Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (32 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
tallied
U
تطبیق کردن مطابق بودن
tallies
U
تطبیق کردن مطابق بودن
tally
U
تطبیق کردن مطابق بودن
tallying
U
تطبیق کردن مطابق بودن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
correspond
U
مطابق بودن
corresponds
U
مطابق بودن
synchronises
U
مطابق بودن
correspound
U
مطابق بودن
synchronizes
U
مطابق بودن
corresponded
U
مطابق بودن
to correspond to
U
مطابق بودن
synchronize
U
مطابق بودن
synchronising
U
مطابق بودن
synchrinized
U
مطابق بودن
conform to
U
مطابق بودن با
synchronised
U
مطابق بودن
parallel
U
نظیر مطابق بودن با
parallels
U
نظیر مطابق بودن با
parallelling
U
نظیر مطابق بودن با
parallelled
U
نظیر مطابق بودن با
currency
U
مطابق روز بودن
keping with one's view
U
مطابق نظرکسی بودن
paralleling
U
نظیر مطابق بودن با
meet
U
مطابق شرایط بودن
paralleled
U
نظیر مطابق بودن با
currencies
U
مطابق روز بودن
meets
U
مطابق شرایط بودن
answer
U
بدرد خوردن مطابق بودن
answers
U
بدرد خوردن مطابق بودن
answered
U
بدرد خوردن مطابق بودن
answering
U
بدرد خوردن مطابق بودن
to marry well
U
جفت
[زوج]
مطابق بهم بودن
standard
U
مطابق نمونه مطابق معیار عمومی معمولی
standards
U
مطابق نمونه مطابق معیار عمومی معمولی
conforms
U
تطبیق کردن
checks
U
تطبیق کردن
checked
U
تطبیق کردن
check
U
تطبیق کردن
conform
U
تطبیق کردن
reconciles
U
تطبیق کردن
conformed
U
تطبیق کردن
compare with
U
تطبیق کردن
conforming
U
تطبیق کردن
jibed
U
تطبیق کردن
reconciling
U
تطبیق کردن
reconcile
U
تطبیق کردن
jibing
U
تطبیق کردن
jibes
U
تطبیق کردن
jibe
U
تطبیق کردن
gibes
U
تطبیق کردن
accomodate
U
تطبیق کردن
fire coordination
U
هماهنگ کردن اتش تطبیق کردن اتشها
tallies
U
تطبیق کردن حساب نگهداشتن
tally
U
تطبیق کردن حساب نگهداشتن
orient
U
روانه کردن تطبیق دادن
orients
U
روانه کردن تطبیق دادن
orienting
U
روانه کردن تطبیق دادن
tallied
U
تطبیق کردن حساب نگهداشتن
tallying
U
تطبیق کردن حساب نگهداشتن
to align oneself with somebody
U
خود را با کسی میزان
[تطبیق]
کردن
adjust
U
مطابق کردن
to pattern out
U
ازروی نمونه درست کردن مطابق الگویاقالب طرح کردن
synchronising
U
همزمان کردن از حیث زمان باهم مطابق کردن
synchronises
U
همزمان کردن از حیث زمان باهم مطابق کردن
synchronised
U
همزمان کردن از حیث زمان باهم مطابق کردن
synchronizes
U
همزمان کردن از حیث زمان باهم مطابق کردن
synchronize
U
همزمان کردن از حیث زمان باهم مطابق کردن
coordination
U
تشریک مساعی تطبیق دادن هم اهنگ کردن
to adjust
U
وفق دادن
[سازگار کردن]
[مطابق کردن ]
adjusting
U
تسویه نمودن مطابق کردن
synchronizes
U
همزمان شدن با هم مطابق کردن
synchronize
U
همزمان شدن با هم مطابق کردن
sovietize
U
مطابق رژیم شوروی کردن
synchronised
U
همزمان شدن با هم مطابق کردن
adjusts
U
تسویه نمودن مطابق کردن
synchronises
U
همزمان شدن با هم مطابق کردن
synchronising
U
همزمان شدن با هم مطابق کردن
temporalize
U
مطابق مقتضیات وقت عمل کردن
sinicize
U
مطابق اداب ورسوم چینی کردن
sinify
U
مطابق اداب ورسوم چینی کردن
adjusting
U
مطابق کردن تنظیم کردن تعدیل کردن
adjusts
U
مطابق کردن تنظیم کردن تعدیل کردن
aligns
U
تنظیم کردن تطبیق کردن
aligned
U
تنظیم کردن تطبیق کردن
aligning
U
تنظیم کردن تطبیق کردن
align
U
تنظیم کردن تطبیق کردن
phoneticism
U
عقیده به نوشتن و املا کردن کلمه مطابق صدایا تلفظان
peregrinate
U
سرگردان بودن اواره بودن در کشور خارجی اقامت کردن
contain
U
در بر گرفتن محتوی بودن حاوی بودن محاصره کردن
contained
U
در بر گرفتن محتوی بودن حاوی بودن محاصره کردن
contains
U
در بر گرفتن محتوی بودن حاوی بودن محاصره کردن
to mind
U
مراقب بودن
[مواظب بودن]
[احتیاط کردن]
sanitize
U
مطابق اصول بهداشت کردن از روی اصول بهداشتی عمل کردن
monitor
U
رله کردن پیامها تقویت ارسال امواج به گوش بودن گوش دادن نافر بودن
monitored
U
رله کردن پیامها تقویت ارسال امواج به گوش بودن گوش دادن نافر بودن
monitors
U
رله کردن پیامها تقویت ارسال امواج به گوش بودن گوش دادن نافر بودن
harmony
U
تطبیق
adjustments
U
تطبیق
comparison
U
تطبیق
adjustment
U
تطبیق
checked
U
تطبیق
checks
U
تطبیق
matches
U
تطبیق
comparisons
U
تطبیق
match
U
تطبیق
confirmation
U
تطبیق
collation
U
تطبیق
collations
U
تطبیق
accommodating
U
تطبیق
check
U
تطبیق
adaptations
U
تطبیق
adaptation
U
تطبیق
conformation
U
تطبیق
harmonies
U
تطبیق
matching
U
تطبیق
certificate of compliance
U
گواهی تطبیق
accommodation
U
تطبیق موافقت
adaptation
U
تطبیق اقتباس
coordinator
U
تطبیق کننده
adjustable
U
قابل تطبیق
accommodations
U
تطبیق موافقت
reconcilement
U
التیام تطبیق
completeness check
U
تطبیق کامل
adaptations
U
تطبیق اقتباس
collations
U
تطبیق دستخط ها
comparison
U
تطبیق سنجش
adapter
U
تطبیق کننده
adapter
U
تطبیق دهنده
alignment
U
تطبیق دادن
alignments
U
تطبیق دادن
stock adjustment
U
تطبیق موجودی
adaption
U
تطبیق اقتباس
adjusability
U
قابلیت تطبیق
accommodates
U
تطبیق دادن
comparisons
U
تطبیق سنجش
accommodated
U
تطبیق دادن
match
U
تطبیق تطابق
collation
U
تطبیق دستخط ها
inapplicable
U
تطبیق نکردنی
adapted
U
تطبیق شده
accommodate
U
تطبیق نمودن
accommodate
U
تطبیق دادن
accommodated
U
تطبیق نمودن
maladjustment
U
عدم تطبیق
maladjustments
U
عدم تطبیق
identification
U
تطبیق تمیز
matched
U
تطبیق یافته
adjusts
U
تطبیق دادن
concordances
U
تطبیق نامه
concordance
U
تطبیق نامه
fire support coordination
U
تطبیق اتش
verification
U
وارسی تطبیق
adjusting
U
تطبیق دادن
coincidences
U
تطبیق برخورد
coincidence
U
تطبیق برخورد
dark adaptation
U
تطبیق با تاریکی
template matching
U
تطبیق الگوها
versatility
U
تطبیق پذیری
adjustments
U
تنظیم تطبیق
accommodates
U
تطبیق نمودن
fire coordination
U
تطبیق اتش
matches
U
تطبیق تطابق
adjust
U
تطبیق دادن
channel adapter
U
تطبیق دهنده کانال
adapter sleeve
U
پوسته تطبیق دهنده
inapplicably
U
بطوریکه تطبیق ننماید
adapters
U
تطبیق دهنده ماسوره
adaptive
U
قابل تطبیق توافقی
fire support coordinator
U
تطبیق دهنده اتشها
inventory reconciliation
U
تطبیق اسناد موجودی
application of low to instances
U
تطبیق قانون با موارد
adapter toolholder
U
ابزارگیر تطبیق دهنده
adapter arbor
U
میله تطبیق دهنده
impedance comparator
U
تطبیق دهنده امپدانس
adaptation kit
U
جعبه ابزار تطبیق
adapter bearing
U
یاطاقان تطبیق دهنده
adapter boards
U
برد تطبیق دهنده
adapter booster
U
غلاف تطبیق دهنده
adapter flange
U
فلانژ تطبیق دهنده
idealization
U
تطبیق یا تطابق با تصور
acoustic coupler
U
تطبیق دهنده صوتی
inapplicability
U
عدم تناسب یا تطبیق
adaptor
U
تطبیق دهنده ماسوره
irreconcilable
U
غیر قابل تطبیق
adaptors
U
تطبیق دهنده ماسوره
reconcilability
U
التیام پذیری قابلیت تطبیق
adaptation kit
U
جعبه وسایل تطبیق دهنده
versatile
U
چندسو گرد تطبیق پذیر
sliding scales
U
جدول قابل تطبیق با در امدافراد
sliding scale
U
جدول قابل تطبیق با در امدافراد
fire support coordination
U
هماهنگ کردن پشتیبانی اتش تطبیق پشتیبانی اتش
complied
U
مطابق با
according to
U
مطابق
after
U
مطابق
respondent
U
مطابق
complies
U
مطابق با
comply
U
مطابق با
respondents
U
مطابق
confirming
U
مطابق
complied with
U
مطابق با
correspoundent
U
مطابق
matched
U
مطابق
consilient
U
مطابق
even with
U
مطابق
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com