English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
control statement U جمله کنترلی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
supervisory U ترکیب کدهای کنترلی که در شبکه ارتباط دادهای یک تابع کنترلی ایجاد می کنند
topic sentence U جمله سرسطر جمله عنوان
basics U بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
basic U بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
control signals U سیگنالهای کنترلی
control punch U منگنه کنترلی
control punch U پانچ کنترلی
control counter U شماره کنترلی
control programs U برنامههای کنترلی
control memory U حافظه کنترلی
control measures U اقدامات کنترلی
control measures U مقررات کنترلی
control function U تابع کنترلی
control field U میدان کنترلی
control data U داده کنترلی
control character U کاراکتر کنترلی
control character U دخشه کنترلی
control character U علامت کنترلی
control signals U علائم کنترلی
monitor U یک برنامه کنترلی
control status U وضعیت کنترلی
control words U کلمات کنترلی
control structure U ساختار کنترلی
monitors U یک برنامه کنترلی
monitored U یک برنامه کنترلی
control measures U پیش گیریهای کنترلی
headers U قالب و اطلاعات کنترلی است
control read only memory U حافظه فقط خواندنی کنترلی
header U قالب و اطلاعات کنترلی است
countermeasures U پیش گیریهای متقابل اقدامات کنترلی
air traffic control radar system U راداری کمکی در سیستم کنترلی ترافیک هوایی
administrators U بخش کنترلی سیستم مدیریت پایگاه داده ها
tab U کلید کنترلی که ستونهای خروجی را مشخص میکند
tabs U کلید کنترلی که ستونهای خروجی را مشخص میکند
forth U زبان برنامه نویس کامپیوتر در برنامههای کنترلی
administrator U بخش کنترلی سیستم مدیریت پایگاه داده ها
boost control U سیستم کنترلی برای نگهداشتن فشار بوستر
sentence U جمله
outright U جمله
outrightly U جمله
amongst U از جمله
term U جمله
termed U جمله
terming U جمله
among the rest U از ان جمله
mongst U از جمله
inclusive of <prep.> U از جمله
including <prep.> U از جمله
comprising <prep.> U از جمله
sentence U جمله
sentences U جمله
sentencing U جمله
networking U اتصالات فیزیکی به کامپیوترها و قط عات کنترلی که یک شبکه را می سازند
network U اتصالات فیزیکی به کامپیوترها و قط عات کنترلی که یک شبکه را می سازند
networks U اتصالات فیزیکی به کامپیوترها و قط عات کنترلی که یک شبکه را می سازند
messages U اطلاعی که به کاربر بدون مسیریابی یا داده کنترلی شبکه
bi directional U داده یا خط کنترلی که میتواند سیگنال ها را در دو جهت ارسال کند
message U اطلاعی که به کاربر بدون مسیریابی یا داده کنترلی شبکه
aerospace vehicle U هر رسانگر کنترلی که قادر به پرواز در هوا و فضا باشد
stochastic term U جمله تصادفی
loose sentence U جمله بیربط
wordage U جمله بندی
provisos U جمله شرطی
proviso U جمله شرطی
final term U جمله نهایی
sentence adverb قید جمله ای
choice of words U جمله بندی
compound statement U جمله مرکب
executable statement U جمله اجرایی
one word sentence U جمله تک واژهای
assignment statement U جمله جایگزینی
residual term U جمله پسماند
residual term U جمله باقیمانده
an involed sentence U جمله پیچدار
declaration statement U جمله تعریفی
definiens U جمله تعریفی
sentence fragment U جمله جزء
error term U جمله خطا
statement label U برچسب جمله
word choice U جمله بندی
period U جمله کامل
totals U جمله سرجمع
parenthesis U جمله معترضه
double talk U جمله دو پهلو
term U جمله عبارت
term U جمله طیفی
termed U جمله عبارت
termed U جمله طیفی
terming U جمله طیفی
totalling U جمله سرجمع
totalled U جمله سرجمع
totaled U جمله سرجمع
periods U جمله کامل
totaling U جمله سرجمع
mathematical term U جمله [ریاضی]
term U جمله [ریاضی]
total U جمله سرجمع
diction U جمله بندی
verbiage [American English] U جمله بندی
wording U جمله بندی
clauses U جزئی از جمله
middling U جمله مشترک
clause U جزئی از جمله
terming U جمله عبارت
envelope U بسته داده ارسالی حاوی اطلاعات تصحیح خطا و کنترلی
envelopes U بسته داده ارسالی حاوی اطلاعات تصحیح خطا و کنترلی
mp/m U برنامه کنترلی چند برنامهای برای ریزکامپیوترهاforicrocomputers Program ultiprogrammingControl
record U رکورد و داده کنترلی ذخیره شده روی رسانه پشتیبان
parse U جمله راتجزیه کردن
period U نقطه پایان جمله
job control statement U جمله کنترل برنامه
nonexecutable statement U جمله غیر اجرایی
sentence completion test U ازمون تکمیل جمله
parsed U جمله راتجزیه کردن
job control statement U جمله کنترل کار
parses U جمله راتجزیه کردن
punch line U جمله اساسی واصلی
monomial U دارای فقط یک جمله
punch-line U جمله اساسی واصلی
periods U نقطه پایان جمله
term symbol U نشانه جمله طیفی
colloquialisms U جمله مرسوم درگفتگو
colloquialism U جمله مرسوم درگفتگو
full point U نقطه پایان جمله
subroutine reentry U ورود جمله به زیرروال
punch-lines U جمله اساسی واصلی
reporter U جمله ساز نویسنده ناصادق
impresa U نشانه جمله شعاری
cancel U کد کنترلی برای بیان اینکه آخرین داده ارسالی نادرست بود
cancelling U کد کنترلی برای بیان اینکه آخرین داده ارسالی نادرست بود
secondary U کانال دوم که حاوی اطلاعات کنترلی ارسالی همزمان با داده باشد
modes U وضعیت تقسیم که در آن سیگنالهای کنترلی برای انتخاب توابع دریافت می شوند
mode U وضعیت تقسیم که در آن سیگنالهای کنترلی برای انتخاب توابع دریافت می شوند
cancels U کد کنترلی برای بیان اینکه آخرین داده ارسالی نادرست بود
bell character U کد کنترلی که باعث میشود ماشین یک سیگنال قابل شنیدن ایجاد کند
waste gate U مکانیزم کنترلی برای توربین گازهای خروجی موتورهای دارای توربوشارژر
armless <adj.> U بی بازو [در آخر جمله می آید]
sign of aggregation U علائم مخصوص جمله جبری
predicatively U بطور غیرمستقیم در خبر جمله
phraseologist U جمله ساز نویسنده ناصادق
the difference between the consecutive terms U اختلاف هر دو جمله متوالی [ریاضی]
sawing U لغت یا جمله ضرب المثل
restrictive U جمله یا عبارت حصری یا محدودکننده
saws U لغت یا جمله ضرب المثل
sawed U لغت یا جمله ضرب المثل
saw U لغت یا جمله ضرب المثل
hierarchical communications system U روش اختصاص توابع کنترلی و پردازش در شبکهای از کامپیوتر که برای کارها مناسبند
word order U ترتیب وقوع کلمه در عبارت یا جمله
The sentence doesnt convey the meaning. U این جمله معنی رانمی رساند
vinculum U خط ترازی که بالای چند جمله می کشند
to pad a sentence U جمله را با واژههای زیادی دراز کردن
How can I make such pilot U چگونه میتوانم با خلبان جمله بسازم
parse U اجزاء وترکیبات جمله را معین کردن
parses U اجزاء وترکیبات جمله را معین کردن
cat-and-dog <adj.> <idiom> U پر جنگ و جدال [در آخر جمله می آید]
parsed U اجزاء وترکیبات جمله را معین کردن
flag U ترتیب کد که به گیرنده اطلاع میدهد که حروف بعدی بیان کننده عملیات کنترلی است
flags U ترتیب کد که به گیرنده اطلاع میدهد که حروف بعدی بیان کننده عملیات کنترلی است
adjunct register U ثبات بیت که در آن بیتهای ابتدایی اطلاعات کنترلی و سایر بیتها در اختیار برنامه است
feedback U اطلاعات مربوط به تاثیرات سیگنال کنترلی روی وسیله یا ماشین که به کامپیوترکنترلی برمی گرددو
vertical U بخشی از سیستم کنترلی چاپگر که قالب عمودی متن چاپ شده را کنترل میکند
approachable [accessible to most people] U همخو [در آخر جمله می آید] [اصطلاح روزمره]
insert U افزودن متن جدید درون کلمه یا جمله
approachable [accessible to most people] U هم مشرب [در آخر جمله می آید] [اصطلاح روزمره]
inserting U افزودن متن جدید درون کلمه یا جمله
inserts U افزودن متن جدید درون کلمه یا جمله
other than [usually used in negative sentences] <adv.> U به غیر از [در جمله های منفی کاربرد دارد]
geometric mean U فاصله بین اولین واخرین جمله یک تصاعدهندسی
half long U حد فاصل بین جمله طویل وجمله کوتاه
tag line U جمله نهایی نمایش وغیره نقطه حساس
saves U محل ذخیره سازی موقت درحافظه اصلی که برای ثباتها و داده کنترلی به کارمی رود
channeled U دستوری به کانال یا واحد کنترل که حاوی اطلاعات کنترلی مثل انتخاب داده یا ریشه هاست
saved U محل ذخیره سازی موقت درحافظه اصلی که برای ثباتها و داده کنترلی به کارمی رود
channel U دستوری به کانال یا واحد کنترل که حاوی اطلاعات کنترلی مثل انتخاب داده یا ریشه هاست
channelled U دستوری به کانال یا واحد کنترل که حاوی اطلاعات کنترلی مثل انتخاب داده یا ریشه هاست
channels U دستوری به کانال یا واحد کنترل که حاوی اطلاعات کنترلی مثل انتخاب داده یا ریشه هاست
channeling U دستوری به کانال یا واحد کنترل که حاوی اطلاعات کنترلی مثل انتخاب داده یا ریشه هاست
save U محل ذخیره سازی موقت درحافظه اصلی که برای ثباتها و داده کنترلی به کارمی رود
input/output U اتصالاتی که به داده و سیگنالهای کنترلی امکان انتقال بین CPU و حافظه یا وسیله جانبی میدهد
escape character U ترتیب ارسال کد که به گیرنده اعلام میکند که حروف مقابل کمکی برای اعمال کنترلی هستند
transversal U اجرای هر جمله از یک برنامه برای اهداف اشکال زدایی
approachable [accessible to most people] U کمک کننده [در آخر جمله می آید] [اصطلاح روزمره]
augmentation U افزایش نیروی جلوبرنده باوسایل کمکی از جمله پس سوز
contrasts U دکمه کنترلی روی صفحه نمایش که اختلاف بین e-ton سیاه و سفید یا رنگها را تغییر میدهد
contrasting U دکمه کنترلی روی صفحه نمایش که اختلاف بین e-ton سیاه و سفید یا رنگها را تغییر میدهد
contrasted U دکمه کنترلی روی صفحه نمایش که اختلاف بین e-ton سیاه و سفید یا رنگها را تغییر میدهد
contrast U دکمه کنترلی روی صفحه نمایش که اختلاف بین e-ton سیاه و سفید یا رنگها را تغییر میدهد
frame U 1-فضایی روی نوار مغناطیسی برای یک کد حرف . 2-بسته داده ارسالی حاوی اطلاعات کنترلی و مسیر
do U این کلمه درابتدای جمله بصورت علامت سوال میاید
cabling U نموداری که محل کابلها را در یک اداره نشان میدهد از جمله نقاط اتصال را
prepositional phrase U بخشی از جمله که با حرف اغازگرد دو خاصیت صفت یاقیدیا اسم راپیداکند
loop U عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
looped U عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
loops U عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
initialize U تنظیم مقادیر یا پارامترها یا خط وط کنترلی به مقادیر اولیه اش تا امکان شروع مجدد برنامه یا فرآیند را بدهد
CTR U کلید کنترل یا کلیدی روی ترمینال کامپیوتر که در صورت انتخاب شدن یک حرف کنترلی به کامپیوتر می فرستد
plotter U نرم افزار مخصوص که دستورات ساده را به دستورات پیچیده کنترلی تبدیل میکند تا رسام را هدایت کند
plotters U نرم افزار مخصوص که دستورات ساده را به دستورات پیچیده کنترلی تبدیل میکند تا رسام را هدایت کند
attributes U هر فایلی همراه با مجموعهای از دادههای کنترلی که توابع و خصوصیات خاصی از فایل را کنترل می کنند همراه است
attributing U هر فایلی همراه با مجموعهای از دادههای کنترلی که توابع و خصوصیات خاصی از فایل را کنترل می کنند همراه است
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com