English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 330 (39 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
supplied U تهیه کردن
supply U تهیه کردن
supplying U تهیه کردن
provision U تهیه کردن
blend U تهیه کردن
blends U تهیه کردن
cater U تهیه کردن
catered U تهیه کردن
catering U تهیه کردن
caters U تهیه کردن
prepare U تهیه کردن
prepares U تهیه کردن
preparing U تهیه کردن
procure U تهیه کردن
procured U تهیه کردن
procures U تهیه کردن
procuring U تهیه کردن
provide U تهیه کردن
provides U تهیه کردن
afford U تهیه کردن
afforded U تهیه کردن
affording U تهیه کردن
affords U تهیه کردن
administer U تهیه کردن
administered U تهیه کردن
administering U تهیه کردن
administers U تهیه کردن
process U تهیه کردن
processes U تهیه کردن
to find in U تهیه کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
booking U نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
bookings U نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
outline U مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
outlined U مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
outlines U مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
outlining U مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
enable U تهیه کردن برای
enabled U تهیه کردن برای
enables U تهیه کردن برای
enabling U تهیه کردن برای
program U برنامه تهیه کردن
programs U برنامه تهیه کردن
map U نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
maps U نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
get U تهیه کردن فهمیدن
gets U تهیه کردن فهمیدن
getting U تهیه کردن فهمیدن
preparation U تهیه کردن اتش
preparations U تهیه کردن اتش
back up U کپی پشتیبان تهیه کردن پشتیبانی کردن
back-up U کپی پشتیبان تهیه کردن پشتیبانی کردن
draft U تهیه کردن پیش نویس
drafted U تهیه کردن پیش نویس
drafts U تهیه کردن پیش نویس
furnish U مزین کردن تهیه کردن
furnish U تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
furnishes U مزین کردن تهیه کردن
furnishes U تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
furnishing U مزین کردن تهیه کردن
furnishing U تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
code U قانون بصورت رمز دراوردن مجموعه قانون تهیه کردن
procurement U تهیه و انجام خدمات و اماد تدارک کردن وسایل
develop U توسعه دادن وضعیت تهیه کردن
develops U توسعه دادن وضعیت تهیه کردن
harness U اشیاء تهیه کردن
harnessed U اشیاء تهیه کردن
harnessing U اشیاء تهیه کردن
make U تهیه کردن طرح کردن
makes U تهیه کردن طرح کردن
mush U حریره اردذرت تهیه کردن
fund U تهیه وجه کردن
funded U تهیه وجه کردن
orchestrate U هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
orchestrated U هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
orchestrates U هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
orchestrating U هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
extemporised U فورا تهیه کردن
extemporises U فورا تهیه کردن
extemporising U فورا تهیه کردن
extemporize U فورا تهیه کردن
extemporized U فورا تهیه کردن
extemporizes U فورا تهیه کردن
extemporizing U فورا تهیه کردن
brief U خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefed U خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefer U خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefest U خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
purvey U تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveyed U تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveying U تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveys U تهیه کردن سورسات تهیه کردن
finance U علم دارایی تهیه پول کردن
finance U درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
finance U بودجه چیزی را تهیه کردن
financed U علم دارایی تهیه پول کردن
financed U درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
financed U بودجه چیزی را تهیه کردن
finances U علم دارایی تهیه پول کردن
finances U درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
finances U بودجه چیزی را تهیه کردن
financing U علم دارایی تهیه پول کردن
financing U درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
financing U بودجه چیزی را تهیه کردن
triplicate U در سه نسخه تهیه کردن
conserve U کنسرو تهیه کردن
conserved U کنسرو تهیه کردن
conserves U کنسرو تهیه کردن
conserving U کنسرو تهیه کردن
formulation U تهیه جمع اوری فرمول بندی کردن
bill U تهیه کردن صورتحساب
bills U تهیه کردن صورتحساب
effigies U تمثال تهیه کردن
effigy U تمثال تهیه کردن
programme U برنامه تهیه کردن
programmes U برنامه تهیه کردن
boss U نقش برجسته تهیه کردن
bossed U نقش برجسته تهیه کردن
bosses U نقش برجسته تهیه کردن
bossing U نقش برجسته تهیه کردن
process U تهیه و تولید کردن
processes U تهیه و تولید کردن
aminister U تهیه کردن بکار بردن
castellation U تهیه استحکامات تدافعی سنگربندی کردن مستحکم کردن
circumstantiate U امارات لازمه را تهیه کردن
conformal projection U نوعی سیستم تهیه نقشه بزرگ کردن یکنواخت نقشه
handwrite U نسخه خطی تهیه کردن
laying up U تهیه کردن سر پل دریایی تهیه سرپل ساحلی
mapping U نقشه کشی کردن تهیه نقشه
mekeready U تهیه واماده کردن فرم وصفحه و گراور
mekeready U وسایل تهیه کردن فرم وصفحه بندی
Other Matches
purveyed U تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveying U تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveys U تهیه اذوقه تهیه سورسات
purvey U تهیه اذوقه تهیه سورسات
schematize U بصورت برنامه دراوردن طرح یا نقشهای تهیه کردن ابتکار کردن
skeletonizer U تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
pre engage U ازپیش برای خود تهیه کردن تعهد قبلی کردن
to pull off something [contract, job etc.] U چیزی را تهیه کردن [تامین کردن] [شغلی یا قراردادی]
quadruplicate U در چهارنسخه تهیه کردن
prearrange U قبلا تهیه کردن
to lay in a stock U موجودی تهیه کردن
whomp up U بسرعت تهیه کردن
to provide for old age U برای پیری تهیه کردن
to serve the city with water U اب برای شهر تهیه کردن
to draw up U تهیه کردن درصف اوردن
scabble U زمخت وناصاف تهیه کردن
to raise funds U تهیه وجه یاسرمایه کردن
revictual U دوباره غذا یا خواربار تهیه کردن
munition U تدارکات جنگ افزار تهیه کردن
preparative U تدارکی مربوط به تهیه کردن چیزی
To make reservations. To book seats. U جا تهیه کردن ( رزرو کردن )
put out U تهیه کردن اشفته کردن
to draw out U تهیه کردن طرح کردن
map compilation U تهیه نقشه جدید یا جمع اوری اطلاعات جدید برای تهیه نقشه
projection print U روش تهیه نقشه یا عکس بااستفاده از روش بزرگ کردن یا کوچک کردن فیلم یک عکس دیگر چاپ تصویری
projection U سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
projections U سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
phototostat U رونوشت برداری بوسیله عکاسی دستگاه عکسبرداری ازاسناد رونوشت تهیه کردن
tea leaf U برگ چای [از این گیاه جهت تهیه رنگینه قهوه ای یا بژ استفاده می شود و خصوصا در رفوگری جهت تیره تر کردن رنگ های دیگر بکار می رود.]
preparations U تهیه
seating U تهیه جا
preparation U تهیه
ministration U تهیه
off hand U بی تهیه
purveys U تهیه
purveying U تهیه
procurement U تهیه
purveyed U تهیه
purvey U تهیه
supplied U تهیه
supply U تهیه
supplying U تهیه
housing U تهیه جا
provision U تهیه
counter preparation U ضد تهیه
counter preparation U تیر ضد تهیه
suppliers U تهیه کننده
weaponry U تهیه سلاح
provide U تهیه دیدن
provides U تهیه دیدن
data processing U تهیه اطلاعات
base development U تهیه پایگاه
preparatorily U بعنوان تهیه
on the stocks U د رشرف تهیه
prepare mortar U تهیه ملات
data processing U تهیه و تولیداطلاعات
laid on <past-p.> U تهیه شده
fabricator U تهیه کننده
victualage U تهیه اذوقه
victual U تهیه اذوقه
placement U تهیه کار
furtherance U تهیه وسایل
placement U تهیه شغل
placements U تهیه کار
the water supply of tehran U تهیه اب تهران
placements U تهیه شغل
lighting feeder U تهیه روشنایی
the preparation day U روز تهیه
triplication U تهیه در سه نسخه
triplicity U تهیه در سه نسخه
provisionment U تهیه خواربار
supplier U تهیه کننده
provided [that] <conj.> U تهیه شده
purveyance U تهیه خواربار
appropriated <adj.> <past-p.> U تهیه شده
to bargain for U تهیه دیدن
provided <adj.> <past-p.> U تهیه شده
pitched U تهیه دیده
preparator U تهیه کننده
preparation of food U تهیه خوراک
preparations U تهیه و ارایش
photo imagery U تهیه عکس
preparation fire U تیر تهیه
preparations U اتش تهیه
preparations U تهیه مقدمات
vacuum-packed تهیه شده
preparation U تهیه و ارایش
preparation U اتش تهیه
to make provision U تهیه دیدن
preparation time U زمان تهیه
preparation fire U اتش تهیه
parasceve U روز تهیه
preparation U تهیه مقدمات
programmers U تهیه کننده برنامه
artillery preparation U تیر تهیه توپخانه
programmer U تهیه کننده برنامه
affordable قابل تهیه و خریداری
topography U تهیه نقشه از عوارض
scripting U تهیه فایل اغازگر
stenciller U تهیه کننده استنسیل
stenciler U تهیه کننده استنسیل
hydrography U تهیه نقشه دریایی
artillery preparation U اتش تهیه توپخانه
forges U تهیه جنس قلابی
precontract preparations U تهیه اسناد قرارداد
rotogravure U تهیه گراور غلتکی
procuring U تهیه و تحویل اماد
duplicator U ماشین تهیه رونوشت
barrier tactics U تاکتیک تهیه موانع
procures U تهیه و تحویل اماد
procure U تهیه و تحویل اماد
aggregate flow diagram U نمودار تهیه مصالح
melinite U مخصوص تهیه چاشنی
he is an adequate provider U برای تهیه خواربار
acetylene generator U دستگاه تهیه استیلن
hosts U تهیه تسهیلات ورزشی
host U تهیه تسهیلات ورزشی
foresees U قبلا تهیه دیدن
quadruplication U تهیه چیزی درچهارنسخه
foresee U قبلا تهیه دیدن
hosted U تهیه تسهیلات ورزشی
hosting U تهیه تسهیلات ورزشی
beach unit U یکان تهیه بارانداز
it is in preparation U در دست تهیه است
procured U تهیه و تحویل اماد
preparatory U مربوط به تهیه یامقدمات
tasty U باسلیقه تهیه شده
advancing U قبلا تهیه شده
budgeteer U تهیه کننده بودجه
lyonnaise U باپیاز تهیه شده
budgeter U تهیه کننده بودجه
project section U بخش تهیه پروژه ها
forge U تهیه جنس قلابی
polychromy U فن تهیه نقوش الوان
project section U بخش تهیه طرحها
polychrome U تهیه عکسهای رنگی
duplicators U ماشین تهیه رونوشت
cold turkey U بدون تهیه وتدارک
furred U تهیه شده باخز
program section U بخش تهیه برنامه ها
procurement U تهیه و تحویل اماد
information providers U تهیه کنندگان اطلاعات
preparatory students U شاگردان تهیه یا مقدماتی
advance U قبلا تهیه شده
area projection U تهیه تصویر منطقه
budget directive U دستورالعمل تهیه بودجه
prearranged U از پیش تهیه شده
area projection U تهیه نقشه از منطقه
advances U قبلا تهیه شده
tastier U باسلیقه تهیه شده
tastiest U باسلیقه تهیه شده
curf U خاکی که اجر از ان تهیه میشود
bessemer U یکی از روشهای تهیه فولاد
animators U تهیه کنندهء فیلمهای کارتون
spinner U دستگاه ریسندگی جهت تهیه نخ
overwrought U تهیه شده ازروی مهارت
draftsman U تهیه کننده لوایح قانونی
barrage rocket U موشک مخصوص تهیه سداتش
mix in place U تهیه بتن در خود کارگاه
custom built U سفارشی تهیه شده اختصاصی
dressing plant U تاسیسات تهیه سنگ معدن
lead up U تهیه مقدمات را دیدن راهنما
lead-up U تهیه مقدمات را دیدن راهنما
management accounting U تهیه حساب جهت مدیران
subornation U جرم تهیه شهود کاذب
spaced armor U تهیه زره دو پوشه یا دوپوسته
silent partner U شریکی که تهیه سرمایه بااوست
special pleader U متخصص تهیه لوایح دفاعی
testacy U تهیه وتدوین وصیت نامه
career management U مدیریت تهیه تخصصهای نظامی
home-made <adj.> U در خانه ساخته [تهیه] شده
furnisher U تهیه کننده سامان واثاثیه
the garden provides food U باغ خوراک تهیه میکند
central food preparation facility U کارخانجات مرکزی تهیه موادغذایی
acetate rayon process U فرایند تهیه الیاف استاتی
logistics U اقدامات مربوط به تهیه و توزیع
animator U تهیه کنندهء فیلمهای کارتون
Foxglove U گل پنجه علی [در تهیه رنگ زرد]
army material program U برنامه تهیه اماد نیروی زمینی
cratering charge U خرج مخصوص تهیه چاله تخریب
kosher U تهیه شده برطبق شریعت یهود
ordnance plan U طرح تهیه جنگ افزار ومهمات
solicitor U کسی که اسنادومدارک عرضحال را تهیه میکند
central air data U مرکز تهیه اطلاعات هوایی مرکزی
preparatory U تیراندازی مقدماتی تیر تهیه برای تک
photogrammetric map U تهیه نقشه ازروی عکسهای هوائی
molding sand preparation plant U واحد تهیه ماسه قالب گیری
career planning U طرح ریزی تهیه تخصصهای نظامی
fluxway cost U هزینه تهیه مدار اکتشافی مین
simnel U نانی که از ارد ریزواعلی تهیه میشود
sour mash U غلات خیسانده برای تهیه مشروبات
solicitors U کسی که اسنادومدارک عرضحال را تهیه میکند
self service U تهیه وانتخاب غذاتوسط خود شخص
dairies U قسمتی ازمزرعه که لبنیات تهیه میکند
dairy U قسمتی ازمزرعه که لبنیات تهیه میکند
self-service U تهیه وانتخاب غذاتوسط خود شخص
champagne U نام مشروبی که درشامپانی فرانسه تهیه میشود
air target material program U برنامه تهیه اماد برای تک به هدفهای هوایی
utopianism U تهیه طرحهای غیر عملی برای اصلاحات
rolling U نیمرخهای فولادی را با عمل نورد تهیه میکنند
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com