Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 281 (41 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
change
U
تغییر کردن عوض شدن
changed
U
تغییر کردن عوض شدن
changes
U
تغییر کردن عوض شدن
changing
U
تغییر کردن عوض شدن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
byte
U
حرکت دادن ویرایش کردن و تغییر محتوای یک بایت
bytes
U
حرکت دادن ویرایش کردن و تغییر محتوای یک بایت
change
U
تغییر کردن تغییر دادن
changed
U
تغییر کردن تغییر دادن
changes
U
تغییر کردن تغییر دادن
changing
U
تغییر کردن تغییر دادن
reader
U
یکی از دو حالت که به کاربر امکان کار کردن با یک برنامه چند رسانهای میدهد ولی آنرا تغییر نمیدهد
readers
U
یکی از دو حالت که به کاربر امکان کار کردن با یک برنامه چند رسانهای میدهد ولی آنرا تغییر نمیدهد
graduate
U
تغییر تدریجی کردن
graduates
U
تغییر تدریجی کردن
graduating
U
تغییر تدریجی کردن
move
U
پیشنهاد کردن تغییر مکان
moved
U
پیشنهاد کردن تغییر مکان
moves
U
پیشنهاد کردن تغییر مکان
trapdoor
U
فاصلهای عمدی در یک سیستم پردازش اطلاعات که به منظور جمع اوری تغییر یا خراب کردن اتی اطلاعات بوجود امده است
trapdoors
U
فاصلهای عمدی در یک سیستم پردازش اطلاعات که به منظور جمع اوری تغییر یا خراب کردن اتی اطلاعات بوجود امده است
image
U
تغییر دادن یا تنظیم کردن یک تصویر با استفاده از بسته نرم افزاری نقاشی یا برنامه ویرایش تصاویر خاص
images
U
تغییر دادن یا تنظیم کردن یک تصویر با استفاده از بسته نرم افزاری نقاشی یا برنامه ویرایش تصاویر خاص
corrupt
U
تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
corrupted
U
تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
corrupting
U
تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
corrupts
U
تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
edit
U
اماده چاپ کردن تغییر دادن
edit
U
تغییر دادن و تصحیح کردن متن یا برنامه
edited
U
اماده چاپ کردن تغییر دادن
edited
U
تغییر دادن و تصحیح کردن متن یا برنامه
maintenance
U
فرآیند بهنگام سازی فایل با تغییر دادن یا اضافه کردن یا حذف ورودی ها
range
U
تغییر کردن خط مبنا
range
U
تغییر کردن یا متفاوت بودن
ranged
U
تغییر کردن خط مبنا
ranged
U
تغییر کردن یا متفاوت بودن
ranges
U
تغییر کردن خط مبنا
ranges
U
تغییر کردن یا متفاوت بودن
housekeeping
U
در آغاز برنامه جدید برای انجام امور سیستم مثل پاک کردن حافظه تشخیص کلیدهای تابع یا تغییر حالت صفحه تصویر
modifies
U
تغییر داده چیزی یا مناسب استفاده دیگر کردن چیزی
modify
U
تغییر داده چیزی یا مناسب استفاده دیگر کردن چیزی
modifying
U
تغییر داده چیزی یا مناسب استفاده دیگر کردن چیزی
revolve
U
دور زدن تغییر کردن
revolved
U
دور زدن تغییر کردن
revolves
U
دور زدن تغییر کردن
varies
U
تغییر کردن
varies
U
تغییر دادن تغییر کردن اختلاف داشتن
vary
U
تغییر کردن
vary
U
تغییر دادن تغییر کردن اختلاف داشتن
overplay
U
حریف را ناچار به تغییر محل کردن
overplayed
U
حریف را ناچار به تغییر محل کردن
overplaying
U
حریف را ناچار به تغییر محل کردن
overplays
U
حریف را ناچار به تغییر محل کردن
transmute
U
تغییر شکل دادن قلب ماهیت کردن
transmuted
U
تغییر شکل دادن قلب ماهیت کردن
transmutes
U
تغییر شکل دادن قلب ماهیت کردن
transmuting
U
تغییر شکل دادن قلب ماهیت کردن
adapt
U
تغییر یا تنظیم یا اضافه کردن به چیزی تا مناسب شود
adapting
U
تغییر یا تنظیم یا اضافه کردن به چیزی تا مناسب شود
adapts
U
تغییر یا تنظیم یا اضافه کردن به چیزی تا مناسب شود
algebra
U
ساده کردن و تغییر دادن توابع منط قی بر پایه عبارت درست و نادرست ایجاد شده اند
affect
U
لمس کردن یا تاثیر گذاشتن یا تغییر دادن چیزی
affects
U
لمس کردن یا تاثیر گذاشتن یا تغییر دادن چیزی
window
U
تنظیم بخشی از صفحه نمایش با مشخص کردن مختصات گوشههای آن که امکان نمایش موقت اطلاعات را میدهد و نیز امکان نوشتن مجدد روی اطلاعات قبلی ولی بدون تغییر اطلاعات محیط کاری
overlap
U
سیستم تولید چاپ با کیفیت بهتر از چاپگر matrix-dot با جایگزین کردن خط حروف و تغییر مکان به آرامی به طوری که نقاط کمتر به نظر بیایند.
overlapped
U
سیستم تولید چاپ با کیفیت بهتر از چاپگر matrix-dot با جایگزین کردن خط حروف و تغییر مکان به آرامی به طوری که نقاط کمتر به نظر بیایند.
overlaps
U
سیستم تولید چاپ با کیفیت بهتر از چاپگر matrix-dot با جایگزین کردن خط حروف و تغییر مکان به آرامی به طوری که نقاط کمتر به نظر بیایند.
backout
U
ذخیره کردن فایل در محل اصلی پیش از اعمال هر گونه تغییر
bitmap
U
تصویری که پیکسل ها با عوض کردن مقدار بیت ذخیره شده تغییر میکند
boolean algebra
U
قوانین مربوط به معرفی ساده کردن و تغییر توابع منط قی بر پایه عبارت درست و نادرست
change of leg
U
وادار کردن اسب به تغییر پادر چهارنعل کوتاه
commmute
U
تغییر دادن مبادله کردن
counter march
U
تغییر جهت نیروی نظامی عقب گرد عقب گرد کردن تغییر رویه دادن
fall back
U
تغییر موضع به عقب دادن عقب نشینی کردن
rezone
U
محیط چیزی را اصلاح کردن محیط را تغییر دادن
sanitize
U
حفظ کردن اسناد و مدارک بااهمیت با تغییر اسامی یامحلها یا علایم مشخصه ان
to refresh oneself
U
تغییر ذائقه دادن رفع خستگی کردن
vary infinitely
U
بی اندازه تغییر کردن
to jink
[colloquial]
[British English]
U
در دویدن
[راه رفتن]
[رانندگی کردن]
ناگهان مسیر را تغییر دادن
to keep pace with something
<idiom>
U
با چیزی برابر راه رفتن
[یاد گرفتن]
[تغییر کردن]
[اصطلاح]
to turn
[into]
U
تغییر کردن
to turn something
U
تغییر کردن در ظاهر یا خواص خود
Other Matches
end strings
U
نخهای قابل تغییر کیسه لاکراس برای تغییر عمق ان
unclocked
U
مدار الکترونیکی یا فلیپ فلاپ که با تغییر ورودی وضعیتش تغییر میکند و نه با سیگنال ساعت
transition
U
عبور تغییر از یک حالت بحالت دیگر مرحله تغییر
transitions
U
عبور تغییر از یک حالت بحالت دیگر مرحله تغییر
hangovers
U
تغییر ناگهانی tone در یک متن ارسالی فکس به صورت تغییر تدریجی که ناشی از خطای وسایل است
income effect
U
اثر درامدی تغییر در مقدارتقاضای کالا در نتیجه تغییردرامد واقعی بدون تغییر درقیمتهای نسبی کالاها
hangover
U
تغییر ناگهانی tone در یک متن ارسالی فکس به صورت تغییر تدریجی که ناشی از خطای وسایل است
plastic
U
تغییر پذیر قابل تحول و تغییر
variable area nozzle
U
نازل پیش برندهای که مساحت سطح مقطع ان برای سازگار شدن با تغییر سرعت و کارکرد سیستم پس سوز یاتغییر فشار اتمسفر یا محیط تغییر میکند
change over
U
تغییر روش تغییر رویه
fm
U
فرایند تغییر مقدار نشان داده شده توسط یک سیگنال ازطریق تغییر فرکانس سیگنال مدولاسیون فرکانس odulation
cycles
U
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycle
U
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycled
U
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
fet
U
وسیله الکترونیکی که به عنوان کنترل جریان متغییر بکار می رود : یک سیگنال خارجی مقاومت وسیله و جریان جاری را تغییر میدهد به وسیله تغییر پهنای کانال هدایت
angular travel
U
تغییر مکان زاویهای زاویه تغییر مکان
gradient circuit
U
مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین
non return to zero
U
سیستم ارسال سیگنال که ولتاژ مثبت نشان دهنده یک عدد دودویی و ولتاژ منفی عدد دیگر باشد. نمایش عدد دودویی که سیگنال در آن وقتی وضعیت داده تغییر میکند تغییر کند و پس از هر بیت داده به ولتاژ صفر برنگردد
alteration
U
تغییر
changes
U
تغییر
dachi
U
تغییر پا
change
U
تغییر
vicissitude
U
تغییر
innovations
U
تغییر
changed
U
تغییر
fluctuation
U
تغییر
changing
U
تغییر
variation
U
تغییر
conversion
U
تغییر
conversions
U
تغییر
changeless
U
بی تغییر
misalignment
U
تغییر
shunting
U
تغییر خط
variations
U
تغییر
innovation
U
تغییر
alternation
U
تغییر
commutation
U
تغییر
amendments
U
تغییر
mutation
U
تغییر
mutations
U
تغییر
stationary
U
بی تغییر
amendment
U
تغییر
modification
U
تغییر
changeable
U
تغییر پذیر
changer
U
تغییر دهنده
changeable
U
قابل تغییر
secular change
U
تغییر قرنی
change spin
U
چرخیدن با تغییر پا
speed variation
U
تغییر سرعت
change of speed
U
تغییر سرعت
variables
U
تغییر پذیر
coefficient of variation
U
ضریب تغییر
change of curvature
U
تغییر انحنا
misalign
U
تغییر یافتن
magnatic displacement
U
تغییر مغناطیسی
change in supply
U
تغییر عرضه
change in demand
U
تغییر تقاضا
transformation
U
عمل تغییر
dimensional change
U
تغییر اندازه
mean variation
U
تغییر متوسط
modifying
U
تغییر دادن
metachromatism
U
تغییر رنگ
to undergo a change
U
تغییر یافتن
modify
U
تغییر دادن
cinversion
U
تغییر شکل
sex reversal
U
تغییر جنسیت
variable
U
تغییر پذیر
transformation
U
تغییر شکل
change of place
U
تغییر مکان
to convert something into something
U
تغییر دادن به
to turn something into something
U
تغییر دادن به
displaceable
U
قابل تغییر
load variation
U
تغییر بار
displaciment
U
تغییر مکان
displeacement of water
U
تغییر مکان اب
variability
U
تغییر پذیری
automatic take
U
تغییر پایگاه
kaleidoscope
U
تغییر پذیربودن
kaleidoscopes
U
تغییر پذیربودن
standpat
U
مخالف تغییر
modifies
U
تغییر دادن
temperature variation
U
تغییر دما
surface of revolution
U
سطح تغییر
lour
U
اخم تغییر
susceptible of change
U
مستعد تغییر
susceptible of change
U
تغییر پذیر
switcheroo
U
تغییر ناگهانی
ternal
U
دارای سه تغییر
behavior modification
U
تغییر رفتار
upheaval
U
تغییر فاحش
upheavals
U
تغییر فاحش
modifier
U
تغییر دهنده
modifiers
U
تغییر دهنده
left shift
U
تغییر مکان به چپ
transform
U
تغییر شکل
reset
U
تغییر دادن
redeploy
[staff]
U
تغییر دادن
convert
U
تغییر دادن
permute
U
تغییر دادن
changed
U
تغییر دادن
peripeteia
U
تغییر ناگهانی
parathesis
U
ترکیبی بی تغییر
commutable
U
قابل تغییر
changes
U
تغییر دادن
current displacement
U
تغییر جریان
frequency change
U
تغییر بسامد
palingenesis
U
تغییر شکل
flexible
U
قابل تغییر
change
[in something]
[from something]
U
تغییر
[در یا از چیزی]
changing
U
تغییر دادن
phase shift
U
تغییر فاز
stables
U
بی حرکت یا بی تغییر
deformation
U
تغییر شکل
mutant
U
تغییر پذیر
transformed
U
تغییر شکل
mutants
U
تغییر پذیر
transforming
U
تغییر شکل
transforms
U
تغییر شکل
weathers
U
تغییر فصل
put about
U
تغییر مسیردادن
weathered
U
تغییر فصل
weather
U
تغییر فصل
flexility
U
قابلیت تغییر
change
U
تغییر دادن
transact
U
تغییر دادن
stable
U
بی حرکت یا بی تغییر
mutability
U
تغییر پذیری
multiplier
U
ضریب تغییر
moveable
U
قابل تغییر
concurrent variation
U
تغییر همزمان
modificatory
U
تغییر دهنده
nonreversal shift
U
تغییر ناوارون
modificative
U
تغییر دهنده
modification of the articles
U
تغییر اساسنامه
modifiability
U
تغییر پذیری
metamorphosis
U
تغییر شکل
minor change
U
خرد تغییر
mutabilty
U
تغییر پذیری
mutable
U
تغییر پذیر
near-constant state of flux
U
تغییر همیشگی
frequency fluctuation
U
تغییر فرکانس
strain
U
تغییر شکل
range of variation
U
ناحیه تغییر
demand shift
U
تغییر تقاضا
strains
U
تغییر شکل
covariation
U
تغییر همگام
rebus sic stautibus
U
تغییر شکل
convertibility
U
توانایی تغییر
design change
U
تغییر طرح
reversal shift
U
تغییر وارون
altering
U
تغییر دادن
unalterable
U
تغییر ناپذیر
shifted
U
تغییر جهت
mutated
U
تغییر دادن
invariable
U
تغییر ناپذیر
shifts
U
تغییر مکان
mutates
U
تغییر دادن
alters
U
تغییر دادن
convertible
U
تغییر پذیر
shifts
U
تغییر دادن
alters
U
تغییر یافتن
shifts
U
تغییر جهت
altering
U
تغییر یافتن
variations
U
تغییر ناپایداری
fluctuates
U
تغییر مداوم
shift
U
تغییر مکان
shift
U
تغییر دادن
constantly
U
بدون تغییر
effable
U
قابل تغییر
variation
U
تغییر ناپایداری
shift
U
تغییر جهت
kainotophobia
U
تغییر هراسی
shifted
U
تغییر مکان
kainophobia
U
تغییر هراسی
conversion
U
تغییر مذهب
mutate
U
تغییر دادن
voltage variation
U
تغییر ولتاژها
shifted
U
تغییر دادن
vicissitudes of time
U
تغییر اوضاع
transmutation
U
تغییر شکل
fluctuated
U
تغییر مداوم
modification
U
تغییر وتبدیل
variation theorem
U
قضیه تغییر
transformative
U
قابل تغییر
transiguration
U
تغییر شکل
transmutative
U
قابل تغییر
amend
U
تغییر دادن
unchangeable
U
تغییر ناپذیر
amending
U
تغییر دادن
infelection
U
تغییر شکل
duff
U
تغییر علامت
vacillatory
U
تغییر پذیر
variation coefficient
U
ضریب تغییر
fluctuate
U
تغییر مداوم
variational method
U
روش تغییر
versatility
U
قابلیت تغییر
altered
U
تغییر دادن
ireversible
U
تغییر ناپذیر
altered
U
تغییر یافتن
invariant
U
تغییر ناپذیر
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com