English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 27 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
reset U بازنشاندن
reset U برگرداندن یک وسیله به حالت اولیه
reset U یچی که برنامه رامتوقف میکندودستی دوباره تنظیم میکند
reset U دستوری که هر اجرای برنامهای رامتوقف میکندوکاربررابه صحفه نمایش یا BIOS برمی گرداند
reset U سیگنال الکتریکی که سیستم رابه وضعیت اولیه برمی گرداندوقتی که روشن شده بودونیازبه راه اندازی مجدد دارد
reset U تنظیم ثبات یا شمارنده دروضعیت اولیه اش
reset U برگرداندن سیستم به وضعیت اولیه برای اینکه برنامه یا فرایند مجددا شروع شوند
reset U صفرکردن داده
reset U راه اندازی مجدد
reset U تبدیل کردن
reset U برگرداندن
reset U عوض کردن
reset U تغییر دادن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
reset to zero U صفرکردن
reset to zero U باز نشانش به صفر
reset key کلیدی روی یک صفحه کامپیوتر که معمولا برای برگرداندن قسمتهای یک کامپیوتر به حالت قبل از اجرا شدن برنامه بکار می رود
bore reset U وسیله نگهدارنده کلینومتر پایه نصب کلینومتر در داخل لوله
reset button U دکمه
hardware reset U باز راه اندازی سخت افزاری
system reset U راه اندازی مجدد سیستم
reset cycle U چرخه باز نشانی
reset terminal U پایانه بازنشانی
reset key کلید آغازگر
counter reset button U دگمههایتحدیدشمارشگر
automatic reset circuit breaker U محافظت کننده مدر که باافزایش بیش از حد مجازمدار را قطع میکند
arresting system reset unit U متوقف کننده سیستم مهارهواپیما
aircraft arresting reset unit U وسیله اماده کردن مجددسیستم مهار هواپیما
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com