Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 223 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
lunge
U
حرکت ناگهانی بدن به جلو
lunged
U
حرکت ناگهانی بدن به جلو
lunges
U
حرکت ناگهانی بدن به جلو
lunging
U
حرکت ناگهانی بدن به جلو
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
swing
U
هم فوروارد حرکت ناگهانی یکطرفه توپ پرتاب شده چرخش بدون کنترل بدن
swings
U
هم فوروارد حرکت ناگهانی یکطرفه توپ پرتاب شده چرخش بدون کنترل بدن
twitch
U
حرکت یا کشش ناگهانی
twitched
U
حرکت یا کشش ناگهانی
twitches
U
حرکت یا کشش ناگهانی
twitching
U
حرکت یا کشش ناگهانی
mush
U
افزایش ناگهانی زاویه حمله بدون شتاب قائم انی متعاقب که از اندازه حرکت در امتدادمسیر اصلی ناشی میشود
flounce
U
حرکت تند و ناگهانی
flounced
U
حرکت تند و ناگهانی
flounces
U
حرکت تند و ناگهانی
flouncing
U
حرکت تند و ناگهانی
braid
U
ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
braided
U
ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
braids
U
ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
an abrupt departure
U
حرکت ناگهانی
ground loop
U
تغییر ناگهانی جهت حرکت هواپیما با ارابه فرود
twitch grass
U
کشش حرکت یا کشش ناگهانی
to flounce
U
حرکت تند و ناگهانی کردن
to bolt
U
ناگهانی حرکت کردن
Other Matches
ambivalence
U
توجه ناگهانی و دلسردی ناگهانی نسبت بشخص یاچیزی
nose dive
U
شیرجه ناگهانی در هواپیما تنزل ناگهانی قیمت
flurry
U
اشفتن طوفان ناگهانی باریدن ناگهانی
flurries
U
اشفتن طوفان ناگهانی باریدن ناگهانی
surged
U
یک تغییر ولتاژ یا جریان کوتاه ناگهانی و معمولا"نامطلوب در یک مدار در حال کار افزایش ناگهانی ولتاژ ضربه
surges
U
یک تغییر ولتاژ یا جریان کوتاه ناگهانی و معمولا"نامطلوب در یک مدار در حال کار افزایش ناگهانی ولتاژ ضربه
surge
U
یک تغییر ولتاژ یا جریان کوتاه ناگهانی و معمولا"نامطلوب در یک مدار در حال کار افزایش ناگهانی ولتاژ ضربه
spurted
U
جهش ناگهانی پرتاب ناگهانی
spurt
U
جهش ناگهانی پرتاب ناگهانی
spurts
U
جهش ناگهانی پرتاب ناگهانی
spurting
U
جهش ناگهانی پرتاب ناگهانی
differential ailerons
U
ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
wave
U
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waves
U
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waved
U
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waving
U
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feinting
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feints
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinted
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feint
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
mouse
U
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouses
U
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
route order
U
ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
trackball
U
وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
cruised
U
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
move off the ball
U
حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ
stroke
U
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
cruise
U
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruising
U
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
stroked
U
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroking
U
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
cruises
U
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
tape
U
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
taped
U
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
fish tailing
U
حرکت نوسانی یا تاب
[تریلر در حال حرکت]
strokes
U
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
tapes
U
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
transfer
U
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
counter clockwise
U
حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
transfers
U
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transferring
U
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
compound motion
U
حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
aberration
جابجائی زاویه ای فاهری در جهت حرکت نافر که نتیجه ترکیب سرعت حرکت نافر و سیر نورمیباشد
drag
U
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
dragged
U
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drags
U
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
mouses
U
وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
mouse
U
وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
relative
U
که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
momentum
U
سرعت حرکت شتاب حرکت
angle of depression
U
میدان حرکت لوله توپ در زیرافق زاویه حرکت زیر افق لوله
moving havens
U
مناطق ازاد از نظر حرکت زیردریاییها مناطق امن حرکت دریایی
skull
U
حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
skulls
U
حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
travelling overwatch
U
راهپیمایی با پوشش حرکت راهپیمایی با استفاده ازمراقبت حرکت با اتش
snap
U
ناگهانی
snapping
U
ناگهانی
snaps
U
ناگهانی
all at once
<idiom>
U
ناگهانی
on the spur of the moment
<idiom>
U
ناگهانی
precipitate
U
ناگهانی
precipitated
U
ناگهانی
precipitates
U
ناگهانی
precipitating
U
ناگهانی
abrupt
U
ناگهانی
sudden
U
ناگهانی
snapped
U
ناگهانی
spontaneity
U
ناگهانی
surprise attack
U
تک ناگهانی
strikes
U
تک ناگهانی
strike
U
تک ناگهانی
instantaneous
U
ناگهانی
walk out
<idiom>
U
ناگهانی رفتن
in one's tracks
<idiom>
U
ناگهانی ،بیدرنگ
accidental war
U
جنگ ناگهانی
twitch
U
انقباض ناگهانی
abruption
U
قطع ناگهانی
canvass
U
حمله ناگهانی
twitch
U
تکان ناگهانی
shoot up
<idiom>
U
ناگهانی بلندکردن
twitched
U
تکان ناگهانی
break down
U
سقوط ناگهانی
blow out
U
خروج ناگهانی
gusts
U
باد ناگهانی
twitching
U
انقباض ناگهانی
twitching
U
تکان ناگهانی
twitches
U
انقباض ناگهانی
twitches
U
تکان ناگهانی
twitched
U
انقباض ناگهانی
burst force
U
نیروی ناگهانی
explosive
U
یورش ناگهانی
opportunity target
U
هدف ناگهانی
saltus
U
انتقال ناگهانی
sudden death
U
مرگ ناگهانی
saltation
U
جنبش ناگهانی
lunge
U
حمله ناگهانی
sudden-death
U
مرگ ناگهانی
lunged
U
حمله ناگهانی
lunges
U
حمله ناگهانی
lunging
U
حمله ناگهانی
sudden stoppage
U
توقف ناگهانی
supervention
U
اتفاق ناگهانی
switcheroo
U
تغییر ناگهانی
bump
U
تکان ناگهانی
target of opportunity
U
هدف ناگهانی
peripeteia
U
تغییر ناگهانی
power surge
U
برق ناگهانی
accident
U
مصیبت ناگهانی
suddenly
U
بطور ناگهانی
clap
U
صدای ناگهانی
gust
U
باد ناگهانی
boom
U
ترقی ناگهانی
killings
U
توفیق ناگهانی
shocks
U
هراس ناگهانی
shocked
U
هراس ناگهانی
frights
U
ترس ناگهانی
fright
U
ترس ناگهانی
nosedives
U
افت ناگهانی
shock
U
هراس ناگهانی
nosediving
U
افت ناگهانی
killing
U
توفیق ناگهانی
brainwave
U
الهام ناگهانی
flick
U
تکان ناگهانی
flicking
U
تکان ناگهانی
flicks
U
تکان ناگهانی
he acted from impluse
U
نیروی ناگهانی یا
nosedived
U
افت ناگهانی
brainwaves
U
الهام ناگهانی
flare up
U
غضب ناگهانی
flare up
U
اشتعال ناگهانی
xenogenesis
U
خلق ناگهانی
catastrophes
U
بلای ناگهانی
raid
U
حمله ناگهانی
booms
U
ترقی ناگهانی
booming
U
ترقی ناگهانی
boomed
U
ترقی ناگهانی
clapped
U
صدای ناگهانی
clapping
U
صدای ناگهانی
claps
U
صدای ناگهانی
nosedive
U
افت ناگهانی
raided
U
حمله ناگهانی
raiding
U
حمله ناگهانی
catastrophe
U
بلای ناگهانی
irruption
U
ایجاد ناگهانی
canvassed
U
حمله ناگهانی
canvasses
U
حمله ناگهانی
canvassing
U
حمله ناگهانی
all of a sudden
<idiom>
U
به طور ناگهانی
hit-and-run
<idiom>
U
تاثیر ناگهانی
raids
U
حمله ناگهانی
flicked
U
تکان ناگهانی
spurted
U
خروج ناگهانی
crashes
U
ورشکستگی ناگهانی
spurt
U
خروج ناگهانی
crashingly
U
ورشکستگی ناگهانی
spurting
U
خروج ناگهانی
spurting
U
افزایش ناگهانی
snaps
U
شتابزدگی ناگهانی
spurt
U
افزایش ناگهانی
crash
U
ورشکستگی ناگهانی
spurted
U
افزایش ناگهانی
detonation
U
انفجار ناگهانی
crashed
U
ورشکستگی ناگهانی
detonations
U
انفجار ناگهانی
spurts
U
افزایش ناگهانی
crashing
U
ورشکستگی ناگهانی
sortie
U
حمله ناگهانی
snapping
U
شتابزدگی ناگهانی
sorties
U
حمله ناگهانی
screamed
U
ناگهانی گفتن
screams
U
ناگهانی گفتن
accidents
U
مصیبت ناگهانی
flaws
U
اشوب ناگهانی
randomly
U
مسیر ناگهانی
flaw
U
اشوب ناگهانی
snap
U
شتابزدگی ناگهانی
random
U
مسیر ناگهانی
to bolt
U
ناگهانی جهیدن
scream
U
ناگهانی گفتن
snapped
U
شتابزدگی ناگهانی
spurts
U
خروج ناگهانی
node
U
ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
nodes
U
ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
bounding overwatch
U
حرکت خیز به خیز با پوشش حرکت با اتش و مانور
quadrature encoding
U
سیستمی که جهت حرکت mouse را مشخص میکند. در یک mouse مکانیکی , دو احساس WS و سیگنال حرکت عمودی و افقی آنرا تشخیص می دهند. با این روش این سیگنالها ارسال می شوند
cut back
U
کاهش ناگهانی تولید
nosedives
U
نزول شدید یا ناگهانی
crowner's quest
U
بازجویی درمرگهای ناگهانی
cardiac arrest
U
توقف ناگهانی قلب
transient
U
موج ناگهانی در ولتاژ
storm
U
تغییر ناگهانی هوا
stormed
U
تغییر ناگهانی هوا
cardiac arrests
U
توقف ناگهانی قلب
deep creep attack
U
تک ناگهانی با بمب زیرابی
pangs
U
درد سوزش ناگهانی
pang
U
درد سوزش ناگهانی
pops
U
ضربت ناگهانی زدن
nosedived
U
افت ناگهانی کردن
popped
U
ضربت ناگهانی زدن
pop
U
ضربت ناگهانی زدن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com