English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
allocheiria U جابجایی بساوشی متقارن
allochiria U جابجایی بساوشی متقارن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
allach U جابجایی بساوشی
allesthesia U جابجایی بساوشی
rightsizing U فرایند جابجایی ساختار فناوری اطلاعات یک شرکت به کاراترین سخت افزار. اغلب به معنای جابجایی از شبکه مبتنی بر mainfrome به شبکه بر پایه pc
task U جابجایی برنامهای در حافظه با دیگر که موقتاگ روی دیسک ذخیره شده است . جابجایی کارها مشابه چند کاره بودن نیست چون میتواند چندین برنامه را هم زمان اجرا کند
tasks U جابجایی برنامهای در حافظه با دیگر که موقتاگ روی دیسک ذخیره شده است . جابجایی کارها مشابه چند کاره بودن نیست چون میتواند چندین برنامه را هم زمان اجرا کند
haptic U بساوشی
tactile U بساوشی
tactual U بساوشی
touch spot U ناحیه بساوشی
anaphia U ناتوانی بساوشی
haptic hallucination U توهم بساوشی
paresthesia U نابهنجاری بساوشی
paraphia U نابهنجاری بساوشی
palpate U معاینه بساوشی
apselaphesia U اختلال بساوشی
tactile circle U دایره بساوشی
palp U معاینه بساوشی
tactile hallucination U توهم بساوشی
touch receptors U گیرندههای بساوشی
astereognosis U ادراک پریشی بساوشی
tactile agnosia U ادراک پریشی بساوشی
acroparesthesia U نابهنجاری بساوشی دراندامهای انتهایی
symmetrization U متقارن
isochronous U متقارن
homolographic U متقارن
palindrome U متقارن
palindromes U متقارن
symmetric U متقارن
symmetrical U متقارن
simultaneous U متقارن
concurrent U متقارن
isochronal U متقارن
axially symmetric U متقارن محوری
equilateral U ازدوطرف متقارن
polarised U متقارن کردن
polarises U متقارن کردن
centrosymmetric U متقارن مرکزی
polarize U متقارن کردن
polarizes U متقارن کردن
polarizing U متقارن کردن
bilateral U متقارن الطرفین
axisymmetric U متقارن محوری
polarising U متقارن کردن
symmetrical system U جریان متقارن
symmetry stretching U کشش متقارن
times U متقارن ساختن
timed U متقارن ساختن
summetrical defence U دفاع متقارن
time U متقارن ساختن
zygomorphic U متقارن الطرفین
symmetry substance U ماده متقارن
syzygy U جفت متقارن
symmetric list U لیست متقارن
symmetric matrix U ماتریس متقارن
symmetrical distribution U توزیع متقارن
symmetry vibration U ارتعاش متقارن
symmetric U هم اندازه متقارن
symmetry top U فرفرهای متقارن
asymmetrical U غیر متقارن
turkish knot U گره متقارن
symmetrize U متقارن ساختن
symmetrical pawn structure U ساختمان پیادهای متقارن
holohedral U دارای بلورهای متقارن
symmetry double bond U پیوند دوگانه متقارن
balanced transmission line U سیم انتقال متقارن
homocercal U دارای دم قرینه متقارن الذنب
rhombus wing U بالی با سطح مقطع متقارن
symmetrical alternating quantity U کمیت متناوب متقارن نامتوازن
radiosymmetrical U دارای اضلاع یا شعاعهای متقارن
anisometric U دارای قسمتهای غیر متقارن
subcordate U بشکل قلب غیر متقارن
isocline U دارای شیب متقارن ومساوی
polar U دارای قطب مغناطیسی یا الکتریکی متقارن
counter vailing power U تقارن دو نیروی اقتصادی نیروهای متقارن
cypher U [حروف بزرگ الفبا در طرح های متقارن]
Gulli motife U [نوعی گل و بته متقارن در فرش های ترکمن]
warping U پیچاندن بالها بصورت متقارن برای بدست اوردن پایداری عرضی و قابل کنترل
displacement ton U تن جابجایی
dislocation U جابجایی
deplacement U جابجایی
handling U جابجایی
displeacement of water U جابجایی اب
commutation U جابجایی
convection U جابجایی
displacement U جابجایی
relocation U جابجایی
head posisioning U جابجایی هد
endless knots U طرح گره بدون انتها [که حالتی از پیچش نخ را بصورت متقارن و ستاره ای شکل به نگاره می بخشد.]
commutativity U جابجایی پذیری
cost of removal U هزینه جابجایی
commutation relation U رابطه جابجایی
commutation rules U قواعد جابجایی
materials handling U جابجایی مواد
hydride shift U جابجایی هیدریدی
commutative U جابجایی پذیر
commutative law U قانون جابجایی
relocation factor U ضریب جابجایی
field displacement U جابجایی میدان
program relocation U جابجایی برنامه
eluviation U جابجایی خاک
dynamic relocation U جابجایی پویا
doppler shift U جابجایی دوپلر
handling of goods U جابجایی امتعه
doppler frequency U جابجایی دوپلر
image shift U جابجایی تصویر
relocation register U ثبات جابجایی
displacement current U جریان جابجایی
dislocation defect U نقص جابجایی
stokes shift U جابجایی استوک
static relocation U جابجایی ایستا
shift reagent U واکنشگر جابجایی
shear displacements U جابجایی برشی
chemical shift U جابجایی شیمیایی
bimolecular displacement U جابجایی دو مولکولی
shift U جابجایی شعاعی
shift U جابجایی مرکزقوس
shifts U جابجایی شعاعی
alkyl shift U جابجایی الکیلی
shifts U جابجایی مرکزقوس
shifted U جابجایی شعاعی
angular displacement U جابجایی زاویهای
associative shift U جابجایی تداعی
block move U جابجایی بلوک
shifted U جابجایی مرکزقوس
handling of goods U جابجایی کالا
modular constraint U محدودیت در جابجایی تصاویر
translation U جابجایی [ریاضی] [فیزیک]
commutative law U خاصیت جابجایی [ریاضی]
commutative property U خاصیت جابجایی [ریاضی]
handling charges U هزینههای جابجایی کالا
matrixes U جابجایی سط ر و ستون در آرایه
sand cone method U طریقه جابجایی ماسه
hubble effect U جابجایی به سوی قرمز
red shift U جابجایی به سوی قرمز
itineration U ازیک جابجایی دیگر
stock handling cost U هزینه جابجایی موجودی
output per unit of displacement U توان در واحد جابجایی
commutative rule U خاصیت جابجایی [ریاضی]
free movement of capital U ازادی جابجایی سرمایه
matrix U جابجایی سط ر و ستون در آرایه
ammunition handler U متصدی جابجایی مهمات
blue shift U جابجایی به سوی ابی
commutative group [math.] U گروه جابجایی [ریاضی]
advection U جابجایی افقی هوا
cargo handling at port U جابجایی کالا در بندر
rotation U جابجایی سط ر و ستون در یک آرایه .
drunkennes U خطای جابجایی یا لغزش
Abelian group [math.] U گروه جابجایی [ریاضی]
image displacement U تغییر یا جابجایی تصویرتلویزیون
shift U جابجایی ریاضی چپ داده در کلمه
chemical shift equivalent protons U پروتونهای با جابجایی شیمیایی برابر
chemical shift non equivalent protons U پروتونهای با جابجایی شیمیایی نابرابر
shifted U جابجایی ریاضی چپ داده در کلمه
shifts U جابجایی ریاضی چپ داده در کلمه
global U تابع جابجایی که یک قطعه متن
globally U تابع جابجایی که یک قطعه متن
commutative group [math.] U گروه جابجایی پذیر [ریاضی]
Abelian group [math.] U گروه جابجایی پذیر [ریاضی]
cartridge U دیسک سخت قابل جابجایی
removable U آنچه قابل جابجایی است
cartridges U دیسک سخت قابل جابجایی
righting U جابجایی یک بخش از داده یک بیت به راست
shifts U جابجایی معین بیتهای کلمه به چپ یا راست .
righted U جابجایی یک بخش از داده یک بیت به راست
shift U جابجایی ریاضی راست داده در کلمه
shifts U جابجایی ریاضی راست داده در کلمه
shifted U جابجایی معین بیتهای کلمه به چپ یا راست .
shifted U جابجایی ریاضی راست داده در کلمه
shift U جابجایی معین بیتهای کلمه به چپ یا راست .
displacement U جابجا شدن جابجایی تغییر مکان
right U جابجایی یک بخش از داده یک بیت به راست
centure of pressure travel U جابجایی خطی مرکز فشار درامتداد وتر
data leakage U جابجایی غیر قانونی داده ازامکانات کامپیوتری
shifts U دستور کامپیوتر برای جابجایی محتوای ثبات به چپ یا راست
shift U دستور کامپیوتر برای جابجایی محتوای ثبات به چپ یا راست
directory U SO/2 , -MS DOS , UNIX دستور سیستم برای جابجایی یک دایرکتوری
directories U SO/2 , -MS DOS , UNIX دستور سیستم برای جابجایی یک دایرکتوری
shifted U دستور کامپیوتر برای جابجایی محتوای ثبات به چپ یا راست
machine address U مقدار یک عبارت که تحت تاثیر جابجایی در برنامه نباشد
worked U انتقال انرژی برابرحاصلضرب نیرو در جابجایی نقطه اثر ان
work U انتقال انرژی برابرحاصلضرب نیرو در جابجایی نقطه اثر ان
shift U محل ذخیره سازی موقت که در آن داده قابل جابجایی است
shifted U محل ذخیره سازی موقت که در آن داده قابل جابجایی است
rotate U جابجایی داده دریک محل ذخیره سازی به صورت حلقوی
distribute U چ کردن بستههای شبکه توسط جابجایی اطلاعات بین گره ها
distributing U چ کردن بستههای شبکه توسط جابجایی اطلاعات بین گره ها
rotated U جابجایی داده دریک محل ذخیره سازی به صورت حلقوی
shifts U محل ذخیره سازی موقت که در آن داده قابل جابجایی است
rotates U جابجایی داده دریک محل ذخیره سازی به صورت حلقوی
distributes U چ کردن بستههای شبکه توسط جابجایی اطلاعات بین گره ها
relocation U جابجایی داده یا کدگزاری یاانتساب محل مطلق درحین اجرای برنامه
advection U جابجایی و حرکت طبقات اتمسفری بصورت افقی و تحت تاثیر گرما
relocation U جابجایی داده یا کدگذاری یا انتساب محل مطلق پیش از اجرای برنامه
explicit address U آدرسی در دوبخش است . یکی نقط ه ارجاع دیگری جابجایی یا مقدار اندیس
logic seeking U چاپگری که میتواند اطلاع مورد نیاز را با کمترین جابجایی نوک تامین میکند
storing U ثباتی درCPU که داده را پیش از پردازش یا جابجایی به محلی از حافظه نگه می دارد
store U ثباتی درCPU که داده را پیش از پردازش یا جابجایی به محلی از حافظه نگه می دارد
range U جابجایی متن برای تظیم شدن در حاشیه چپ , انتقال محتوای کلمه به لبه سمت چپ
ranged U جابجایی متن برای تظیم شدن در حاشیه چپ , انتقال محتوای کلمه به لبه سمت چپ
ranges U جابجایی متن برای تظیم شدن در حاشیه چپ , انتقال محتوای کلمه به لبه سمت چپ
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com