشه
rivulose
U
دارای خطوط مارپیچی
contour lines
U
خطوط میزان منحنی
endline
U
خطوط موازی با 04 مترفاصله
leased line network
U
شبکه با خطوط استیجاری
electric line of force
U
خطوط نیروی برق
crawl trench
U
خطوط رابط سنگرها
retrace blanking
U
خاموشی خطوط بازگشتی
line of communications
U
خطوط ارتباطی زمین
curvilinear ornament
U
زینتکاری با خطوط خمیده
cutting line of force
U
قطع خطوط قوا
hoseline
U
خطوط لوله لاستیکی
isohyetal map
U
نقشه خطوط هم باران
hypen ladder
U
ردیف خطوط تیره
hypen ladder
U
خطوط تیره نردبانی
gules
U
خطوط موازی عمودی
meridian
U
خطوط نصف النهار
grid interval
U
فاصله خطوط شبکه
front lines
U
خطوط جلو جبهه
inside lines
U
خطوط حمله شمشیربازی
trackage
U
خطوط راه اهن
sheetlines
U
خطوط حاشیه نقشه
vermiculate
U
دارای خطوط موجی
voltage between lines
U
ولتاژ بین خطوط
equal cost lines
U
خطوط هزینه برابر
phraseogram
U
خط یا خطوط نماینده عبارات
contour interval
U
فاصله خطوط واصل
rivers
U
سفیدی بین خطوط
meridians
U
خطوط نصف النهار
microwave transmission lines
U
خطوط انتقال ریزموج
zigzags
U
خطوط جناغی پیوسته
zigzagging
U
خطوط جناغی پیوسته
advance of defensive line
U
در جلو خطوط پدافندی
zigzagged
U
خطوط جناغی پیوسته
zigzag
U
خطوط جناغی پیوسته
open lines
U
خطوط باز شطرنج
contours
U
خطوط کناره نما
contours
U
خطوط تراز زمین
diplomatics
U
شناسایی خطوط باستانی
river
U
سفیدی بین خطوط
magnetic path
U
مسیر خطوط قوا
collimate
U
منطبق کردن خطوط
magnetic lines of force
U
خطوط نیروی مغناطیسی
magnetic line of force
U
خطوط قوای مغناطیسی
magnetic lines of force
U
خطوط قوای مغناطیسی
communications
U
خطوط مواصلاتی ارتباطات
lineolate
U
خط دار دارای خطوط ریز
lightface
U
حروفی که خطوط ان ریزوفریف باشد
lineaments
U
خطوط چهره صفات مشخصه
ingrain
U
خطوط وخالهای رنگارنگ کاغذدیواری
convergent
U
خطوط متقارب ومتلاقی همگرا
boundry lines
U
خطوط اطراف زمین والیبال
lpm
U
تعداد خطوط دردقیقه inutes
converging
U
تقارب خطوط وجود تشابه
gridiron
U
خطوط یا میلههای فلزی مشبک
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com